ادبیات عرب

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن قطان، ابوالقاسم | ابوالقاسم هبةالله بن فضل (477 يا 478ق ـ 28 رمضان 558ق / 1084 يا 1085 ـ 300 اوت 1163م)، شاعر، طبيب و محدث بغدادی.
  • ابن قطاع، ابوالقاسم | ابوالقاسم علی بن جعفر بن علی سعدی (10 صفر 433-515ق / 19 اكتبر 1041-1121م)، نحوی، لغوی و اديب. وی در صِقِلّيه (سيسيل) به دنيا آمد و از اين رو صقلّی نيز خوانده شده است.
  • ابن قلاقس | ابوالفتوح نصرالله بن عبدالله بن مخلوف بن علی ابن عبدالقوی اسكندری ملقّب به قاضی اعزّ (ربيع‌الآخر 532 ـ شوال 567 / دسامبر 1137 ـ ژوئن 1172)، اديب و شاعر اواخر عصر فاطميان و اوايل عصر ايوبيان در مصر. وی در اسكندريه به دنيا آمد و در همانجا پرورش يافت (ياقوت، 19 / 226؛ ابوشامه، 1 / 205)
  • ابن قیسرانی، ابوعبدالله | ابوعبدالله محمدبن نصر (478-21 شعبان 548ق / 1085-11 نوامبر 1153م)، شاعرِ مديحه‌سرا.
  • ابن قیس الرقیات | عبيدالله بن قيس بن شريح (د ح 81ق / 700م)، شاعر حجازی، از بنی عامر شاخۀ كوچك قريش. سال تولد و مرگ او به درستی روشن نيست.
  • ابن کناسه | ابويحيی يا ابوعبدالله محمدبن عبدالله بن عبدالاعلی (123-207ق / 741-822م)، راوی، شاعر و لغت‌شناس اوايل عصر عباسی.
  • ابن کوفی |
  • ابن کیسان | ابوالحسن محمد بن احمد (د 299ق / 912م)، نحوی و لغت‌شناس بزرگ بغداد. دانسته نيست كه وی به چه سبب به ابن كيسان شهرت يافته است.
  • ابن لبانه | ابوبكر محمد بن عيسی لخمی دانی (د 507ق / 1113م)، اديب و شاعر عصر ملوك‌الطوايف در اندلس.
  • ابن لبودی، ابوالعباس | ابوالعبّاس شهاب‌الدين احمد بن خلیل بن احمد بن ابراهيم لبودی (834-896ق / 1431-1491م)، مورخ، اديب و محدّث شافعی مذهب كه به ابن عُرعُر نيز معروف بود.
  • ابن لزه |
  • ابن لجأ | عمر بن لجأ بن حُدَير، شاعر عصر اموی. وی از قبيلۀ بنی تيم (رباب) بود. نمی‌دانيم چه زمان از مادرش كه برزه نام داشت (جرير، 427؛ مرزبانی، 116)، زاده شد، چگونه و كجا زيست و چه زمان درگذشت.
  • ابن لسان الحمره | ابوكِلاب وِقاء بن الاشعر (ابن نديم، 101؛ ابن اثير، 298)، يا وَرْقاء بن الاشعر (ابن قتيبه، 535؛ ابن اثير، 145؛ دميری، 1 / 376) يا عبدالله بن لسان الحمرة (ابن حزم، 315)، نسب‌شناس نيمه افسانه‌ای عرب.
  • ابن لنکک | ابوالحسين محمد بن محمد، معروف به ابن لنكك (د ح 360ق / 971م)، شاعر بصری. لنكك به قول ابن خلكان (5 / 382) همان واژۀ فارسی لنگ است كه كاف تصغيری نيز به آن افزوده شده است.
  • ابن ماء السماء، ابوبکر | ابوبكر عُبادة بن عبدالله انصاری خزرجی (زنده در 421ق / 1030م)، اديب و شاعر عصر ملوك الطوايف اندلس.
  • ابن مالک، ابوعبدالله جمال الدین | ابوعبدالله جمال‌الدين محمد بن عبدالله بن مالك طائی جَيّانی (ح 600-672ق / 1204-1273م)، نحوی، لغوی، اديب و ناظم عصر موحدون در اندلس و اواخر عصر ايوبيان و اوايل عصر مماليك در مصر. وی از قبيلۀ طی برخاسته بود كه پس از فتح اسلامی، به اندلس كوچيده و در حوالی قُرطُبه، اشبيليه و مرسيه متوطن شده بودند (مقری، 1 / 281).
  • ابن مأمون، احمد | احمد بن علی الزوال (ذيقعدۀ 509- 19 شعبان 586 / آوريل 1116-21 سپتامبر 1190)، نحوی، لغوی، محدث و خطاط.
  • ابن مبارک، ابوعثمان | ابوعثمان سَعدان (د 220ق / 835م)، نحوی، اديب و راوی ادب. پدرش، مبارك، از اسيران طخارستان بود (ابن نديم، 77)، اما او خود گويا در بغداد زاده شد (خطيب، 9 / 203).
  • ابن مبارکشاه | شهاب‌الدين احمد بن محمد (806-862ق / 1403- 1458م)، اديب صوفی مسلك و جُنگ‌نويس حنفی. وی در قاهره زاده شد، اما از زندگی او چيزی نمی‌دانيم.
  • ابن مجبر | ابوبكر يحيی بن عبدالجليل بن عبدالرحمن بن مجبر فِهری (ح 535- 588ق / 1141-1192م)، شاعر اوايل عصر موحدون در اندلس و مغرب.
  • ابن مراغی | ابوالفتح محمد بن جعفر هَمْدانی وادعی، اديب و نحوی سدۀ 4ق / 10م.
  • ابن مرحل، ابوالحکم | ابوالحكم مالك بن عبدالرحمن بن علی سَبتی مالقی (604- 699ق / 1207-1300م)، فقيه، شاعر و اديب اندلسی. خاندان او از موالی بنی مخزوم و منتسب به قبيلۀ مصموده از قبايل بربر مغرب بودند (ابن قاضی، جذوة، 327).
  • ابن مرابع | ابومحمد عبدالله بن ابراهيم اَزْدی (د 750ق / 1349م)، اديب و شاعر اندلسی عصر بنی نصر در غرناطه. وی در بلّش مالقه، زاده شد (ابن خطيب، 3 / 421؛ عبادی، 163).
  • ابن مدبر | نام سه برادر اديب و شاعر، از درباريان عصر اول عباسی. مدبر نام نيای بزرگ آنان است (برای تلفظ درست كلمه، نك‍ : ذهبی، 2 / 581) كه گويا از موالی ايرانی‌نژاد بوده است («مدبر» برده‌ای است كه پس از درگذشت مولايش آزاد می‌گردد) و بر پايۀ برخی از گزارشها نسب وی به پادشاهان ساسانی می‌رسيده است (بكری، 1 / 134؛ قس: ابن خل...
  • ابن مرزبان |
  • ابن مزرع |
  • ابن مسعود، ابوالفضائل | ابوالفضائل حسام‌الدين احمد بن علی، مصنف كتاب مراح الارواح در علم صرف. از زندگی وی اطلاعی در دست نيست. سيوطی (1 / 347) نيز صريحاً به اين امر اشاره كرده است.
  • ابن مضاء | ابوالعباس احمد بن عبدالرحمن بن محمد لخمی قرطبی (511-592ق / 1117-1196م)، فقيه، نحوی و محدث اوايل عصر موحدون اندلس.
  • ابن مطیر | حسين بن مطير بن مُكَمِّل اسدی (د ح 170ق / 786م)، شاعر اواخر عهد اموی و اوايل عهد عباسی. او احتمالاً در واپسين دهۀ سدۀ نخست و يا آغاز سدۀ دوم ق به دنيا آمد.
  • ابن معتوق | شهاب‌الدين بن سعيد موسوی حُوَيزی (1025-1087ق / 1616-1676م)، شاعر خوزستانی شيعی و مداح اهل بيت.
  • ابن معطی | ابوالحسين يحيی بن معطی (يا عبدالمعطی) بن عبدالنور زواوی (564- 628ق / 1169-1231م)، نحوی و ناظم مغربی، معاصر موحدون مغرب و ايوبيان مصر.
  • ابن معذل | ابوالقاسم عبدالصمد (د 240ق / 854م)، شاعر هجو‌سرای عرب. خاندان وی يكی از دو شاخۀ قبيلۀ عبدالقيس بود كه از كوفه به بصره كوچ كردند (مرزبانی، 304؛ ابوالفرج، 12 / 57؛ زاهد، 5-6).
  • ابن معلم، ابوالغنائم | ابوالغنائم نجم‌الدين محمد بن علی بن فارس جابانی هُرثی واسطی (501-4 رجب 592ق / 1108-3 ژوئن 1196م)، شاعر اواخر عصر عباسی.
  • ابن معتز | ابوالعباس عبدالله (22 شعبان 247-2 ربيع‌الثانی 296ق / 31 اكتبر 861- 29 دسامبر 908م)، شاعر، اديب، راوی و نقاد بزرگ شعر و ادب عرب در عصر دوم عباسی.
  • ابن مفرغ | ابوعثمان يزيد بن زياد بن ربيعة بن مفرغ حميری (د 69ق / 688م)، شاعر هجاگوی بصری.
  • ترکی، ابوالحسن | ابوالحسن علی بن بَکْمَش بن عبدالله عِزّی معروف به فخر ترکی (ربیع‌الاول 563- شعبان 626/ دسامبر 1167- ژوئیۀ 1229)، ادیب و عالم نحوی. پدرش از وابستگان عزالملک وزیر سلطان برکیارق سلجوقی بود که پس از قتل او در واسط به بغداد رفت و در خدمت مجدالدین بن صاحب، استاددار خلیفه درآمد (ابن نجار،3/ 222؛ ابن فوطی، 4(3)/ 237؛...
  • تستری، ابوالحسین | ابوالحسین سعید بن ابراهیم (د 361ق/ 972م)، شاعر و کاتب مسیحی دوران عباسیان. شاید، نظر به نسبتش، از شوشتر برخاسته باشد (شیخو، شعراء...، 250).
  • تسمیه | در لغت به معنی نام‌گذاری، نیز اصطلاحی در علوم مختلف اسلامی.
  • تشبیب |
  • تشبیه | در لغت به معنای مانند کردن، در اصطلاح بیان مشارکت یک یا چند چیز با یک یا چند چیز دیگر در یک یا بیش از یک صفت که به واسطۀ ابزارهایی ویژۀ دال بر معنای مشابهت صورت می‌پذیرد (جرجانی، علی، 58؛ تهانوی، 1/ 795، 796؛ نیز نک‍ : دنبالۀ مقاله). بیان و مقدار حال مشبه، امکان وجود مشبه،تزیین و تقبیح آن از اغراضی است که بلا...
  • تصریع | از محسنات لفظی بدیع. واژۀ تصریع ظاهراً از روی کلمۀ مصراع (لنگۀ در = نیم بیت) ساخته شده (ابن منظور، ذیل صرع) و در اصطلاح بدیع آن است که عروض (آخرین تفعلۀ مصراع اول) را در وزن و اعراب و قافیه با ضرب (آخرین تفعلۀ مصراع دوم) برابر گردانند و در کاستی و فزونی هر دو را یکسان نمایند (ابن رشیق، ٣٢٥؛ ابن ابی اصبع، ٢/ ٣...
  • تصحیف | خواندن یا روایت کلمه‌ای به اشتباه به علت تشابه حروف مزدوجه (مانند ب، ت، ث، ی، ن)، یا عدم تمایز در نقطه‌گذاری. «صَحَفی» و «مُصَحِّف»کسی را گویند که قرائت وی با تصحیف همراه است. یاقوت نیز تصحیف را از عیوب «منطق» دانسته، و متذکر شده است که تصحیف معمولاً در زمینه‌های تخفیف و تثقیل (نک‍ : دنبالۀ مقاله، بخش بدیع)، ...
  • تضاد | که «طباق» و «مطابقه» نیز خوانده می‌شود، در اصطلاح بدیعیان و لغت شناسان، بر صنعتی اطلاق شده است که بر اساس آن، دو کلمۀ متضاد یا متفاوت را در یک عبارت می‌نهند. چون تقابل این دو کلمه، شکلهای گوناگونی می‌یابد، ناچار تضاد را هم به چند‌گونه تقسیم کرده‌اند. پیداست که اصل این آرایه، همانا رابطۀ متضاد میان دو کلمه است...
  • تطیلی |
  • تعاویذی، محمد |
  • تقیه بنت غیث | ام علی (505-579ق/ 1111-1183م)، از بانوان شاعر و ادیب شامی، ملقب به ستُّ النِعَم (بانوی نعمتها). وی در خانواده‌ای اهل دانش در دمشق زاده شد. جدش ابوالحسن علی بن عبدالسلام (د 478ق) از شاعران صور و پدرش ابوالفرج غیث معروف به ابن اَرْمنازی (د 509 ق)، خطیب و کاتب بود (ابن خلکان، 1/ 299؛ یاقوت، 1/ 159).
  • تخلیص المفتاح |
  • تلعفری | تَلَّعْفَری، ابوالمکارم محمدبن یوسف شیبانی (593-675ق/ 1197-1277م)، شاعر دورۀ ایوبی. نسبش به تَلَّ اَعْفَر (یا تَلَّ یعفر) میان سنجار و موصل می‌رسد (نک‍ : یاقوت، 1/ 863؛ قس: سیوطی، 54، که این نام را با تخفیف لام تَلَعفری ضبط کرده است).
  • تلمسانی | تِلِمْسانی، ابوربیع سلیمان بن علی کومّی (و نه کوفی)، ملقب به عفیف‌الدین (د 690ق/ 1291م)، شاعر، ادیب و عارف سدۀ 7ق. اصل او از قبیلۀ کومّیه در مراکش بود (نک‍ : ذهبی، تاریخ...، 406؛ ابن کثیر، 13/ 345). صفدی نیز نام یکی از نیاکان وی را یاتینَن نوشته (15/ 408) که تصحیف فاحشی از اسم یاسین است که در منابع کهن (مثلاً...
  • تمیم بن ابی بم مقبل عجلانی | تَمیمِ بْنِ اُبَیِّ بْنِ مُقْبِلِ عَجْلانی، ابوکعب (یا ابوحُرة) (د نیمۀ سدۀ 1ق/ 7م)، شاعر مخضرم عرب، از اصل قیس بن عیلان. نه تاریخ تولدش معلوم است، نه تاریخ وفاتش. برخی وی را به اشتباه ابن‌اُبی ‌مقبل گفته‌اند (نک‍ : ابن‌حبیب، «کنی‌الشعراء...»، 289؛ ابن‌قتیبه، 106). نیز دو کنیه برای او ذکر کرده‌اند: ابوکعب (نک...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: