ادبیات عرب

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • جاحظ | جاحِظ، ابوعثمان عمرو بن بَحْر کنانی فُقیمی بصری، نویسنده‌ای کلان با ابعادی سخت گوناگون (د 255ق/ 869 م).
  • جامد و مشتق | جامِدْ وَ مُشْتَق، دو اصطلاح در دستور زبان عربی. دستورـ نویسان عرب دو قسم از اقسام کلمه، یعنی اسم و فعل را به جامد (غیرمأخوذ) و مشتق (مأخوذ) تقسیم کرده‌اند. اسم جامد آن است که برگرفته از فعل نباشد و آن خود به دو نوع تقسیم می‌شود: 1. اسم ذات که بر اشیاء محسوس و مجسم دلالت دارد مانند حَجَر، سَقْف، رَجُل، فَرَس،...
  • جاوانی | جاوانی، ابوسعید (یا ابوعبدالله) محمد بن علی بن حمدان حِلّی عراقی (468-561 ق/ 1076-1166م)، فقیه، نحوی، ادیب و شاعر.
  • جاهلیت | جاهِلیَّت، کلمه‌ای که از نظر معنی‌شناسی بیشتر در برابر «حلم» (بردباریِ خردمندانه) می‌نشیند تا در برابر «جهل» (نادانی)، در آثار اسلامی، بر دوران تاریخی پیش از اسلام اطلاق شده است.
  • جبران | جُبْران، جبران خلیل (1883-1931م/ 1262-1310ش)، نویسنده، شاعر و نقاش لبنانی.
  • جحا | جُحا، شخصیت افسانه‌ای یا نیمه افسانه‌ای، و قهرمان انبوهی حکایت فکاهی مشهور در ادبیات عامیانۀ عربی (جحا/ جُحى)، ترکی (خوجه نصرالدین) و فارسی (ملانصرالدین) که بر ادبیات فولکلوریک بسیاری از دیگر ملتها اثر گذاشته است.
  • جحدری | جَحْدَری، عَلوان بن عبدالله بن سعید (د 660 ق/ 1262م)، امیر (قَیْل) و شاعر یمنی. آنچه از زندگانی وی می‌دانیم، محدود به اطلاعاتی تاریخی است که در العقوداللؤلؤیة ــ اثر خزرجی ــ آمده است. وی را به جحدر، روستایی در بنی جَسمر از اعمال مَسوَر المُنتاب نسبت داده‌اند (مقحفی، 295). برخی نیز از وی به مَذحَجی کُردی یاد ...
  • جحظه | جَحْظه، ابو الحسن احمد بن جعفر بن خالد بن برمک (224 یا 228-324یا 326 ق/ 839 یا 841-936-938م )، شاعر، ادیب و موسیقی‌دان برجستۀ ایرانی عصر عباسی. ابو الفرج اصفهانی از جمله شاگردان جحظه بود که تا 40 سالگی (نک‍ : خلف الله، 65) نزد وی ادب آموخت و همین امر سبب شد تا کتابی در شرح احوال استادش بنگارد؛ حال آنکه او در ...
  • جحاف بن حکیم بن عاصم سلمی | جَحّافِ بْنِ حَکیمِ بْنِ عاصِمِ سُلَمی (د90ق/ 709م)، شاعر اموی و از بزرگان قبیلۀ قیس. آنچه سبب ماندگاری نام جحاف در منابع شده، دشمنی وی با اخطل و قومش بنی تغلب و کشتار بی رحمانه‌ای است که وی در میان این قوم به راه انداخت. ابوالفرج اصفهانی نیز کوشیده است همۀ روایتهای مربوط به وی را که بیشتر از ابن حبیب بر جای ...
  • جذیمة بن عامر، بنی | جَذیمَةِ بْنِ عامِر، بَنی، شاخه‌ای از قبیلۀ کنانه از عرب عدنانی. بنی جذیمه چندی پیش از ظهور اسلام، در نواحی جنوبی تهامه و در نزدیکی مکه، در واحۀ غُمیصا اقامت داشتند (طبری، 2/ 341؛ نیز نک‍ : عمری، 1/ 249، حاشیۀ 2). شهرت بنی جذیمه به حادثه‌ای مربوط است که اندکی پس از فتح مکه رخ داد.
  • جذامی | جُذامی، ابوبکر محمد بن علی، معروف به ابن‎فخار (د 723ق/ 1323م)، نحوی، فقیه، مفسر و شاعر اندلسی. منابع از وی به اَرکُشی، شَریشی و مالقی نیز یاد کرده‎اند (مثلاً نک‍ : ابن‎فرحون، 2/ 288؛ خوانساری، 5/ 302؛ دربارۀ نسبت جذامی وی، نک‍ : ه‍ د، جذام، بنی).
  • جراوی | جَراوی، ابوالعباس احمد بن عبدالسلام غَفْجومی فاسی (د 609ق/ 1212م)، شاعر بربر دربار موحدون. وی اصلاً از مردم تادلا (تادله)، میان مراکش و فاس (یاقوت، 1/ 810) بود و نسب به بنی غفجوم (یکی از قبایل بربرِ تادلا) می‌برد.
  • جران العود | جِرانُ الْعود، عامر بن حارث بن کُلْفَة (کَلْفَة یا کَلَدَة)، شاعر عرب، از قبیلۀ بنـی‌ نُمَیْر (یـا نَمِر و یا عُقَیْل، نک‍ : قاموس، ذیل جرن؛ سیوطی، 2/ 441).
  • جرجانی، ابوعامر | جُرْجانی، ابوعامر فضل بن اسماعیل تمیمی، ادیب، کاتب و شاعر تازی‌گوی ایرانی در سدۀ 5 ق. یاقوت تنها کسی است که با استناد به نوشته‌هایی که خود به خط جرجانی دیده، یا کتابهایی چون سرالسرور محمد بن محمود و السیاق عبدالغافر فارسی، اطلاعاتی درخور توجه عرضه کرده است. ابوعامر در نوجوانی، از علمای اسماعیلیِ زادگاهش، جرجا...
  • جرجانی، ابوبکر | جُرْجانی، ابوبکر عبد القاهر بن عبد الرحمان بن محمد (د 471 یا 474ق/ 1078 یا 1081م)، از پیشوایان ادب عربی و امام نحویان. دانسته‌ها دربارۀ تولد، خانواده، زندگی و مراحل دانش‌اندوزی او بسیار اندک است. بیشتر زندگی‌نامه‌نویسان تصریح کرده‌اند که او برخلاف رسم رایج، در طلب دانش از گرگان بیرون نرفت و هرچه آموخت در همان...
  • جرمی | جَرْمی، ابوعمر صالح بن اسحاق (د 225ق/ 840م)، نحوی و لغت‌شناس. نسبت او برگرفته از جَرْم، نام یکی از قبایل یمنی است (نک‍ : سمعانی، 3/ 251). گویند چون وی مدتی در میان این قبیله می‌زیسته، یا از موالی جَرْم بن رَمّان (رَبّان یا زَبّان و یا ریّان) بوده، به این نام منسوب شده است. برخی نیز او را از موالی جَبَلة (یا ب...
  • جرئت | جُرْئَت، تخلص چند تن از شاعران پارسی‌گوی درشبه قارۀ هند:
  • جریر | جَریر، ابوحَزْره جریر بن عطیة بن خَطَفی تمیمی (د رمضان 110/ سپتامبر 729)، شاعر عصر اموی. ابوعبیده معمربن مثنّیٰ، خَطَفی را لقب نیای جریر دانسته و نام او را حُذَیفَة بن بدر بن سَلَمه ذکر کرده است (نک‍ : 1/ 1؛ نیز ابوعبید، 1/ 292-293). جریر در یمامه در میان قبیلۀ کُلَیب بن یَرْبوع به دنیا آمد. مادرش اُمّ قیس بن...
  • جوهری، ابونصر | ابونصر اسماعیل بن حماد (د 398ق / 1008م)، ادیب، لغت‌شناس و مؤلف تاج اللغة و صحاح العربیة. وی در فاراب (اُترار) از شهرهای ماوراءالنهر به دنیا آمد؛ از این رو، به فارابی نیز شهرت داشته است و برخی هم به او نسبت اتراری داده‌اند (نک‍ : یاقوت، ادبا، 6 / 151، بلدان، 3 / 833؛ ذهبی، سیر ... ، 17 / 80؛ صدیق، 3 / 8؛ حاجی ...
  • جوهری، عباس | عباس بن سعید (اوایل سدۀ 3ق / 9م، زنده در 214ق / 829 م)، ریاضـی‌دان، اختـرشناس، مترجم پهلوی به عربی در بغداد، از نخستین رصدگران، و آورندۀ کهن‌ترین برهانِ برجای مانده بر اصل توازی (ه‍ م) در دورۀ تمدن اسلامی.
  • ابن عمار، ابوالعباس | ابوالعباس احمد بن عبيدالله بن محمد بن عمار ثقفی (د پس از310ق / 922م)، كاتب، محدّث، مؤلف شيعی بغدادی.
  • ابن عمار، ابوبکر | ابوبكر محمد بن عمار بن حسين بن عمار (422-477ق / 1031-1084م)، ملقب به ذوالوزارتين، شاعر و وزير عصر ملوك الطوايف در اندلس.
  • ابن عمرو تهامی | ابوعبدالله محمد (د 1244ق / 1828م)، فقيه مالكی، اديب، لغت‌شناس، خطيب و شاعر مغربی. نيای بزرگش عمرو بن قاسم اوسی، فقيهی صالح و از اندلسيانی بود.
  • ابن عمر |
  • ابن عنین | ابوالمحاسن شرف‌الدين محمد بن نصرالله بن حسين بن عُنين (549-630ق / 1154-1233م)، شاعِر هجوسرای دمشقی.
  • ابن عمیره |
  • ابن عیسی | ابوعبدالله محمد بن احمد صَنْهاجی (د 990ق / 1582م)، اديب و شاعر مراكشی. پدرش اديبی فاضل بود (ابن قاضی، درة الحجال، 1 / 106).
  • ابن غانم، عبداللطیف | عبداللطيف‌ بن‌ عبدالرحمن‌ بن‌ احمد بن‌ علی‌ بن‌ غانم‌ عبادی خزرجی‌ مقدسی‌ (786-856ق‌ / 1384-1452م‌)، عارف‌، شاعر، سيّاح‌ و فقيه‌ شافعی‌.
  • ابن غرسیه | ابوعامر، اديب و نويسندۀ اندلسی در سدۀ 5ق / 11م كه شهرت خود را از رساله‌ای دارد كه در باب شعوبيّه تأليف كرده بود.
  • ابن غطوس | ابوعبدالله محمد بن عبدالله (د ح 610ق / 1213م)، ناسخ و خوشنويس اندلسی. از زندگی و احوال او آگاهی چندانی در دست نيست.
  • ابن فاخر | ابوالكرم مبارك بن فاخر بن محمد (431 يا 448 ـ 15 ذيقعدۀ 500ق / 1040 يا 1056 ـ 8 ژوئيۀ 1107م)، نحوی و لغوی بزرگ بغداد.
  • ابن فتی | ابوعبدالله سلمان (سليمان) بن عبدالله (د صفر 493 يا 494 / دسامبر 1099 يا 1100)، نحوی، لغوی، اديب و مفسر قرآن.
  • ابن فخار | ابوعبدالله محمد بن علی معروف به ابن فخار بَيری (د 754ق / 1353م)، نحوی بزرگ اندلس.
  • ابن فرج | ابوعمر احمد بن محمد بن فرج جَيّانی (د صفر 366 / اكتبر 976)، شاعر و اديب اواخر عصر امويان اندلس. وی اهل جَيّان بود (نك‍ : ابن بشكوال، 1 / 11).
  • ابن فارس | ابوالحسين احمد بن فارس بن زكريا بن حبيب (د 395ق / 1005م)، نحوی، لغوی، اديب، شاعر و يكی از چهره‌های درخشان ادب عربی در سدۀ 4ق.
  • ابن فصیح، ابومحمد | ابومحمد عبدالله بن احمد، ملقب به جلال‌الدين (702-745ق / 1303-1344م)، اديب، نحوی و فقيه حنفی.
  • ابن فقیه، ابومنصور | ابومنصور فخرالدين عبدالواحد بن ابراهيم (561-636ق / 1166- 1239م)، محدث و شاعر بغدادی.
  • ابن فلیته | ابوالعباس شهاب‌الدين احمد بن محمد، مشهور به ابن فليته يا ابن قليته (د 731ق / 1331م)، شاعر و كاتب.
  • ابن فورجه | ابوعلی محمد بن حمد بروجردی، شاعر و اديب ايرانی سدۀ 5ق / 11م.
  • ابن فیره |
  • ابن قارح | ابوالحسن علی بن منصور بن طالب حلبی (351-ح 424ق / 962-1033م)، اديب، شاعر، راوی و نحوی، ملقب به دَوْخَلَه.
  • ابن قتیبه، ابوجعفر | ابوجعفر احمد بن عبدالله (د 322ق / 934م)، تنها پسر ابن قتيبۀ معروف كه آثار پدر را روايت و تدريس كرده است.
  • ابن قبطرنه | يا ابن قبْطَرنو (احتمالاً از اسپانيايی كهن: cap+torno)، نام سه برادر از شعرا و ادبای اندلس در اواخر سدۀ 5 و اوايل سدۀ 6ق / 11-12م.
  • ابن قرقماس | ناصرالدین (یا شمس‌الدین) محمدبن قرقماس (ح 802 ـ شوال 882ق / 1400- ژانویۀ 1478م)، ادیب، شاعر، مفسر قرآن، عالم علم حروف و کیمیا.
  • ابن قرصه | احمد بن موسی (د 701ق / 1302م)، اديب، شاعر و فقيه. او در فيّوم مصر به دنيا آمد، سپس به قُوص رفت و در شمار كارگزاران حكومت درآمد و مدتی نظارت بر ديوان قوص و اسكندريه را برعهده گرفت (ادفوی، 146؛ صفدی، 8 / 205).
  • ابن قریه | ابوسليمان ايوب بن زيد (د 84ق / 703م)، خطيب بليغ كه به مادر يا جده‌اش القرّيّه انتساب يافته است (ابن قتيبه، المعارف، 404؛ ابن خلكان، 1 / 251).
  • ابن قتیبه، ابومحمد | ابومحمد عبدالله بن مسلم دينوری (213-276ق / 828- 889م)، نويسنده و دانشمند بزرگ عصر عباسی.
  • ابن قضیب البان | نام سه تن از مشاهیر خاندانی در شهر حلب (سدۀ 11ق / 17م). نسب این خاندان از طریق موسی الجَوْن، نوادۀ حسن مثنى، به حضرت امام علی (ع) می‌رسد.
  • ابن قصیر | ابوجعفر عبدالرحمن بن احمد اَزْدی (د 576ق / 1180م)، فقيه و اديب اندلسی. به گفتۀ مقری (3 / 15، به نقل از ابن زبير) و ابن خطيب (3 / 482) وی از مردم غرناطه بوده است.
  • ابن قزمان | عنوان چند تن از افراد خاندانی قرطبی كه در سده‌های 4-6ق / 10-12م می‌زيسته‌اند. دربارۀ نام جد اعلای اين خاندان، «قزمان» نمی‌توان اظهارنظر قاطع كرد.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: