دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آل نجاح | آل نَجاح، سلسله‌ای منسوب به المؤیّد نجاح که میان سالهای 412-554 ق/1021- 1159 م بر زَبید واقع در کرانۀ خاوری دریای سرخ (اکنون جزو یمن شمالی و در باختر آن) فرمان راند. نجاح غلام حبشی مرجان، آخرین وزیر آل زیاد (ه‍ م) در زبید، در 412 ق/1021 م حکومت را در دست گرفت و سلسلۀ آل زیاد را که در روزگار مأمون عباسی بر تها...
  • آل مسافر* |
  • آلنبی | آلِنْبی، ادمون هنری هینمن ملقب به نخستین وایکاونت (1861-1936 م)، سپاهی و سیاست‌پیشۀ انگلیسی که در راه گستردن نفوذ و نیروی بریتانیا در کشورهای افریقایی و آسیایی کوششهای بسیار کرد. در کودکی به گیاه‌شناسی و پرنده‌شناسی دلبستگی یافت و آموزشهای رسمی را در دبستان هیلی‌بری (در آن زمان دبستانی نوبنیاد) و دانشسرای نظا...
  • آل نصر* |
  • آل میکال | آلِ میکال، از خاندانهای برجستۀ ایرانی که نام‌آوران آن در حدود سه قرن از سدۀ 3 تا 5 ق / 9 تا 11 م در عرصۀ سیاست و فرهنگ به مقامات بلندی دست یافتند. به تصریح بیش‌تر منابع نسب این خانواده که از دودمانهای کهن ماوراء‌النّهر بود، به بهرام ‌گور پادشاه ساسانی می‌رسد. نیاکان آنان از شاهان ناحیۀ سغد بودند که به هنگام ت...
  • آل محتاج | آلِ مُحْتاج، سلسله‌ای منسوب به محتاج بن احمد که از 321 ق / 933 م تا حدود 381 ق / 991 م زیر نظر و نفوذ سامانیان و مدت کوتاهی نیز به استقلال، در بخشهایی از خراسان و ری فرمان راند. خاستگاه آل محتاج به روشنی دانسته نیست. اگر‌چه برخی آنان را از بازماندگان امرای کهن چَغانیان یا صَغانیان ــ شهری در ساحل راست رود جیح...
  • آل وهسودان* |
  • آلوارت | آلْوارْت، فون ویلهلم تئودور (1828- 1909 م)، خاورشناس آلمانی، متخصص زبان و ادب کهن عرب و فراهم آورندۀ یکی از مفصل‌ترین فهرستهای نسخه‌های خطی عربی. آلوارت در گرایفسوالت، شمال آلمان شرقی بر کرانۀ دریای بالتیک، دیده به جهان گشود و در همین شهر نیز درگذشت. وی پس از مدتی کتابداری در دانشگاه گرایفسوالت، در 1861 م به ...
  • آل نوبخت | آلِ نوبَخْت، خاندان مشهور ایرانی که افراد آن در طی دو قرن و نیم از اواسط سدۀ 2 تا اوایل سدۀ 5 ق / 8-11 م می‌زیسته‌اند و از میان ایشان منجّمان، ادیبان، متکلّمان، منشیان و مؤلّفانی برخاسته‌اند که همۀ ایشان (شاید به استثنای یکی دو تن) شیعی مذهب بوده‌اند. جدّ این خاندان معروف به «نوبخت» و این کلمه به احتمال لقب ا...
  • آلوس | آلوس، شهری قدیمی در عراق، امروزه روستایی در جزیرۀ کوچکی بر رود فرات نزدیک عانه. این نام به صورتهایی آلُس، اَلوس، آلوسه و اَلوسه نیز آمده است. برخی اُلوس (به قید تردید) نیز ضبط کرده‌اند (سمعانی، 48؛ ابن اثیر، 1 / 82؛ سیوطی، 19). یاقوت، آلوسه ضبط کرده و آن را بر اَلوسه ترجیح داده است (1 / 65). ابن رُسته بنای شه...
  • آل هارون | آلِ هارون، عنوانی است که یک‌بار در قرآن کریم (بقره / 2 / 248) در مورد هارون بن عمران، برادر و وزیر موسی‌‌بن عمران (ع) به کار رفته است. مفسران در این باره که مقصود از آل هارون چه کسانی هستند اختلاف نظر دارند. برخی گفته‌اند مقصود از آل هارون، عده‌ای از پیامبران بنی‌اسرائیل از نسل یعقوبند که پس از هارون آمده‌اند...
  • آلی و آلت | آلی و آلت، آلت در لغت به معنی «افزار» و در اصطلاح اهل معقول واسطۀ میان فاعل و منفعل و صانع و مصنوع است. این وساطت برای رسانیدن اثر فاعل به منفعل و صانع به مصنوع است، مانند تیشه که اثر درودگر را به چوب می‌رساند. در کتابهای فلسفی، گاهی کلمۀ آلت را مجازاً بر منطق نیز اطلاق کرده‌اند چنانکه گفته‌اند: المنطق آلةٌ ق...
  • آلوسی | آلوسی، خانواده‌ای بغدادی که از میانه‌های سدۀ 13 ق / 19 م دانشمندانی بزرگ در فقه و تفسیر و ادب از آن برخاسته‌اند. نیای بزرگ این خاندان در سدۀ 7 ق / 13 م به هنگام حملۀ هولاکوخان به بغداد از این شهر گریخت و به آلوس (ه‍ م) رفت. اخلاف وی تا سدۀ 11 ق / 17 م در آلوس ماندند و پس از آن به بغداد بازگشتند. از میان اعضای...
  • آل یاسین | آلِ یاسین، یا اِل یاسین، اصطلاحی برگرفته از آیه‌ای که یک بار (امّا نه دقیقاً به این شکل) در قرآن مجید به کار رفته است: «سَلامٌ عَلى اِلْ یٰاسینَ» (صافّات / 37 / 130). قاریان و مفسّران این واژه را به چند گونه خوانده‌اند. عامۀ قرّاءِ مکّه و بصره و کوفه آن را ال یاسین (به کسر الف) و عامّۀ قرّاءِ مدینه آل یاسین ق...
  • آل یعقوب | آلِ یَعْقوب، عنوانی که در قرآن کریم دو بار دربارۀ یعقوب پیامبر (اسرائیل) به کار رفته است، بدین‌گونه: «تعبیر خواب تو این است که خدا تو را بر خواهد گزید و تأویل رویدادها خواهد آموخت و نعمت خود را بر تو و آل یعقوب تمام خواهد کرد چنانکه آن را از پیش بر پدران تو ابراهیم و اسحاق تمام کرد. همانا پروردگار تو دانا و ف...
  • آل یقطین | آلِ یَقْطین، خاندانی علمی و سیاسیِ شیعی در سدۀ 2 ق / 8 م. مشهورترین چهره‌های این خاندان دو تن هستند: 1. ابوالحسن یقطین بن موسی بغدادی (د 186 ق / 802 م)، محدّث و از کارگزاران خلافت عبّاسیان. او در کوفه زاده شد و در همان‌جا زیست. به دلیل مخالفت با امویان و هواخواهی از عباسیان از سوی مروان حمار (د 132 ق / 749 م)...
  • آمال العارفین | آمالُ ‌الْعارِفین، منظومه‌ای عرفانی و دینی به زبان فارسی، سرودۀ حاج ابوالقاسم تاجر تهرانی متخلص به پروین، از دانشوران و شاعران اواخر سدۀ 13 ق / 19 م. این کتاب به 37 رَشحه تقسیم شده و در ضمن آن مطالب گوناگون عرفانی، فلسفی و دینی آمده است و بیش‌ترین بخشهای آن مشتمل بر شرح جمله‌هایی از خطبه‌های امیرالمؤمنین علی ...
  • آماری | آماری، میکله بندتّوگائتانو (1806- 1889 م)، خاورشناس، مورخ، سیاست‌پیشه، دولتمرد و میهن‌پرست ایتالیایی در سدۀ 19 م. زندگی میکله در 7 ژوئیۀ 1806 م در پالرمو2 (سیسیل) به دنیا آمد. پدرش فردیناندو و آماری از سیاستمدارانی بود که در 1822 م به‌سبب دست داشتن در یک توطئۀ سیاسی به 30 سال زندان محکوم شد (درنبورگ، 93؛ بدوی...
  • آمدجی | آمَدْجی، یا آمَدچی، آمَدی، آمَدیِ دیوانِ همایون، آمَدجی افندی، عنوان رئیسِ «دفترآمدی = آمدی قلمی» (اوزون چارشیلی، 56؛ پاکالین، I / 55). آمدجی واژه‌ای است مرکب از «آمَدِ» فارسی و پسوند «جی» ترکی. کلمۀ «آمد» بر روی اسناد و مدارک، نامه‌ها و بروات مربوط به تسویۀ امور مالی و عوارضِ «تیمارها» و«زعامتها»، که به «باب...
  • آمد | آمِد، دیار بکر کنونی، شهری در °37 و ´54 عرض شمالی و °39 و ´56 طول شرقی، بر جلگۀ مرتفع کرانۀ باختری دجلۀ علیا، واقع در جمهوری ترکیه. این شهر 650 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و در تقاطع قدیمی راههای خرپوت (در ارمنی: خربرد) به ماردین و شاهراه کرانۀ خزر به اُدسا واقع شده است (ایرانیکا، ج I). پیشینۀ نام آمد به روزگ...
  • آماسیه | آماسْیه، یا آماسْیا شهری در شمال آناتولی (جمهوری ترکیه) و مرکز استانی به همین نام در بخش میانی منطقۀ دریای سیاه با °35 و ´51 طول شرقی و °40 و ´39 عرض شمالی (بریتانیکا، ج I). مساحت استان آماسیه با 6 شهرستان، 18 بخش و 360 روستا، 452‘5کمـ‍2 است. کوتاه‌ترین فاصلۀ شهر آماسیه تا کرانۀ دریای سیاه (بندر سامسون) 130کم...
  • آمدی، ابوالفضائل | آمِدی، ابوالفضائل علی بن ابی‌المظفر (ذیحجۀ 559- ربیع‌الاول 608 ق / اکتبر 1164- اوت 1211 م)، فقیه و ادیب شافعی. او از خاندان محترمی بود که از آمِد (ه‍ م) به واسط کوچیده بود و به همین جهت به آمدی شهرت یافت. چندی به بغداد رفت و نزد فقیهان بزرگ آن شهر فقه شافعی آموخت و مدتی نیز در مدرسۀ ثقتیّۀ بغداد مُعید دروس شد...
  • آمدرز | آمِدرُز، هنری فردریک (1854-1917 م)، خاورشناس، متخصص کتابهای تاریخی عربی سدۀ 4 ق / 10 م، حقوقدان انگلیسی، مصحح و ناشر مجموعه‌ای از آثار تاریخی با عنوان «کتابهای بازماندۀ تاریخی» زندگی تبار آمدرز به خاندانی سویسی می‌رسد، لیکن او ملّیت انگلیسی داشت و با فرهنگ انگلیسی پرورش یافت و تحصیلات دانشگاهی را در رشتۀ حقوق...
  • آمدی، رجب | آمِدی، رجب بن احمد قیصری رومی حنفی (د پس از 1078 ق / 1667 م)، دانشمند مشهور اهل سنّت. در آمِد (دیار بکر) دیده به جهان گشود. برخی او را بررسی، منسوب به بروسه یا بورسه (شهری در ترکیۀ کنونی) می‌دانند. در قیصریه (قیساریه) دانش آموخت و سپس به شهری از توابع ازمیر رفت و بنابر آنچه در پایان کتاب جامعُ الازهار آورده، ...
  • آمدی، ابوالفتح | آمِدی، ابوالفتح ناصح‌الدین عبدالواحد بن محمد (د نیمۀ اول سدۀ 6 ق / 12 م)، محدث و قاضی شهر آمد. نام وی را برخی محمدبن عبدالواحد یاد کرده‌اند. از زندگانی او آگاهی چندانی در دست نیست و تاریخ دقیق ولادت و وفات او در هیچ یک از کتابهای رجال نیامده است. آمدی خود در مقدمۀ جواهر الکلام از احمد غزالی (د 520 ق / 1126 م)...
  • آمدی، سیف الدین | آمِدی، سیف‌الدّین ابوالحسن علی بن ابی علی بن محمد‌بن سالم تَغْلِبی (یا ثَعْلَبی) (551-631 ق / 1156-1234 م)، طبیب، فیلسوف، متکلم و اصولی، معاصر النّاصر لدین الله (575-622 ق / 1180-1225 م) خلیفۀ عباسی. نخست قرآن مجید را فراگرفت و کتابی در فقه بر مذهب امام احمد بن حنبل (164-241 ق / 780-855 م) خواند. پس از آن به ...
  • آمدی، حسن | آمِدی، حسن بن بِشربن یحیی بصری، مکّنی به ابوالقاسم (د 371 ق/981 م)، نحوی و ناقد شعر. اصل او از آمد، ولی تولّد و وفاتش در بصره بود. معاصر ابن ندیم بود و نزد بزرگانی چون علی بن سلیمان ابن اخفش، ابن اسحاق زَجّاج، حامض، ابن سرّاج، ابن دُرَید و نَفطویه و غیره شاگردی کرد. شعر خوب می‌گفت و در نقد شعر استاد و به گفتۀ...
  • الامر باحکام الله | اَلآمِرُ باَحْکامِ الله، ابوعلی منصوربن ابی القاسم احمد ملقب به المُستعلی بالله (490-524 ق / 1097-1130 م)، هفتمین خلیفۀ فاطمی مصر و دهمین خلیفۀ عُبیدیان. وی روز سه‌شنبه 13 محرم / 31 دسامبر در قاهره زاده شد. 5 سال بیش نداشت که پدرش درگذشت (495 ق / 1102 م). افضل شاهنشاه بن بدرالجمالی، وزیر مستعلی، او را با لقب ...
  • آمره ای | آمُره‌ای (لهجه)، یکی از لهجه‌های ایرانی که در دِه آمُره به آن تکلّم می‌شود. آمُره ده کوچکی است در حدود 30 کیلومتری جنوب شرقی تفرش که از جهت تقسیمات اداری کشوری از توابع بخش خلجستان شهرستان تفرش در استان مرکزی به شمار می‌رود. بر‌اساس سرشماری آبان 1355، آمره دارای 508 نفر جمعیت و 166 خانوار بوده است (سازمان برن...
  • آملی، ابوالحسین | آمُلی، ابوالحسین احمد بن حسین بن هارون اقطع، معروف به «سید مؤید باللـه» و «عضدالدوله» (333-421 ق / 945-1030 م)، فقیه، ادیب، محدث، مفسر و شاعر. وی از نوادگان زیدبن حسن مجتبی (ع) و از پیشوایان زیدیۀ طبرستان و معاصر صاحب بن عباد (326-385 ق / 938-995 م) بود و همراه برادر کهترش الناطق بالحق یحیی بن حسین (340-422 ق...
  • آملی، شیخ محمدتقی | آملی، شیخ محمّدتقی (1304-1391 ق / 1887-1971 م)، فقیه امامی، فرزند مولا محمد آملی، در تهران زاده شد و مقدّمات علوم را نزد پدر آموخت. پس از آن نزد عالمان دیگری مانند شیخ عبدالنّبی نوری و میرزا حسن کرمانشاهی درس خواند. در 1340 ق به نجف اشرف رفت و تا 1353 ق از محضر استادانی چون میرزای نایینی، و آقا ضیاء عراقی (ار...
  • آملی، عزالدین بن جعفر | آملی، عزّالدّین بن جعفربن شمس‌الدّین، از علمای مازندران در سدۀ 10 ق / 16 م. وی از معاصران و همدرسان محقق کَرَکی (د 940 ق / 1533 م) و ابراهیم بن سلیمان قطیفی (د پس از 945 ق / 1538 م) بوده است و هر سه تن از درس علی بن هلال جزایری، از شیوخ اجازات سدۀ 9، 10 ق، بهره برده‌اند. آملی در ساری درگذشت و آرامگاه وی در بی...
  • آملی، بهاءالدین | آمُلی، بهاءالدین حیدربن علی بن حیدر علوی حسینی (720- پس از 782 ق / 1320-1380 م)، عارف شیعی امامی. پس از تحصیل دانشهای متداول زمان در آمل و خراسان و اصفهان به مشاغل دیوانی پرداخت و به خدمت فخرالدوله شاه غازی بن زیار از ملوک رستمدار طبرستان درآمد و از خواص مجلس او گردید و سرانجام به وزارت رسید. در 30 سالگی تحول...
  • آمل (شهر) | آمُل (شهر)، مرکز شهرستان آمل، واقع در میان جلگۀ مازندران و طرفین رود هراز، در °52 و ´21 طول شرقی و°36 و ´25 عرض شمالی، در فاصلۀ 18 کیلومتری جنوب دریای خزر و6 کیلومتری شمال پیشکوه البرز و 181 کیلومتری شمال شرقی تهران، با 80 متر ارتفاع از سطح دریای آزاد و 108 متر بلندی از سطح دریای خزر (فرهنگ جغرافیایی ایران، 3...
  • آمل (شهرستان) | آمُل، شهرستانی در استان مازندران به مساحت 803‘2کمـ2 با 610‘335 نفر جمعیت (سرشماری عمومی 1365 ش) که از شمال به دریای خزر، از شرق به شهرستان بابل، از جنوب به شهرستانهای دماوند، شمیران خط‌الرّأس اصلی رشته کوههای البرز) و از مغرب به شهرستان نور محدود است. این شهرستان در °35 و ´46 تا ‌°36 و ´43 عرض شمالی و °51 و ´...
  • آمل (ناحیه) | آمُل، ناحیه و شهری بسیار کهن، نزدیک ساحل چپ (غرب) رود جیحون در خراسان قدیم که بعدها نزدیک ویرانه‌های آن، شهر چارجو، یا چارجوی (چهار جوی) پدید آمد. این سرزمین اکنون بخشی از جمهوری شوروی سوسیالیستی ترکمنستان در اتحاد جماهیر شوروی است. وجه تسمیه: چنین به نظر می رسد که نام آمل خراسان از آمل طبرستان (مازندران) گرف...
  • آمنه، بنت ابان | آمِنه، بنت اَبان بن کُلَیب بن ربیعة بن عامر، از قبیلۀ بنی‌ابان و از زنان بلندآوازۀ دورۀ جاهلیت عربستان که به دلیری و بلندهمتی معروف بوده است. وی به همسری امیّة بن عبد شمس بن عبد مناف از قبیلۀ قریش درآمد. امیه تا پس از تولد پیامبر اکرم (ص)،570 م، زنده بوده است. عاص، ابوالعاص، ابوالعیص و عویص (که به اعیاص مشهور...
  • آمنه، بنت شرید | آمِنه، بنت شَرید، از زنان نام‌آور شیعی کوفه، همسر عمر و بن حَمِق خُزاعی (د 50 ق / 670 م)، که هر دو در شمار یاران وفادار علی ‌بن ابی‌طالب (ع) بودند. آمنه در فصاحت گفتار اشتهار تاریخی دارد. پس از شهادت حضرت امیر (ع)، معاویة‌ بن ابی سفیان اقدامات گسترده‌ای را به منظور دستگیری و کشتار شیعیان وی آغاز کرد و عمروبن ...
  • آموزش و پرورش* |
  • آموزشگاه* |
  • آمنه، بنت وهب | آمِنه، بنت وَهْب (د 46 قبل از هجرت / 576 م)، مادر پیامبر (ص) و محترم‌ترین بانوی قریش. پدرش وهب‌ بن عبد مناف بن زهرة‌ بن کلاب و مادرش برّة بنت عبدالعزی بن عثمان‌‌بن عبدالدار بن قصی ‌بن کلاب بوده است. گفته‌اند که سرپرستی او را عمویش وهیب‌ بن عبدمناف به عهده داشته است. آمنه در 54 یا 53 سال قبل از هجرت همسر عبدال...
  • آناتولی* |
  • آملی، عزالدین محمد | آمُلی، عزالدین یا شمس‌الدین محمد بن محمود بن محمد‌بن علی بن یوسف الکاکیانی الخورانی الانزانی (د 753 ق / 1352 م)، دانشمند و نویسنده بزرگ شیعی مذهب (آقابزرگ، الذریعة، 17 / 240، به نقل از کاشف المعانی به خط آملی). قاضی نوراللـه شوشتری (2 / 213-216) تشیع وی را به ادلۀ گوناگون ثابت کرده است. از سرگذشت او چندان اطل...
  • آمودریا | آمودَرْیا، نام ایرانیِ رود معتبر آسیای مرکزی که 540‘2 کمـ طول دارد و از ارتفاعات رشته کوههای هندوکش و فلات پامیر سرچشمه می‌گیرد و پس از عبور از دشت ترکستان به دریاچۀ آرال می‌ریزد. نامها نام آمودریا در یونانی باستان اُکْسُس1، در لاتین اُکسوس2 و در نوشته‌های جغرافیادانان دورۀ اسلامی جیحون یاد شده است. احتمال دا...
  • آناطولی* |
  • آمین | آمین (= چنین باد، راست است)، واژه‌ای از ریشۀ «ا ـ م ـ ن» که در زبانهای سامی کهن به معنی استوار و ثابت به کار می‌رفته است، اما انتشار آن در جهان از زبان عبری آغاز شده است. در زبان عبری لفظ آمن نخست در قالب وصفی و به معنی درست و راست به کار می‌رفته است ولی در سفر اشعیاء (16:65) به صورت اسم به کار رفته است. در ت...
  • آناطولی حصاری* |
  • آموزش و پرورش | آموزِش و پَروَرِش، مجلّۀ رسمی وزارت آموزش و پرورش که نخستین‌ بار در فروردین 1298 ش در زمان وزارت نصیر‌الدوله به نام مجلۀ اصول تعلیمات منتشر گردید، مدّت دو سال هر سال 6 شماره از آن انتشار یافت (یغمایی، 113). این نشریه مدت پنج سال تعطیل بود و پس از این فترت بار دیگر از فروردین 1304 تا اسفند 1306 ش بنام مجلۀ تعل...
  • آن | آن، در لغت به معنای وقت و در اصطلاح فلاسفه حدّ فاصل یا فصل مشترک میان گذشته و آینده است (تهانوی، 1 / 98- 99؛ نصیرالدین، 137). فیلسوفان اسلامی بحث دربارۀ «آن» را ضمن مبحث زمان و گاهی نیز به‌عنوان ذیلی بر مبحث یاد شده مطرح كرده‌اند. این بحث به طور كلی در پیرامون دو موضوع می‌‌چرخد: یكی ماهیتِ «آن» و چگونگی رابطه...
  • آناکساگوراس | آناكْساگوراس، یا آنكساغورس (428-500 ق م)، فیلسوف یونانی. در كلازومنا واقع در ایونی در آسیای صغیر زاده شد و در لامپساكوس واقع در تروا در همان منطقه درگذشت. وی نخستین فیلسوفی است كه در آتن تدریس كرده است. پریكلس دولتمرد آتنی و اوریپیدِس شاعر و نویسندۀ یونانی از شاگردان او بوده‌اند.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: