ادبیات عرب

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن خباز، ابوالعباس | اِبْنِ خَبّاز، ابوالعباس‌ شمس‌الدين‌، يا ابوعبدالله‌ احمد بن‌ حسين‌ (589 - رجب‌ 639 ق‌/ 1193- ژانويۀ 1242 م‌)، اديب‌، فقيه‌ شافعی‌ و زبان‌شناس‌ نابينای‌ موصلی‌. از شيوه‌ و چگونگی‌ زندگانی‌ وی‌ اطلاع‌ چندانی‌ در دست‌ نيست‌. ذهبی‌ (تاريخ‌، 367) وی‌ را اصلاً از اهالی‌ اربل‌ می‌داند، اما غسانی‌ (1/ 504) او را زاد...
  • ابن خباز، ابوعبدالله | اِبْنِ خَبّاز، ابوعبدالله‌ نجم‌الدين‌ محمد بن‌ ابی‌ بكر (ربيع‌الاول‌ 557- ذيحجۀ 631 ق/ فوريه‌ 1162- اوت‌ 1234 م)، اديب‌ و فقيه‌ شافعی‌.
  • ابن خراسانی | اِبْن‌خُراسانی‌، ابوالعِزّ محمد بن‌ محمد بن‌ مواهب‌ (494- رمضان‌ 576 ق‌/ 1101 ـ ژانويۀ 1181 م‌)، شاعر، عروضی‌، نحوی‌ و كاتب‌ بغدادی‌. به‌ سبب‌ نام‌ نيايش‌ از او به‌ ابن‌مواهب‌ نيز ياد كرده‌اند (صفدی‌، 1/ 150؛ ذهبی‌، سير، 21/ 82). از جزئيات‌ زندگی‌ وی‌ چندان‌ اطلاعی‌ در دست‌ نيست‌. احتمالاً در خراسان‌ زاده‌ شد...
  • ابن خالویه | اِبْنِ خالويه‌، ابوعبدالله‌ حسين‌ بن‌ احمد بن‌ خالويه‌، ملقب‌ به‌ ذوالنونين‌ (د 370 ق‌/ 980 م‌)، شاعر، اديب‌ و نحوی‌ برجستۀ ايرانی‌ تبار. ثعالبی‌ (1/ 88) نام‌ وی‌ را حسن‌ و ابن‌قفطی‌ (1/ 324) نام‌ پدر او را محمد آورده‌ است‌. او در همدان‌ به‌ دنيا آمد. در هيچ‌ يك‌ از مآخذ به‌ سال‌ تولد او اشاره‌ نشده‌ است‌، ام...
  • ابن خرزاد | اِبْنِ خُرَّزاد، ابويعقوب‌ يوسف‌ بن‌ اسماعيل‌ نَجيرمی‌ (345-423 ق‌/ 956-1032 م‌)، لغت‌شناس‌، اديب‌، راوی‌ و ناسخ‌ مشهور مصر. خرزاد گويا نام‌ مشهور فارسی‌ است‌ (نک‍ : يوستی‌، «خرذاز» در سمعانی‌، 7/ 137، به‌ احتمال‌ قوی‌ غلط چاپی‌ است‌). نظر ابن‌‌خلكان‌ (7/ 76-77) دربارۀ اشتقاق‌ آن‌ نادرست‌ است‌. اين‌ كلمه‌ از ...
  • ابن خروف | اِبْنِ‌خَروف‌، نام‌ دو شخصيت‌ اندلسی‌، يكی‌ نحوی‌ و ديگری‌ شاعر كه‌ هر دو سدۀ 7 ق‌/ 13 م‌ می‌زيستند و برخی‌ از منابع‌ چون‌ صفدی‌ (22/ 90-94)، ابن‌ شاكر (3/ 85، 86)، ابن‌ قاضی‌ (2/ 485) و مقری‌ (2/ 640 -642)، احوال‌ و آثار آن‌ دو را به‌ يكديگر نسبت‌ داده‌ و موجب‌ پيچيدگی‌ و ابهام‌ شده‌اند.
  • ابن خصیب، ابوعلی | اِبْنِ خَصيب‌، ابوعلی‌ احمد بن‌ اسماعيل‌ بن‌ خصيب‌ انباری‌ بصری‌ (د ح‌ 290 ق‌/ 903 م‌)، شاعر و راوی‌ ادب‌ عربی‌ ملقّب‌ به‌ نطّاحه‌ (به‌ نوشتۀ صفدی‌، 6/ 248، بی‌تشديد طاء). خاندان‌ ابن‌‌خصيب‌ از شهر انبار برخاسته‌ بودند، اما جدّ او ابونصر خصيب‌ بن‌ عبدالحميد والی‌ مصر شده‌ بود (صفدی‌، همانجا؛ ياقوت‌، 2/ 227، 2...
  • ابن خطیب اربلی | اِبْنِ خَطيبِ اِرْبِلی‌، بدرالدين‌ ابوالمعالی‌ محمد بن‌ علی‌ (686-755 ق‌/ 1287-1354 م‌)، اديب‌، شاعر، نويسنده‌، نحوی‌ و فقيه‌ شافعی‌. نسبت‌ او را اربلی‌ موصلی‌ گفته‌اند. از انتساب‌ وی‌ به‌ اربل‌ و سپس‌ به‌ موصل‌ چنين‌ برمی‌آيد كه‌ در اربل‌ عراق‌ زاده‌ شده‌ و بعد از آن‌ در موصل‌ اقامت‌ گزيده‌ است‌. ابن‌ حجر (5...
  • ابن خطیب داریا | اِبْنِ خَطيبِ دارَيّا، ابوالمعالی‌ محمد بن‌ احمد بن‌ سليمان‌ بيسانی‌ (745-810 ق‌/ 1344-1407 م‌)، شاعر، اديب‌ و لغوی‌. سيوطی‌ كنيۀ او را ابوعبدالله‌ آورده‌ است‌ (1/ 25) و برخی‌ ابوالمعاطی‌ نيز ذكر كرده‌اند (شوكانی‌، 2/ 106) كه‌ ظاهراً تصحيف‌ ابوالمعالی‌ است‌. همچنانكه‌ نسبت «نيسابوری‌» (ابن‌ عماد، 7/ 89) و «بي...
  • ابن خشاب، ابومحمد | اِبْن‌خَشّاب‌، ابومحمد عبدالله‌ بن‌ احمد (492-3 رمضان‌ 567 ق‌/ 1099- 29 آوريل‌ 1172‌)، عالم‌ نامور نحو، لغت‌، ادب‌، حديث‌، منطق‌ و نسب‌شناسی‌. از اصل‌ و نسب‌ وی‌ اطلاع‌ دقيقی‌ در دست‌ نيست‌. شاگرد وی‌ عمادالدين‌ كاتب‌ او را بغدادی‌ دانسته‌ و نيز به‌ گفتۀ همو «خشاب‌» لقب‌ نيای‌ دوم‌ وی‌ بوده‌ است‌ (1(3)/ 8). ا...
  • ابن خفاجه | اِبْنِ خَفاجه‌، ابواسحاق‌ ابراهيم‌ بن‌ ابوالفتح‌ بن‌ عبدالله‌ بن‌ خفاجه‌ (451-533 ق‌/ 1059- 1139 م‌)، شاعر عصر ملوك‌ الطوايف‌ و مرابطون‌ در اندلس‌. ابن‌خلكان‌ سال‌ تولد وی‌ را 450 ق‌ آورده‌ (1/ 57)، اما ابن‌ ابار به‌ روايت‌ ابوعبدالله‌ مكناسی‌ می‌نويسد كه‌ ابن‌خفاجه‌ خود اين‌ تاريخ‌ را 451 ق‌ ذكر كرده‌ است‌ (...
  • ابن خلف، ابوالحسن | اِبْنِ خَلَف‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ خلف‌ بن‌ علی‌ بن‌ عبدالوهاب‌ (د 455 ق‌/ 1063 م‌)، يكی‌ از بزرگ‌ترين‌ كاتبان‌ دولت‌ فاطميان‌ مصر (احتمالاً در دورۀ المستنصربالله‌ 427-487 ق‌/ 1036-1094 م‌). از زندگی‌ او تقريباً هيچ‌ اطلاعی‌ به‌ دست‌ ما نرسيده‌ است‌. تنها می‌دانيم‌ كه‌ در 437 ق‌ در مصر می‌زيسته‌ است‌ (EI2, S)....
  • ابن خلوف | اِبْنِ خَلَوف، شهاب‌الدين ابوالعباس احمد بن محمد (3 محرم 829- 899 ق/ 15 نوامبر 1425-1494 م)، اديب، كاتب و شاعر مالكی. سخاوی (2/ 122) او را خلوف ناميده است.
  • ابن خیاط، ابوالحسن | اِبْنِ‌خَيّاط، ابوالحسن، علی بن محمد ربعی، شاعر سده‌های 4 و 5 ق/ 10 و 11 م معاصر كَلبيان صِقِلّيّه. از زندگی او تقريباً هيچ نمی‌دانيم، آنچه از وی باقی‌مانده محدود به 200 بيت شعری است كه يكی از دوستان نزديك او در قيروان به نام تُجيبی (د 445 ق/ 1053 م) در شرح خويش بر المختار من شعر بشّار در مواردی به مناسبت نقل...
  • ابن خیاط، ابوبکر محمد | اِبْنِ خَيّاط، ابوبكر، محمد بن احمد (د 320 ق/ 932 م)، محدث و نحوی سمرقندی. اندك اطلاعی كه از زندگی وی به ما رسيده است، آن قدر نيست كه بتوانيم شرح حال روشنی از او به دست دهيم. همين‌قدر می‌دانيم كه او از ديار خويش، سمرقند، به بغداد آمد (ابن نديم، 89؛ ابن انباری، 169؛ قفطی، 3/ 54). اين سفر كه گويا در 285 ق/ 898 ...
  • ابن خمیس، ابوعبدالله محمد | اِبْنِ خَميس‌، ابوعبدالله‌، محمد بن‌ عمر بن‌ خميس‌ حجری‌ رُعَينی‌ تلمسانی‌ (650- مق‍ اول‌ شوال‌ 708/ 1252-‌14 مارس‌ 1309)، اديب‌، شاعر و صوفی‌ الجزايری‌، معاصر بنی‌ زَيّان‌ تلمسان‌ و نصريان‌ غرناطه‌. نسب‌ وی‌ به‌ حميريان يمن می‌رسيد (نک‍ : ابن‌‌خطيب،‌ 2/ 556؛ مقری‌، ازهار، 2/ 301؛ قس‌: فروخ‌، 6/ 361). از جزئي...
  • ابن خیره | اِبْنِ خِيَره، ابوالقاسم محمد بن ابراهيم مواعينی (د 564 ق/ 1169 م)، شاعر، اديب و كاتب دورۀ موحدی. او را به سبب حرفۀ پدرش مواعينی (فروشندۀ ابزارخانه) يا ابن المواعينی خوانده‌اند (ابن‌ابار، 2/ 515؛ مراكشی، 6/ 91). اما صفدی (1/ 351) ابن مراعينی، و حاجی خليفه (1/ 939) ابن مداعينی نوشته‌اند كه احتمالاً تصحيف كلمۀ ...
  • ابن دأب | اِبْنِ دَأب، ابوالوليد عيسی بن يزيد لَيْثی مدنی (د 171 ق/ 787 م)، راوی، محدث، آگاه به ايام عرب و نديم دو خليفۀ عباسی. سمعانی سلسله نسب كامل او را كه به بكر بن دأب می‌رسد (5/ 267) ذكر كرده است. از روزگار كودكی و جوانی او آگاهی چندانی در دست نيست. وی از اعراب حجاز بود. ظاهراً پيش از 140 ق/ 757 م در مدينه از صال...
  • ابن دراج | اِبْنِ دَرّاج، ابوعمر احمد بن محمد قَسطَلّی (347-421 ق/ 958-1030 م)، شاعر و كاتب اواخر عصر امویان اندلس و اوایل دورۀ ملوك الطوایف در آن سرزمین. از زندگی وی تا حدود 35 سالگی تقریباً هیچ اطلاعی در دست نیست. غالب منابعی نیز كه به شرح حال وی پرداخته‌اند، تنها به ذكر مقام او در بارگاه منصور بن ابی عامر و نقل نظرات...
  • ابن درستویه | اِبْنِ دُرُسْتویه، ابومحمد عبدالله بن جعفر بن درستویه بن مرزبان فارسی فَسَوی (258-24 صفر 347 ق/ 872-17 مۀ 958)، محدث، ادیب، لغوی، نحوی. او در فَسا كه در آن روزگار شهری به بزرگی شیراز و خوش آب و هواتر از آن بود، به دنیا آمد (نک‍ : خطیب، تاریخ، 9/ 428؛ یاقوت، بلدان، 3/ 891) و به همین جهت به فارسی و فَسَوی شهرت ...
  • ابن دنینیر | اِبْنِ دُنَینیر، ابواسماعیل ابراهیم بن محمد موصلی (د 627 ق/ 1230 م)، ادیب، نویسنده و شاعر مدیحه‌سرای عصر ایوبیان. نسب وی را به قابوس بن مُنذر، امیر حیره در عصر جاهلی رسانیده‌اند. او خـود از مردمـان موصل بـود و به همین سبب ابن شَعّـار (نک‍ : زركلی، 1/ 62) از او به ابن دنینیر موصلی یاد می‌كند. از دوران كودكی و ...
  • ابن دمینه | اِبْن دُمَینه، ابوالسَّری عبدالله بن عبیدالله، شاعر بدوی اوایل عهد عباسی. وی از قبیلۀ بنی عامر بن تیم‌الله (شعبۀ خَثْعَم) برخاسته بود. مادرش دمینه دختر حُذَیفه از قبیلۀ سَلول بود (ابوالفرج، 15/ 151). ابن قتیبه (2/ 617) و ابن عبدربه (6/ 80) نام او را عبیدالله ابن عبدالله ضبط كرده‌اند، اما هم زبیر بن بكّار كه ا...
  • ابن دهان، ابوبکر | اِبْنِ دَهّان، ابوبكر مبارك بن ابی طالب مبارك بن سعید معروف به وَجیه (د 16 شعبان 612 ق/ 10 دسامبر 1215 م)، ادیب، نحوی، مُقری و شاعر نابینای واسطی.
  • ابن دواس، ابوطاهر | اِبْنِ دَوّاس، ابوطاهر قمرالدوله جعفر بن علی بن دواس كُتامی مصری (د 530 ق/ 1136 م)، شاعر، هنرمند، موسیقی‌دان و از ظریفان مشهور عصر خود. ابن‌دواداری او را ابوطاهر بن دوّاس القنا یا القنّا معرفی كرده است (6/ 593). نخستین گزارشگر زندگی ابن دواس، عمادالدین كاتب است كه نسبتاً با تفصیل شخصیت ادبی و هنری او را ستوده...
  • ابن دهان، ابومحمد | اِبْنِ دهّان، ابومحمد سعید بن مبارك (494- شوال 569 ق/ 1101-5 مۀ 1174 م)، نحوی، لغوی، مفسر، ادیب و شاعر بغدادی. نسب او به كعب بن عمرو انصاری (یاقوت، 11/ 219) از صحابۀ پیامبر (ص) و از شاعران عرب می‌رسد. ذهبی ( سیر، 20/ 582) به نقل از ابن خلكان لقب او را ناصح‌الدین می‌داند، اما این موضوع در وفیات (ابن خلكان، 2/ ...
  • ابن درید | اِبْنِ دُرَید، ابوبكر محمد بن حسن بن درید ازدی (ح 223- 18 شعبان 321 ق/ 838- اوت 933)، لغت‌شناس، نحوی، ادیب و شاعر عرب. نسب او را همگان، از ابوطیب لغوی (ص 84) گرفته تا خطیب (2/ 195) و یاقوت ( ادبا، 18/ 127) به قبیلۀ ازد رسانده‌اند. این قبیلۀ بزرگ یمنی، پیش از ظهور اسلام، به عمان كوچید و به ازد عمان مشهور شد، خ...
  • ابن راعی | اِبْنِ‌راعی، محمد بن مصطفی ابن‌خداویردی (1119-1195 ق/ 1707-1781 م)، كاتب، ادیب و شاعر حنفی مذهب دمشقی. وی در دورانی می‌زیست كه نزد نویسندگان معاصر به «عصر انحطاط ادبی» شهرت دارد. آگاهی ما از زندگی وی محدود به آن مختصری است كه مُنَجّد («ترجمة جدیدة»، 693-694) از نسخۀ خطی سلك الدرر نقل كرده است. به گفتۀ مرادی ص...
  • ابن ربیب | اِبْنِ‌رَبیب، ابوعلی حسن بن محمد بن احمد تمیمی تاهَرْتی قیروانی (د 420 ق/ 1029 م، سال 430 ق در EI2 اشتباه است)، ادیب، لغوی، نحوی، شاعر، نسب‌شناس و قاضی تاهرت. سیوطی (1/ 525) ظاهراً به تبعیت از یاقوت، وی را ابن زبیب خوانده و این اشتباه به آثار متأخر نیز راه یافته است (مثلاً نک‍ : نویهض، 69). ابن فضل الله (11/ ...
  • ابن رداد | اِبْنِ رَدّاد، شهاب‌الدین ابوالعباس احمد بن ابی بكر مكی قرشی (748-821 ق/ 1347- 1418 م)، قاضی القضاة و صوفی شافعی مذهب زَبید. وی را از باب نسبت به نیایش، ابن ردّاد خوانده‌اند.
  • ابن رشیق | اِبْنِ‌رَشیق، ابوعلی حسن بن رشیق قیروانی (390 ق- ذیقعدۀ 456/ 1000-1064 م)، شاعر، ادیب، ناقدِ عصر ملوكِ صنهاجه در مغرب. پدرش رشیق، رومی الاصل و از بردگان آزاد شدۀ قبیله اَزْد بود (یاقوت، 8/ 110-112) كه در محمدیه (مسیله) از شهرهای مغرب به شغل زرگری (صیاغت) مشغول بود (قفطی، 1/ 298). ابن‌رشیق در مسیله متولد شد و ...
  • ابن رقیق |
  • ابن زباده | اِبْنِ زَباده، قوام‌الدین ابوطالب یحیی بن سعید شیبانی (522-594 ق/ 1128- 1198 م)، دولتمرد، ادیب و شاعر. برخی منابع عنوان مشهور او را ابن زیاده نوشته‌اند كه تحریف ابن زباده است. وی كه اصلش از واسط است در بغداد متولد شد (منذری، 1/ 315)، علوم ادب را نزد جوالیقی فرا گرفت (یاقوت، 20/ 17) و از ابوالحسن علی بن هبةالل...
  • ابن زبیر | اِبْنِ زُبَیر، ابوجعفر احمد بن ابراهیم ثقفی (627 ق- 708 ق/ 1230- 1308 م)، محدث، نحوی، قاری، مفسر، ادیب و مورخ اندلسی معاصر نصریان غرناطه. در جَیان كه موطن اجداد وی از جمله نیای بزرگش كعب بن مالك بود و در خانواده‌ای توانگر و معروف دیده به جهان گشود. دوران كودكی و نوجوانی را در همانجا گذراند و در 643 ق/ 1245 م ...
  • ابن زاکور | اِبْنِ زاكور، ابوعبدالله محمد بن قاسم بن محمد بن عبدالواحد ابن احمد (ح 1075-20 محرم 1120 ق/ 1665-11 آوریل 1708)، ادیب، فقیه، عارف، شاعر و مورخ. وی در فاس در خاندانی سرشناس به دنیا آمد كه تا این زمان نیز شهرت خود را همچنان حفظ كرده‌اند (گنون، المنتخب، 11). هنوز خردسال بود كه در فاس ــ كه آن هنگام از مراكز علمی...
  • ابن زبعری | اِبْنِ زِبَعْری، عبدالله از برجسته‌ترین شاعران مخضرم قریش و از سرسخت‌ترین دشمنان پیامبر (ص) كه در 8 ق/ 629 م اسلام آورد. وی از بنی سهم بن فهر بود كه مانند دیگر قریشیان بنی كنانه در مكه و اطراف آن سكنی داشتند.
  • ابن رومی | اِبْنِ رومی، ابوالحسن علی بن عباس (2 رجب 221- 28 جمادی‌الاول 283 ق/ 21 ژوئن 836-12 ژوئیۀ 896)، شاعر بزرگ عرب.
  • ابن زبیر | اِبْنِ‌زَبیر، ابوكثیر عبدالله بن زبیر بن اشیم اسدی (د ح 75 ق/ 694 م)، از شاعران دوران بنی امیه. وی غیر از عبدالله بن زبیر راوی است كه نام او در كتب رجال آمده. ابن زبیر از خاندان بنی اسد بود و در كوفه به دنیا آمد (ابوالفرج اصفهانی، 14/ 217). برخی كنیۀ او را ابوبكر (حصری، 3/ 837) و برخی ابوسعد یا ابوسعید (ابن ع...
  • ابن زریق | اِبْنِ زُرَيْق‌، ابوالحسن‌ علی‌ (د ح‌ 420 ق‌/ 1029 م‌)، شاعر بغدادی‌. تذكره‌نويسان‌، بيشتر به‌ بحث‌ دربارۀ قصيدۀ مشهور «عينيّۀ» وی‌ پرداخته‌ و شرح‌ احوال‌ او را فرو نهاده‌اند. به‌ اين‌ جهت‌ امروز تنها اطلاعی‌ كه‌ دربارۀ زندگی‌ او در دست‌ است‌، حكايتی‌ است‌ كه‌ بيشتر به‌ افسانه‌ مانند است‌: او از عراق‌ ظاهراً ...
  • ابن زقاعه | اِبْنِ زُقّاعه‌، ابواسحاق‌ برهان‌الدين‌ ابراهيم‌ بن‌ محمد غَزّی‌ (745- ذيحجۀ 816 ق‌/ 1344- مارس‌ 1414 م‌)، اديب‌، شاعر، منجم‌ شافعی‌‌. برخی‌‌ تولد او را در 724 ق‌ نوشته‌اند (ابن‌ تغری‌ بردی‌، المنهل‌، 1/ 152؛ سخاوی‌، 1/ 130؛ تونكی‌‌، 4/ 333)، اما آنچه‌ را ما ذكر كرده‌ايم‌، مقريزی‌ (4(1)/ 278) و ابن‌ حجر (7/ 1...
  • ابن زقاق | اِبْنِ‌زَقّاق‌، ابوالحسن‌ علی‌ بن‌ عطية الله‌ (د ميان‌ 528-530 ق‌/ 1134-1136 م‌)، شاعر عصر مرابطون‌ در اندلس‌. او ظاهراً به‌ علت‌ حرفۀ پدرش‌ (مَشك‌سازی‌) به‌ ابن‌زقاق‌ معروف‌ شده‌ است‌ (دیرانی، 28- 29). او را ابن حاج نیز لقب داده‌اند (مراكشی‌، 5/ 265). به‌ رغم‌ شهرت‌ نسبی‌ وی‌ دانسته‌های‌ ما از زندگی‌ و احوال...
  • ابن زمرک | اِبْنِ زَمْرَك، يا ابن زُمْرَك ابوعبدالله محمد بن يوسف صريحی (733- پس از 795ق / 1333- پس از 1393 م)، وزير، كاتب و شاعر اندلسی. در مآخذ كهن به ضبط دقيق نام وی اشاره نشده است، اما محققان معاصر آن را به صورتهای گوناگون: ابن زمرك (مونرو، 346)، ابن زُمرُك (بلاشر، GAL, S, II/ 370; 499) و يا هر دو صورت آن (پالنسيا، ...
  • ابن ساعاتی | اِبْنِ‌ساعاتی‌، ابوالحسن بهاءالدين علی بن محمد بن علی بن رستم بن هَردوز خراسانی (553-604 ق‌/ 1158- 1208 م‌)، شاعر ايرانی تبار و عرب زبان معاصر ايوبيان‌. مآخذ موجود شرح حال كاملی از او به دست نداده و اغلب به ذكر نام و يا نقل اشعاری از وی اكتفا كرده‌اند. ابن‌ابی‌اصيبعه و ابن خلكان‌، نخستين كسانی هستند كه به شرح...
  • ابن ساعاتی | اِبْنِ ساعاتی، فخرالدين رضوان (ياقوت، 11/ 141: رمضان) ابن محمد بن علی بن رستم بن هَردوز خراسانی (د 618 ق/ 1221 م)، پزشك، اديب، آشنا به علوم موسيقی، منطق، حكمت و مكانيك (دربارۀ پدر ابن‌ساعاتی نک‍ : ه‍ د، ابن‌ساعاتی، بهاءالدين). فخرالدين در دمشق به دنيا آمد و در همين شهر نزد رضی‌الدين ابوالحجاج يوسف بن حيدر رحب...
  • ابن سباع |
  • ابن زیدون | اِبْن‌زَيْدون، ابوالوليد، احمد بن عبدالله بن احمد بن غالب بن زيدون مخزومی (394-463 ق/ 1003-1070 م)، شاعر و كاتب اواخر عصر اموی و اوايل دورۀ ملوك‌ الطوايف در اندلس. با آنكه اطلاعات بسياری از زندگی او در دست است، هنوز پاره‌ای جزئيات مهم زندگی او، به ويژه آنچه مربوط به تحولات دورۀ فتنه و حكومت بنی جهور در قرطبه ...
  • ابن سراج | اِبْنِ سَرّاج، ابوبكر محمد بن سَری بن سهل (د ذیحجۀ 316 ق/ 929 م)، نحوی، ادیب و شاعر بغدادی. تاریخ و محل ولادت او روشن نیست و دربارۀ تحصیلات او تنها می‌دانیم كه در كودكی به مجلس درس ابوالعباس مبرّد نحوی معروف راه یافت و به دلیل هوش سرشار به زودی مورد توجه خاص او قرار گرفت (یغموری، 342؛ یاقوت، 18/ 197). یغموری ...
  • ابن سراج | اِبْنِ سِراج، ابوالحسين سِراج بن عبدالملك بن سِراج بن عبدالله (439- جمادی‌الآخر 508/ 1047- نوامبر 1114). اديب، شاعر، نحوی، لغوی و فقيه مالكی عصر ملوك الطوايف در اندلس.
  • ابن سرایا |
  • ابن سعدان | اِبْنِ سَعْدان‌، ابوجعفر، محمد ضَرير (161-231 ق‌/ 778- 846 م‌)، قاری‌ و نحوی‌ نابينا. وی‌ در بغداد زاده‌ شد و همانجا مسكن‌ گزيد. در نحو پيرو مكتب‌ كوفه‌ بود و از همراهان‌ و همنشينان‌ كسايی‌ به‌ شمار می‌آمد و در مجالس‌ بحث‌ وی‌ شركت‌ می‌جست‌ و نيز در قضيۀ معروف «زنبوريه‌» كه‌ موضوع‌ بحث‌ و اختلاف‌ ميان‌ سيبويه...
  • ابن سکیت | اِبْنِ سِكيّت، ابويوسف يعقوب بن اسحاق (186-244 ق/ 802- 858 م)، لغوی، نحوی، راوی ايرانی‌تبار شيعی. سكيت لقب پدرش اسحاق بود كه به سبب افراط در سكوت بدان ملقب گرديد (قفطی، 1/ 220). ابن‌سكيت در دورق، از شهرهای خوزستان، به دنيا آمد و سپس همراه خانواده‌اش راهی بغداد شد (صدر، 155). برخی نيز ولادت او را با اظهار تردي...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: