ابن ابی شنب
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
چهارشنبه 4 تیر 1399
https://cgie.org.ir/fa/article/222749/ابن-ابی-شنب
پنج شنبه 11 اردیبهشت 1404
چاپ شده
2
اِبْنِ اَبی شَنَب، محمّدبن عربی (1286-1347ق / 1869- 1929م)، ادیب و پژوهشگر الجزایری. نام او بهصورت الجزایری آن ابن شنب است كه در میان فرانسویان و از آنجا در زبانهای دیگر، بهصورت بن شنب شهرت یافته است. گویا نیاكان محمد از افسران ترك بودند كه به مصر اعزام شده بودند. بعدها شاخهای از آنان، به الجزایر كوچید. پدر وی در اطراف المدیه به كار كشاورزی مشغول بود و محمد خود در تُقْبو از دهكدههای المدیه، زاده شد.محمد كار آموزش را از مكتب آغاز كرد و سپس به ترتیب در مدرسۀ فرانسوی المدیه، كالج (مدرسۀ) آن شهر (كه امروز دبیرستان بن شنب نام گرفته) و دانشسرای الجزایر درس خواند و در 1305ق / 1888م (19 سالگی) در یكی از دهكدههای المدیه به آموزگاری مشغول شد و پس از چهار سال، به الجزایر انتقال یافت. وی طیّ شش سال تدریس زبان فرانسه به كودكان مسلمانان با كوشش و پشتكاری شگفتآور، در مدارس و مساجد و دانشكدهها و حتی نزد معلمان خصوصی به فراگیری علوم گوناگون همت گماشت و فرهنگ و ادب عربی، منطق، حكمت، حدیث، رجال و همچنین زبانهای عبری، لاتین، اسپانیایی، آلمانی، فارسی و تركی را خواند و از هریك تا حدّ نیاز بهره برد. از میان استادان او، نام رنه باسه از همه مشهورتر است. در 29 سالگی به استادی مدرسۀ قسنطینه برگزیده شد و دستور زبان عربی و فقه را به زبان عربی درس داد. در 1319ق به مدرسۀ الجزایر انتقال یافت و مدت 25 سال در آنجا ماند و در آغاز، زبان عربی، عروض، آیین ترجمه و علومی از این قبیل تدریس كرد. در 1326ق / 1908م كه دانشگاه الجزایر افتتاح شد، وی با حفظ سمت در «مدرسه»، در دانشكدۀ ادبیات آن دانشگاه به تدریس پرداخت. از آن پس نام بن شنب نه تنها در الجزایر، بلكه در سراسر جهان به خاورشناسی معروف گردید و آثار متعدد او یكی پس از دیگری انتشار یافت و مقبول پژوهشگران اروپایی افتاد. او در 1338ق به عضویت فرهنگستان دمشق برگزیده شد. دو سال بعد دانشگاه الجزایر درجۀ دكترای ادبیات به او داد. همان سال دولت فرانسه، نشان «صلیب لژیونِ افتخار» به او بخشید و عاقبت در 1342ق در دانشگاه الجزایر به جای رنه باسه بر كرسی ادبیات عرب تكیه زد.شخصیت بن شنب از آن جهت قابل ستایش است كه از یك سو توانست از روش كار پژوهشگران اروپایی كه با وی دوستی داشتند، به بهترین وجهی بهره گیرد و آثار خود را با دقت و موشكافی و بیطرفی عالمانه بیاراید و از سوی دیگر، احترام و اعتقاد شدید خود را نسبت به محیط الجزایر حفظ كند. او نه در ظاهر خود تغییری داد و نه از پایبندی به آیینهای اسلامی سر باز زد و نه از اهدافی كه مسلمانان الجزایر داشتند، چشم پوشید. با اینهمه، دانش او در زبان فرانسه، چیزی از دانش وی در زبان عرب كم نداشت.وی تقریباً در همۀ زمینههای علوم انسانی تبحّر داشت و در باب هر یك نیز اثری به جای گذاشت. بسیاری از این تألیفات را مستقیماً به فرانسه نوشت و بسیاری از آثار كهن را نیز به این زبان برگرداند. تسلط او بر زبان فرانسه چنان بود كه حتی ضربالمثلهای عامیانۀ الجزایری و مغربی را هم ترجمه كرد. فهرستی كه از آثار او خواهیم آورد، نشان از وسعت معلومات و پرباری شگفت او دارد، چنانكه میتوان گفت شمال افریقا از آن پس مردی به وسعت و عظمت او نیافریده است.بن شنب در 27 رجب 1347ق / 9 ژانویه در پایتخت الجزایر درگذشت و پیكر او در گورستان سیدی عبدالرّحمن ثعالبی، نزدیك «مدرسۀ» الجزایر با تجلیل بسیار و ایراد سخنرانیهای فراوان به خاك سپرده شد. پس از مرگ او، نخست مجلّۀ النّجاح قسنطینه، ذیقعدۀ 1347ق / آوریل 1929م، سپس مارتینو و ژرژ مارسه در «مجلّۀ افریقایی» (سه ماهۀ اول 1929م) و بعد آلفردبل در «مجلۀ آسیایی» (آوریل ـ ژوئن 1929م) گزارشهای نسبتاً مفصّلی در شرح احوال و آثار او نوشتند. پس از آن جراید و مجلاّت و مجموعههای فرهنگی به گفتوگو دربارۀ او پرداختند و عبدالرّحمن جیلانی در 1351ق یادنامهای با نام ذكری الدّكتور محمّد بن ابیشنب در الجزایر انتشار داد. ظاهراً كاملترین شرح حال و كتابشناسی مربوط به بن شنب آن است كه حاج صدوق در «دائرةالمعارف اسلام» نوشته است .
بن شنب كتابها و مقالات بسیاری نوشته و شماری از متون كهن عربی را تصحیح كرده است، از جملۀ آنهاست: 1. الأمثال العامیة الدّراجة فی الجزائر و التّونس و المغرب، با ترجمۀ فرانسه، 3 ج، پاریس، 1904م؛ 2. تحفة الأدب فی میزان أشعار العرب، الجزایر، 1906، 1928م، پاریس، 1954م؛ 3. «شخصیتهای مذكور در اجازۀ شیخ عبدالقادر فاسی»؛ 4. «زندگی شهری مسلمانان الجزایر»، به فرانسه؛ 5. ترجمۀ و نشر البستان، تألیف ابنمریم؛ 6. «فهرست نسخههای خطی عربی مسجد جامع الجزایر»؛ 7. «واژههای تركی و فارسی در لهجۀ الجزایری»، به فرانسه.افزون بر این شماری از آثار كهن عربی را به چاپ رسانده است و نیز تعدادی مقاله از او در دست است كه در مجلاّت و مجموعهها انتشار یافته است (EI2). وی 64 مقاله از مقالات چاپ اول «دائرةالمعارف اسلام» را هم نوشته است.بن شنب در شعر و نثر ادبی نیز گاه ذوق خود را به آزمایش نهاده است در اوراق بازمانده از او تعدادی قطعه و قصیده و متونی در نثر مسجّع به دست آمده كه همه را عبدالرّحمن جیلانی در یادنامۀ وی به چاپ رسانیده است.
در متن مقاله.
آذرتاش آذرنوش
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید