مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • حافظ اصفهانی | حافِظِ اِصْفَهانی، مولانا محمد، مهندس سدۀ 9-10ق / 15-16م. از شرح حال او جز اشارات اندکی که خود در نتیجةالدوله (نک‍ : دنبالۀ مقاله) آورده است، هیچ نمی‌دانیم.
  • جام جم | جامِ جَم، جام ویژۀ جمشید با 3 ویژگیِ می‌نوشانی، پیوند داشتن با روان نیاکان و جهان‌نمایی، با عنوانهایی چون جام جهان‌نما و جام گیتی‌نما، که به فریدون، کیکاووس، کیخسرو و جز آنها نیز نسبت داده شده‌است.
  • رنگین کمان | رَنْگینْ‌کَمان، یا قوس قزح، پدیدۀ طبیعی آسمانی به شکل کمانِ چندرنگ که در فرهنگ مردم با باورهای گوناگونی همراه است.
  • جشن | جَشْن، آیینی با آداب گوناگون و بیشتر شادی‌آور. جشن را بزم، سور، شادی، عیش، و عید نیز می‌گویند (برهان ... ؛ لغت‌نامه ... ).
  • حاج علی خان مقدم مراغه‌ای | (ح 1221-1284ق / 1807-1867م)، از دولتمردان عصر قاجار. سلسله نسب حاج علی خان را فرزند بزرگش، عبدالعلی خان ادیب الملک (نک‍ : ص 1580)، به واسطۀ 7 پشت به بردی بیگ، نوادۀ جوجی، پسر چنگیزخان مغول رسانده، و آورده است
  • سنگ قبر | سنگی که برای نشان بر قبر میت می‌گذارند و کتیبه‌های آن دربرگیرندۀ اطلاعاتی دربارۀ میت و گاه افزوده‌های هنری است.
  • ترازو | وسیله‌ای برای اندازه‌گیری وزن اجسام. طرز کار ترازوها بر پایۀ قوانین اهرم و تعادل است و بیشتر آنها منضماتی با نام وزنه دارند.
  • خوس دوزی | خوسْ‌دوزی، یا خوص‌دوزی، نوعی سوزن‌دوزی که در مناطق جنوب ایران به‌ویژه استان هرمزگان معمول است. خوص در لغت به معنای برگ خرما، نارگیل و امثال آن است ( لغت‌نامه ... ، ذیل واژه)، اما در خوس‌دوزی، خوس به نوار باریک نقره‌ای یا طلایی رنگی گفته می‌شود که با گذراندن آن از سوراخهای پارچۀ توری و ایجاد نقشهای ویژه، انواع...
  • دیو | دیو، عنوان بعضی از خدایان اساطیری و کهن قوم آریا، که با دگرگونی به موجوداتی اهریمنی، در پیکر انسان و حیوان بلندقامت، تنومند و ترسناک به حماسه‌ها و داستانها راه یافته‌اند.
  • آتش | آتَش، از عناصر چهارگانه و پدیده‌ای مقدس در فرهنگ ایرانیان که از دیرباز دربارۀ آن باورها و اعتقادات متنوعی پدید آمده است.
  • چهارمقاله | نام و عنوان مشهور کتاب مجمع النوادر و یکی از بهترین نمونه‌های آثار منثور زبان فارسی (همایی، 100؛ صفا، 2 / 961-962)، تألیف ابوالحسن نظام‌الدین ــ یا نجم‌الدین ــ احمد بن عمر بن علی سمرقندی معروف به نظامی عروضی، نویسنده و شاعر سدۀ 6 ق / 12م.
  • درختان مقدس | درختانی که از دیرباز به سببهای گوناگون در ذهنیت فرهنگی مردم سرزمینهای جهان، قداست و تبرک یافته‌اند.
  • زال | زال، پدر رستم و فرزند سام، و نماد خردمندی در شاهنامه و برخی داستانهای پهلوانیِ پیروِ شاهنامه و طومارهای نقالی. زال با نام دستان و نیز با صفت زر و به‌صورت زال زر در بسیاری از روایتها آمده است (نک‍ : انجوی، مردم و شاهنامه، 8- 9، 101، جم‍‌ ).
  • ارسطو | اَرَسْطو، یا اَرِسْطو، فیلسوف مشهور یونانی (384-322ق‌م).
  • ابوحنیفه | نعمان بن ثابت (80-150 ق / 699-767 م)، فقیه و متكلم نامدار كوفه و پایه‌گذار مذهب حنفی از مذاهب چهارگانۀ اهل سنت. حنفیان او را «امام اعظم» و «سراج االائمه» لقب داده‌اند.
  • اثیر | عربی شدۀ ‌واژۀ آیثر یونانی. به گفتۀ ارسطو پیشینیان اثیر را جسمی می‌دانستند كه جاودانه در حركت است، دارای طبیعت خدایی است، و باعناصر زمینی فرق دارد (متئورلوگیكا، كتاب I، فصل 3، ص 339b، سطر 25).
  • پاییز | فصل سوم از فصلهای چهارگانۀ سال خورشیدی، مرکب از ماههای مهر، آبان و آذر (برجهای میزان / ترازو، عقرب / کژدم، و قوس / کمان).
  • امامیه | اِمامیّه، عنوان یكی از مذاهب اسلامی كه نقشی اساسی در شكل‌گیری فرهنگ و تمدن اسلامی ایفا كرده است.
  • خانقاه | خانِقاه، مکان تجمع یا اقامت صوفیان که در آن گرد می‌آمدند یا برای مدتی در آن مقیم می‌شدند و با نظارت شیخ خانقاه به عبادت، خلوت‌نشینی و تزکیۀ نفس می‌پرداختند.
  • سوگند | یا قسم، گفتاری که برای تأکید در اثبات یا نفی عملی بر زبان آورده می‌شود، و انواع متفاوتی دارد که معمولاً مؤثرترین آنها با آداب و آیینهایی خاص همراه است.
  • ازبکستان | اُزْبَکِسْتان [ozbakestān]، کشوری در بخش میانی آسیای مرکزی، با نام رسمی جمهوری ازبکستان.
  • ابلیس | اِبلیس، نام خاص (عَلَم) برای موجودی كه از فرمان خدا سرباز زد و از درگاه وی رانده شد. نیز اسمی‌ عام برای شیاطین. دربارۀ ابلیس از دیدگاههای مختلف می‌توان بحث كرد. در این مقاله، از ابلیس در 4 بخش سخن رفته است: I. در لغت و ادب عربی، II. در قرآن، III. در كلام، IV. در ادب فارسی و عرفان.
  • خاور دور | خاوَرِ دور، یا شرق دور، اصطلاحی جغرافیایی که اروپاییان در سدۀ 19 م، برای مشخص کردن کشورهای آسیای شرقی وضع کردند.
  • تقلید، نمایش | از گونه‌های اصلی نمایشهای شادی‌آور انتقادی.
  • احمد موسی | اَحْمَدْ موسى، نگارگر نوآور و صاحب مکتب ایرانی در سدۀ 8ق/ 14م. نام او نخستین ‌بار در مقدمۀ مرقع بهرام میرزا صفوی ــ گردآوری شده در951ق ــ درشمار نگارگران روزگار ایلخانان مغول آمده است. دوست محمد در آن مقدمه گزارشی از نگارگری و نگارگران ایرانی از روزگار ساسانیان تا عصر خود می‌دهد که بخش مربوط به دوران ابوسعید ...
  • خال | خال، نقطه‌ای غالباً تیره، سیاه و ناهمگون با رنگ زمینه، بر اندام انسان، حیوان یا بر روی اشیاء. خال واژه‌ای است عربی با معانی متعدد
  • حجاب | حِجاب، مفهومی ‌برآمده از قرآن کریم و فقه اسلامی ‌و ساخت يافته در فرهنگ ملل اسلامی‌که ناظر به پوشش شرعی در مقابل نامحرم، به‌ويژه برای زنان است.
  • خاک | خاک، بخشی از لایۀ رویین کرۀ زمین، با نقشی زندگی‌بخش، زایا و مؤثر در زندگانی و فرهنگ مردم. این واژه در اصطلاح بر زمین، و در تداول عام برحسب مورد به کشور، قبر، و گور نیز اطلاق می‌شود
  • چرخ و فلک |
  • رحمن | در تداول فارسی رحمان، اسمی از اسماء الٰهی که پس از الله، مهم‌ترین نام در قرآن کریم است؛
  • افریقا | یا آفریقا، دومین قارۀ كرۀ زمین از نظر وسعت پس از آسیا.
  • ابوعلی فارمدی | فضل‌ بن محمد بن علی (407-477 ق / 1016-1084 م)، از عارفان و واعظان نامبردار طوس.
  • ذات الکرسی | صورت فلکی شمالی کوچکی میان مدار قطبی و مدار رأس سرطان، و از صورتهای فلکی باستانی که در اخترشناسی کهن به‌شکل بانویی نشسته بر صندلی انگاشته می‌شد.
  • آرایش | آرایِش، آراستن، پیراستن و زینت‌کردن چهره و موی و اندام با رنگها و زیورهای گوناگون.
  • جغرافیا | یا جغرافی، نامی یونانی که از دو واژۀ گئو2، به معنای زمین و گرافی (گرافین3) به معنای نگاره، رسم، وصف و یا نقشه ترکیب یافته است (بریتانیکا، ذیل جغرافی4).
  • حیدربابایه سلام | حِیْدَرْبابایه سَلام، منظومه‌ای به زبان ترکی آذری از شاعر معاصر، شهریار. این منظومه در 76 بند منطبق با زبان گفتاری، در قالب مخمس سروده شده...
  • برشنوم | یا نُشْوَه، برشنوم نُه‌شبه، از مراسم مذهبی زردشتیان، شامل اعمال غسل زردشتی، تطهیر نوموبدان در مراسم نوزود، تطهیر حمل‌کنندگان جسد، و پاک‌نمودن زهدان زنان.
  • اندلس | اَنْدَلُس، نامی كه مسلمانان به بخشی از شبه جزیرۀ ایبری، در كنار مدیترانه، واقع در جنوب اسپانیا و جنوب شرقی پرتغال و گاه به تمام آن داده‌اند. اندلس از نام واندالها، قبیله‌ای از مردم ژرمن، گرفته شده است كه در اوایل سدۀ 5 م، پس از تجزیۀ امپراتوری روم غربی، چندی در جنوب اسپانیا سكنى گزیدند (عنان، 1/ 17، 50-51). ا...
  • پنجه مریم | گیاهی زیبا و خوش‌بو با کاربردهای درمانی و آیینی در فرهنگ مردم ایران.
  • ابراهیم خان ظهیرالدوله قاجار | اِبْراهیمْ خانِ ظَهیرالدّولۀ قاجار (د 1240 ق / 1825 م)، پسر عم، پسر خوانده و داماد فتحعلی شاه و از امیران و فرمانروایان اوایل دورۀ قاجاریه. او فرزند مهدی قلی خان پسر محمدحسن خان برادرزادۀ آقا محمدخان قاجار بود كه پس از درگذشت یا قتل پدرش در جوانی در 1198 ق / 1784 م در جریان محاصرۀ استراباد توسط زندیان، به فرم...
  • فال گوش | فالْ‌گوش، یا فال‌گوش‌ایستادن و فال‌گوش‌نشینی، نوعی تفأل و از آداب و مراسم چهارشنبه‌سوری.
  • خرف خانه | خِرِفْ‌خانه، کلبه‌هایی ساخته‌شده از سنگ که گفته می‌شود در گذشته، عشایر کوچ‌رو به هنگام ییلاق و قشلاق، سالمندان بیمار یا ناتوان از پیمودن ادامۀ مسیر را همراه مقداری آب و خوراک در آنها می‌گذاشتند و خود، مسیر کوچ را ادامه می‌دادند.
  • اسماعیل صفوی، شاه | اسماعيلِ صفوی، شاه \ šāh esmāˀil-e safavi\ ، نام سه تن از شاهان سلسلۀ صفویه:
  • الیگودرز | اَلیگودَرْز، شهرستان و شهری در استان لرستان.
  • شال اندازی | رسمی کهن برای درخواست هدیه، خواستگاری و نامزدبازی. این سنت عمدتاً در شب چهارشنبه‌سوری، شب عید نوروز یا شب قبل از آن، و شب یلدا برگزار می‌شود.
  • تریاق | یا دریاق، معرب واژۀ یونانی θηpıαkή (و نیز: θηpıαkòν صورتهای مؤنث و خنثى از واژۀ θηpıαkóς، بعدها در لاتینی به صورت thēriacus، فرانسه: thériaque، انگلیسی:theriac / treacle ) به معنی پادزهرِ1 [گزشِ] θηpíoν (مصغر = θήp = دَد، جانور وحشی؛ نک‍ : «واژه ‌نامۀ انگلیسی...2»، ذیل theriac ؛ «واژه‌نامۀ لاتینی...3»، ذیل th...
  • تیموریان | تِیْموریان، عنوان خاندان حکومتگری که نزدیک به یک و‌ نیم سده از نیمۀ دوم سدۀ 8 تا آغاز دهۀ دوم سدۀ 10ق، بر ماوراءالنهر، ایران، افغانستان، عراق و شام فرمانروایی کردند.
  • عباس دوس | عَبّاسِ دوس، یا دَبس، نام گدایی مشهور در فرهنگ عرب که آوازۀ طمع‌کاری و سماجت او به داستانها و مثلهای فارسی نیز راه یافته است.
  • خوارزمشاهیان | سلسله‌ای ترک‌تبار از فرمانروایان مسلمان خوارزم (490- 628 ق / 1097-1231 م) بر این منطقه، و سپس بخش وسیعی از ایران، که نخست تحت حمایت و تابعیت سلاجقۀ بزرگ، و آنگاه به‌استقلال فرمان راندند و با هجوم مغولان به ایران منقرض شدند.
  • آل باوند | آلِ باوَنْد، سلسله‎ای از امیران محلی مازندران، منسوب به باوندی شاپور، احتمالاً از نوادگان قباد، شاه ساسانی، که میان سالهای 45-750ق / 665- 1349م، به نام اسپهبدان یا شاهان مازندران در 3 دوره بر بخشهایی از مازندران و گیلان فرمان راندند. سابقۀ تاریخی: قباد ساسانی پس از درهم شکستن رومیان و سرکوب کردن قبایل هون، با...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: