مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • زکریا | زَکَریّا، یا زکریای نبی، عنوان زکریا بن برخیا بن عِدّو (سدۀ 6 ق‌م)، از انبیای نامدار بنی‌اسرائیل که کتـابی به نام او در بخش انبیای کتاب مقدس عبری و عهد عتیق موجود است.
  • زکریا، پدر یحیی | زَکَريّا، پدر یحیى، از صالحان قوم بنی‌اسرائيل نام‌برده‌شده در قرآن کريم. نام زکريا در قرآن 7 بار در سوره‌های آل‌عمران (3/ 37 ، 38)، انعام (6/ 85)، مريم (19/ 2، 7)، و انبياء (21/ 89)، و قصۀ آن حضرت، در کنار قصۀ حضرت مريم آمده است. براساس نوع بيان قصص در قرآن کريم، آنچه را دربارۀ زکريای نبی در آيات الٰهی است می...
  • زکرویه بن مهرویه | زَکْرَوَیْهِ بْنِ مِهْرَوَیْه، یکی از اولین داعیان اسماعیلی در عراق. اطلاعات چندانی دربارهٔ دهه‌های نخستین زندگی این داعی در دست نیست، اما دربارۀ دوران بعدی و فعالیتهای زکرویه به‌عنوان یک داعی اسماعیلی، به‌جز تاریخ طبری ــ که قدیم‌ترین منبع دربارۀ او ست ــ مطالبی در روایات جدلی ضد اسماعیلی آمده است. این روایا...
  • زکات | زَکات، مفهومی در فقه اسلامی ناظر به دهشی آيينی که فرد اجلای آن، پرداخت ده‌يک از مال معين است. اين دهش، فروع گسترده و پيچيدگیهايی در احکام دارد که بسط آن، فصل مهمی از فقه اسلامی را به خود اختصاص داده است. در تاريخ تمدن اسلامی، گردآوری زکات و توزيع آن، زمينه‌ساز ايجاد نهادی مدنی بوده است؛ همچنين سابقۀ ديرپای اي...
  • اصل لزوم | اَصْلِ لُزوم، اصل در عقودْ لزوم و پایبندی به آنها ست، مگر به علل قانونی غیرلازم و جایز باشد. اصل لزوم مورد اتفاق قانون‌گذار و بسیاری از فقها و حقوق‌دانان است، اما برخی با تردید در حاکمیت اصل مذکور، اصل را عدم لزوم دانسته‌اند، مگر لزوم آن ثابت گردد (نراقی، 13-14).
  • اصل محلی بودن قانون | اَصْلِ مَحَلّی بودَنِ قانون، نک‍ : اصل صلاحیت سرزمینی.
  • اصل مصونیت پارلمانی | اَصْلِ مَصونیَّتِ پارْلِمانی، مصونیت قانونی نمایندگان مجلس از تعقیب یا توقیف قضایی با هدف حمایت از اظهار نظرات و گفتار آنها.
  • اصول اربعه | اصول اربعه، نک‍ : اصل.
  • اصول محاکمات حقوقی | اُصولِ مُحاکِماتِ حُقوقی، نک‍ : آیین دادرسی مدنی.
  • اضرار | اِضْرار، نک‍ : لاضرر، قاعده.
  • اطلاق و عموم | اِطْلاقْ وَ عُموم، اصطلاحی رایج در اصول فقه، منطق و تفسیر. اطلاق به معنای رهایی و عموم به معنای شمول و فراگرفتن است. اطلاق در اصطلاح اصول فقه و علم حقوق به دلالت بر موارد شایع از یک جنس تعبیر می‌شود؛ عموم نیز ویژگی و حالت کلمه‌ای است که همۀ افرادی را که به آن نامیده می‌شوند، فرا گیرد.
  • اظهارنامه | اِظْهارْنامِه، وسیله‌ای برای اظهار رسمی مطالب به طرف دیگر، و دربردارندۀ مشخصات و نشانی اقامتگاه اظهارکننده، موضوع اظهارنامه، مشخصات و نشانی اقامتگاه مخاطب و خلاصۀ اظهارات و پاسخ آن. اظهارنامه در گذشته به صورت فرمهایی چاپی از طرف دادگستری تهیه و در اختیار متقاضیان قرار می‌گرفت و ولی امروزه اغلب به صورت الکترون...
  • رازی | رازی / râzi/ ، از گویشهای خراسان شمالی، که در شهر راز رایج است و از زیرشاخه‌های گویشهای ایرانی جنوب غربی به شمار می‌رود.
  • اصل تفکیک مقام تعقیب از تحقیق | اصْلِ تَفْکیکِ مَقامِ تَعْقیبْ اَزْ تَحْقیق، از اصول حاکم بر نظام دادرسی در نظام کیفری ایران.
  • زمین | زَمین، یکی از 8 سیارۀ منظومۀ خورشیدی. در زبان فارسی زمین افزون‌بر سیارۀ خاکی، معانی و تعابیری گوناگون، ازجمله سرزمین، سطح کرۀ خاکی، خاک، کشور، مملکت، مِلک، مُلک، تربت و جز اینها دارد و در ترکیبات مختلف، همچون زمین‌لرزه، زمین‌گیر و ایران‌زمین ( لغت‌نامه ... ) به کار می‌رود.
  • زمهریر | زَمْهَریر، واژه‌ای قرآنی که در روایات تفسیری با مفهوم سرمای شدید، در عرض دیگر عذابهای الٰهی، در شمار سخت‌ترینِ آنها در جهنم معنا شده است. مفاهیم برآمده از این دست روایاتْ سبب شده است تا زمهریر، با همان معنایِ نوعی از عذابهای جهنمی، در اندیشه و باور دین‌مدار مسلمانان جای یابد.
  • زمزم | زَمْزَم، چاهی در مکۀ معظمه، در کنار رکن اسود و مقام ابراهیم (ع)، بخش شرقی مسجدالحرام در مسعى که نزد مسلمانان اهمیت والایی دارد.
  • زمر | زُمَر، سی‌ونهمین سورۀ قرآن کریم. این سوره دارای 8 واحد موضوعی (ركوع)، 75 (یا 73) آیه، 170‘1 كلمه و 780‘4 حرف است (نک‍ : «تنویر ... »، 1/ 385). نـام مشهور آن از دو بـار تکرار كلمۀ شاخص «زمر‌» در قرآن‌ کریم، و تنها در اين‌ سوره از قرآن برگرفته شده است که می‌تواند ناظر به ساختار خاص سورۀ یادشده با دسته‌های گوناگ...
  • اصل حظر | اَصْلِ حَظْر، نک‍ : اباحه.
  • زمخشری |
  • اصل سری بودن تحقیقات مقدماتی | اَصْلِ سِرّی بودَنِ تَحْقیقاتِ مُقَدَّماتی، اصلی مبنی‌بر محرمانه بودن اقدامات قانونی از سوی مقامات قضایی به منظور حفظ ادلۀ جرم و جلوگیری از فرار متهم.
  • زمان شاه درانی |
  • اصل شخصی بودن مجازاتها | اَصْلِ شَخْصی بودَنِ مُجازاتها، از اصول اساسی حاکم بر مجازات که اِعمال هرگونه پاسخ کیفری در قبال عمل مجرمانه را فقط نسبت به شخصی که مرتکب جرم شده، جایز می‌داند. این اصل در ادبیات حقوق بین‌الملل به صورت «اصل مسئولیت فردی»2 تثبیت شده است. به‌رغم اینکه در برخی کاربردها، اصل شخصی بودن مجازات را در معنای «تناسب عق...
  • اصل حاکمیت قانون | اَصْلِ حاکِمیّتِ قانون، حاکمیت قانون ازجمله آرمانهای نظام سیاسی و اصول مکتب دستورگرایی است که به‌لحاظ تاریخی پیشینه در یونان باستان دارد. در آغاز برای بیان این مفهوم از واژۀ «ایزونومیا» استفاده می‌شد که معنای آن برابری در برابر قانون بدون توجه به ویژگیهای فردی بود. سپس این واژه به صورت «ایزونومی» به کار رفت ک...
  • زمان | زَمان، مفهومی در طبیعیات و از عوارض جسم و حرکت. فیلسوفان و دانشمندان در چیستی و تعریف، و حتى در واقعیت زمان اختلاف دارند، زیرا زمان به هیچ‌یک از حواس پنج‌گانه درک نمی‌شود و درعین‌حال ملازم همۀ ادراکات است. زمان نسبتی نیز با دهر (ه‍ م) و سرمد دارد که ساحت بی‌زمانی است و غالباً آنها را در سلسله‌مراتب عالم در طو...
  • زلزله |
  • زمام | زِمام، دیوانی مستقل و نیز یکی از دوایر هریک از دیوانها، که رشتۀ اصلی آن دیوان یا دوایر دیگر را در دست دارد.
  • اصل تاثیر مرور زمان در دعوی | اَصْلِ تأثیرِ مُرورِ زَمانْ دَرْ دَعْوی، اصلی حقوقی که بنابر آن پس از گذشت مدتی قانونی از زمان استحقاق مطالبۀ حقی توسط مدعی و عدم اقدام قانونی از سوی او، دیگر دعوی وی شنیده نمی‌شود یا اینکه بعد از گذشت مهلت قانونی از آخرین اقدام مدعی در پرونده، دعوی اقامه شدۀ وی ساقط می‌گردد.
  • اصل تخییر | اَصْلِ تَخْییر، بیان‌کنندۀ وظیفۀ عملی مکلَّف در هنگام شک میان دو الزام متقابل.
  • اصل تفکیک قوا | اَصْلِ تَفْکیکِ قُوا، از برجسته‌ترین اصول مؤثر بر قوانین اساسیِ دولتهای مدرن. این اصل در خالص‌ترین برداشت عبارت است از سرشکن کردن قدرت و حکومت میان قوای سه‌گانۀ مقننه، مجریه و قضائیه که عمدتاً با هدف جلوگیری از انباشتگی قدرت و استبداد حکومت صورت می‌گیرد.
  • نطنزی | نطنزی /natanzi /، از گویشهای مرکزی ایران، متعلق به گروه شمال غربی زبانهای ایرانی نو، که در قسمت قدیمی شهر نطنز، در کوهپایۀ شرقی کوه کرکس رواج دارد. نطنزی را که در میان مردم به آن «راسّا» یا «راسّه» گفته می‌شود، به‌سبب جمعیت بسیار کم گویشورانش که بیشتر آنها نیز سالمند هستند، باید گویشی درحال زوال به شمار آورد ...
  • استرداد مجرمان | اِسْتِرْدادِ مُجْرِمان، روندی براساس درخواست یک دولت از دولت دیگر برای تسلیم شخصی که بنابر قوانین دولت درخواست‌کننده و خارج از مرزهای دولت میزبان مرتکب عملی شده است که سزاوار محاکمه و مجازات است. استرداد بنابر ویژگی درخواست از سوی دولتِ درخواست‌کننده، از انواع دیگر انتقال اجباری اشخاص نامطلوب، مانند تبعید و ا...
  • استصحاب | اِسْتِصْحاب، یکی از ادله در برخی از مکاتب فقهی و یکی از اصول عملی در مکتب اصولی متأخر امامیه که عبارت است از صدور حکمی در یک موضوع بر پایۀ یقین پیشین در شک کنونی.
  • استصلاح | اِسْتِصْلاح، استنباط حکم بر مصلحت عام در مواردی که نص و اجماعی بر آن نیست و دلیلی بر اعتبار یا الغای آن نیز وجود ندارد.
  • استصناع | اِسْتِصْناع، اصطلاح فقهی به معنای طلب یا سفارش ساخت. از نظر فقهی هرکس به سازه‌ای نیاز داشته باشد، حق دارد ساخت آن را به هرکس که قادر بر ساخت آن باشد، سفارش دهد.
  • استعفا | اِسْتِعفا، نک‍ : استخدام.
  • استفاده بلاجهت | اِسْتِفادِۀ بِلاجَهَت، نک‍ : دارا شدن غیرعادلانه.
  • استفاضه | اِسْتِفاضِه، نقل حدیث توسط چند راوی و بسیار شنیدن خبر.
  • استقراع | اِسْتِقْراع، یا قاعدۀ قرعه، روشی برای تعیین مطلوب در شرایط شبهه و ابهام و در نبود دلیل شرعی و قانونی.
  • استقلال قضایی | اِسْتِقْلالِ قَضایی، آزادی عمل و عدم تأثیرپذیری ناروای قوۀ قضائیه از سایر قوا و منافع خصوصی یا حزبی.
  • استنباط | اِسْتِنْباطْ، استخراج حکم با استفاده از چهارچوبی روشمند.
  • استنطاق | اِسْتِنْطاق، نک‍ : بازجویی.
  • استنکاف | اِسْتِنْکافْ، اصطلاحی حقوقی در معنای خودداری مقام قضایی، به‌‌رغم وظیفۀ قانونی، از رسیدگی به شکایات و تظلماتی که براساس قانون نزد او برده شده است. این عمل جرم و برابر مادۀ 597 قانون مجازات اسلامی، مصوب 1375 ش، مجازات دارد. چنین شخصی در اصطلاح حقوقی، «مستنکف از احقاق حق» شناخته می‌شود.
  • استیفا | اِسْتیفا، بهره‌مندی از عمل یا منفعت مالِ غیر بدون عقد قرارداد و توافق. استیفا مصدر باب استفعال از ریشۀ «وفی» به معنای به‌جای آوردن، تمام فراگرفتن و تمام گرفتن است. همچنین استیفای حق یا مالِ خود از کسی به معنای گرفتن تمام مال یا حق خویش از او ست ( لغت‌نامه). استیفا در اصطلاح عبارت است از بهره‌مندی از عمل یا من...
  • استیناف | اِسْتیناف، نک‍ : تجدیِدنظر.
  • اسقاط | اِسْقاط، اصطلاح فقهی و حقوقی به معنای صرف‌نظر کردن صاحب حق از حق خود. اسقاط از مادۀ سقط به معنای افتادن، الغا، ایقاع (ابن‌منظور، فیروزآبادی، راغب، ذیل واژه) و در اصطلاح فقهی به معنای صرف‌نظر کردن مالکیت یا حقی از خود (اصالتاً) است. به عبارت دیگر هدف اولیه از انجام این عمل حقوقی، ازالۀ مالکیت یا حقی از خود است...
  • اسقاط کافه خیارات | اِسْقاطِ کافِۀ خیارات، نک‍ : خیارات.
  • اسکناس | اِسْکِناس، نک‍ : پول.
  • اسلحه | اسْلَحِه، نک‍ : سلاح.
  • اسم تجاری | اِسْمِ تِجاری، یا اسم تجارتی، عنوانی در حقوق تجارت که تاجر آن را برای تمایز مؤسسۀ تجاری خود از دیگر مؤسسات تجاری برمی‌گزیند. معمولاً اعتبار یک مؤسسۀ تجاری بستگی به اسم تجاری آن دارد. در قوانین ایران تعریفی از اسم تجارتی نشده است. شاید قانون‌گذار مفهوم اسم تجاری را امری بدیهی و روشن فرض کرده، ازاین‌رو صرفاً به...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: