مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آق حصاری | آق‎حصاری \āq-hesārī\، حسن‌ ‎بن طورخان ‌‎بن داوود ‌بن یعقوب، مشهور به «حسن کافی» (951-1025 ق / 1544-1616 م)، فقیه، ادیب و پژوهشگر. وی از مردم بوسنه بود. در آق‌حصار به دنیا آمد، بیش از 20 سال منصب قضاوت آنجا را برعهده داشت و در همان شهر درگذشت. زبانهای عربی، ترکی و فارسی را نیک می‎دانست (زرکلی، 2 / 194). پرهیزک...
  • اغوز | اغوز \oqūz\، نام قبیله یا در واقع اتحادیه‎ای مرکب از قبیله‎های ترک‌زبان که موطن اصلی آنها در شمال شرقی آسیای میانه و در کرانۀ شاخه‎هایی از رود ینی‎سئی در سرزمین مغولستان امروزی واقع بود.
  • اظهر، امامزاده |
  • آقا بابا خان، مدرسه | آقا بابا خان، مدرسۀ \madrese-ye āqā bābā xān\، یا مدرسۀ وکیل، اثری بازمانده از سدۀ 12 ق / 18 م در شیراز. این مدرسه به مسجد وکیل متصل است و در جنوب ‌شرقی آن قرار دارد (فرصت، 444؛ امداد، 199). درِ ورودی مدرسه در ضلع‌ جنوبی است. این بنا در اصل جزو بناهای کریم‌خانی است و ساخت آن که با مرگ پادشاه زند ناتمام مانده ...
  • اشتال، گئورگ | \eštāl\، گِئورگ اِرنْست (1660-1734 م / 1071- 1146 ق)، پزشک و شیمی‌دان آلمانی.
  • آقاسی | آقاسی \āqāsī\، حاجی میرزا عباس، پسر میرزا مسلم (1198- 1265 ق / 1784- 1849 م)، از طایفۀ بَیاتِ ایرْوان، سیاست‌مدار و صدراعظم دولت ایران (1251-1264 ق / 1835- 1848 م) در روزگار محمد شاه قاجار (سل‍ 1250-1264 ق / 1834- 1848 م).
  • الاقلیدسی | اَلْأُقْليدِسيّ، أبو الحسن أحمد بن إبراهيم، عالم الرياضيات المسلم الذي يبدو أنه كان يعيش في دمشق حوالي سنة 341ه‍ / 952م. ولم ترد أية إشارة إلى اسمه في المصادر المعروفة
  • افیون | افیون \afyūn\، معرب اُپیون یونانی، شیره یا عصاره یا صمغِ کپسولهای میوۀ خشخاش سیاه (پاپاوِر سُمنیفرِوم) که در گذشته به‌عنوان مسکّنی بسیار قوی و گاه زهری کشنده به کار می‌رفته است.
  • آقچورا | آقچورا \āqčūrā\، یوسف (1293-1354 ق / 1876-1935 م)، نویسنده، روزنامه‎نگار، مـورخ و سیاستمدار ترک. وی در شهر سیمبیرسک (اُلیانوفسک کنونی)، واقع در کرانۀ راست رود ولگای میانه، زاده شد. پس از گذراندن دورۀ تحصیلات در مدرسۀ نظام (حربیّه) (1314 ق / 1896 م) عضو ستاد ارتش شد، اما به‌سبب گرایش به جنبش ترکهای جوان از ارت...
  • اقبالیه | اقبالیه \eqbāliy(yy)e\، شهری کوچک در استان قزوین. این شهر در °36 و ´14 عرض شمالی و °49 و ´55 طول شرقی واقع است (مفخم، 1 / 260). اقبالیه دارای موقعیتی دشتی است و در بخش مرکزی شهرستان قزوین (سازمان ... ، 38) و 10 کیلومتری جنوب غربی شهر قزوین، بر سر راه اصلی این شهر به همدان و زنجان قرار دارد ( فرهنگ جغرافیایی ....
  • آسین پالاسیوس | \āsīn pālāsiyos\، یا آسین پالاثیوس، میگِل (1871-1944 م / 1250-1323 ش)، خاورشناس و پژوهشگر نامدار اسپانیایی.
  • آقا دربندی | آقا دربندی \āqā darbandī\، آخوند ملا آقا بن عابد بن رمضان‌علی بن زاهد شروانی، معروف به «فاضل دربندی حایری» (د 1286 ق / 1869 م)، فقیه، اصولی، رجالی، محدث، متکلم و واعظ شیعی امامی. دربندی در اخلاص و دوستی نسبت به اهل‌بیت پیامبر اسلام (ص)، به‌ویژه نسبت به امام حسین (ع)، شهرت بسیاری داشت (قمی، 153)، چنان‌که در رو...
  • اقبالیه | اقبالیه \eqbāliy(yy)e\، نام دو مدرسۀ معروف به «اقبالیۀ شافعیه»، و «اقبالیۀ حنفیه» در دمشق، مخصوص تعلیم و تعلم پیروان مذاهب شافعی و حنفی در آن دیار که در اوایل سدۀ 7 ق / 13 م، توسط جمال‌الدین اقبال (د 604 ق / 1207 م در قدس) از خادمان دولت ایوبی تأسیس شده، و به همو منسوب گردیده است (ابوشامه، 59؛ نعیمی، 1 / 158-...
  • آشتیانی، لهجه | \lahje-ye āštiyānī\، در طبقه‌بندی لهجه‌های ایرانی، آشتیانی از زمرۀ لهجه‌های مرکزی ایران به شمار می‌آید و با لهجه‌های وَفْسی و آمُره‌ای قرابت دارد (مقدم، 132؛ ایرانیکا، II / 848).
  • آقاجمال خوانساری | آقا‌جمال خوانساری \āqā-jamāl-e xānsārī\، جمال‎الدین محمد بن حسین بن محمد (د 1125 ق / 1713 م)، محدث، اصولی، حکیم، متکلم و فقیه امامی ایرانی. وی در حوزۀ علمیۀ اصفهان نزد پدرش، آقا‌حسین محقق خوانساری؛ دایی‎اش، ملا محمدباقر محقق سبزواری نویسندۀ ذخیرة المعاد؛ و ملا محمدتقی مجلسی (ه‍ م) درس خواند و سپس در همان حوزه...
  • الاقلیم التفاح | إقْليمُ التُّفّاح، مقاطعة في جنوب لبنان. كانت تُعدّ في
  • آق اردو | آق‎اردو \āq-ordū\، (اردوی سفید)، سلسله‎ای از خانها و قبایل و لشکریان تابع آنها، از نسل اورده (اوردا، هوردا)، پسر مهتر جوچی، پسر مهتر چنگیز، و نیز نام قلمرو و متصرفات آنان.
  • اصطبل | \establ\، جایگاه ستوران سواری، به‌ویژه اسب، یا ستورانِ باربر.
  • اشترینان | \oštorīnān\، شهری در شهرستان بروجرد در استان لرستان.
  • آقابزرگ | آقا‌بزرگ \āqā-bozorg\، مسجد و مدرسه‎ای بزرگ و باشکوه در کاشان، منسوب به ملا مهدی نراقی ملقب به آقابزرگ. این مسجد با هزینۀ مردی نیکوکار به نام حاج محمدتقی خانبان و پسرش در نیمۀ سدۀ 13 ق / 19 م، مقارن با پادشاهی محمد شاه قاجار (د 1264 ق / 1848 م) ساخته شده است (نراقی، 254؛ مصطفوی، 1 / 418). مسجد و مدرسۀ آقابزرگ...
  • آقانجفی | آقانجفی \āqā-najafī\، شیخ محمدتقی (1262-1332 ق / 1846-1914 م)، از علمای مشهور شیعی ایرانی. پدر وی شیخ محمدباقر، از دانشمندان روزگار خود بود و جد وی شیخ محمدتقی رازی، نویسندۀ هدایة المسترشدین، مقام اجتهاد و رهبری داشت (امین، 9 / 19؛ قمی، 2 / 6؛ حاج سیدجوادی، 1 / 57). آقانجفی مقدمات علوم را در محضر پدرش فرا گرف...
  • اکبر شاه، مقبرة | أَكْبَرشاه، مَقْبَرَة، من الأبنية المشهورة في سكندرة الهند
  • اصول خمسه | \osūl-e xamse\، عنوانی برای 5 اصل اعتقادی معتزله شامل توحید، عدل، وعد و وعید، منزلةٌ بین‌المنزلتین، و امر به معروف و نهی از منکر.
  • اصحاب اخدود | \ashāb-e oxdūd\، نام قومی که در قرآن کریم از آنان یاد شده است و غالب مفسران آنان را گروهی مؤمنانِ عذاب‌شده به‌دست کافران دانسته‌اند.
  • آقانجفی اصفهانی | آقانجفی اصفهانی \āqā-najafī-ye esfahānī\، محمدباقر (1234-1301 ق / 1819-1884 م)، فقیه و اصولی امامی، شهره به حُسن اخلاق و پرهیزکاری. آقا‌نجفی ابتدا در اصفهان، و سپس در عراق درس خواند. فقه را در نجف، نزد دایی‌اش، شیخ حسن کاشف‌الغطاء، و شیخ محمدحسن صاحب‌جواهر، و اصول را نزد شیخ مرتضى انصاری آموخت (مدرس، 3 / 404؛...
  • اشنویه | \ošnūye\، شـهـرسـتـان و شهری در اسـتـان آذربایجان غربی ( نشریه ... ، 5).
  • آشوریان |
  • اضافه | اصطلاحی در دستور زبان فارسی.
  • افلاس | افلاس \eflās\، اصطلاحی‌ فقهی‌ به‌ معنای تكافونكردن‌ دارايی‌ شخص‌ مديون‌ برای تأديۀ ديون‌ او. در برخی‌ تعاريف‌ فقهیِ افلاس‌ اين‌ قيد نيز وجود دارد كه‌ مرجع‌ قضايی‌ نيز حكم‌ به‌ حجر مديون‌ كرده‌ باشد. بحث‌ افلاس‌ و شروط و آثار مترتب‌ بر آن‌، در ابواب‌ مختلف‌ فقهی‌ چون‌ بيع‌، دين‌، رهن‌، حواله‌ و حجر آمده‌ است‌ ...
  • اصلی و کرم | \aslī-yo(va) karam\، افسانۀ عاشقانۀ کهنی که روایتهای گوناگونی از آن در فرهنگ و ادبیات عامیانۀ کشورهای آذربایجان، ارمنستان، ترکیه و برخی از کشورهای آسیای میانه رواج دارد.
  • آصف الدوله، میرزا صالح خان | \āse(a)f-od-dowle\، میرزا صالح خان باغمیشه‌ای (1270- 1348 ق / 1854-1930 م)، فرزند حاج میرزا مهدی، از دولتمردان مشروطه‌خواه ایران.
  • اضداد | \azdād\، جمع ضد، واژه‎هایی که در زبان عربی بر دو معنای متضاد دلالت می‎کنند.
  • اعتضادالسلطنه | اعتضادالسلطنه \eʾtezād-os-saltane\، عليقلی‌خان‌ (1234- 1298 ق‌ / 1819-1881 م)، از شاهزادگان‌ دانشمند و نوانديش‌ اواسط دورۀ قاجار و پنجاه و چهارمين پسر فتحعلی شاه
  • اصحاب صفه | \ashāb-e soffe\، گروهی از یاران پیامبر اسلام (ص) ــ از مهاجرین ــ که پس‌از هجرت به مدینه به‌سبب از دست دادن، یا رهاکردن خانه و دارایی و جایگاه خود در قبایل، با پذیرش فقر و تنگ‌دستی، به عبادت و تعلیم و تعلم و شرکت در جهاد روی آوردند (نک‍ : سراج، 132-133؛ بیضاوی، 1 / 267).
  • افلاج | افلاج \aflāj\، منطقه‌ای وسیع در جنوب سرزمین نجد. در گذشته این ناحیه، فلج خوانده می‌شد (ابراهیم حربی، 541؛ ابن‌خردادبه، 153؛ همدانی، 81؛ یاقوت، بلدان، 3 / 908). هم‌اکنون افلاج از توابع ناحیۀ عارض شمرده می‌شود (حمزه، 74-75) که از شمال به منطقۀ پِرک، از جنوب به مَقرَن، از شرق به جلگۀ البیاض، و از غرب به شن‌زارِ ...
  • اشترن | \eštern\، (در انگلیسی: اِستِرن)، اُتو (1888- 1969 م / 1266- 1348 ش)، دانشمند آلمانی‌تبار آمریکایی.
  • اشدود |
  • اصفهانی، سبک | \sabk-e esfahānī\، شیوه‌ای در معماری دورۀ اسلامی ایران.
  • اطعمه و اشربه | \atʾeme va ašrebe\، عنوان بابی از ابواب فقه که به بحث دربارۀ احکام خوردنیها و نوشیدنیها اختصاص دارد.
  • آقاخان کرمانی |
  • اشهین گاه | \ošahīn-gāh\، پنجمین گاه شبانه‌روز، از نیمه‌شب تا پگاه. اشهین از واژۀ اوستایی اوشه به معنی سپیده‌دم و فجر گرفته شده است (بارتولمه، 415-416).
  • افریدی | افریدی \afrīdī\، قبیلۀ بزرگ پشتون (= پتان، افغان) ساکن نواحی مرزی شمال غربی پاکستان و جنوب شرقی افغانستان.
  • اصطخاب | \estexāb\، اصطلاحی‌ در موسيقی‌ دوران‌ اسلامی‌ ايران‌. اصطخاب از مادۀ «صخب‌» به‌معنی‌ به‌ هم‌ (با هم‌) بانگ‌ كردن‌ (زوزنی‌، 486)، و اختلاط اصوات‌ (زمخشری‌، 349) است‌.
  • اشقلون |
  • اصالت ماهیت |
  • آصفی هروی | \āse(a)fī-ye heravī\؛ (853-923 ق / 1449-1517 م)، شاعر دورۀ تیموری و از معروف‌ترین شاعران هرات.
  • افضل الدین خونجی | افضل‌الدین خونجی \afzal-od-dīn-e xūnajī\‌، ابوعبداللٰه ‌محمد بن‌ نام‌آور بن عبدالملك‌ (جمادی‌الاول‌ 590-5 رمضان‌ 646 / مۀ 1194-22 دسامبر 1248)، دانشمند علوم‌ عقلی‌ ایرانی‌ و قاضی‌ در مصر. انتساب‌ او ظاهراً به‌ خونَج‌ (= خونا، خونه‌)، قصبه‌ای‌ در نزدیكی‌ زنجان‌ است‌ كه‌ نباید آن‌ را با خُنج‌، از توابع‌ لارستان...
  • افسر | افسر \afsar\، تخلص دو شاعر پارسی‌گوی که در سده‌های 11 تا 14 ق / 17 تا 20 م در ایران می‌زیستند:
  • اطفیش | \attafayyeš\، محمد بن‌ يوسف‌ بن‌ عيسیٰ‌ حفصی‌ عدوی مصعبی‌، ملقب‌ به‌ قطب‌الائمه‌ (1236-1332 ق / 1821- 1914 م)، فقيه‌ اباضی‌ مغرب‌.
  • افسوس | افسوس \efesūs\، از شهرهای یونان باستان، در ساحل غربی آناتولی، نزدیک لیدیا، در فاصلۀ 9 کیلومتری دریای اژه، و بزرگ‌ترین شهری که مهاجران یونانی در آناتولی تأسیس کرده بودند (سامی، 2 / 1001؛ دبا، 10 / 489؛ نیز نک‍ : مسعودی، 127؛ تاریخ ... ، 2(1) / 331).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: