مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اسناد | اَسْناد، یا اوراقِ تِجاری، در روابط تجاری اسناد و اوراق متعدد و متنوعی رایج است که هرکدام کاربردهای اقتصادی و آثار حقوقی خاص خود را دارند. این اسناد و اوراق را می‌توان بنابر برخی اشتراکات طبقه‌بندی و دسته‌بندی کرد. به این معنا اصطلاح اسناد یا اوراق تجاری، در دو مفهوم عام و خاص به کار می‌رود.
  • اسناد قرضه | اَسْنادِ قَرْضِه، نک‍ : اوراقِ قرضه.
  • اسیدپاشی | اَسیدْپاشی، جرمی که در آن با ترکیبی از نوعی مادۀ شیمیایی اقدام به جرح یا قتل دیگری صورت گیرد. تعبیر اسیدپاشی در 1879 م در فرانسه و پس از 16 موردِ پیاپی ارتکاب این عمل، برای نخستین‌بار از سوی جراید مورد استفاده قرار گرفت (ولش، 22).
  • اسیر جنگی | اَسیرِ جَنْگی، فردی نظامی یا مسلح که در نبرد، به‌ دست نیروهای دشمن افتاده باشد. براساس بند 1 مادۀ 43 پروتکل الحاقی شم‍ 1 (مورخ 12 دسامبر 1977 م/ 22 آذر 1356 ش) به معاهدۀ ژنو (مورخ 12 اوت 1949 م/ 22 مرداد 1328 ش) قاعدۀ واحد برای شناختن اسیران جنگی در مخاصمات مسلحانۀ بین‌المللی چنین است: همۀ نیروها، گروهها و وا...
  • اشاعه | اِشاعه (مالِ مُشاع)، نک‍ : اموال.
  • اشتباه | اِشْتِباه، اصطلاحی فقهی ـ حقوقی، به معنای پنداری نادرست از واقعیت یا تصوری خلافِ واقع. اشتباه از نظر تاریخی و در قالب نظریه‌ای مستقل در متون فقهی مطرح نشده است. گرچه با تدقیق در آرا و نظرات فقها آشکار می‌شود که شرایط و آثار اشتباه به روشنی در مسائل مدنی و کیفری ذکر شده است (نظری، 55).
  • اشتباه قاضی | اِشْتِباهِ قاضی، اصطلاحی مربوط به خطا و اشتباه قاضی برخلاف شرع مبین در صدور حکم دعوی و دیگر امور محول شده به او.
  • سدهی | سدهی / sedehi/ ، از گویشهای مرکزی ایران (متعلق به گروه زبانهای ایرانی شمال غربی)، که در محلۀ ورنوسفادران (/ varnusfɒderɒn/ ، به گویش محلی،/ benesfoʔun/ ) خمینی‌شهر رواج دارد.
  • اشخاص حقیقی و حقوقی | اَشْخاصِ حَقیقی وَ حُقوقی، افراد بشر و ماهیت اعتباری تشکیل شده توسط افراد بشر که جملگی مستقلاً طرف حق و تکلیف قرار می‌گیرند.
  • اشیاء پیدا شده | اَشْیاءِ پِیْدا شُدِه، یا لُقطه، اموالی مملوک که بدون متصرف یافت شوند.
  • اصل | اَصْل، اصلاحی بنیادین در دانش حقوق. اصل واژه‌ای عربی است و به گفته ابن‌فارس (ذیل واژه) در 3 معنای بنیاد و مبنای چیزها، مار (حیوان) و ابتدای روز به کار‌ رفته است. اصل در فارسی معانی مانند بُن، پِی، بنیاد، ریشه، بیخ، بخش زیرین هر چیز، خاستگاه و قاعده و قانون دارد ( لغت‌نامه). اصل در دانشهای مختلف مانند فلسفه و ...
  • اصل آزادی دریا | اَصْلِ آزادیِ دَرْیا، نک‍ : دریایِ آزاد.
  • اصل امضایی بودن احکام معاملات | اَصْلِ اِمْضایی بودَنِ اَحْکامِ مُعامِلات، نک‍ : احکام.
  • اصل انتقال حقوق | اَصْلِ اِنْتِقالِ حُقوق، نک‍ : حق.
  • اصل انفصال قوا | اَصْلِ اِنْفِصالِ قُوا، نک‍ : اصلِ تفکیک قوا.
  • اصل برابری در مقابل قانون | اَصْلِ بَرابَری دَرْ مُقابِلِ قانون، برابری در کنار مفهوم عدالت از آرمانهای دیرین انسان است و ادیان و به‌ویژه دین اسلام همواره برآن تأکید نموده‌اند. شاید مهم‌ترین وجه دین اسلام و دعوت پیامبر اکرم (ص) برای مردم شبه‌جزیرۀ عربستان و سپس کلیۀ مردم آن عصر که با این دین آسمانی روبه‌رو شدند، عدالت فراگیر در تمامی اح...
  • اصل بی طرفی قاضی | اَصْلِ بی‌طَرَفیِ قاضی، نک‍ : رد دادرس.
  • راجی | راجی \râji\، یا گویش دلیجان، متعلق به شاخۀ مرکزی از دستۀ زبانهای ایرانی شمال غربی. زبانهای مرکزی در ناحیۀ مرکزی ایران رواج دارند و خود به چند گروه کوچک‌تر تقسیم می‌شوند: منطقۀ کاشان (راجی)، منطقۀ اصفهان، گبری (زردشتیان یزد)، نائینی، نطنزی، سمنانی، خوری و لهجه‌های نقاط شمالی تهران (اُرانسکی، 319-320؛ مدنی، 7)....
  • آبادان، موزه | آبادان، موزه \mūze-ye, ābādān\، موزه‌ای در شهر آبادان، ویژۀ باستان‌شناسی و مردم‌شناسی.
  • سرخی | سرخی / sorxi/ ، گویشی از گروه زبانهای غربی ـ جنوبی، رایج در منطقۀ کوهمره سرخی، از دهستانهای شهرستان شیراز. گویشوران سرخی در روستاهایی چون بَگدانه، رُمقان، شوراب و سیاخ ساكن‌اند (حسام‌پور، 16).
  • احیای اراضی موات | اِحیاءِ اَراضی مَواتْ، اصطلاحی فقهی ـ حقوقی به معنای آباد کردن زمینهای متروک.
  • اخاذی | اَخّاذی، تحصیل مال، نوشته، سند، امضا یا مُهر از طریق اکراه یا تهدید دیگری یا افشای سرّ او یا بستگانش.
  • اختیار | اِخْتیار، گزینش امری بر دیگری و قدرت انتخاب.
  • اختلاس | اِخْتِلاس، در لغت به معنای ربودن، جدا کردن و برداشتن چیزی از روی چیز دیگر (عمید؛ معین) و از مصادیق بارز فساد اقتصادی است.
  • ادارۀ تصفیه و امور ورشکستگی | اِدارِۀ تَصْفیه وَ اُمورِ وَرْشِکَسْتِگی، سازمانی دولتی و زیر نظر قوۀ قضائیه برای تصفیه و رسیدگی به امور ورشکستگان.
  • زناته | زَناته، نام گروهی از قبایل بُتْر و از بربرهای سرزمین مغرب که زیستگاه نخستین آنها بیشتر بیابانهای لیبی بود.
  • زنا |
  • زن | زَن، یکی از جنسیتهای دوگانۀ انسان که در فرایند تاریخی ایران، از دوران باستان تا امروز، جایگاه و نقش ویژه و چشمگیری در کنشهای فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، همراه و همگام با مرد داشته است. در این مقاله، زن به گستردگی و در 4 بخش مورد بررسی قرار گرفته است: I. در دورۀ پیش از تاریخ و دورۀ ایران باستان، II. با سیما و ن...
  • اخذ به شفعه | اَخذِ به شُفعِه، اصطلاحی فقهی و حقوقی. شُفعِه از ریشۀ شفع است، در زبان عربی وقتی چیزی را با چیز دیگر پیوست کنند، گفته می‌شود «شَفَعْتُ كَذَا بِكَذا»، یعنی این شیء را به آن شیء پیوست کردم. البته مراد پیوندی است که از آن تقویت و اعانه حاصل گردد (ابن‌منظور، 8/ 184). شفعه در لغت در مقابل وتر و نقص به کار می‌رود (...
  • اخفای جرم | اِخْفاءِ جُرْم، پنهان داشتن ادله و آثار جرم، یا شخص مجرم یا اموال حاصل از جرم.
  • اخلاق حسنه | اَخْلاقِ حَسَنِه، اصلاحی در قوانین مدنی و کیفری.
  • اخلاق و قانون | اَخْلاقْ وَ قانون، هر دو، چه به‌عنوان نهاد و چه در قالب علم و چه در چهارچوب حوزه‌هایی‌ خاص از فلسفه، بخشی از علوم انسانی و اجتماعی هستند که معطوف به انسان و زندگی فردی ـ اجتماعی او ست.
  • اخلال در نظام اقتصادی | اِخْلالْ دَر نِظامِ اِقْتِصادی، گونه‌ای خاص از جرائم مالی که در نتیجۀ نقض مقررات مربوط به فعالیتهای اقتصادی و برای ایراد لطمه به بنیانهای نظام اقتصادی کشور و کسب منافع مادی یا امتیازهای حرفه‌ای ناروا ارتکاب می‌یابد.
  • اخوی | اَخَوی، جمال‌الدین (1270-1362 ش)، دادستان کل کشور، وزیر دادگستری، نمایندۀ مجلس و عضو پیوستۀ فرهنگستان زبان فارسی.
  • اداره | اِداره، اصطلاحی به معنای ساماندهی و نظم و نسق دادن به امور جمعی، اعم از عمومی یا خصوصی. اداره که معادل یکسان آن در زبانهای فرانسه و انگلیسی Administration است (نخله، ذیل واژه)، از نظر لغوی به معانی گردانیدن، کارگردانی، اداره کردن، نظام دادن، متولی بودن و گاه نیز به معنای دیوان حکم، یعنی بارگاه و نیز قسمتی از ...
  • ادارۀ فضولی مال غیر | اِدارِۀ فُضْولیِ مالِ غِیْر، مداخله در اموال و امور دیگران ممنوع است، مگر در مواردی که قانون صراحتاً استثنا کرده باشد. یکی از این استثناها مادۀ 306 قانون مدنی، مصوب 1307 ش، است که در اصطلاح حقوقی «ادارۀ فضولی مالِ غیر» نامیده شده است. قانون‌گذار این ماده را برای ایجاد همکاری و تعاون بین افراد جامعه، براساس قا...
  • ابراهیم | ابراهیم \ebrāhīm\، نقاش اوایل سدۀ 14 ق/ 19-20 م .
  • ادعانامه | اِدِّعانامه، نک‍ : کیفر خواست.
  • ادله اثبات دعوا | اَدِلِّۀ اِثْباتِ دَعْوا، قانون‌گذار در قانون مدنی، مصوب 1314 ش (مادۀ 1258) 5 نوع «دلیل» احصا کرده است: اقرار، شهادت، سند، سوگند و امارات. در قانون آیین دادرسی دادگاههای عمومی و انقلاب در امور مدنی نیز به‌طورخاص 3 دلیل مطرح می‌شود که عبارت‌اند از: کارشناسی، تحقیق محلی و معاینۀ محلی؛ هریک از این دلایل به‌نوعی ...
  • زمین لرزه | زَمینْ‌لرزه، یا زلزله، لرزش سطح زمین بر اثر امواج لرزه‌ای در پی آزادشدن ناگهانی انرژی در سنگ‌کره/ سنگ‌سپهر کرۀ زمین.
  • اذن | اِذْن‌، اصطلاحی فقهی و حقوقی‌. مادۀ «اذن‌» در معانی گوناگونی ازجمله اِعلام (بقره/ ۲/ ۲۷۹)، اباحه و رخصت (نساء/ ۴/ ۲۵) و امر و فرمان (بقره/ ۲/ ۹۷) به كار رفته است ( قاموس‌، جوهری‌، ذیل واژه؛ فیومی‌، ۱/ ۱۸). از میان این معانی اِعلام اصل معنای اصطلاحی اذن است‌، ولی بر اثر كثرت استعمال به معنای اعلام رضا به كار م...
  • اراضی | اَراضی، جمعِ أرض و به معنای زمینها.
  • ارتداد | اِرتِداد، اصطلاحی فقهی‌. ارتداد واژه‌‌ای عربی و مصدر باب افتعال از مادۀ «ردّ» به معنای بازگشت است. اسم مصدر آن نیز رِدَّة است (ابن‌منظور، ذیل ردد). ارتداد در اصطلاح فقه و حقوق اسلامی به معنای بازگشت از اسلام پس از پذیرش آن است، یا اینکه مسلمانی پس از رسیدن به سن بلوغ از اسلام بازگردد. اعلام بازگشت ممکن است با...
  • ارتشا | نک‍ ‍: رشا و ارتشا.
  • ارتفاق | اِرْتِفاق، حق، اصطلاحی حقوقی برگرفته از رفق، به معنای تکیه کردن و مدارا کردن؛ ازاین‌جهت به آن حق ارتفاق گفته می‌شود که مالک باید با صاحب حق ارتفاق با رفق و مدارا رفتار کند و از حقوق او مانند حق عبور یا شرب جلوگیری نکند (امامی، 1/ ۹۸). کاربرد اصطلاحی ارتفاق، به‌عنوان مبحثی مستقل در فقه سابقه ندارد، گرچه این وا...
  • ارث | اِرْث‌، اصطلاحی فقهی و حقوقی به معنی انتقال دارایی و حقوق (میراث‌) شخص درگذشتـه (مُوَرَّث‌) به شخص زنده (وارث‌) که با رعایت شرایط و موازینی خاص انجام می‌پذیرد.
  • ارز | اَرْز، برگرفته از ارزش، در مفهوم خاص به معنای پول خارجی است، اما هر نوع پرداخت که در مبادلات بین‌المللی مورد استفاده قرار می‌گیرد، مانند اسکناس و اسناد و اوراق بهادار از قبیل چک و حواله، سپرده‌گذاری حتى مطالبات مالی و اسناد اعتباری را شامل می‌شود.
  • ارش | اَرْش، ابزار جبران خسارت، به عوض نقص حاصل در بدن یا مال.
  • ازاله بکارت | اِزالِۀ بِکارَت، نک‍ : بکارت.
  • ازدواج | اِزْدِواجْ، پیمان زناشویی.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: