صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه تهران بزرگ / امین السلطان /

فهرست مطالب

امین السلطان


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 24 مرداد 1405 تاریخچه مقاله

امیـن‌السلطـان \amīn-os-soltān\، علی‌اصغـر خـان (1274-1326 ق/ 1858- 1908 م)، پسر محمدابراهیم خان امین‌السلطان، صدراعظم و سیاستمدار دورۀ قاجار.

امین‌السلطان در دورۀ سلطنت ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه قاجار از رجال برجستۀ دولتی، و دارای منصب صدارت عظمى بود و پس از استقرار مشروطه، و در دورۀ سلطنت محمدعلی شاه قاجار نیز به‌عنوان رئیس‌الوزرا انتخاب شد. امین‌السلطان سرانجام به دست مخالفانش به قتل رسید. فعالیت سیاسی وی در دوره‌ای از تاریخ ایران رقم خورد که در آن، تحولات اجتماعی و سیاسی مهمی در ایران رخ داد و امین‌السلطان به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رجال سیاسی ایران نقش مهمی در این حوادث داشت.
امین‌السلطان همچون شماری از صدراعظمهای دورۀ قاجار، تبار اشرافی یا دیوان‌سالاری نداشت. پدران او گرجی‌تبار، و پس از جنگهای ایران و روسیه به ایران آمده بودند. دو تن از اعضای خانوادۀ او را به نام زال خان و لاچین خان نام برده، و گفته‌اند عباس میرزا نایب‌السلطنه به این دو توجهی داشت، اما در دورۀ محمد شاه قاجار مورد کم‌مهری شاه و صدراعظم او میرزا آقاسی قرار گرفتند و به گفتۀ معیرالممالک کارشان به پریشانی کشید. در دورۀ ولیعهدی ناصرالدین شاه، یکی از بازماندگان زال خان به نام ابراهیم و برادرش اسکندر به‌عنوان شاگرد آبدار به آبدارخـانۀ ولیعهـد در تبریز راه یافتند. ابراهیم بر اثر جدیت و خوش‌خدمتی به‌سرعت ترقی کرد و به ریاست آبدارخانه رسید. آقا ابراهیم تحصیلات و سوادی نداشت، ولی هوش و درایت او باعث پیشرفتش گشت و چندان در رضایت خاطر ناصرالدین شاه کوشید که لقب امین‌السلطان یافت و تا پایان عمر در خدمت ناصرالدین شاه بود. امین‌السلطان پدر به هنگام مرگ، مشاغل پرشماری داشت (معیرالممالک، «میرزا علی‌اصغر خان ... »، 22-23؛ نیز نک‍ : اعتمادالسلطنه، خلسه، 129-131).
آغاز خدمت دولتی آقا علی‌اصغر خان امین‌السلطان به روزگار نوجوانی او بازمی‌گردد. هنگامی‌که پدرش آقا ابراهیم خان در دربار ناصری از قدیم‌ترین و بانفوذترین کارکنان بود، امین‌السلطان جوان نیز مناصبی چند داشت. نام او از 1292 ق در سالنامۀ ایران ثبت شده است (سالنامه‌‌ها ... ، بند 1297). او به سال 1296 ق/ 1879 م، مسئول ادارۀ شترخانه، قاطرخانه و تخت‌خانۀ مبارکۀ همایونی بود و ایلات دارالخلافه از عرب و غیر عرب به او سپرده شده بودند و با نام آقا علی‌اصغر صاحب‌جمع، از او یاد می‌شد (همان، بندهای 2938، 2942، 3573). در 1300 ق/ 1883 م، سالی که پدرش در سفر ناصرالدین‌ شاه به مشهد مقدس درگذشت، علی‌اصغر خان که 26 سال داشت، با لقب امین‌الملک، نایب کل اداراتِ پدر اعم از وزیر دربار، خزانه، گمرک و دیگر امور بود (همان، بند 5533). با مرگ پدر، لقب و همۀ مناصب او به‌ علی‌اصغر خـان رسید ( ایران، شم‍ 535، ص 1، شم‍ 926، ص 1-2؛ حاج سیاح، 277؛ اعتمادالسلطنه، صدر ... ، 298) و تا سال 1303 ق/ 1886 م که میرزا یوسف مستوفی‌الممالک، صدراعظم سال‌خورده بدرود زندگانی گفت، امین‌السلطان سمتهای دیگری همچون وزارت مالیه داشت (سالنامه‌ها، بند 7165)؛ از جملۀ فعالیتهای علی‌اصغر خان امین‌السلطان در فاصلۀ سالهای 1298-1301 ق احداث راه شوسۀ تهران ـ قم بود ( ایران، شم‍ 554، ص 1).
پس از درگذشت میرزا یوسف مستوفی‌الممالک به سال 1303 ق، امین‌السلطان که منصب وزیر داخله، وزارت دربار و وزارت مالیه داشت، بی‌آنکه لقب صدراعظم داشته باشد، به وظایف صدارت رسیدگی می‌کرد و به ادارۀ امور کشور می‌پرداخت (اعتمادالسلطنه، المآثر ... ، 40). امین‌السلطان در 1306 ق/ 1889 م، وزیر اعظم، و رسماً به‌عنوان صدراعظم ایران تعیین شد (همو، صدر، 300؛ معیرالممالک، «میرزا ... »، 24). او در همین سال به همراه ناصرالدین شاه به سفر اروپا رفت (اعتمادالسلطنه، همانجا).
امین‌السلطـان در دورۀ ناصری بـا اعطای مجموعـه ـ امتیازاتی به انگلیس موافقت کرد؛ امتیازهای بانک شاهنشاهی (1306 ق)، و کشتی‌رانی در رود کارون، نیز امتیاز انحصار توتون و تنباکو از این شمارند (اشرف، 58). در پی آن، روسها که مهم‌ترین رقیب انگلیس در امور ایران به شمار می‌آمدند، در ضمن درخواست دریافت امتیازات متقابل، نارضایتی خود از امین‌السلطان را پنهان نکرده، در صدد عزل امین‌السلطان از مقام صدارت بودند. به عقیدۀ اسپیر، شارژدافِر سفارت روسیه در ایران، برکناری امین‌السلطان برای احیای نفوذ روسیه در ایران ضروری بود (کدی، 15-17).
از مهم‌ترین چالشهای امین‌السلطان در دورۀ ناصری، مسئلۀ امتیاز «رژی» یا انحصار توتون و تنباکو بود. باآنکه گفته‌اند امین‌السلطان به این امتیاز راضی نبود (هدایت، خاطرات ... ، 81)، اما در جریان اعتراضات مردمی برضد قرارداد رژی، مخالفان امین‌السلطان، ازجمله کامران میرزا نایب‌السلطنه، به تحریک روسها، علیه امین‌السلطان دسیسه‌چینی کردند تا او از مقام صدارت کنار گذاشته شود (کدی، 48). برکناری امین‌السلطان برای روسها ازآن‌رو که او را حامی منافع انگلیس می‌دیدند و برای برخی از درباریان ایرانی به‌دلیل آنکه او را مانعی برای کسب درآمدهای خود می‌دیدند، اهمیت می‌یافت. در چنین شرایطی، امین‌السلطان نیاز داشت تا حمایتهایی از سوی اقشار مختلف به دست آورد؛ پرداخت کمکهای مالی به روحانیان و دیگر اقشار مردم یکی از ابزاری بود که امین‌السلطان آگاهانه از آنها برای حفظ موقعیت خویش بهره می‌برد.
از دیگر مسائلی که با به‌قدرت‌رسیدن امین‌السلطان در ایران رخ داد، آشفتگی در درآمد و مخارج دولت بود. گفته‌اند در دورۀ صدارت میرزا یوسف مستوفی‌الممالک دخل‌وخرج دولت کم‌وبیش متعادل بود، ولی با به‌قدرت‌رسیدن امین‌السلطان و حادثۀ رژی، این توازن به هم ریخت و مخارج دولت بیشتر از درآمدهایش شد (ناصرالملک، 51). تغییر در عیار سکه‌هایی که در این دوره توسط امین‌الضرب، و با نظارت امین‌السلطان ضرب می‌شد، خود عاملی دیگر در ایجاد تورم و کسر بودجۀ دولتی به روزگار صدارت او بود (هدایت، همان، 86).
از اقدامات اصلاحی امین‌السلطان در دورۀ ناصری می‌توان از صدور دستورالعمل حکام ولایات یاد کرد. گفتنی است این دستورالعمل پس از محدودکردن دامنۀ حکومت ظل‌السلطان، پسر ناصرالدین شاه توسط امین‌السلطان صادر شد. پیش از آن، ظل‌السلطان حکومت فارس، بروجرد، عراق (اراک)، خوزستان، لرستان، کرمانشاهان و کردستان را داشت؛ اما با تلاش امین‌السلطان حکومت او تنها به اصفهان محدود گشت. دستورالعمل حکام ولایات، شرحی مفصل از وظایف حکام بود و در آن برای هر ولایتی 5 ادارۀ مالیه، قشون، عدلیه، تجارت و صناعت، و ادارۀ احتسابیه در نظر گرفته شده بود و مهم‌ترین امور مربوط به ولایات توسط این ادارات انجام می‌گرفت. حکام ولایات موظف بودند که در جمع‌آوری مالیات نهایت کوشش را همراه با رعایت عـدالت و درستکاری داشته باشند، بر رعایا ظلم نکنند، امنیت شهرها و جاده‌ها را حفظ کنند و بر محافظان جاده‌ها نظارت داشته باشند که خود مرتکب جرمی نگردند، اخبار ولایات را مستقیماً به تهران گزارش کنند، در رونق اقتصادی و تولیدات کشاورزی و استخراج معادن در ولایات کوشا باشند، راههای ارتباطی مناسب در ولایات بسازند، و حتی‌الامکان برای آموزش عمومی، مدارس و مکتب‌خانه‌هایی تأسیس کنند. حکام مناطق مرزی افزون‌بر وظایف فوق، باید در حفظ امنیت مرزها کوشش می‌کردند («دستورالعمل ... »، 454-471).
امین‌‌السلطان در این دستورالعمل اصلاحاتی در ادارۀ املاک دیوانی صورت داد. املاک دیوانی به‌دلیل کم‌توجهی متولیان آنها به‌تدریج رو به ویرانی نهاده بودند؛ امین‌السلطان برای رفع این مشکل، اقدام به واگذاری املاک دیوانی به اشخاص کرد و درعوض، مالیات قابل ملاحظه‌ای برای این املاک واگذارشده تعیین نمود. صاحبان جدید امـلاک درصورتی‌کـه در آبادانـی زمینها می‌کوشیدند و به کارهایی همچون احداث قنوات می‌پرداختند، از تخفیف مالیاتی بهره‌مند می‌گشتند. مالیات املاک واگذارشده نخست به‌صورت جنس و اقلام زراعی برآورد، و سپس معادل آن به‌صورت نقدی دریافت می‌شد (همان، 460؛ لمتن، 287).
زمانی‌که ناصرالدین شاه در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی به ضرب گلولۀ میـرزا رضا کرمانی از پا درآمد، امین‌السلطان با درایت و شجاعت توانست از بروز آشوب و ناامنی جلوگیری کند. صدراعظم به همراه جمعی از نزدیکان شاه، نخست وانمود کرد که صدمۀ جدی‌ای به شاه نرسیده است. بی‌خبری مردم از جزئیات حادثه این امکان را فراهم آورد که صدراعظم به‌سرعت مقدمات انتقال سلطنت را فراهم کند (معیرالممالک، یادداشتها ... ، 104؛ ظهیرالدوله، 1/ 30-31). امین‌السلطان ازطریق تلگراف‌خانۀ سلطنتی خبر حادثه را به اطلاع مظفرالدین میرزا ولیعهد رساند. ولیعهد در پاسخ تلگراف از امین‌السلطان با عنوان «جناب اشرف صدراعظم» یاد کرد و ادارۀ کشور را تا رسیدن به تهران بر عهدۀ او نهاد (معیرالممالک، همان، 105).
صدراعظم با احضار میرزا رضا خان صدیق‌الدوله نوری مازندرانی، وزیر تهران و رئیس انبار غله، دستورهای لازم دربارۀ تأمین نان مورد نیاز پایتخت را صادر کرد. روز بعد، نانواییها و دکانهای تهران آذوقه و مایحتاج عمومی را بی‌هیچ مشکلی در اختیار مردم گذاشتند (مستوفی، 2/ 4). امین‌السلطان مسئولیت برقراری امنیت شهر تهران را به کلنل ولادیمیر آندریویچ کاساکفسکی، رئیس سوارۀ قزاق روس واگذار کرد. مأموریت حفاظت از قصر به محمدبـاقر خـان سردار اکـرم ــ دامـاد صدراعظـم ــ و نظام‌الدوله امیرتومان، فرمانده کل توپ‌خانه، سپرده شد. حکومت نظامی در تهران به‌خوبی توانست امنیت را برقرار سازد و مانع بروز هرج‌ومرج گردد (کاساکفسکی، 35؛ امین‌الدوله، 208-210).
سفرای کشورهای اروپایی که ازطریق پزشکان خارجی خبر مرگ شاه را دریافت کرده بودند، با صدراعظم ملاقات کردند. صدراعظم در همین ملاقات توانست از وزیرمختار انگلیس بخواهد که اعتبار مورد نیاز برای تاج‌گذاری مظفرالدین شـاه ازطریق بانک شاهنشاهی که به انگلیس تعلق داشت، تأمین گردد (همو، 210-211). معافیت مالیات گوشت و نان که ناصرالدین شاه قصد داشت به مناسبت پنجاهمین سال سلطنت خود به اجرا درآورد، ازسوی مظفرالدین شاه که هنوز در تبریز بود، تأیید، و به‌وسیلۀ دولت در آذربایجان و تهران به اجرا گذاشته شد. پس از تاج‌گذاری شاه در تهران، این حکم به همۀ ولایات ایران ابلاغ شد (سالور، 1001-1002). همچنین قرق صحرای دوشان‌تپه ازسوی دولت شکسته شد تا هیزم و سوخت مورد نیاز نانوایان دارالخلافه به‌سهولت تهیه شود. مسیر حمل آذوقه از پلور به امامزاده هاشم ــ که بر اثر بارندگی صدمه دیده بود ــ به‌سرعت تعمیر شد تا برنج مورد نیاز تهران تأمین گردد. به توصیۀ صدراعظم، 4/ 1  از مالیات اصناف تهران تخفیف یافت تا مانع افزایش نرخ ارزاق عمومی در پایتخت باشد. مظفرالدین شاه با تلگراف به صدراعظم دستور داد حقوق و جیرۀ قشون تهران که یک سال عقب افتاده بود، ازطریق قرض از بانک شاهنشاهی، در طی دو روز پرداخت شود. در ایالات و ولایات نیز پس از اندکی هرج‌ومرج، آرامش و امنیت نسبی برقرار شد (افضل‌الملک، 5-7؛ مستوفی، 2/ 4-5).
گفتنی است امین‌السلطان در حادثۀ قتل ناصرالدین شاه متهم شده بود که از ماجرا اطلاع داشته است (هدایت، خاطرات، 77). او برای برطرف‌کردن این اتهام اجازه داد تا عموم مردم امکان دیدار قاتل شاه را داشته باشند و با او گفت‌وگو کنند.
مظفرالدین شاه قاجار بدون هیچ مانعی در رسیدن به سلطنت به تهران آمد و بر تخت سلطنت نشست و امین‌السلطان به پاس انتقال سلطنت، همچنان در سمت صدارت عظمى باقی ماند. نفوذ امین‌السلطان در ادارۀ امور کشور در دورۀ مظفری بیشتر شد. مظفرالدین شاه نه آن اندازه با کفایت و کاردان بود که خود در ادارۀ امور کشور مشارکت کند و نه در میان همراهان او که از تبریز آمده بودند، کسی وجود داشت که بتوان ادارۀ امور کشور را به او واگذار کرد. او بیش از هرکس، مدیون امین‌السلطان بود که توانست بدون پدیدآمدن هرج‌ومرج، شاه را به تخت سلطنت بنشاند. به همین سبب، پس از رسیدن به سلطنت، امین‌السلطان را در مقام خود ابقا کرد. امین‌السلطان پیش از هر کاری، میرزا علی خان امین‌الدوله رقیب و مخالف اصلی خود را از پایتخت دور کرد. امین‌الدوله مأمور شد فرمان ولایتعهدی محمدعلی میرزا را با خلعت خاص به تبریز بَرد و خود نیز به‌عنوان پیشکار ولیعهد در تبریز مانَد (صفایی، تاریخ ... ، 134). همراهان شاه که از تبریز آمده بودند، دورۀ طولانی ولیعهدی مظفرالدین شاه را به امید دست‌یافتن به مقام، پس از به‌سلطنت‌رسیدن او سپری کرده بودند. امین‌السلطان نیز در ابتدای کار، از سپردن مقامهای دولتی به همراهان شاه مضایقه نکرد؛ برای نمونه، امیربهادر را رئیس کشیک‌خانۀ سلطنتی کرد (سالور، 1033)، و از مظفرالدین شاه خواست فرمانفرما را به تهران فراخواند (هدایت، گزارش ... ، 151).
ورود فرمانفرما به تهران عملاً به برکناری امین‌السلطان منجر شد، و درباریان جدید و در رأس آنها فرمانفرما پیوسته شاه را نسبت به صدراعظم بدگمان می‌کردند (کاساکفسکی، 138- 139، 144-145). صدراعظم متهم بود کـه اغلب آشنایـان و نزدیکـان خود را بر امـور مهم منصوب کـرده است. فرمانفرما از اینکه در حضور شاه به امین‌السلطان پرخاش کنـد، باکـی نداشـت. امین‌السلطان قهر کرد و خانه‌نشینی گزید و چند روزی را در درب‌خانه حاضر نشد. شـاه او را به ادامۀ کار یا استعفا مختار کرد. امین‌السلطان در 18 جمـادی‌الآخر 1314 ق/ 24 نوامبر 1896 م، از مقام صدارت استعفا کرد؛ شاه قصد داشت امین‌السلطان را به حکومت کرمان منصوب کند، اما او نپذیرفت و اجازه خواست در قم سکونت داشته باشد. امین‌السلطان درحالی‌که دسته‌ای از نیروهای قزاق مأمور حفاظت از او بودند، تهران را به قصد قم ترک کرد و 20 ماه در این شهر ماند (سپهر، مرآت ... ، 101- 103).
 

صفحه 1 از3

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: