صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه تهران بزرگ / بازار /

فهرست مطالب

بازار


آخرین بروز رسانی : شنبه 9 آبان 1405 تاریخچه مقاله

بازار \bāzār\، بازار بزرگ تهران به‌عنوان محلی برای دادوستد کالا و از مهم‌ترین کانونهای اقتصادی تهـران و برپایۀ شواهد موجود، هستۀ اصلی بافت مسکونی روستای تهران در مکان کنونی بازار جای داشته است. 

در سدۀ 10 ق/ 16 م، به روزگار پادشاهی شاه تهماسب اول صفوی (930-984 ق/ 1524-1576 م)، به‌سبب موقعیت راهبردی تهران، این شهر کوچک مورد توجه واقع، و به دستور وی در آنجـا زیرساختهـای شهری ازجملـه بازار در مفهوم شهری آن ساخته شد و از آن پس با رونق‌گرفتن بازار تهران، در گذر زمان محور بازار که از جنوب ارگ سلطنتی تا دروازۀ شاه عبدالعظیم امتداد داشت، به مهم‌ترین کانون جذب جمعیت در تهران بدل شد.
در این مقاله به بازار بزرگ تهران از دو منظر، نخستْ بازار به‌عنوان محله‌ای مسکونی از محله‌های پنج‌گانۀ تهران قدیم، و سپس به معماری و رشد کالبدی آن از دورۀ صفویه تا کنون پرداخته شده است. 

محلۀ بازار

در دورۀ قاجار، بازار تهران افزون‌بر آنکه جایگاه دادوستد بود، یکی از 5 محلۀ بزرگ شهر به شمار می‌آمد. 4 محلۀ دیگر عبارت بودند از: ارگ (سپس‌تر دولت)، عودلاجان، سنگلج و چاله‌میدان. تکاپوی اجتماعی ـ اقتصادی بازار، و نیـز نقش‌آفرینی آن در رویدادهای سیاسی سبب شد تا منابع دورۀ قاجار آگاهیهای بیشتری دربارۀ این محله به دست دهند؛ آگاهیهایی که اگر از محلۀ سلطنتی ارگ بگذریم، دربارۀ دیگر محله‌ها به‌مراتب کمتر است. 
بااین‌حال، اساس آگاهیهای موجود دربارۀ محلۀ بازار مبتنی‌بر نقشه‌های بازمانده از دورۀ قاجار، یعنی 4 نقشۀ سروان ناسکوف (1241-1242 ق/ 1826 م)، الیاس برزین (1268 ق/ 1852 م)؛ آگوست کرشیش (1275 ق/ 1859 م) و عبدالغفار همدانی ملقب به نجم‌الدوله (1309 ق/ 1892 م) و نیز آمارهای دارالخلافۀ تهران مربوط به سالهای 1269، 1286 و 1317- 1318 ق است که با داده‌های پراکنده در دیگر منابع این دوره کامل می‌شوند. 
 

توسعه و تحول کالبدی

گمان می‌رود هستۀ اصلی روستای تهران ــ که نامش نخستین بار در سدۀ 6 ق/ 12 م به منابع تاریخی راه یـافت (نک‍ : ابن‌بلخی، 134؛ کریمان، 133-134) و در سدۀ 7 ق/ 13 م به یک «قصبۀ معتبر» تبدیل شده بود (حمدالله مستوفی، 55) ــ منطبق با محلۀ بازار باشد. هرچند هیچ‌یک از منابع تاریخی، محل دقیق این روستا را مشخص نکرده‌اند، اما براساس مکان‌یابی گورستانهای قدیم تهران، و با این پیش‌فرض که گورستانهای مزبورْ پیرامون روستا قرار داشتند، حدود روستای بزرگ تهران در آغاز سدۀ 9 ق/ 15 م عبارت بود از: امامزاده یحیى در شمال شرق؛ امامزاده زید در شمال غرب؛ امامزاده سید ناصرالدین در جنوب غرب و امامزاده سید اسماعیل در جنوب شرق. بدین‌ ترتیب، روستای تهران بخشی از محله‌های عودلاجان، چاله‌میدان، سنگلج و تقریباً سراسر محلۀ بازار را در بر می‌گرفت (کریمان، 134). 
ملاحظۀ نخستین نقشه‌های تهران در دورۀ قاجار ــ یعنی نقشه‌ای که گروه نقشه‌برداران سروان ناسکوف روسی تهیه کرده‌اند و نیز نقشۀ دقیق‌تری که برزین، جهانگرد و خاورشناس روسی، در دورۀ محمد شاه قاجار (سل‍ 1250- 1264 ق/ 1834- 1848 م) ترسیم کرده ــ این فرضیه را که روستای تهران منطبق با بازار تهران بوده است، تقویت می‌کند. در این دو نقشه، فشردگی کالبدی محلۀ بازار بیش از دیگر محله‌هاست ( اسناد ... ، 150-151؛ تهران‌نگاری، 3، 6-7). در نقشۀ برزین، شبکه‌ای از کوچه‌های باریک، پیرامون راستۀ اصلی بازار به چشم می‌آید که شاید بتوان آن را باقی‌ماندۀ گذرگاههای روستای تهران به شمار آورد؛ افزون‌براین، 5 خرابه در جنوب، غرب و شمال شرق محلۀ بازار جانمایی شده است که می‌تواند قرینه‌ای بر پیشینۀ طولانی‌تر سکونت در این محدوده باشد. 
این محدوده به‌طور قطع از دورۀ صفویه دارای بازار بوده است. وقتی شاه تهماسب اول صفوی (سل‍ 930-984 ق/ 1524-1576 م) در 961 ق، برج‌وبارویی به دور تهران کشید و آن را از حالت روستایی خارج ساخت، بازارهایی در این شهر بنا کرد (رازی، 3/ 7). سر تامِس هربرت که در 1036 ق/ 1627 م، و به روزگار سلطنت شاه عباس اول صفوی (سل‍ 996- 1038 ق/ 1588- 1629 م) تهران را دیده است، می‌گوید خانۀ حاکم و بازار از دیگر جاهای شهر چشمگیرترند؛ اما یادآور می‌شود که هیچ‌کدام تحسین‌برانگیز نیستند (ص 194). 
منابع تاریخی سالهای پایانی دورۀ صفویه تا سالهای آغازین دورۀ قاجار، آگاهی چندانی دربارۀ بازار تهران به دست نمی‌دهند؛ اما چنین می‌نماید که گسترش بازار در محدودۀ یادشده (به‌ویژه از دورۀ فتحعلی ‌شاه قاجار) سبب پدیداری محلۀ بازار با دو بخش تجاری و مسکونی شد. بااین‌حال، مشخص‌کردن مرز این دو بخشْ ساده نیست؛ زیرا بخش تجاری به‌شکل پیچیده‌ای درون بخش مسکونی تنیده شده بود. در این دوره، محلۀ بازار از شمال به خندق جنوبی محلۀ ارگ (خیابان پانزده خرداد کنونی)، و از جنوب به حصار جنوبی شهر (با فاصلۀ کمی به‌موازات ضلع شمالی خیابان مولوی کنونی) محدود می‌شد؛ همچنین از جانب شرق با دو محلۀ عودلاجان و چاله‌میدان، و از جانب غرب با محلۀ سنگلج هم‌مرز بود. مرز محلۀ بازار با این 3 محله، حالت پیچیده‌ای داشت؛ به‌گونه‌ای‌که برخی گذرگاهها و اماکن به‌رغم پیوستگی کامل کالبدی و کارکردی با محلۀ بازار، از نظر تقسیمات شهری بیرون از این محله تعریف می‌شدند؛ برای نمونه، در بخش غربی، مجمع‌الصنایع و گذر بازار صندوقدار در محدودۀ محلۀ ‌سنگلج قرار گرفته بودند و در شرق نیز، برخی سراهای تجاری راستۀ اصلی بازار، مانند گلشن‌شکن و حاج هادی، و نیز دو میدان مهم مال‌فروشها و کاه‌فروشها جزئی از محلۀ چاله‌میدان بودند (نک‍ : تهران‌نگاری، 33). 
بازار تنها محله‌ای به شمار می‌آمد که با هر 4 محلۀ دیگر پایتخت همسایه بود؛ اما ارتباط آن با محلۀ ارگ محدود، و زیر نظارت بود و از طریق «تخته‌پلی» برقرار می‌شد که در ضلع شمالی سبزه‌میدان روی خندق ارگ ساخته بودند. همچنین دروازۀ شاه عبدالعظیم در جنوب شرقی محله، و در همسایگی چاله‌میدان، ارتباط محلۀ بازار با بیرون شهر را برقرار می‌کرد. در دورۀ محمد شاه قاجار، دروازۀ دیگری به نام دروازه نو (محمدیه) در جنوب غربی محلۀ بازار و مشترک با محلۀ سنگلج ساخته شد (مصطفوی، «تهران ... »، 3؛ تهران‌نگاری، 32). 
بخش تجاری محلۀ بازار به‌صورت یک راسته‌بازار از دروازۀ حضرت عبدالعظیم آغاز می‌شد و با انحنایی به‌سمت شمال غرب، تا ضلع جنوبی مسجد شاه پیش می‌رفت؛ سپس از طریق راسته‌بازار دیگری در غرب مسجد شاه که بازار بزازها خوانده می‌شود، به ضلع جنوب شرق ارگ سلطنتی (تقریباً تقاطع خیابانهای ناصر خسرو و پانزده خرداد کنونی) منتهی می‌شد. بخش مسکونی به‌طور عمده در دو سوی این راسته قرار داشت. بخش بزرگ‌تر، تقریباً سرتاسر نیمۀ جنوبی محلۀ بازار را در بر می‌گرفت و بخش کوچک‌تر در شمال شرقی محله واقع شده بود (همانجا)؛ البته بخش دیگری از بازار، معروف به بازار کنار خندق، در شمال شرق محلۀ بازار و در مجاورت خندق ارگ سلطنتی قرار داشت که از پررونق‌ترین بازارهای تهران بود و سپس‌تر امین‌السلطان ثانی تیمچه‌ای در آن بنا کرد (اعتمادالسلطنه، المآثر ... ، 122). بازار کنار خندق تا درون محلۀ عودلاجان پیش می‌رفت (تهران‌نگاری، همانجا). 
بخش تجاری محله، پیوسته در حال توسعه بود و از وسعت بخش مسکونی می‌کاست. در دورۀ فتحعلی شاه (سل‍ 1212-1250 ق/ 1797-1834 م)، بازار تهران متناسب با نیازهای پایتخت قاجاریه گسترش یافت. افزون‌بر ساخت چندین دکان و کاروان‌سرا، بناهای مهم و معتبرتری که تا پایان سلطنت فتحعلی شاه در محلۀ بازار ساخته شدند، عبارت بودند از: چهارسوق بزرگ، چهارسوق کوچک (اعتمادالسلطنه، مرآة ... ، 4/ 1929-1930)، مسجد شاه (همان، 4/ 2005)، مدرسۀ دارالشفا (بیمارستان؟) (بلاغی، 65) و مدرسۀ صدر در جلوخان مسجد شاه (مقتدر، 37). 
بااین‌حال، چنین می‌نماید که بازار تهران با بازار شهرهـای قدیم‌تر ــ مـانند اصفهـان، کاشـان و تبریـز ــ قابل قیاس نبود. اوژن فلاندن، جهانگرد فرانسوی که در دورۀ محمد شاه قاجار بازار تهران را دیده بود، آن را کثیف و بدشکل توصیف کرده (ص 110)، و فریزر، بازرگان انگلیسی، در 1821 م/ 1237 ق، آن را بی‌جلوه یافته بود (ص 218). 
در دورۀ سلطنـت ناصرالدین شـاه قاجـار (سل‍ 1264- 1313 ق/ 1848-1896 م)، که با صدارت میرزا تقی خان امیرکبیر آغاز شد، مرحلۀ دیگری از گسترش کالبدی بازار تهران رقم خورد. در 1267 ق، به دستور امیرکبیر، سرای اتابکیه، موسوم به سرای امیر نظام، با 336 حجره در جنوب امامزاده زید ساخته شد (اعتمادالسلطنه، المآثر، 90). هاینریش بروگش، سفیر پروس در ایران که در 1276 ق، کاروان‌سرای امیر را دیده، آن را یک مجموعۀ بزرگ تجاری با معماری زیبا توصیف کرده است (1/ 269). همچنین در 1268 ق، راسته‌بازار امیر در ضلع جنوبی سبزه‌میدان ساخته شد که محل کسب‌وکار کلاه‌دوزان و کفش‌دوزان بود (اعتمادالسلطنه، همان، 91). 
از دیگر کارهای امیرکبیر که البته پس از قتل وی، در 1269 ق به بهره‌برداری رسید، ایجاد مجموعه‌ای از کارگاههای صنعتی و هنری با عنوان «مجمع‌الصنایع» بود. اعتمادالسلطنه این مجموعه را دارای «اعمال و صناعات و پیشه‌های متعلقه به تربیت لشکر و سوق عسکر»، و محل آن را بازار صندوقدار (انتهای بازار توتون‌فروشها در جنوب غرب سبزه‌میدان) معرفی می‌کند (همان، 93). 
در این دوره، سبزه‌میدان نیز به بافت تجاری بازار پیوست. این میدان از زمان زندیه تا اوایل قاجاریه به کشت و عرضۀ سبزیجات مورد نیاز اهالی شهر اختصاص داشت و مقارن 1269 ق، پذیرای مشاغل پستی چون جگرک‌پزی، کاه‌فروشی، نعل‌بندی، و مرغ‌فروشی بود. همچنین از دورۀ محمد شاه، قاپوق (چوبۀ دار) مجازات مجرمان را در میانۀ آن بر پا کرده بودند (همان، 93-94). این وضع ناخوشایند و نیز گسترش بازار تا محوطۀ جنوبی سبزه‌میدان ایجاب می‌کرد که دگرگونیهای اساسی در آنجا صورت پذیرد. 
دستخطی از ناصرالدین شاه باقی است که در آن اصلاح وضعیت سبزه‌میدان را «واجب» می‌شمارد تا «دیگر کسافت (کذا) این میدان نقل مجالس کل ایران و عالم نباشد»، سپس به حاجی‌علی خان فراش‌باشی (حاجب‌الدوله و اعتمادالسلطنۀ بعدی) دستور می‌دهد که «به‌زودی اینجا را بسازد، به همین ترکیب و اصناف پاکیزه بیاورد، بنشاند. چون برای نشستن اصناف جای بسیار مرغوبی است» (افشار، 33). با این دستور، در 1269 ق، قاپوق مجازات مجرمان از سبزه‌میدان به جنوب محلۀ بازار، جایی‌که سپس‌تر به میدان اعدام معروف شد، انتقال یافت و سبزه‌میدان به‌صورت یکی از مداخل اصلی بازار تهران درآمد. 
این دگرگونیها سبب شد که سبزه‌میدان از یک محدودۀ باز شهری به یک سرای تجاری و دولتی معتبر تغییر ماهیت دهد؛ زیرا افزون‌بر راستۀ بازار امیر که از جنوب آن منشعب می‌شد، شرق و غرب میدان به جبه‌خانه (اسلحه‌خانه) اختصاص پیدا کرد. سپس‌تر و تا پیش از 1309 ق، جبه‌خانۀ ضلع شرقی در بافت تجاری بازار ادغام شد و جای خود را به مراکز تجاری مانند بازار زرگرها، بازار سقط‌فروشها و بازار توتون‌فروشها داد و در جای جبه‌خانۀ غرب میدان نیز یک تکیه و چند خانه و سرا، ازجمله سرای خازن‌الملک ساخته شد (نک‍ : تهران‌نگاری، 32). 
بدین ترتیب، بازار تهران که تا آغاز دورۀ ناصری به بخش شرقی محلۀ بازار محدود می‌شد، تا غرب این محله گسترش یافت. درحالی‌که شکل‌گیری و گسترش بازار در بخش شرقی، تدریجی و تابع تحولات اقتصادی در یک دورۀ طولانی بود، تغییرات دورۀ ناصری بیشتر به‌صورت مقطعی، و براساس برنامه‌ریزی پیشین صورت می‌پذیرفت. نمونۀ دیگری از تغییرات برنامه‌ریزی‌شده، تعمیر یا تجدید بنای راستۀ بازارها، دکانها، گذرگاهها، مدارس و بقاع معتبر متبرکۀ موجود در محلۀ بازار در 1297 ق، و تخریب صفه‌های جلو دکانهای بازار در 1302 ق بود (اعتمادالسلطنه، المآثر، 109، 113). شاید بتوان اقدام اخیر را به جابه‌جایی بیشتر مردم و کالا در بازار، و لزوم پهن‌کردن گذرگاهها نسبت داد. تیمچۀ معروف حاجب‌الدوله نیز در همین دوره، و توسط حاجی علی خان حاجب‌الدوله ساخته شد (همان، 121). 
جرج کرزن که در 1305 ق/ 1888 م، بازار تهران را دیده بود، آن را چنین وصف می‌کند: «بازارهای تهران سراسرْ دارای گنبدهای آجری است و بیشتر آنها هم به حیاط یا میدانی راه دارد و دارای کاروان‌سرای وسیع و خوش‌بنـاست. ازلحاظ ترتیب کار و پهنای گذرگاههـا و اندازۀ دکانها و عوامل عمومی رفاه و آسایش از همۀ بازارهای شرقی که من دیده‌ام، بهتر است. اگرچه نسبت به بازارهای اصفهان و شیراز که سپس‌تر دیدم و تا حدی هم تبریز، عقب‌تر محسوب می‌شود» (1/ 436). 

صفحه 1 از8

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: