امین السلطان، خانه
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
یکشنبه 25 مرداد 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287010/امین-السلطان،-خانه
سه شنبه 27 مرداد 1405
چاپ شده
4
امینالسلطان، خانه \xāne-ye amīn-os-soltān\، خانهای قاجاری در خیابان لالهزار که بعدها بخشهایی از آن به تملک حاج رحیم اتحادیه درآمد و او با تجمیع آن با بخشی از خانۀ ظهیرالدوله، خانهای بزرگتر ساخت. امروزه خانۀ اتحادیه با عنوان «خانۀ طهران» در اختیار سازمان زیباسازی شهرداری تهران قرار دارد.
پیشینۀ شکلگیری عمارت و باغ امینالسلطان به سالهای پس از 1284 ق/ 1246 ش بازمیگردد که به دستور ناصرالدین شاه (سل 1264-1313 ق/ 1848-1896 م) برجوباروی صفوی تهران ویران شد و شهر از 4 جهت گسترش یـافت (اعتمـادالسلطنـه، مرآت ... ، 3/ 1566)؛ درنتیجه، در شمال تهران محلۀ جدیدی به نام «دولت» شکل گرفت. در این زمان، دو باغ سلطنتی نگارستان و لالهزار که در عهد فتحعلی شاه (سل 1212-1250 ق/ 1797- 1834 م) بیرون از دروازۀ شمالی تهران بنیان نهاده شده بودند، در محدودۀ شهر جا گرفتند و جزئی از محلۀ دولت شدند (نک : تهراننگاری، 34-37). در نیمۀ نخست سلطنت ناصرالدین شاه، در بسیاری از باغهای شهر ساختوساز شده بود و محلۀ دولت که در این زمان بزرگترین محلۀ شهر به شمار میآمد، فرصتی فراهم کرده بود تا اعیان و اشراف، باغها و خانهباغهایی تازه بنا کنند. میرزا یوسف مستوفیالممالک، میرزا علی خان امینالدوله، مسعود میرزا ظلالسلطان، میرزا علی خان ظهیرالدوله و مرتضى قلی خان صنیعالدوله، ازجمله کسانی بودند که باغهایی وسیع در محلۀ دولت داشتند (همانجا). محمدابراهیم خان امینالسلطان نیز در همین زمان خانهای در مقابل باغ لالهزار بنا نهـاد (انوار، 30، 40؛ نک : اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، 256). او از نوکران آبدارخانۀ ناصرالدین شاه بود که طرف توجه شاه قرار گرفت و بهتدریج ریاست آبدارخانه، صندوقخانه، شترخانه، قاطرخانه، ضرابخانه، انبار غلۀ مرکزی و ساختمانها، باغها، قنوات و وزارت گمرک و خزانه را عهدهدار شد (مستوفی، 1/ 372). پس از مرگ میرزا ابراهیم خان در 1300 ق، لقب و مناصب او به فرزندش، میرزا علیاصغر خان امینالسلطان دوم، ملقب به اتابک رسید (همو، 1/ 374). اتابک مدارج ترقی را بهسرعت پیمود و در 1305 ق صدراعظم شد. او تا زمان قتل ناصرالدین شاه در 1313 ق، عهدهدار این مقام بود و در نخستین سال سلطنت مظفرالدین شاه نیز مقامش را حفظ کرد. در 1314 ق برکنار شد و پس از دو سال، بار دیگر در فاصلۀ سالهای 1316-1321 ق به صدارت رسید. پس از آن، به سفر دور دنیا رفت و تا برقراری رژیم مشروطه و بـهسلطنترسیدن محمدعلی شـاه (سل 1324- 1327 ق/ 1906- 1909 م) خارج از ایران ماند. در این زمان به ایران بازگشت و بهعنوان سومین صدراعظم مشروطه برگزیده شد؛ اما در21 رجب1325، در ماه چهارم صدارتش، به دست یکی از مشروطهخواهان عضو انجمن تبریز ترور و کشته شد (دولتها ... ، 12-14). اتابک بهجز خانۀ پدری در خیابان لالهزار، باغ بزرگی در شمال محلۀ دولت داشت که به پارک اتابک معروف بود و بعدها به تملک سفارت روسیه درآمد (نک : ﻫ د، امینالسلطان، پارک).برپایۀ نقشۀ دارالخلافۀ ناصری، ترسیم عبدالغفار نجمالملک، که در 1309 ق/ 1892 م به چاپ رسیده است، در این زمان باغ لالهزار سرتاسر جانب شرقی خیابان لالهزار را در بر میگرفت و جانب غربی خیابان نیز تقسیمبندی شده بود و در آن ساختوساز کرده بودند (نک : تهراننگاری، 35). نقشۀ عبدالغفار نشان میدهد که در سالهای پایانی سلطنت ناصرالدین شاه، شماری از اعیان و درباریان مانند علاءالدوله، انیسالدوله، سیفالدوله، شمسالدوله، امینالسلطنه، اللٰهیار خان، آجودانباشی، ناصرالملک و شماری از خارجیان مقیم تهران همچون موسیو دمورنی، تاجرباشی روس، و بروسکی خان، معلم دارالفنـون، در جـانب غربی خیابان لالهزار املاکی داشتند. در نقشۀ یادشده، خانۀ امینالسلطان با عنوان «عمارت جناب اشرف امینالسلطان» نیز در جـانب غربی خیابان لالهزار جانمایی شـده است. برپایۀ همین نقشه، خانۀ امینالسلطان از شمال به کوچۀ باربد کنونی، از جنوب به کوچۀ اتابک (شاهچراغی کنونی)، از غرب بـه خیابان امینالسلطان (علاءالدوله، فردوسی کنونی)، و از شرق به خانۀ بروسکی خان، خانۀ سیفالدوله و باغچۀ شمسالدوله محدود بوده است (نک : همانجا). در همین نقشه، در شمال عمارت امینالسلطان، یعنی در ضلع شمالی کوچۀ باربد، قطعهزمین خالی و بینامی دیده میشود که گویا متعلق به موسیو دمورنی بوده است (همانجا؛ انوار، 31 بب ). عبدالله انوار با تکیه بر اسناد خاندان امینالضرب نوشته است: میرزا علیاصغر خان بعدتر این زمین و دو قطعه زمینِ مجاور آن را ــ که یکی متعلق به امینالسلطنه، و دیگری اصطبل باغ و عمارت ظهیرالدوله بود ــ خرید و به عمارت پدری افزود. برپایۀ همین اسناد، در زمان قتل امینالسلطان، خانهاش در خیابان لالهزار افزونبر حیاط و باغ بیرونی، عکاسخانه، کتابخانه، حوضخانه، و 3 جلوخان داشت (همانجا). به شرحی که در ادامه خواهد آمد، ممکن است امینالسلطان دوم در بخشهایی از زمینهایی که در شمال کوچۀ باربد خریده بود، عمارتهایی ساخته باشد که همچنان باقی است. بخش اصلی خانۀ امینالسلطان که در جنوب کوچۀ باربد قرار داشت، پس از مرگ او بهتدریج فروخته شد و ساختمانهای آن (شاید بهجز بخش کوچکی که امروزه در اختیار روزنامۀ کیهان قرار دارد)، از میان رفت؛ اما بخشی که در شمال کوچۀ باربد بود، به تملک حاج رحیم اتحادیه درآمد.
حاج رحیم فرزند لطفعلی، و از اهالی آذربایجان بود. در سال 1305 ق/ 1888 م، عدهای از صرافان تبریزی شرکتی به نام «شرکت اتحادیه» تأسیس کردند که نمایندۀ آن در تهران حاجی لطفعلی بود. او به اتفاق فرزندش، رحیم، به تهران آمد و مدتی عهدهدار امور شعبۀ شرکت در تهران بود، اما در 1316 ق با حاجی علی کوزهکنانی، شریکش در شعبۀ تهران شرکت اتحادیه، اختلاف پیدا کرد و از کار کناره گرفت، سپس با همراهی پسرش شرکتی را به همان نام تأسیس کرد که تا درگذشت رحیم در 1313 ش برقرار بود. نام خانوادگی اتحادیه برگرفته از نام شرکت مذکور است (صرافی ... ،10-11). حاج رحیم بهمرور از تجار معتبر پایتخت شد و در 1334 ق/ 1916 م، بخش شمالی خانۀ امینالسلطان را خرید. او همچنین، بخشی از خانۀ ظهیرالدوله را که در غرب خانۀ مذکور بود، خریداری کرد و از تجمیع آن دو، خانۀ بزرگی برای خود پدید آورد که به «خانۀ اتحادیه» معروف شد (انوار، 31، 32، 46؛ مختاری، 20).علی خان ظهیرالدوله، داماد ناصرالدین شاه بود و مدتها سمت ایشیکآقاسیباشی (وزیر تشریفات دربار) او را داشت. در روزگار پادشاهی مظفرالدین شاه، حکومت شماری از ولایات به او محول شد. چون در عهد سلطنت محمدعلی شاه از مشروطهخواهان هواداری میکرد، همزمان با بهتوپبستن مجلس شورای ملی در 1326 ق، قزاقان به خانۀ او نیز حمله کردند و خانه خسارتهای فراوان دید (افشار، 16-17؛ نیز نک : ظهیرالدوله، 369-375). ظهیرالدوله در زمرۀ صوفیان، و از مریدان میرزا حسن صفیعلیشاه بود و پس از مرگ او با لقب صفاعلیشاه، ریاست آن فرقه را بر عهده گرفت (نک : بـامداد، 2/ 367- 370). خانۀ ظهیرالدوله گویـا در اواخر عمر او در قطعاتی مجزا به فروش گذاشته شد. ابتدا 3 دانگ از بخش شرقی آن را که مجاور ملک ابتیاعی حاج رحیم اتحادیه از ورثۀ امینالسلطان بود، یکی از خانهای بختیاری ــ گویا نصیر بختیار، سردار جنگ ــ خرید، و 3 دانگ دیگر در رهـن آقا محمدحسین امینالضرب قرار گرفت. سپس هر 6 دانگ به تملک حاج رحیم اتحادیه درآمد. بنابر سندی از سال 1342 ق/ 1303 ش، حاج رحیم بابت قسمتی از ملک که از سردار جنگ خریداری کرده بود، مبلغ 000‘4 تومان بدهکار بود که تأخیر یا تعلل در بازپرداخت آن موجب شده بود همسر یکی از مقامات از او شکایت کند (انوار، 46؛ «حواله ... »، ب 1/ ر؛ «نامۀ همسر ... »، ب 1/ ر).بنابراین، خـانۀ اتحـادیه متشکل از دو بخـش شرقـی متعلق به امینالسلطان دوم، و بخش غربی، متعلق به ظهیرالدوله بوده که حاج رحیم خود نیز بناهایی را بدان افزوده است. با وجود این، تعیین زمان ساخت هریک از بناهای موجود، بهویژه در بخش شرقی، دشواریهایی دارد. در این بخش، برخی از بناها چنان نفیس و معظم است که گمان میرود پیش از تملک حاج رحیم اتحادیه ساخته شده، و چهبسا بانیشان میرزا علیاصغر خان امینالسلطان باشد (مختاری، همانجا). حاج رحیم اتحادیه تا زمان مرگ، بـا خانوادۀ پرجمعیتش در این خانه زندگی میکرد و تا چند دهه پس از آن نیز شماری از فرزندان و نوادگانش در آنجا ساکن بودند. هر بخش از خانه به بخشی از خانواده اختصاص یافته بود و بخشهایی نیز مشترک استفاده میشد. حاج رحیم پیش از مرگ، خانه را در قالب 30 سهم، میان 21 فرزندش تقسیم کرد. در سالهای بعد، مرگ برخی از فرزندان و انتقال سهمشان به نوادگان حاج رحیم، موجب افزایش تعداد مالکان خانه، و پیچیدگی وضعیت حقوقی مالکیت آن شد؛ به همین سبب، فروش یا تخریب و بازسـازی خانه ــ برخلاف بسیاری دیگر از خانههای قدیمی خیابـان لالهزار ــ به تعویق افتاد. البتـه به مرور زمان، عدهای از مالکان سهم خود را به دیگـر مالکان فروختند و چون ساختمانهای موجود برای سکونت ورثۀ پرتعداد حاج رحیم ناکافی بود، در دورۀ پهلوی ساختمانهای دیگری در باغ ساختند و تغییراتی نیز در ساختمانهای قدیمیتر دادند (اتحادیه، فریدون؛ اتحادیه، لطیفه؛ اتحادیه، منصوره).افزونبر تجاریشدن پهنههای مسکونی لالهزار که از دورۀ پهلوی دوم شتاب بیشتری گرفت، رویدادهای دورۀ نخستوزیری دکتر محمد مصدق موجب تخریب بخش مهمی از این خانه، و اضمحلال تدریجی آن شد. در این زمان، حیاط شمال غربی این خانه را به یکی از سازمانهای نزدیک به حزب تودۀ ایران به نام «جمعیت ایرانی هواداران صلح»، موسوم به «خانۀ صلح» اجاره دادند (کریمیان، 54- 55؛ اتحادیه، فریدون). باشگاه مرکزی حزب توده نیز در پیادهرو شرقی خیابان فردوسی و در همان حوالی بود (انوار، 34). در 14 آذر 1330، حزب توده تظاهراتی در مرکز شهر تهران سازماندهی کرد که به درگیری با نیروهای مخالف ازجمله حزب سومکا انجامید. در جریان این درگیریها، به شماری از اماکن وابسته به حزب توده، ازجمله خانۀ صلح، حمله شد؛ کاوشهایی که از 1394 ش به بعد در خانۀ اتحادیه صورت گرفت، شعارنویسیهایی را در زیرزمین عمارت شمال غربی آشکار کرد که حاکی از حمله به این ساختمان، و مؤید روایت خانوادۀ اتحادیه مبنیبر آتشزدن خانۀ صلح در واقعۀ 14 آذر بود. این آتشسوزی ساختمان مذکور را کامل تخریب نکرد، بلکه بخشهای باقیماندۀ بنا را خانوادۀ اتحادیه تخریب و تسطیح کردند (نک : کریمیان، 60-61). پس از این رخداد شمار بسیاری از ساکنان باغ به جاهای دیگر نقل مکان کردند و فقط چند تن از آنان ازجمله فریدون اتحادیه تا دهۀ 1380 ش در آنجا اقامت داشت (اتحادیه، فریدون). شواهدی نیز از آسیبرسانی عمدی به بخشهایی از بنا وجود دارد؛ برای نمونه، منصوره اتحادیه در زیرزمین یکی از عمارتها، کاشیهای قاجاری زیبا و نفیسی را دیده بود که به گفتۀ او برخی مالکان از جا کنده، و با خود بردهاند.
یک رویداد فرهنگی موجب شهرت خانۀ اتحادیه در حوزۀ عمومی، و ثبت آن در خاطرۀ جمعی ایرانیان شد. در دهۀ 1350 ش ناصر تقوایی، کارگردان ایرانی که در حال ساختن سریال تلویزیونی براساس رمان دایی جان ناپلئون، نوشتۀ ایرج پزشکزاد بود، به پیشنهاد مدیر تولید، لوکیشن سریال را خانۀ اتحادیه انتخاب کرد. مرمت بخشهای مختلف خانه و آمادهسازی آن برای فیلمبرداری حدود 3 ماه طول کشید و به گفتۀ تقوایی، با استفاده از تنوع فضاهای خانه توانست تمام صحنهها، ازجمله صحنههای مربوط به کوچه، بازارچه و مدرسه را درون خانه فیلمبرداری کند. این سریال 18قسمتی که دایی جان ناپلئون نام داشت، در 1355 ش از تلویزیون ملی ایران پخش شد (نک : حسینی، «خانه ... »، بش )؛ اما روند ویرانی خانۀ اتحادیه در سالهای بعد ادامه یافت و این خانه تا آستانۀ تخریب کامل پیش رفت.
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید