تاجیکی، لهجه
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 24 مرداد 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/286980/تاجیکی،-لهجه
دوشنبه 2 شهریور 1405
چاپ نشده
یکی از لهجههای فارسی نو (و طبعاً یکی از لهجههای ایرانی جنوب غربی) که در حوزۀ وسیعی از آسیای مرکزی، بهویژهدرجمهوریتاجیکستان بهآنسخن میگویند. واژۀ تاجیک (مانند تات)، واژهای عمومی است که در نزد ترکان به معنی ایرانی و در مقابل مفهوم «ترک» به کار میرفته است (دایرةالمعارف...، 1 / 591). این لهجه در 2000م در حدود 3 میلیون سخنگو داشته است (کمبل، II / 1598).لهجۀ تاجیکی معاصر بیشتر ویژگیهای دستوری و نظامآوایی فارسی قدیم را حفظ کرده است، چنانکه به گفتۀ ارانسکی (زبانها...، 111)، هرکس که تاجیکی معاصر را بداند، میتواند بدون اشکال عمدهای آثار رودکی(سدۀ 4ق / 10م)، فردوسی (سدههای 4 و 5ق / 10 و 11م) یا مثلاً سعدی (سدۀ 7ق / 13م) را بخواند. واقعیت نیز آن است که فهم تاجیکی برای دیگر فارسیزبانان امروز نیز چندان دشوار نیست، و با آنکه این لهجۀ فارسی تقریباً در داخل ایران سخنگو ندارد، از برخی لهجههای فارسی داخل ایران، به فارسی معیار نزدیکتر است، اما به نظر میرسد که از فارسی معاصر ایران دورافتاده باشد (EI1, VII / 599).فرق زبان فارسی تاجیکی با فارسی ایران در این است که فارسی تاجیکی از نظر آوایی بهویژه مصوتها صورت قدیم خود را حفظ کرده است و از بسیاری از واژههای کهن فارسی استفاده میکند و برخی از وجوه و زمانهای دستوری را که در فارسی ایران متروک شدهاند، هنوز به کار میبرد و نیز برخی از واژههای روسی مربوط به تمدن جدید داخل آن گشته است (فرهوشی، 45). همچنین باید به خاطر داشت که تاجیکستان در طول قرون تحت تأثیر عمیق زبانهای ترکی آسیای مرکزی که با آن همجوار بودهاند، قرار گرفته است و این مسئله بر واژهها، آواها و برخی از ساختهای دستوری تاجیکی اثر گذاشته است (ارانسکی، همان، 113؛ دربارۀ فارسی ادبی تاجیکی و وضع کنونی آن، نک : کلباسی، 36-41).
چنانکهگفته شد، تاجیکی در آسیای مرکزی (و بیشتردرجنوبشرقی آن) انتشار دارد(ارانسکی، مقدمه...، 288) و زبان رسمی مردم تاجیکستان است. با اینهمه، شمار بسیاری تاجیکیزبان در دیگر جمهوریهای آسیای مرکزی و بهخصوص در ازبکستان زندگی میکنند. بیشترین گروههای تاجیکان ازبکستان در درۀ فرغانه، درۀ زرافشان و ناحیۀ کشکهدریا متمرکزند. اینان بخش مهمی از ساکنان ناحیۀ شمال غربی درۀ فرغانه را نیز تشکیل میدهند(نواحی پاپ و چست و کسانسای شهرستان نمنگان). در مراکز این نواحی و قشلاقهای بزرگ حتى شمار تاجیکی زبانان بیش از ازبکان است (مثلاً در چست و کسانسای). گروههایمهمی از مردمتاجیک درجنوب درۀفرغانه و بهخصوص در مسیر سفلای رود سُخ وجود دارند. ساکنان ناحیۀ سخ در شهرستان فرغانه همه تاجیکاند و تاجیکان در واحۀ ریشتن (ناحیۀ کویبیشف) و ناحیۀ جنوب شهر فرغانه نیز در اکثریتاند (همان، 289). سرانجام، میتوان گفت که در آسیای مرکزی، تاجیکی (علاوه بر تاجیکستان) در چندین منطقه از جمهوری ازبکستان (درۀ فرغانه، درۀ زرافشان، منطقۀ قشقه دریا، مناطق سُرخان دریا، چرچیک و جز آنها) و نیز در بخشی از جمهوری قرقیزستان(جلالآباد و اوش) و همچنین در جمهوری قزاقستان (منطقۀ بریچ مُلا) نیز رایج است (همو، زبانها، 110؛ برای مطالعه دربارۀ حدود عرصۀ انتشار تاجیکی، نک : همو، مقدمه، 290).علاوه بر تاجیکان، برخی از گروههای کوچک نژادی آسیای مرکزی نیز (کلاً یا بعضاً) به زبان تاجیکی سخن میگویند، از قبیل یهودیان آسیای مرکزی (که خود را «ایوری» میخوانند) که بیشتر در بخارا، سمرقند، کته کورگان و شهرهای وسط فرغانهزندگیمیکنند(همانجا). همچنینعدهای از مردم افغانیتبار، همچون جمشیدیان و هزاره که بیشترشان در ترکمنستان زندگی میکنند و برخی از خانوادههای ایشان نیز در دیگر نقاط مانند پرخار و ناحیۀ سابق کلیاب تاجیکستان ساکناند، به تاجیکی تکلم میکنند (همان، 290-291). گروه قبایل نیمه صحرانشین چورآیماک در شمال افغانستان که قبایل فیروزکوهی، جمشیدی، تایمانی و هزاره جزو آن هستند، به زبان تاجیکی سخن میگویند (همان، 292).گروهی از تاجیکیزبانان درپاکستان نیز زندگیمیکنند و در تامستونگ و کلات(بلوچستان) و چیترال (مداگ دشت در شمال شرقی قلعۀ دروش و جنوب شرقی شهر چیترال) و سین تسزیان (شمال غربی چین) دیده میشوند (همان، 291-292). قبایل صحرانشین تیموری که در جنوب هرات و در امتداد مرز ایران و افغانستان زندگی میکنند (در هر دو طرف مرز) و بخشی از قبایل صحرانشین بلوچ خراسان (در ناحیۀ جوین، نیشابور، کاشمر و جز آنها) به زبان فارسی (تاجیکی) سخن میگویند. در میان عربهای خراسان که در نواحی بیرجند، قاین و سرخس سکنا دارند، نیز نوعی از این لهجه (فارسی تاجیکی) رایج است (همان، 294).
بر پایه نظریات راستارگویوا (نک : قاسمی، هفت)، لهجههای تاجیکی به 4 گروه تقسیم میشوند:
قلمرو رواج این لهجهها بسیار وسیع است و در جمهوریهای تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان و قزاقستان گسترش یافته است. این لهجهها در شمال، از نواحی تاجیکنشین وادی فرغانه آغاز میشود و در سمت جنوبی تاجیکستان در ناحیۀ شهر توس خاتمه مییابد. این لهجهها از گروه شمالی هستند: 1. لهجۀ فرغانۀ شرقی، 2. لهجۀ فرغانۀ جنوبی، 3. لهجۀ فرغانۀ شمالی، 4. لهجۀ اُچقورغان (در ولایت اوش جمهوری قرقیزستان)، 5. لهجۀ تاجیکان اطراف «اندیجان» در نواحی مرحمت و قوّهسای (در جمهوری ازبکستان)، 6. لهجۀ سمرقند، 7. لهجۀ بخارا، 8. لهجۀ پنجیکنت، 9. لهجههای تاجیکی منطقۀ قشقه دریا (در جمهوری ازبکستان)، 10. لهجۀ تاجیکی منطقۀ سرخان دریا (در جمهوری ازبکستان)، 11. لهجۀ وادی حصار، 12. لهجۀ تاجیکان بومی شهر توس (همو، هشت).
این لهجهها اساساً در بخش بالایی رود زرافشان، یعنینواحی مسچاه و فلغر(ناحیۀعینی در جمهوری تاجیکستان) پراکندهاند و شامل دو گروه اصلی لهجۀ مسچاه بالا و پایین و لهجۀ فلغر است (همو، نه). گفته شده که این گروه زبانی لهجۀ معیار تاجیکی است و تحصیلکردههای تاجیک بیشتر به آن سخن میگویند (دانشنامه…، 6 / 76).
این لهجهها در نواحی قراتگین، کولاب، اشکاشم و بخش هموار وادی حصار رایجاند و به 4 گروه تقسیم میشوند: 1. لهجۀ قراتگینی، 2. لهجۀ کولابی، 3. لهجۀ راغی، 4. لهجۀ بدخشانی (قاسمی، ده).
این لهجهها در روستاهای نواحی ونج و درواز ولایت خودمختار کوهستان بدخشان (در جمهوری تاجیکستان) رواج دارند (همانجا).
فارسی تاجیکی 24 صامت دارد که یکی از صامتهای فارسی ایران بیشتر است. تفاوت صامتهای تاجیکی و فارسیایران درآن استکهآوای / γ / کهدرفارسیایران واجگونهای از واج / q / بهشمار میرود، در تاجیکی واجی مستقل است و ایجاد تمایز میکند، به همین سبب، کلمات «qofl» و «qonče» در فارسی ایران، در تاجیکی به صورتهای «qufl» و «γunča» تلفظ میشوند.مصوتهای تاجیکی و فارسی ایران کم و بیش یکسان هستند، با اینتفاوت که کشش مصوتها در تاجیکی برجاست و علاوه بر آن، تاجیکان مصوتهای «â» و«o» فارسی معیار را بهصورت «ō» و «u» ادا میکنند: مثلاً به جای «bolbol» و «šotor»، «bulbul» و «šutur»، و به جای «lâne» و «xâne»، «xōna» و «lōna» میگویند (امانوا، 4). نمونههای دیگر «siyōh» (سیاه) و «ōnhō» (آنها) هستند (دانشنامه، همانجا). همچنین گفتنی است کلماتی که در فارسی با های غیرملفوظ (بیان حرکت) به پایان میرسند (مثلخانه، لانه، کره، چشمه، ناله و جز آنها)، در فارسی تاجیکی با مصوت «a» تمام میشوند (نک : امانوا، همانجا).صادقی وجود 4 آوای «ع، ح، ث، ط» را از ویژگیهای آوایی فارسی ماوراءالنهری میداند («پیشینه...»، 22) و یادآور میشود که به نوشتۀ محمدبن هندوشاه در مقدمۀ صحاح الفرس، از مجموع 8 حرف خاص زبان عربی، این 4 حرف در زبان مردم ماوراءالنهر وجود دارد. گفتنی است که در برخی از لهجههای تاجیکی معاصر تنها دو آوای «ح» و «ع» باقی مانده است که فقط در کلمات عربی به کار میروند و تنها به 3 کلمۀ فارسی اسب، همسایه و پهلو راه یافته، و آنها را به صورت عسب، حمسایه و پعلو درآوردهاند (همانجا). از نظر تکیه، تکیۀ اسامی روی آخرین هجا قرار میگیرد، و پیشوندهای فعلی me- و be- تکیه دریافت میکنند (کمبل، II / 1599).
تاجیکی واژههای مشترک بسیاری با فارسی ایران دارد؛ با اینهمه، واژههای بسیاری را نیز، بهویژه از روسی قرض گرفته است (ارانسکی، زبانها، 112). از سوی دیگر، در تاجیکی واژههایی یافت میشوند که در ابتدا مانند فارسی ایران به نظر میرسند، ولی درواقع معانی دیگری دارند. شماری از این «واژههای فریبکار» و معانی آنها عبارتاند از بیرو (بیحیا)، بیصفت (بیکیفیت)، بیپول (مجانی)، باربندی (بستهبندی)، بیوقت (دیر، دیروقت)، به ناخواست (ناگهان)، پادشاه (شوهرخواهر)، پرسیدن (احوالپرسی کردن)، پارو (کود)، پیاله (فنجان)، پرگویی (چانه زدن)، پراندن (با گلوله کشتن، تیرباران کردن)، پایان (پایین)، تکلیف کردن (دعوت کردن)، توده (گروه، دسته)، تکیه (بالش، متکا)، تشبث (ابتکار)، تازگی (نظافت)، تهخانه (زیرزمین)، تقصیر (قربان، عالیجناب، سرکار)، تافتن (کوک کردن ساعت)، تعیین کردن (سفارش اکید کردن)، جیغ زدن کسی را (به نزد خود خواندن، صدا زدن)، جایدار (بومی، محلی)، جمعیتی (اجتماعی)، چسباندن (نصب کردن) و حقارت (فحش) (صادقی، «واژهها...»، 17).ریشۀ بیشتر مصادر ساده در فارسی تاجیکی، واژههای ایرانی است و برخی هم از کلمات عربی (رقصیدن، طلبیدن، فهمیدن)، ترکی (ایچیدن، باقیدن، یا نباشیدن) و روسی (الکتریکانیدن، کالِکتیوانیدن، مِخَنیکانیدن) گرفته شده است (قاسمی، یازده).با اینهمه، تفاوتهای ساختواژی بسیاری میان تاجیکی و فارسیایرانوجود دارد، ازجملهساختصفات فاعلی که درتاجیکی بر3نوع است: صفاتفاعلیماضیمانند kardagi و raftagi، صفات فاعلی مضارع مانند mekardagi و medidagi، صفات فاعلی استمراریمانند rafta istōdagi وxōnda istōdagi. درفارسیایران بهجای اینصیغهها ازجملهوارههایموصولیاستفاده میشود، مانند: «ōdami be xōnai mō ōmadagi» (شخصیکه به منزلما آمد) «mēkardagi duxtari dar injō kōr» (دختریکه در اینجا کار میکند)، «namekardagi šudand mardum ba suxani ū bōvar» (مردم دیگر به حرفهای او اطمینان نداشتند) (امانوا، 7؛ نیز نک : کمبل، II / 1599).زمانهای مضارع اخباری و ماضی نقلی با پسوندهای -a-gi در شکل صفت فاعلی به کار میروند، مانند xōnda, xōndagi, xōnda istōda, xōnda istōdagi. وجه التزامی نیز دارای 4 صورتاست: xōnda istōdagistam (مضارع التزامی استمراری)، mexōndagistam (مضارعالتزامی)، xōnda budagistam (ماضی بعید التزامی)، xōndagistam (ماضی التزامی) (قاسمی، همانجا).همچنین نوعی مصدر مرکب در فارسی تاجیکی به کار میرود که از دو جزء تشکیل میشود: جزء اول صفت مفعولی، و جزء دوم معمولاً صورت ماضی یا مضارع افعال برآمدن، دیدن و ماندن. جزء فعلی برآمدن معنی قطعیت و اجرای کامل عمل را القاء میکند، دیدن معنی آزمودن و سنجیدن عمل، و ماندن معنی قطعشدن عمل را میرساند، مانند šišta mōndan؛ xurda didan؛ xōnda barōmadan (همو، دوازده).در تاجیکی وندهایی هستند که مخصوص همین لهجهاند، مانند 1. پسوند -angi / -ngi که درگفتار به کار میرود و صفاتی بهمعنی«منسوببه زمانی» میسازد، مثلاً «imrūngi» (امروزی)، و «dinangi» (دیروزی). 2. پسوند -am که وندی غیرزایاست، ولی زمانی در ساخت صفت به کار میرفته است، مانند «dōram» (دارا)، «kōram» (زمینی که آن را میشود شخم زد)، و «šōyam» (شایسته).ازسوی دیگر، فارسی ایران وندی دارد که در تاجیکی به کار نمیرود. این پسوند، -u صفتساز در کلماتی چون «سبیلو» و «ترسو» است، که بهترتیب در تاجیکی بهصورتهای muylabdōr و tarsunčak به کار میروند (امانوا، 8).از طرف دیگر، پیشوند be- که در فارسی ایران با افعال امر و التزامی به کار میرود، در تاجیکی غالباً حذف میگردد، مثال: نویس(بنویس)و چرخزن(چرخ بزن). پیشوندهای mē- و na- نیز وقتی با پیشوندهای اشتقاقی فعلی همراه شوند، در تاجیکی در آغاز افعال میآیند، حال آنکه در فارسی ایران پس از پیشوندها قرارمیگیرند، مانند«mē-bar-ōyad»(برمیآید)،«mē-dar-ōyad» (در میآید) و «na-bar-ōyad» (برنیاید) (دانشنامه، همانجا).
نحو تاجیکی نیز با فارسی ایران تفاوتهای اساسی ندارد، اما به هر حال تاجیکی معاصر دارای بعضی ویژگیهای دستوری خاص است که آن را از فارسی ایران متمایز میسازد. مثلاً در تاجیکی فعل ربطی «است» محذوف است؛ برای نمونه جملات «خدا قادر است» و «دوست من بسیار مهربان است» به شکل «خدا قادر» و «دوست من بسیار مهربان» به کار میروند (صادقی، «پیشینه»، 21).همچنین در بحث حالت بخشی، در تاجیکی حروف اضافۀ پسینی وجود دارد که درفارسی ایران کاربرد ندارد، مانند barin (چون،مانند)، da (در) و qati (با). مثال: «gul barin» (چون گل)، «salim qati»(با سلیم)، «xōna da» (درخانه) (دانشنامه، همانجا). در ترکیبات فعلی تاجیکی که با «توانستن، خواستن، ممکن بودن، لازم بودن، شدن» ساخته میشوند، معمولاً یک جزء به صورت مصدر ظهور میکند، مانند «guftan namē tavōnam» (گفتن نمیتوانم)، «didan mē xōham» (دیدن می خواهم)، «raftan mumkinast» (رفتن ممکن است) (همانجا).زبان فارسی ایران و تاجیکی از لحاظ وجوه فعل نیز با هم متفاوتاند. این تفاوتها چه در عنوانهای دستوری و چه در شمار صیغههای فعلی به چشم میخورد. برخلاف فارسی ایران که در آن 12 صیغۀ فعلی وجود دارد، در تاجیکی 19 صیغۀ فعلی یافت میشود. ضمناً در فارسی ایران وجه شرطی صیغۀ ویژهای ندارد و با افزودن حرف شرط به فعل التزامی درست میشود، حال آنکه در تاجیکی وجه شرطی از 3 صیغۀ ویژه استفاده میکند. تفاوت در شمار صیغهها در وجوه اخباری و التزامی نیز به چشم میخورد. در وجه اخباری در زبان تاجیکی دو صیغه موجود است که در فارسی استفاده نمیشود، مانند ماضی بعید نقلی «ba šahr kučida buda ast» (به شهر کوچ کرده است)، یا «xurda istōda buda ast» (در حال خوردن بوده است) (امانوا، 4). میتوان استعمال فعل معین «ایستادن» را برای بیان زمانهای استمراری (مانند رفته ایستاده است، رفته ایستاد، رفته ایستاده بود، رفته ایستاده بوده است، رفته میایستاد، رفته ایستاده باشد)، برجستهترینویژگی تاجیکی دربخش صرف افعال دانست(قاسمی، یازده) که درآن به کمک فعل معین ایستادن (istōdan)، نمودهای «در جریان» شکلمیگیرند: «navišta istōdam» (نوشته ایستادم، در حال نوشتن هستم)، «navišta istōda budam» (نوشته ایستاده بودم، در حال نوشتن بودم). صفتهای مفعولی با پسوند -agī نیز خاص لهجۀ تاجیکیاند (مانند «raftagī»، در حالی که رفته بودم). پیدایش و گسترش فعلهای مرکب با وجه وصفی، مانند «davida ōmad» (دویدهآمد،دوان آمد) و «davida raft» (دویده رفت، دوان رفت) نیز یادکردنی است (ارانسکی، زبانها، 112).این جدول فهرستی از تفاوتهای ساختاری فارسی ایران و تاجیکی را نشان میدهد (امانوا، 4):
تاجیکان در طی قرنهای متمادی از خط عربی استفاده میکردند. از سال 1307ش / 1928م الفبای مزبور نخست به الفبای لاتینی، و سپس در 1318ش / 1939م به الفبای سیریلیک بدل شد، و چون الفبای سیریلیک فاقد برخی ازاصوات تاجیکی بود، درآن تغییراتی داده شد. در این خط f به جای «غ»، k به جای «ق»، x بهجای «ح ـ ه»، ҹ به جای «ج»، و й به جای «ی» بهکار میرود (نک : ارانسکی، مقدمه، 295). در برخی از منابع، این تاریخها به ترتیب 1930 و 1940م عنوان شدهاند (کمبل، II / 1598).
ارانسکی، ی. م.، زبانهای ایرانی، ترجمۀ علیاشرف صادقی، تهران، 1378ش؛ همو، مقدمۀ فقه اللغۀ ایرانی، ترجمۀ کریم کشاورز، تهران، 1358ش؛ امانوا، فیروزه، «سخنی از تفاوتهای فارسی ایران و تاجیکی (فارسی)»، مجلۀ زبانشناسی، تهران، 1371ش، شم 1 و 2؛ دانشنامۀ جهان اسلام، تهران، 1380ش؛ دایرةالمعارف فارسی؛ صادقی، علیاشرف، «پیشینۀ تفاوتهای فارسی تاجیکی و فارسی ایران»، درّ دری: موقعیت ادبیات فارسی در جهان معاصر، به کوشش محمود اسعدی، تهران، 1373ش؛ همو، «واژههای فریبکار در فارسی تاجیکی»، مجلۀ زبانشناسی، تهران، 1371ش، س 8، شم 1 و 2؛ فرهوشی، بهرام، «زبانها و گویشهای ایرانی»، مجلۀ دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، 1353ش، شم 3 و 4؛ قاسمی، مسعود و دیگران، فرهنگ مصادر زبانهای تاجیکستان، دوشنبه، 1380ش؛ کلباسی، ایران، فارسی ایران و تاجیکستان: یک بررسی مقابلهای، تهران، 1374ش؛ نیز:
Campbell, G. L., Compendium of the World's Languages, London / New York, 2000; EI1.بهروز محمودی بختیاری
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید