بازارهای ادواری
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 9 آبان 1405
https://cgie.org.ir/fa/article/287164/بازارهای-ادواری
چهارشنبه 13 آبان 1405
چاپ شده
4
بازارهای ادواری \bāzārhā-ye advārī\، بازارهایی موقتی که در مواقع معینی از سال، ماه یا هفته بهصورت ادواری تشکیل می شوند.بازارهای ادواری و موقت برخلاف بازارهای اصلی شهر دائمی نیستند، مکان برگزاری آنها متغیر و بیشتر در فضاهایی که برای خریدوفروش طراحی و ساخته نشدهاند، بر پا میشوند؛ اما بهمرور زمان، و با افزودن امکانات و وسایل قابل حمل، ازجمله برپایی چادر و پهنکردن بساط و گذاشتن میزها و نیمکتهایی برای عرضۀ کالا، اینگونه فضاها به بازار تبدیل شدهاند. این نوع بازارها اگر با دورۀ تناوب خاصی برگزار شوند، از جملۀ بازارهای ادواری به شمار میروند که روزانه، هفتگی، موسمی، ماهانه یـا سالانه بر پا میشوند.
در تهران قدیم، سبزهمیدان ازجمله مکانهایی بود که بازارهای روزانه در آن برگزار میشد. این بازارها از فروشندگان و کسبوکارها بدون دکان و حجرۀ ثابت تشکیل میشدند. فروشندگان دستفروش هر روز بساطهایی ازقبیل جگرکپزی، کاهفروشی، نعلبندی و جز اینها را میگستراندند و سایهبانهایی هم برای مصونماندن از گرما و سرما بر پا میکردند. به نوشتۀ اعتمادالسلطنه در ۱۲۶۹ ق/ 1852 م، بازار دستفروشان سبزهمیدان ساماندهی شد و چند سالی نیز به همین وضعیت باقی ماند، اما دوباره بههم ریخت ( المآثر ... ، 93-۹۴). جعفر شهری در طهران قدیم که تهران اواخر دورۀ قاجاریه را وصف میکند، همچنان سبزهمیدان را محل تجمع و بهترین مرکز کار فروشندگان دستفروش معرفی میکند. به روایت او، در آنجا دستفروشان مختلفی ازقبیل قبا و گلیمفروش، لبادهایها، کفاشهای نو و نیمدارفروش، میوهفروش، و همچنین خوراکیفروشها که سیبزمینی پخته، کباب، لبو، شلغم، دلوجگر، دوغ، تخممرغ، پنیر، باقلا، چایی، آش و پلو میفروختند، مشغول به کار بودند (۱/ ۲۱۵).
بازارهای موقت هفتگی در نقاط مختلفی از شهر و در روز معینی از هفته تشکیل میشدند. کلارا رایس که در اواخر دورۀ قاجاریه در ایران به سر میبرد، یکی از بازارهای هفتگی را که در آن، افزونبر میوه، شیرینی، غلات و دیگر مواد غذایی، وسایل دستدوم بسیاری را برای فروش عرضه میکردند، بسیار شلوغ وصف میکند (ص ۱۳۸- ۱۳۹). از دیگر بازارهای هفتگی که متناسب با شیوۀ زندگی مردم بر پا میشدند، بازارهایی بودند که با توجه به افزایش حضور زائرانْ آخر هفتهها در مجاورت بقعۀ امامزادهها تشکیل میشدند؛ برای نمونه، میتوان به بازاری اشاره کرد که پنجشنبهها و جمعهها در صحن امامزاده سید اسماعیل تشکیل میشد و دستفروشان در طاقنماهای صحن، و بزازان یهودی در کوی امامزاده بساطشان را پهن میکردند (تمسکی، ۶۳).
به برخی از بازارهای موقت که بیشترْ کالاهایی را عرضه میکردند که در اوقات خاصی از سال در دسترس بود، بازارهای موسمی میگفتند. در تهران قدیم، بازارهای موسمی دیگری نیز وجود داشت که متأثر از جابهجایی گستردۀ مردم در تابستان از تهران به ییلاقهای خوشآبوهوای اطراف تهران ازجمله تجریش بود. فعالیت اقتصادی بازار تجریش در فصل تابستان پررونق بود و در بقیۀ اوقات سال تقریباً به حالت نیمهتعطیل درمیآمد. بهتبع از این ضربآهنگ فعالیت، بازار تجریش در گذشته، با طاق آجری یا دیگر سقفهای متشکل از مصالح بنایی پوشیده نشده بود و فقط در تابستان، با سقفهای سبک و متحرک ازقبیل تیرهای چوبی و حصیر پوشانده میشد (یوسفیفر، ۲۶۱).
بازارهای سالانه که در اوقات مشخصی از سال برگزار میشدند، از دیگر بازارهای موقت بودند. ایام مهم سال همچون عید نوروز و ماه رمضان از اوقات برگزاری این بازارها بودند. در دورۀ ناصری، طبق سفرنامۀ بروگش، پیش از عید نوروز، در سبزهمیدان بازار موقتی بر پا میشد. اعتمادالسلطنه نیز از بازار موقت جواهرفروشی در تکیۀ دولت در ماه رمضان ۱۲۹۴/ سپتامبر 1877 مینویسـد (نک : مـرآة ... ، ۳/ ۱۸۰۰) کـه مشخـص نیست این بازار تا چند سال تداوم داشته است. مهمترین بازار موقت سالانه که در تهران دوران قاجاریه برگزار میشد، بازار ماه رمضان بود. بنابر گزارش روزنامۀ وقایع اتفاقیه، پیشینۀ برپـایی بازار موقت ماه رمضان، به عهد فتحعلی شاه میرسید (س ۱۲۷۲ ق، شم ۲۷۷، ۳/ ۱۷۸۵). جعفر شهری نیز برپایی بازار موقت ماه رمضان، در جلوخان مسجد شاه، بهصورت رسمی و از طرف حاکمیت را مربوط به عهد فتحعلی شاه و برای رونقگرفتن این مسجد نزد مردم میداند (۳/ ۳۳۸- ۳۳۹).بازار موقت ماه رمضان در عهد ناصری به رویداد شهری بزرگی تبدیل شده بود که در منابع مکتوب، بسیار از آن یاد کردهاند. بازار ماه رمضان گرچه دستکم در عهد ناصری تقریباً بهصورت متناوب و با دورهای یکساله برگزار میشد، اما با بازارهای ادواری معمول، تفاوتی مهم داشت. بازارهای ادواری عمدتاً نقش و کارکرد اقتصادی داشتند و برای مبادلۀ کالا و فراوردههای دامی و زراعی و دادوستد انواع حیوان، ماکیان، دستبافتها و دستساختهها تشکیل میشدند، اما در بازار ماه رمضان، نقش اجتماعی اهمیتی چشمگیر داشت و این بازار بیشتر به نمایشگاهی با دورههای یکساله شبیه بود تا دیگر بازارهای ادواری که مازاد تولیدات دامی و کشاورزی و خانگی در آن به فروش میرفت. در بازار ماه رمضان افزونبر کالاهای چشمگیر و مجلل وارداتی، سرگل اجناس بازار و تولیدات کارگاهها و صنایع تهران و دیگر شهرها عرضه میشد (وقایع ... ، س ۱۲۶۷ ق، شم ۲۴، ۱/ ۱۱۵).بازار موقت ماه رمضان در نخستین سالهای سلطنت ناصرالدین شاه مطابق با رسم گذشته، در جلوخان مسجد شاه بر پا میشد، اما در رمضان ۱۲۶۷ و ۱۲۶۸ ق به امامزاده زید منتقل شد (اعتمادالسلطنه، همان، ۲/ ۱۰۶۱-۱۱۳۱؛ وقــایـع ... ، س ۱۲۶۷ ق، شم ۱۹، ۱/ ۹۲، شم ۲۲، ۱/ ۱۰۳، شم ۲۴، ۱/ ۱۱، س ۱۲۷۲ ق، شم ۲۷۷، ۳/ ۱۷۸۵). روزنـامۀ وقایع اتفاقیه در توصیف این بازار چنین نوشته است: «پیشطاقهای حجرات امامزاده زید جنب بازار و سرای اتابکیه را در این ایام روزه خوب بستهاند و آنچه اسباب تحفه و قطعه که در این شهر به هم میرسیده و از سایر ولایات آوردهاند، همه را آورده در پیش روی حجرات چیدهاند، ازجمله دو حجرۀ چینی عمل طهران و دو حجرۀ بلور قم است که بسیار خوب رساندهاند که به بعضی مشتبه میشود که آیا ظروف این ولایت است یا مال فرنگستان و قریب به پانصد چراغ هر شب در صحن مزبور در جلو حجرهها روشن است و الحق در هیچ سالی به این زینت و آراستگی نبود» (همانجا).بازار موقت ماه رمضان در بسیاری از وجوه، ازجمله دائمینبودن، نداشتن مکان ثابت و نبود کارگاهها و مرکز تولیدی با بازار اصلی تهران تفاوت داشت؛ اما یکی از وجوه متمایزکنندۀ این بازار نسبت به بازار تهران، زمان برگزاری آن بود که نهتنها در مقیاس سال تفاوت داشت، بلکه در مقیاس یک شبانهروز نیز متفاوت بود. بازار موقت همراستا با تغییر برنامۀ معمول زندگی مردم بهسبب روزهگرفتن، در هنگام عصر و پس از افطار نیز باز بوده است (دروویل، ۱۵۷)؛ درحالیکه بازار تهران عموماً در شبها بسته میشد. بنابر روزنامۀ وقایع اتفاقیه، در این بازار موقت «مردم از 3 ساعت به غروب مانده الى صبح در امـامزاده به گـردش خواهند بود» (س ۱۲۶۷، شم ۱۹، ۱/ ۹۲) و قرار بود که «درین ماه از شب تـا صبح قراول مانع عبور مردم نباشد و در نزدیکی امامزاده زید و چند جای دیگر که جمعیت زیاد خواهد شد، قراول و گزمه که لازمۀ نظم است گذاشته» شود (همان، س ۱۲۶۷، شم ۲۲، ۱/ ۱۰۳).در رمضان سال ۱۲۶۹ ق، بیشتر ساکنان تهران بهسبب شیوع وبا شهر را ترک کردند و اغلب حجرههای بازار و کاروانسراهای شهر بسته شدند و بازار موقت در این سال تشکیل نشد؛ شهر و بازار چنان خلوت شد که به مقرری گزمهها افزودند تا علاوهبر شب، روزها هم در کوچه و بازار پاسبانی دهند و مراقب اموال مردم باشند (وقایع، س ۱۲۶۹، شم ۱۲۶، ۱/ ۷۷۸). یک سال بعد، بـازار موقت ماه رمضان با رونق و شور بیشتری در سبزهمیدان بر پا شد (اعتمادالسلطنه، همان، ۲/ ۱۱۸۳). سبزهمیدان در ۱۲۶۹ ق، نوسازی و تعمیر (همو، المآثر، ۱/ ۹۳-۹۴)، و به یکی از فضاهای عمومی تهران با حجرههای دوطبقه دورتادور میدان و دروازهها و طاقهای چشمگیر تبدیل شد (معتمدی، ۲۳۲-۲۳۳؛ شهری، ۱/ ۲۱۴).بیشتر دکانهای سبزهمیدان، بلورفروشی و فروشندگانش ارمنی و فرنگی بودند که کالاهای گران، مجلل یا فرنگی همچون پیراهن، تپانچه، تابلوهای نقاشی، جعبههای کنسرو، وسایل خاتمکاری و اسباب و لوازم خانه میفروختند (ارسل، ۲۳۸؛ بروگش، ۹۶؛ معتمدی، ۲۳۳؛ سالور، ۹/ ۷۰۱۰). به روایت وقایع اتفاقیه در ماه رمضان، «بعلاوۀ دکاکین بلورفروشی که همیشه در آنجا هست، سایر کسبه و اصناف چادرها زده و اهل هر صنعت و حرفه صنایع خود را آورده، در آنجا چیدهاند» (س ۱۲۷۲، شم ۲۷۷، ۳/ ۱۷۸۵). وسعت فضا، شکوه بیشتر سبزهمیدان و نزدیکی این میدان به مقر شاه ازجمله دلایلی است که روزنامۀ وقایع اتفاقیه برای جابهجایی بازار موقت نقل میکند (همانجا).از سالهای آغازین سدۀ 14 ق/ 20 م، بازار ماه رمضان به مسجد سپهسالار منتقل شد و تا پایان سلطنت ناصرالدین شاه همانجا ماند. گزارشهای نظمیه از برپایی بازار موقت در مسجد سپهسالار، حداقل از ۱۳۰۵ ق/ 1888 م خبر میدهد ( گزارشها ... ، ۲/ ۷۲۶). صحن و حجرههای مسجد را بسیار میآراستند و مسجد همچون کاروانسرایی تماشایی میشد (اعتمادالسلطنه، روزنامه ... ، ۸۶۶؛ سالور، ۱/ ۳۵۵). غرفهداران صحن و حتى کسانی که در دالانها و راهروها، میز و نیمکتهایی برای عرضۀ کالا گذاشته بودند، ملزم به پرداخت کرایه بودند (همو، ۱/ ۵۲۱)؛ البته بساطهایی در بیرون از مسجد همچون طاقنماهای جلوخان و پیادهروهای خیابان نظامیه نیز بر پا میشد (مستوفی، ۱/ ۳۳۲). کوچۀ پشت مسجد سپهسالار از مکانهایی بود که فروشندگان زیادی همزمان با بازار موقت ماه رمضان در آنجا بساط میکردند و ظروف مسی و پارچه میفروختند (شهری، ۳/ ۳۴۰).بیشتر بازدیدکنندگان و مخاطبان این بازار موقت را زنان تشکیل میدادند (سالور، ۱/ ۲۷۴)؛ حتى زنان حرمسرای ناصرالدین شـاه نیز به بازار موقت ماه رمضان میرفتند (اعتمادالسلطنه، همانجا). برای تسهیل شرایط ورود و حضور زنان در بازار، تفکیک جنسیتی ایجاد کرده بودند (سالور، ۱/ ۵۲۱)؛ بدین صورت که راهرو سمت حوضخانه زنانه و سمت راست، به مردها تخصیص داشت. صحن مسجد را هم به همین صورت تقسیم کرده بودند. در حجرههای سمت شمال بزازها برای زنها بساط پهن میکردند و سایر حجرات و ایوانها جز ایوان سمت مشرق که ایوان چهلستون و جزو مسجد بود، بساط خرازی و بلورفروشی و سمساری برای مردها پهن میشد (مستوفی، همانجا). ناصرالدین شاه از ابتدای سلطنتش نشان داد که به حضور در بازار موقت ماه رمضان علاقه دارد (اعتمادالسلطنه، همانجا، نیز: مرآة، ۲/ ۱۱۳۱، ۱۱۳۲)؛ حتى در رمضان ۱۲۷۰ که در نیاوران بود، دستور داد با آغاز ماه شوال بازار موقت را برنچینند تا بتواند به بازار موقت سر بزند و در آن گردش کند (وقایع، س ۱۲۷۰، شم ۱۷۹، ۲/ ۱۱۴۶). در رمضان ۱۳۱۳ که مقارن با اسفند بود، برف و سرمای شدید بساط بازار موقت را بههم ریخت (مستوفی، ۱/ ۵۲۵). بعد از پایان دورۀ ناصرالدین شاه، بازار ماه رمضان دیگر با رونق و وسعت پیشین بر پا نشد (سالور، ۲/ ۱۱۲۵)؛ درواقع تا اواخر دورۀ قاجاریه بازار موقت ماه رمضان بهصورت رویدادی مردمی و خودجوش در مکانهای مختلفی، همچون جلوخان مسجد شاه که در آنجا اجناس دستدوم میفروختند، تشکیل میشد (شهری، ۳/ ۳۳۳، 340).
اعتمادالسلطنه، محمدحسن، روزنامۀ خاطرات، تهران، ۱۳۵۰ ش؛ همو، المآثر و الآثار (چهل سال تاریخ ایران، ج 1)، به کوشش ایرج افشار، تهران، ۱۳۶۳ ش؛ همو، مرآة البلدان، به کوشش عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث، تهران، ۱۳۶۷ ش؛ ارسل، ارنست، سفرنامۀ قفقاز و ایران، ترجمۀ علیاصغر سعیدی، تهران، ۱۳۸۲ ش؛ بروگش، هاینریش، در سرزمین آفتاب، ترجمۀ مجید جلیلوند، تهران، ۱۳۷۴ ش؛ تمسکی، زینب، نقش امامزاده سید اسماعیل در شهر تهران دورۀ قاجاریه، پایاننامۀ کارشناسی ارشد مطالعات معماری ایران، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ۱۳۹۲ ش؛ دروویل، گاسپار، سفرنامه، ترجمۀ جواد محبی، تهران، ۱۳۴۸ ش؛ رایس، کلارا کولیور، زنان ایرانی و راه و رسم زندگی آنان، ترجمۀ اسدالله آزاد، تهران، ۱۳۸۳ ش؛ سالور، قهرمان میرزا (عینالسلطنه)، روزنامۀ خاطرات، به کوشش مسعود سالور و ایرج افشار، تهران، ۱۳۷۶ ش؛ شهری، جعفر، طهران قدیم، تهران، ۱۳۷۶ ش؛ گزارشهای نظمیه از محلات طهران: راپورت وقایع مختلفۀ محلات دارالخلافه، به کوشش انسیه شیخرضایی و شهلا آذری، تهران، ۱۳۷۷ ش؛ معتمدی، محسن، جغرافیای تاریخی تهران، تهران، ۱۳۸۱ ش؛ مستوفی، عبدالله، شرح زندگانی من، تهران، ۱۳۴۳ ش؛ وقایع اتفاقیه (روزنامه)، چ تصویری، کتابخانۀ ملی جمهوری اسلامی، تهران، 1373 ش؛ یوسفیفر، شهرام و دیگران، سرگذشت بازار بزرگ تهران، بازارها و بازارچههای پیرامونی آن در دویست سال اخیر، تهران، ۱۳۸۹ ش.
مریم عمّارلو
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید