صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه زبانها و گویشهای ایرانی / خورزوقی /

فهرست مطالب

خورزوقی


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : چهارشنبه 17 تیر 1405 تاریخچه مقاله

خورزوقی / xorzuɢi/ ، یا در اصطلاح محلی، «وِلاتی»، از گویشهای مرکزی ایران و از مجموعۀ زبانها و گویشهای ایرانی شمال غربی است که امروزه در میان سالمندان شهر خورزوق (در گویش مردم محل و نیز اصفهان، «خورزوک» / xorzuk/ ) اندک‌رواجی دارد. 
خورزوق با جمعیت 321‘22 تن («درگاه ... »، بش‍‌ )، در فاصلۀ تقریباً پنج‌کیلومتری شمال شهر اصفهان، در کنارۀ شرقی اتوبان اصفهان به تهران، در بخش مرکزی شهرستان بُرخوار / borxâr/ (در گویش محلی، «بُلخار») واقع است. در دو نقطۀ دیگر بُرخوار، یعنی شهر «گَز» (در ده‌کیلومتری شمال خورزوق) و روستای «کُمشِچه» (در شمال شرق خورزوق، در کیلومتر 25 جادۀ اصفهان به اردستان) نیز گونه‌ای گویشی از گروه گویشهای مرکزی ایران رایج است. خورزوق که تا 1345 ش روستا محسوب می‌شد، به‌علت نزدیکی به شهر اصفهان و مهاجر‌پذیری در زمان جنگ ایران و عراق و پس‌ازآن، گسترش بسیار سریعی داشته است؛ به‌طوری‌که دو روستای مجاورش با نامهای «دِلیگان» (تلفظ محلی، «دیلیگون») و «کَتایونچه» (در گویش محلی، kidbini، که در حال حاضر «اسلام‌آباد» نامیده می‌شود) به آن متصل شده، و به‌صورت محله‌های خورزوق درآمده‌اند. مواردی ازاین‌نوع، سبب افول شدید گویش ولاتی خورزوق شده است. 
معنا و ریشۀ واژۀ خورزوق مشخص نیست، اگرچه اهالی معنای آن را خورشید تابان یا سرزمین آفتاب می‌دانند. شاید جزء اول نام این شهر نه با خورشید و آفتاب، بلکه با «خور/ خوار»، که در اسم بسیاری از مکانهای منطقه دیده می‌شود، یک ریشه باشد (تحقیقات ... ).

پیشینه پژوهش

حبیب برجیان، گنجینۀ گویشهای ایرانی (نک‍ : مآخذ). مؤدب میرعلایی، گویش خورزوقی (برخوار اصفهان)، پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد، گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران، 1374 ش.

ویژگیهای آوایی

خورزوقی 23 همخوان و 8 واکه دارد. 
همخوانها، مانند فارسی، عبارت‌اند از: / p, b, t, d, k, g, ɢ, ʔ, f, v, s, z, š, ž, x, h, č, IJ, m, n, r, l, y/ . چاکنایی / ʔ/ در جاهایی نیز به جفت سایشی خود بدل شده است، مانند tahne «طعنه»؛ در نقش همخوان میانجی میان دو واکه، تلفظی ضعیف دارد، مانند be[ʔ]un «ببُر»، be[ʔ]as «نگاه ‌کن»، vâ-[ʔ]u «آنجاست»، na[ʔ]ažu «نمی‌ارزد». چاکنایی / h/ در نقش همخوان میانجی، بیشترین بسامد را نسبت به دیگر میانجیها دارد؛ همچنین از بارزترین تفاوتهای دو گویش مجاورِ خورزوقی و گزی است؛ برای نمونه: ini[h]id (قس: گزی، ini[ʔ]id/ ini[y]id) «بنشینید»؛ ɢa[h]am (قس: گزی، ɢa[ʔ]am) «قایم». همخوان پربسامد / ž/ ، واج محسوب می‌شود، مثل žer «زیر» و IJer «جِر»، نیز جفت‌کمینه‌های تقریبی žant- «زد ـ » و -zent «زایید ـ ». دو غلتِ نرم‌کامی گردِ [w] و کامی گردِ [ɥ] به‌عنوان جزء دوم واکه‌های مرکب و نیز میانجی بین دو واکه دیده می‌شوند. 
واکه‌ها عبارت‌اند از: / i, e, a, â, o, u, ü, ö/ . دو واکۀ پیشین گردِ / ü/ و / ö/ واج‌اند. برای تقابل / ü/ با واکه‌های هم‌ارتفاعش می‌توان به این جفت‌کمینه‌ها اشاره کرد: pür «پسر» و pir «پیر»؛ dü «دود، دو» و du «دوغ»؛ kü «بیرون» و ku «کوه، کود». واکۀ نیم‌بستۀ / ö/ با وجود بسامد بالا، به‌جهت داشتن تنها یک جفت‌کمینۀ واقعی با واکه‌های هم‌ارتفاعش (یعنی šöš «شِش» و šoš «شُش»)، وضعیت واجی به‌نسبت مبهمی دارد. واکه‌های مرکب که گاهی با حذف غلت پایانی خود، به واکۀ کشیده تبدیل می‌شوند، عبارت‌اند از: [ow]، مانند sowz/ so:z «سبز»؛ [öɥ] (یعنی [öü̯])، مانند âlöɥlat/ âlö:lat «برادرزن» (قس: اصفهانی، hâlulet)؛ [ay]، مانند ayn/ a:n «دهان»؛ [ey]، مانند seyl «تماشا». کشش واکه‌ای در مواردی نتیجۀ حذف همخوانی دیگر به‌جز غلتهاست، مانند ka:rez «کاریز»، ɢa:la «قلعه»، me:de «معده». تکیه، وضعیتی شبیه فارسی دارد، یعنی معمولاً در فعل آغازی و در عناصر غیرفعلی پایانی است. ساخت هجا، cv(c)(c) است (تحقیقات ... ).
بیشتر ویژگیهای آوایی خورزوقی ازلحاظ تاریخی، شبیه زبانهای ایرانی نو شمال غربی است. البته به‌دلیل آنکه این گویش، مانند دیگر گویشهای مرکزی ایران، در منطقۀ هم‌پوشی یا میان‌گیر (حائل بین زبانهای شمالی و جنوبی) قرارگرفته است، مواردی از تحولات آوایی مربوط به زبانهای ایرانی نو جنوب غربی نیز در آن دیده می‌شود. ازجمله تناظرها و مطابقتهای آوایی به اینها می‌توان اشاره کرد: 1. حضور ž/ IJ شمالی در برابر z جنوبی (بیشتر از-ǰ/ *-č* ایرانی باستان)، مانند duruvâž «دروغ‌گو» (در لفظ: دروغ‌واج)، žan «زن»، žande «زنده»، žer «زیر»، -žan-/ žant «زن ـ / زد ـ »، ažun «ارزان»، -až-/ ažâ «ارز ـ / ارزید ـ »، -rež «ریز ـ »، -vež «بیز ـ »، ruže «روزه»، tâže «تازه»، vâžâr «بازار» و enǰ «هنج ـ » (آبیاری‌کردن)؛ اما مثالهایی از جنوبی نیز دیده می‌شود، مانند zinIJi «زن < همسر>»، az «از»، -suz «سوز ـ »، -sâz «ساز ـ » و ze «ژَد» (صمغ). 2. حضور z شمالی در برابر d جنوبی (از ʣ* ایرانی باستان)، مانند -zun-/ zunâšt «دان ـ / دانست ـ »، zumâ «داماد»، dezâr «دیوار»، ezze «دیروز» و ezme «هیزم»؛ اما del «دل» و das(s) «دست» از جنوبی. 3. حضور s شمالی در برابر h جنوبی (از ʦ* ایرانی باستان)، مانند kas «کوچک»؛ در söndü «هندوانه» نیز این تناظر، اما از اصلی متفاوت (s* آریایی)، دیده می‌شود. 4. حضور b شمالی در برابر d جنوبی (از dʷ* ایرانی باستان)، مانند bar «در» و ebi «دیگر». 5. حضور r شمالی در برابر s جنوبی (از θr* ایرانی باستان)، مانند pür «پسر»، ovir «آبستن»، âr «آسیاب» و dâr «داس»؛ اما se «سه» ویژگی جنوبی را نشان می‌دهد. 6. حضور y شمالی در برابر IJ جنوبی (از -y* ایرانی باستان)، مانند -yuš-/ yušâ «جوش ـ / جوشید ـ »، -yuz-/ yoss «جوی ـ / جُست ـ »، iyye «جو»، yâne «هاون»، yâd «جاری» (زنِ برادرشوهر) و yâ «جا»؛ در yuz «جوز» (گردو) نیز این تناظر، اما ظاهراً از اصلی متفاوت، دیده می‌شود. 7. حضور v شمالی در برابر b/ g جنوبی (از -w* ایرانی باستان)، مانند yver-/ yvašt- «گذر ـ / گذشت ـ »، vâ «باد»، veče «بچه»، vârun «باران»، varf «برف»، vere «بره»، vir «یاد»، vis «بیست»، vas «بس»، vištar «بیشتر»، veytar «بهتر»، vattar «بدتر»، valg «برگ» و vešše «گرسنه»؛ اما gorg «گرگ»، gol «گُل» و gunâ «گناه» ویژگی جنوبی دارند (تحقیقات؛ نیز نک‍ : برجیان، 61-64).
از تحولات آوایی تاریخی خورزوقی (مشترک با دیگر گویشهای مرکزی)، به تضعیف همخوانهای گرفته (یعنی تبدیل‌شدن به غلت یا حتى حذف آنها) می‌توان اشاره کرد: 1. تضعیف / d/ ، مانند ru[w]e «روده»، ki[y]e «خانه» (دربارۀ واکه‌ها، مهم‌ترین تغییرات عبارت‌اند از: 1. پیشین‌شدگی واکه‌های غیرافتادۀ ایرانی میانه، مانند dü «دو»، sür «سرخ»، pür «پور/ پسر»، pül «پول»، mü «مو»، müš «موش»، tüt «توت»، dür «دور»، xün «خون»، küče «کوچه»، öngür «انگور» و zânü «زانو». 2. ابقای واکۀ / e(:)/ ایرانی میانۀ غربی، مانند pe:re «پریروز»، mere «شوهر»، dem «صورت» (قس: dēm ایرانی میانۀ غربی)، -ven «بین ـ »، meš «میش»، ser «سیر» و der «دیر» (تحقیقات).

ویژگیهای صرفی

اسم، جنس و حالت دستوری ندارد. نشانۀ جمع، تکواژ â- است، مانند žanâ «زنها» و zumâ[h]â «دامادها». در واژه‌های مختوم به / a/ و / e/ هماهنگی واکه‌ای رخ می‌دهد، مانند ɢâhâ «حرفها» (قس: ɢaha «حرف»)، kâhâ «بازیها» (قس: kaha «بازی») و kiyâʔâ<*kiye-â «خانه‌ها». نشانۀ نکره و معرفه به‌ترتیب دو تکواژ i- و e- است، مانند ye pür-i «یک پسری» و un pür-e «آن پسره». صفت بیانی پس از اسم موصوف قرار می‌گیرد. صفت تفضیلی و عالی با تکواژ -tar(-in) نشان داده می‌شود، مانند bale-tar(-in) «بزرگتر ( ـ ین)». نشانۀ اضافۀ i- در مواردی حذف می‌شود: ruwar(-i) haštom(-i) moharram «روز هشتم محرم»، dot hasan «دخترِ حسن»، ow xesarte «آبِ سرد». عددهای ترتیبی با وند -om ساخته می‌شوند، مانند vissom «بیستم». برخی عددها چند تکواژگونه دارند، مانند bây(n) «پنج»، bâštâ «پنج‌تا» و bânǰom «پنجم» (همان).
ضمیرهای شخصی عبارت‌اند از: mo «من»، to «تو»، un «او/ آن»، âmâ «ما»، šumâ «شما»، unâ «آنها». ضمیرهای پی‌بستی نیز تکواژهای o)m)-،؛o)d)-،؛o)y)-،؛-(o)ž،؛o)mun)-،؛o)dun)- و o)žun)- هستند، مانند xox-ož «خواهرش» و âɢâči-ž «برادرش». ضمیر سوم‌شخص مفرد o)ž)- گاهی در موضع پیش از همخوان، براثر فرایند تضعیف، o)y)- تلفظ می‌شود. ضمیر مشترک -xo(če) «خود» همیشه با ضمیرهای پی‌بستی به کار می‌رود، مانند xo(če)ž «خودش». ضمیرهای پی‌بستی افزون‌بر 4 نقش ضمیر ملکی، متمم حرف اضافه، مفعول مستقیم و غیرمستقیم، نقش فاعلی هم دارند، یعنی در صرف فعلهای ماضی متعدی نشانۀ فاعل‌اند (ساخت کُنایی)، مانند be-m-kant «کَندم». ضمیرهای اشاره عبارت‌اند از: un(-â) «آن<ها>»، in(-â) «این<ها>»، hemin «همین»، hemun «همان»، hemsin «همچین». 
پرسش‌واژه‌ها نیز به این شرح‌اند: ki «کی»، čiči «چی»، key «کِی»، kuwâ «کجا»، kudum «کدام»، čuntâ «چندتا»، čundi «چقدر»، čeIJuri «چگونه، چطور»، čerâ «چرا». 
برخی از قیدهای پرکاربردتر عبارت‌اند از: yâ «اینجا»، vâ «آنجا»، kü «بیرون»، ru «تو»، zuɢun «حالا»، xeb «خوب»، hüšvax(t) «هیچ‌وقت»، hamun «هنوز» (همان؛ نیز نک‍ : برجیان، 168-170).
حروف اضافه عبارت‌اند از: پیش‌اضافه‌های az «از»، be «به» (تکواژگونۀ bi «به» با ضمیرهای پی‌بستی به کار می‌رود)، xo «با، همراهِ»، bar «برایِ»، var «پیشِ، نزدِ»، žer «زیرِ»، dem «رویِ»، ru «تویِ»، tâ «تا»، paš «پشتِ» و پس‌اضافۀ de با دو معنای «از» و «در» که فعل جمله مفهوم آن را مشخص می‌کند، مانند bale esbu yâ de «بگذار باشد <در> اینجا» و ki de parsiye «از کی می‌پرسی؟». این پس‌اضافه معمولاً برای تأکید بیشتر با اغلب پیش‌اضافه‌ها همراه می‌شود و تشکیل پیرااضافه می‌دهد، مانند (az) un de «از آن»، az-ož de «ازش»، ru del-ož de «تویِ دلش». 
نشانۀ مفعول مستقیم، پی‌بستِ râ- (پس از واکه) و â- (پس از همخوان) است. این تکواژ همراه فعلهای ماضی متعدی ظاهر نمی‌شود. 
حروف ربط اینها هستند: o- «و»، go «که»، ammâ «اما»، yâ «یا»، ǰi- «هم، نیز» (تحقیقات).
فعل، دو مادۀ مضارع و ماضی دارد. ماده‌های ماضی به دو گروه واکه‌ای (مختوم به واکه) یا باقاعده و همخوانی (مختوم به همخوان) یا بی‌قاعده تقسیم می‌شوند. گروه اول (جز 4 استثنای آمدن، رفتن، بودن/ شدن و دیدن) با افزودن پسوند ماضی‌ساز -â (برابر « ـ ید» در فارسی) به مادۀ مضارع ساخته می‌شوند، مانند -feresn-â «فرستاد ـ »، -t-â «داد ـ » و -lül-â «لولید ـ » (جنبید ـ ). گروه دوم که همواره به یکی از همخوانهای / t/ یا / s/ ختم می‌شوند، اغلب رابطۀ صرفی مشخصی با مادۀ مضارع خود ندارند، مانند -ferâš-/ ferât «فروش ـ / فروخت ـ »، -gir-/ git «گیر ـ / گرفت ـ » و -band-/ bass «بند ـ / بست ـ ». 4 مادۀ ماضی واکه‌ای مستثنای مختوم به واکه‌ای غیر از / â/ عبارت‌اند از: -ume «آمد ـ »، di- «دید ـ »، -bo-/ bi «بود ـ ، شد ـ »، -šo «رفت ـ »؛ البته فعل «رفتن» یک مادۀ ماضی مختوم به همخوان هم دارد: / -št/ . به‌سبب شمار بیشتر فعلهای واکه‌ای و در نتیجۀ فرایند قیاس، در مواردی، به پایان ماده‌های ماضی همخوانی نیز وند -â اضافه می‌شود، مانند bass(â) «بست ـ » و git(â) «گرفت ـ »؛ این مورد در ساخت ماضی سادۀ فعلهای همخوانی لازم (جز صیغۀ سوم‌شخص مفرد) اجباری است. 
صفت مفعولی با دو وند a- (در فعلهای واکه‌ای) و e- (در فعلهای همخوانی) ساخته می‌شود. در گروه اول، با اضافه‌شدن وند صفت مفعولی، وند مادۀ ماضی‌ساز با آن همگون می‌گردد، مانند mâlaha<*mâl-â-a «مالیده»، püsaha<*püs-â-a «پوسیده»، karte «کرده» و gite «گرفته». صفت مفعولی 4 فعل واکه‌ای مستثنای «آمدن، دیدن، بودن/ شدن و رفتن»، مختوم به e است: ume «آمده» (مشابه با مادۀ ماضی خود)، diye «دیده»، biye «بوده، شده»، šte «رفته». 
دیگر عناصر سازندۀ فعل عبارت‌اند از: 1. شناسه‌ها، که در ساخت مضارع (لازم و متعدی) و ماضی (فقط لازم) به کار می‌روند. شناسۀ اول‌شخص مفرد دو تکواژگونه دارد: ân- (مضارع اخباری و التزامی)، m- (ماضی سادۀ لازم). شناسۀ دوم‌شخص مفرد 4 تکواژگونه دارد: i- (مضارع اخباری)، e- (مضارع التزامی)، Ø/ -e- (امر)، d- (ماضی سادۀ لازم). شناسۀ سوم‌شخص مفرد دو تکواژگونه دارد: u- (مضارع اخباری و التزامی)، Ø- (ماضی سادۀ لازم). شناسۀ اول‌شخص جمع دو تکواژگونه دارد: em- (مضارع)، mun- (ماضی سادۀ لازم). شناسۀ دوم‌شخص جمع دو تکواژگونه دارد: id- (مضارع)، dun- (ماضی سادۀ لازم). شناسۀ سوم‌شخص جمع دو تکواژگونه دارد: end- (مضارع)، nd- (ماضی سادۀ لازم). ماضی فعلهای متعدی، ساخت معروف به کُنایی (استفاده از ضمیرهای پی‌بستی به‌جای شناسه) دارد. ضمیرهای پی‌بستی در نقش فاعلی، جز چند استثنا، پیش از مادۀ ماضی قرار می‌گیرند. استفاده از ضمیرهای پی‌بستی به‌جای شناسه در ساخت مضارع چند فعل، ازجمله فعلهای وجهی، نیز دیده می‌شود. 2. پسوند نمود ناقص / e-/ ، که در ساخت مضارع اخباری و ماضی استمراری کاربرد دارد. 3. پیش‌فعل / -be/ (با تکواژگونه‌های b-، ba-، bo-، bü-، bi-، bö:-)، که در دیگر ساختهای فعلیِ فاقد نمود ناقص به کار می‌رود (همان).

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: