علوم

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن خیاط، ابوبکر یحیی | اِبْنِ خَيّاط، ابوعبدالله احمد بن محمد، شاعر دمشقی (450-517 ق/ 1058-1123 م)، تاريخ ولادتش را او خود ذكر كرده است (ابن‌عساكر، تاريخ مدينة دمشق، 7/ 362)؛ در تاريخ وفاتش نيز اختلافی نيست (نک‍ : همانجا؛ عمادالدين، 9/ 142؛ ابن خلكان، 1/ 147). در منابع متأخر، به دنبال نام او چنين افزوده‌اند: «معروف به ابن سنی‌الدول...
  • ابن دانیال | اِبْنِ دانيال، شمس‌الدين محمد بن دانيال بن يوسف خزاعی موصلی (647-710 ق/ 1249-1310 م)، چشم پزشك، شاعر و اديب مشهور به حكيم ابن دانيال.
  • ابن دایه | اِبْنِ دایه، شهرت دو تن از دیوانسالاران و دانشمندان برجستۀ شیعی مذهب دربار عباسیان و سپس طولونیان مصر، در سده‌های 3 و 4 ق/ 9 و 10 م:
  • ابن دریهم | اِبْنِ دُرَیْهِم، ابوالحسن تاج‌الدین علی بن محمد بن عبدالعزیز تَغلبی شافعی موصلی (712- صفر 762 ق/ 1312- دسامبر 1360 م)، ریاضی‌دان، منجم و عالم به اسرار و خواص حروف. برخی درگذشت وی را در 766 ق (شوكانی، 1/ 477) و یا 772 ق (ابن قاضی شهبه، 3/ 145) نیز ذكر كرده‌اند كه با توجه به گفتۀ صفدی ( اعیان، 7/ 60-61) در مور...
  • ابن دهان، محمد | اِبْنِ دَهّان، محمد بن علی بن شعیب بن بركة، ابوشجاع (یا ابوعبدالله: منذری، 1/ 214؛ ابن فوطی، 4(3)/ 347)، ملقب به فخرالدین، برهان‌الدین، عزالدین و ثعیلب (د 590 یا 592 ق/ 1194 یا 1196 م)، ادیب، مورخ، ریاضی‌دان، منجم و فقیه شافعی مذهب بغدادی. بعضی از منابع نیای بزرگ وی را مغیث بن الدهان یاد كرده‌اند (ابن كثیر، 1...
  • ابن ربن | اِبْنِ رَبَّن، ابو الحسن علی بن سهل، معروف به ابن ربن طبری، آشنا به علوم دینی، پزشك داروشناس مشهور ایرانی سدۀ 3 ق/ 9 م. مهم‌ترین آگاهیهایی كه دربارۀ زندگی او در دست است، اطلاعاتی است كه خود در دو كتاب فردوس الحكمة و الدین و الدولة آورده است. مآخذ دیگری كه به شرح احوال وی پرداخته‌اند، تاریخ تولد و درگذشت، زادگ...
  • ابن رجبی | اِبْنِ‌رَجَبی، عنوان دو برادر از پزشكان و دانشمندان مشهور دمشق در سده‌های 6 و 7 ق/ 12 و 13 م:
  • ابن رضوان، ابوالحسن | اِبْنِ رِضْوان، ابوالحسن علی بن رضوان بن علی بن جعفر، منجم، پزشك و فیلسوف مصری (د پس از 459 ق/ 1067 م). او خود در شرح المقالات الاربع تاریخ تولد خود را در 356 یزدگردی (377 ق) یاد كرده است (مشكوة، 3(2)/ 863). بیشترین آگاهی را دربارۀ ابن رضوان، ابن ابی اصیبعه به نقل از نوشته‌ای از خود او به دست داده است: او در ...
  • ابن رقیقه | اِبْنِ‌رُقَیْقه، ابوالثناء سدیدالدین محمود بن عمر بن محمد بن ابراهیم بن شجاع شیبانی حانوی (564-635 ق/ 1169- 1238 م)، طبیب و شاعر. شهرت او با اشكال تصحیف شده: ابن زُقیقه، این دقیقه، ابن رفیقه نیز در منابع دیده می‌شود، اما در قدیم‌ترین و موثق‌ترین آنها یعنی عیون الانباء ابن ابی اصیبعه (2/ 219) به صورت ابن رقیقه...
  • ابن زرقاله |
  • ابن زنبل | اِبْنِ زُنْبُل‌، نورالدين‌ احمد بن‌ علی‌ بن‌ محمد المحلی‌ الشافعی‌، معروف‌ به‌ ابن‌ زنبل‌ رمّال‌، مورخ‌ و منجم‌ مصری‌. از تاريخ‌ تولد او اطلاعی‌ در دست‌ نيست‌ و دربارۀ فوت‌ او نيز اختلاف‌ است‌. برخی‌ به‌ صراحت‌ از سال‌ 960 ق‌/ 1553 م‌ به‌ عنوان‌ تاريخ‌ درگذشت‌ او ياد كرده‌اند (خديويه‌، 5/ 23)، ولی‌ بغدادی‌ خا...
  • ابن زهر | اِبْنِ زُهْر، لقب افراد خاندانی منسوب به اِياد بن مَعَدّ بن عدنان كه در سده های 4 تا 7 ق‌/ 10 تا 13 م‌، فقيهان‌، پزشكان‌، اديبان و وزيرانی نامدار از آن برخاستند. شاخۀ اسپانيايی اين خاندان از آغاز سدۀ 4 ق در جَفْن شاطبه، واقع در اندلس شرقی‌، اقامت گزيدند. نيای اين خاندان زُهْر نام داشته، از اين رو افراد آن به ...
  • ابن زیله | اِبْنِ‌زَيْله، ابومنصور حسين بن محمد بن عمر بن زيله (نک‍ : ريو، 560) يا ابومنصور حسين بن طاهر بن زيله (بيهقی، 92، و مآخذ متأثر از آن) يا بنابر روايت ابن ابی اصيبعه 3(1)/ 28) ابومنصور بن زيلا (د 440 ق‌/ 1048 م‌)، رياضی‌دان، موسيقی‌شناس و فيلسوف ايرانی. وی در اصفهان زاده شد. تاريخ ولادت و محل درگذشت او معلوم ني...
  • ابن سرابیون | اِبْنِ سَرابيون، يوحنّا بن سرابيون (سرافيون) بن ابراهيم، پزشك و دولت مرد سُريانی زبان كه تا نيمۀ قرن 3 ق/ 9 م می‌زيسته است. ووستنفلد (ص 49) تنها محققی است كه به نام جدّ وی اشاره كرده است. نام او در منابع اسلامی يحيی و هم يوحنا (صورت ديگری از يحيی) آمده (ابن‌نديم، 354؛ ابن قفطی، 380) و تلفظ سريانی آن يوحنان با...
  • ابن سری |
  • ابن سرافیون |
  • ابن سلوم | اِبْنِ سَلُّوم، صالح بن نَصْرالله حَلَبی (د 1081 ق/ 1670 م)، پزشك معاصر سلطان محمد چهارم عثمانی. ابن سلوم را صالح افندی و حكيم باشی نيز می‌ناميدند (ظاهريه، علوم، 36؛ GAL, II/ 595). او در حلب زاده شد و نزد دانشمندان آنجا به تحصيل پرداخت و به‌ويژه در آموختن طب سخت كوش بود. وی سرانجام رئيس پزشكان حلب شد و آنگاه ...
  • ابن سمح | اِبْنِ سَمْح، ابوالقاسم اَصبغ بن محمد بن اصبغ غرناطی (370-426 ق/ 980-1035 م)، رياضی‌دان و اخترشناس اندلسی. شكلهای السمج، الشيخ و اصنع در برخی منابع مانند ابن صاعد (ص 69) و ابن خطيب (1/ 436) گويا اشتباه كاتبان است. وی در قرطبه زاده شد و در غرناطه درگذشت. از نامۀ ابوبكر بن بشرون ــ از شاگردان مسلمه ــ به ابن سم...
  • ابن سمجون | اِبْنِ سَمَجون، ابوبكر حامد (د اوايل سدۀ 5 ق/ 11 م)، پزشك، داروشناس و اديب اندلسی اهل قُرطبه. از گزارش مختصر ابن ابی اصيبعه (2/ 51-52) تقريباً هيچ اطلاعی دربارۀ جزئيات زندگی ابن سمجون به دست نمی‌آيد، جز آنكه كتاب خود الادوية المفردة را در ايام المنصور محمد بن ابی عامر حاجب دربارِ امويان اندلس (د 392 يا 393 ق/...
  • ابن سمعون | اِبْنِ سَمْعون، ابوالحجاج يوسف بن يهودا (يا يحيی) بن اسحاق بن عقنين (اكنين) سبتی (555-623 ق/ 1160-1226 م)، پزشك، فيلسوف و ستاره‌شناس يهودی. او در سبته زاده شد و در آنجا به اعتبار نام نيای نهم يا دهمش، ابن شمعون خوانده می‌شده است؛ اين كنيه بعدها در منابع عربی به ابن سمعون بدل شد. يوسف در زادگاه خويش پس از آموز...
  • ابن سویدی | اِبْنِ سُوَيْدی، ابواسحاق عزالدين ابراهيم بن محمد بن طرخان انصاری (600-690 ق/ 1204-1291 م)، طبيب و شاعر دمشقی. وی در دمشق متولد شد و همانجا پرورش يافت، پدرش كه در منطقۀ سويدای حوران تجارت می‌كرد و شايد به همين جهت به ابن سويدی مشهور شده، با پدر ابن ابی اصيبعه دوستی داشت. گفته‌اند وی از تبار سعد بن معاذ صحابی ...
  • ابن سیار | اِبْنِ سَيّار، ابوماهر موسی بن يوسف (د ح 350 ق/ 961 م)، حكيم و پزشك ايرانی معاصر با آل بويه. ابن قفطی در شرح حال مختصری از او، وی را با كنيۀ ابوعمران ياد كرده است (ص 209). ابن سيار در شيراز ديده به جهان گشود و در همانجا پرورش يافت و به تحصيل طب و حكمت پرداخت و در آن فنون و نيز در منطق نامور شد (بيهقی، 72؛ نام...
  • ابن صاعد اندلسی |
  • ابن صفار، ابوالقاسم | ابوالقاسم احمدبن عبدالله بن عمر غافقی (؟ 370-426ق / 980-1035م)، ریاضی‌دان و ستاره‌شناس اندلسی.
  • ابن صوری | رشیدالدین ابومنصور بن ابی الفضل بن علی صوری (573- اول رجب 639ق / 1177-5 ژانویۀ 1242م)، گیاه شناس و طبیب.
  • ابن صلاح، نجم الدین | نجم الدین (یا کمال‌الدین) ابوالفتوح احمد بن محمد بن سری بن صلاح همدانی (د 548ق / 1153م)، ریاضی‌دان و پزشک مشهور.
  • جزر و مد | جَزْر و مَدّ، پس‌روي آب از ساحل و پيش‌روي آن در ساحل اقيانوسها و برخي درياها، به طور متناوب و روزانه. به اين پديده کشند نيز مي‌گويند. در هر جزر و مد، زماني که آب به بالاترين ارتفاع خود مي‌رسد، مد، و وقتي به پايين‌ترين ارتفاع مي‌رسد، جزر ناميده مي‌شود. زماني را که جريان جزر و مدي متوقف مي‌شود، مد آرام مي‌نامند...
  • جفر | شاخه‌ای از علوم غریبه که موضوع آن بررسی چگونگیِ تأثیر حروف در جهان هستی است. جفر در لغت عربی به بزغاله یا برۀ چهارماهه، چاه عمیق، و چاهی که دهانۀ آن گشاد باشد، اطلاق شده است (نک‍ : جوهری، نیز ابن منظور، ذیل واژه؛ ابن قتیبه، 154؛ نیز نک‍ : دمیری، 1 / 179)، در وجه تسمیه‌ای عامیانه، در اطلاق نام جفر بر این شاخه ...
  • جلالی، گاه‌شماری |
  • جلدکی | عزالدین اَیدَمِر (یا اَیْدَمُر) بن علی (بن ایدمر)، آخرین کیمیادان برجستۀ مسلمان سدۀ 8 ق / 14م. نام او در منابع به صورتهای دیگری نیز آمده است، اما عنوان مقاله صورت غـالب‌ است (بـرای دیگر صورتهـا، نک‍ : امین، 13 / 98؛ هـومیـارد، «ایدمر ... »، 47).
  • جمال‌الدین صاعد ترکستانی | صاعد بن محمد سغدی، معروف‌ به جمال ترکستانی (حاجی خلیفه، 1 / 878)، از ریاضی‌دانان سدۀ 8 ق / 14م. تقریباً هیچ اطلاعی از زندگی او نداریم. تنها با توجه به سال نگارش اثر برجامانده‌اش، می‌دانیم که در 712ق / 1312م زنده بوده است (همانجا).
  • الجماهر فی الجواهر | کتاب مهمی به زبان عربی ــ که غـالباً به خطا الجماهر فی معرفة الجواهر نامیده می‌شود ــ نوشتۀ ابوریحان بیرونی، دربارۀ گوهرها، فلزات و آلیاژهای فلزی معروف. بیـرونی این کتاب را در روزگار مودود بن مسعود (حک‍ 433-440ق / 1042-1048م) و به نام وی تألیف کرده است.
  • جنون | مجموعه‌ای از نشانه‌های نامتعارف روحی و رفتاری همراه با برخی علائم جسمانی. در باورهای فرهنگی، جنون یا دیوانگی، نوعی از خـود بی‌خودی و افسارگسیختگی است که علل مختلفی زمینه‌ساز یا به‌وجود‌آورندۀ آن محسوب می‌شوند. برخی از این باورها با اعتقادات خرافی آمیخته‌اند.
  • جوامع | عنوانی که در دوران اسلامی بر دسته‌ای از آثار علمی و فلسفی اطلاق شده است. پیش از اسلام، در دوران اسکندرانی، فراهم آوردن تلخیصهایی از آثار کلاسیک یونانی، بیشتر برای استفادۀ آموزشی، کاری رایج بود (پیترز، 96).
  • جواهرنامه | دسته‌ای از کتابها که به شناخت معدنیات به‌ویژه سنگهای قیمتی می‌پردازند. از این گونه کتابها در فارسی با عنوان «جواهر نامه» و گاه «تنسوخ نامه» (نک‍ : دنبالۀ مقاله) و در عربی «کتاب الجواهر» یا «کتاب الاحجار» یاد می‌شود.
  • ابن طملوس | ابوالحجاج یوسف بن محمد (559-620ق / 1164-1223م)، پزشک و فیلسوف اندلسی.
  • ابن طیب |
  • ابن عالمه | نجم‌الدین ابوالعباس احمدبن ابوالفضل اسعدبن حلوان دمشقی، مشهور به ابن عالمه و ابن منفاخ (593-13 ذیقعدۀ 652ق / 1197-25 دسامبر 1254م)، پزشک مشهور.
  • ابن عبدربه، ابوعثمان | ابوعثمان ‌سعیدبن ابراهیم (یا عبدالرحمن: صاعد، 187، و به پیروی از او، ابن ابی اصیبعه، 2 / 44؛ در حالی که ابن ابار، 2 / 544-545 به صراحت آن را مردود شمرده است) بن محمد بن عبدربه بن حبیب بن حُدیر (محمد؟) بن سالم، پزشک و داروشناس قرطبی اندلسی سدۀ 4ق / 10م و برادرزادۀ ابوعمر احمدابن‌عبدربه صاحب عقدالفرید.
  • ثاذری | ثاذُری، تصحیفی از تئودوروس، که آن را به صورتهای ثیادوری، ثیاذروس، تذاری و مانند آنها نیز نوشته‌اند، نام چند دانشمند که اندک اطلاعات برجای مانده دربارۀ آنها گاه به هم درآمیخته است:
  • ثالیس ملطی |
  • ثامسطیوس |
  • ثالس |
  • ثاوذوسیوس |
  • ثاوفرسطس |
  • ثاون اسکندرانی |
  • ثریا |
  • ثقفی، خلیل خان | ثَقَفی، خلیل‌خان (شعبان 1279ق - 7 فروردین 1323ش/ فوریۀ 1863- 27 مارس 1944م)، ملقب به اعلم‌الدوله، از پزشکان مشهور دورۀ ناصری و مظفری و نخستین کسی که با تحصیل در ایران، لقب دکتر گرفت. او فرزند حاج میرزا عبدالباقی اعتضادالاطباء از پزشکان و دانشمندان نامی عصر قاجار بود (اعتمادالسلطنه، 223). وی در تهران متولد شد ...
  • ابن عراق |
  • ابن عبری | در سریانی: بر عبرایا و در لاتینی: بارهبرایوس) ابوالفرج یوحنّا مارغریغوریوس بن تاج‌الدین اَهْرون بن توما مَلَطی (623-685ق / 1226-1286م)، سراسقف و دانشمند برجستۀ یعقوبی.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: