مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • خلق و امر* |
  • خلم | خُلْم، شهری باستانی در ولایت سمنگان افغانستان. این شهر پیش‌تر، تاشْقَرقان نامیده می‌شد و در 1325 ش / 1946 م، بار دیگر نام تاریخی خود «خلم» را بازیافت
  • خلوت | خَلْوَت، اصطلاحی در عرفان اسلامی به معنای تنهایی جستن و دوری گزیدن از اشخاص و امور، و خالی کردن قلب از آفات و شهوات.
  • خلوتیه | خَلْوَتیّه (ترکی: حَلوِتیه)، از طریقه‌های صوفیانۀ ترک که شاخه‌های پرشمار آن در مناطق مختلف جهان پیروان بسیار دارد
  • خلیع* |
  • خلود | خُلود، آموزه‌ای قرآنی، در قالب بشارت و انذار، مربوط به سرنوشت اخروی انسان و دوام بهشت و دوزخ برای اهل آنها.
  • خلق | خَلْق، اصطلاحی در فرهنگ اسلامی به معنای آفرینش که محوری‌ترین اصطلاح در این حوزۀ معنایی است. در لغت عرب، خلق به عنوان یک مصدر به معنای ساخت و آفریدن است.
  • خلافت | خِلافَت، اصطلاحی در فرهنگ اسلامی که ریشه در قرآن کریم دارد؛ بنیاد آن به خلافت آدم و داوود (ع) بر روی زمین بازمی‌گردد
  • خلیج فارس | خَلیجِ فارْس، پیشرفتگی بزرگ آب در خشکی، و بخشی از دریای پـارس باستان در جنوب ایران. نام و نام‌گذاری: این بدنۀ آبی بزرگ از زمان باستان تاکنون، پیوسته «دریای پارس» یا «خلیج فارس» نام داشته است
  • خانواده | خانِواده، گروهی از افراد که از راه پیوند زناشویی و خونی، و نیز روابط دیگر مانند فرزندخواندگی با هم در اقامتگاهی مشترک زندگی می‌کنند و کوچک‌ترین واحد اجتماعی نهادینه‌شده در جامعه را تشکیل می‌دهند.
  • خاور دور | خاوَرِ دور، یا شرق دور، اصطلاحی جغرافیایی که اروپاییان در سدۀ 19 م، برای مشخص کردن کشورهای آسیای شرقی وضع کردند.
  • خاورمیانه | خاوَرْمیانه، اصطلاحی جغرافیایی که معمولاً برای مشخص کردن کشورهای واقع در جنوب غربی آسیا و شمال شرقی افریقا به کار می‌رود.
  • خاورشناسی* |
  • خاوری | خاوَری، تخلص، نام یا لقب چند شاعر پارسی‌گوی. 1. خاوری شیرازی، میرزا فضل‌الله، فرزند عبدالنبی حسینی فرزند میرزا ابوالقاسم شریفی حسینی شیرازی از بزرگان سادات شیراز، و برادر بزرگ‌تر میرزای راز، از شاعران و فضلای سدۀ 13 ق / 19 م.
  • خانی | خانی، عبدالمجید بن محمد (1263- 1318 ق / 1847-1900 م)، صوفی نقشبندی، عالم، ادیب و شاعر دمشقی.
  • خانیکوف | خانیکوف، نیکلای ولادیمیروویچ1 (1819- 1878 م)، ایران‌شناس، مردم‌شناس و جغرافی‌دان روسی. او در ناحیۀ لیخوین2 (پس از 1944 م چکالین3 نامیده شد
  • خبوشان* |
  • خبر واحد | خَبَرِ واحِد، اصطلاحی در دانش اصول و حدیث، به مثابۀ قسیم خبر متواتر؛ و آن عبارت از خبری است که دست‌کم در یکی از طبقات راویان آن محدود به یک یا قلیلی از رجال باشد و نتواند به حد تواتر برسد.
  • خبر | خَبَـر، اصطلاحی مشترک میان دانش کلام، اصول فقه و حدیث، با همان معنای واژه. کلمۀ خبر در طول دست‌کم 3 سدۀ نخست هجری مراحل مختلفی را از معنای واژه به سمت اصطلاح‌شدگی طی نموده...
  • خبیص* |
  • ختل | خُتَّل، یا خُتَّلان (در گویش تاجیکی: خَتْلان)، سرزمینی کهن در ماوراءالنهر، و امروزه نام استانی (ولایتی) در جنوب تاجیکستان به مرکزیت شهر قرغان‌تپه.
  • ختلانی | خُتَّلانی، خواجه اسحاق، رکن‌الدین ابواسحاق (اسحاق) بن علیشاه (آرامشاه) (مق‍ 826 یا 827 ق / 1423 یا 1424 م)، از مشایخ طریقۀ کبرویه، خلیفه و جانشین میر سید علی همدانی.
  • ختم* |
  • ختن | خُتَن، واحه و شهری کهن در شمال غربی چین، واقع در استان سین‌کیانگ.
  • ختنه سوران* |
  • خجندیان* |
  • خجند | خُجَنْد، شهری کهن در ماوراءالنهر، امروزه مرکز استان (ولایت) سغد در جمهوری تاجیکستان.
  • ختنه | خَتْنه، نوعی عمل جراحی بر روی آلت تناسلی که بنابر سنتهای فرهنگی و دینی رایج در میان برخی از اقوام جهان و پیروان برخی از ادیان صورت می‌گیرد و بر دو گونه است: ختنۀ مردان و ختنۀ زنان.
  • خدابنده | خُدابَنْده، شهرستانی در جنوب استان زنجان، به مرکزیت شهر قیدار نبی. این شهرستان از شمال به ابهر، از خاور به بوئین زهرا (استان قزوین)، از جنوب به کبوتر‌آهنگ (استان همدان)، از جنوب باختری به بیجار (استان کردستان) و از باختر به ایجرود محدود است.
  • خدابنده، سلطان محمد* |
  • خداشناسی* |
  • حلاجی | حَلّاجی، جدا کردن الیاف به‌هم‌فشردۀ پنبه یا پشم از یکدیگر با وسیله‌ای به نام کمان حلاجی، که از مشاغل سنتی ایران است.
  • حلیة المتقین | حِلْیَةُ الْمُتَّقین، کتابی به زبان فارسی، از محمد‌باقر بن محمد‌تقی مجلسی (1037-1111 ق / 1628- 1699 م)، از فقیهان بزرگ اواخر دورۀ صفوی.
  • حلیمه خاتون، امام زاده | حَلیمه خاتون، اِمامْزاده‌، امامزاده‌ای در شهر تبریز، واقع در محلۀ قدیمی چرنداب، در کنار مسجد امامزاده، مشهور به خانم امامزاده‌سی.
  • حیدربیگ و سمنبر | حِیْدَرْ بِیْگ و سَمَنْبَر، از منظومه‌های کوتاه ادب عامه با مـوضوع عشقـی ـ پهلوانی که بـه نامهـای دیگری مـانند حیدر ‌بیگ‌نامه: حیدر بیگ و دختر قاضی کشمیر، کتاب حیدر بک و داستان حیدر بیگ و صنوبر نیز معرفی شده است.
  • حلوا | حَلْوا، خوراکی شیرین، سنتی و آیینی. حلوا با نامهای افروشه، (برهان ... ، ذیل واژه)؛ افروشک (فره‌وشی، 6)؛ آفروشه ( آنندراج، فرهنگ ... ، ذیل واژه؛ نفیسی، ذیل آفروسه)؛ آفروشه‌شاه...
  • حوله بندان | حوله‌بَنْدان، یا احرام‌بندی، نوعی از عزاداری ماه محرم در مراغه. حوله‌بندان که به آن مراسم «اللّٰهُمَّ لَبَّیک» نیز می‌گویند، با شعار مشخص «الله الله حسین وینه» شناخته می‌شود که گاه به‌عنوان نام دیگر این مراسم نیز به کار می‌رود.
  • حمله حیدری | حَمْلۀ حِیْدَری، نامی عمومی برای چند منظومۀ مستقل، با موضوع شرح زندگی و مبارزات حضرت علی (ع).
  • حوض | حوض، آبگیری مصنوعی در حیاط خانه‌ها، حمامهای سنتی، برخی گذرگاههای عمومی و نیز در مسیرهای بین‌راهی با کاربردهای متفاوت.
  • حیدربابایه سلام | حِیْدَرْبابایه سَلام، منظومه‌ای به زبان ترکی آذری از شاعر معاصر، شهریار. این منظومه در 76 بند منطبق با زبان گفتاری، در قالب مخمس سروده شده...
  • حمزه نامه | حَمْزه‌نامه، از داستانهای بلند ادب عامه، دربارۀ عموی حضرت پیامبر (ص)، و جنگها و ماجراهای تخیلی بسیاری که برای او ساخته‌اند.
  • حنابندان | حَنابَنْدان، رسم شادمانۀ حنا‌بستن و حنا‌مالیدن به دست و پای عروس و داماد. حنابندان پیش از عروسی، به‌منزلۀ تقسیم شادی و خوش‌دلی با خانوادۀ عروس و داماد است
  • حیران | حِیْران، که در برخی از مناطق به آن حیرانوک هم می‌گویند، از انواع ترانه‌های فولکلوریک کردی با مضمون عاشقانه که آن را در کوهستان و دشت و نیز در مجالس بزرگان می‌خوانند.
  • حمل و نقل | حَمْل‌و‌نَقْل، جابه‌جا‌کردن انسان، اشیاء و کالا، با هدف و انگیزه‌ای معین، از نقطه‌ای به نقطۀ دیگر در بستر راههای خشکی و آبی، با استفاده از فناوری سنتی، نیروی عضلانی انسان و حیوان، و نیروی بالقوۀ عوامل طبیعی.
  • حکاکی | حَکّاکی، فن سنتی کنده‌کاری و برجسته‎کاری بر انواع مواد، برای کاربریهای گوناگون در فرهنگ مردم ایران.
  • حمام | حَمّام، ساختمانی عام‌المنفعه، برای نظافت و شستن سر و تن، با معماری سنتی زیرزمینی، معمولاً مجلل، باشكوه، یكپارچه، گسترده و متشكل از فضاهای متعدد.
  • حصیر | حَصیر، بافته‌ای که از در‌هم‌تنیدن رشته‌های حاصل از کوبیدن نیهای نازک، برگ درخت خرما یا برگهای بلند گیاهانی به ‌دست می‌آید که در حاشیۀ مردابها و رودخانه‌ها می‌رویند.
  • خارشتر |
  • ختم |
  • حیض |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: