ادبیات فارسی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • الهی | اِلٰهی، منظومه‌هایی صوفیانه و مردم‌پسند در وصف پیامبر(ص)، اولیا و مشایخ طریقت با مضامین مذهبی در ادبیات ترك كه در خانقاهها و اماكن مذهبی به صورت هم‌آوایی یا تك صدایی بدون استفاده از آلات موسیقی ترنم می‌شد. بدین ترتیب، الٰهی از نظر آهنگ و موارد كاربرد از دیگر سرودهای عامیانه متمایز است (II/ 51؛ EI2).
  • الهی بخش |
  • الهی همدانی | اِلٰهیِ هَمَدانی، عمادالدین محمود حسینی (د 1063 ق/ 1653 م)، فرزند حجت‌الله از شعرای سبك هندی.
  • امامی هروی | اِمامیِ هَرَوی، رضی‌الدین عبدالله بن محمد بن علی (د محرم 686/ مارس 1287)، ادیب و شاعر و ملك‌الشعراء دربار قراختاییان كرمان. اصل وی از هرات است (دولتشاه، 126). نام و لقب او به شكلهای مختلف در منابع ثبت شده است (نک‍ : شهیدی، 6-7). او تخلص خود را به واسطۀ اعتقاد به مذهب شیعه و علاقه به مدح خاندان رسالت، امامی بر...
  • امان افغان | اَمانِ اَفْغان، نشریۀ خبری، سیاسی و اجتماعی به زبان فارسی كه در فاصلۀ سالهای 1298-1307 ش/ 1919- 1928م، در كابل منتشر می‌شد.
  • امثال و حکم | اَمْثالْ وَ حِكَمْ، سخنان پندآمیز و عبرت‌انگیز رایج در میان مردم.
  • امید همدانی | اُمیدِ هَمَدانی، محمدرضا، ملقب به قزلباش خان (د 1159ق/ 1746 م)، از شعرای پارسی‌گوی هند در سدۀ 12 ق.
  • امیدی تهرانی | اُمیدیِ تِهْرانی، ارجاسب، ملقب به سعدالدین و ركن‌الدین (864- 929 ق/ 1460-1523 م)، فرزند شیخعلی تهرانی، شاعر قصیده‌سرا و پزشك معاصر شاه اسماعیل اول صفوی. وی در تهران به دنیا آمد (سام میرزا، 173) و در اوایل جوانی به شیراز رفت و در محضر جلال‌الدین دوانی (830- 908ق)، به فراگیری علوم، از جمله طب پرداخت و از استاد ...
  • امیر ارسلان | اَمیرْ اَرْسَلان، قصه‌ای عامیانه كه در دورۀ قاجار و پیش از 1309ق/ 1892م نوشته شده است (یوسفی، 2/ 9). این اثر زاییدۀ تخیل میرزا محمدعلی نقیب‌الممالك، نقال‌باشی دربار قاجار و نوشتۀ فخرالدوله (د 1309ق)، دختر محبوب ناصرالدین شاه است. بدین ترتیب كه نقیب الممالك برای آرامش ناصرالدین شاه، هر شب كنار بستر او حاضر می‌...
  • امیر پازواری | اَمیرِ پازَواری، شاعر نامدار طبری‌گوی مازندرانی كه در حدود سده‌های 11-12 ق/ 17- 18 م می‌زیسته است. او خود را در سروده‌هایش كل امیر (كربلایی امیر) خوانده (نک‍ : كنزالاسرار ... ، 1/ 130، ترانۀ 2)، و در تذكره‌ها و روایات شفاهی از او به نامهای امیر مازندرانی و شیخ العجم یاد شده است (همان، 1/ 124؛ هدایت، 68). شهرت...
  • امیر خسرو دهلوی |
  • امیرخیزی | اَمیرْخیزی، اسماعیل (1294-1385ق/ 1877-1966م)، فرزند محمدتقی، متخلص به گرامی و هنر، شاعر، ادیب، محقق، مورخ، عضو فرهنگستان و از رجال نهضت مشروطیت ایران.
  • امیرعلیشیر نوایی |
  • امیرشاهی سبزواری | اَمیرْ شاهیِ سَبزِواری، آق ملك بن ملك جمال‌الدین فیروزكوهی سبزواری (د 857 ق/ 1453 م)، متخلص به شاهی، از شاعران دورۀ تیموری كه در خوشنویسی، نگارگری و موسیقی نیز مهارت داشته است. وی در سبزوار زاده شد و نسبش به سربداران آن دیار می‌رسد (دولتشاه، 321؛ علیشیر، 23؛ خواندمیر، 4/ 18) و از خواهرزادگان خواجه علی مؤید (م...
  • امیر معزی |
  • امین احمد رازی |
  • امیری فیروزکوهی | اَمیریِ فیروزْكوهی، كریم (1288-1363ش/ 1909-1984م)، فرزند مصطفى قلی منتظم‌الدوله، متخلص به امیر، شاعر و ادیب معاصر. وی در فرح‌آباد فیروزكوه به دنیا آمد (امیری، دیوان، 1/ نه). نیاكان او از روزگار كریم خان زند تا اواخر حكومت قاجار، از امیران سپاه و سران لشكر بودند و «امیر» جزء اول نام آنان بود (همان، 1/ نه ـ یاز...
  • انتحال |
  • انجمن آثار ملی | اَنْجُمَنِ آثارِ مِلّی، انجمنی كه به همت برخی از ایران دوستان در 1301ش با هدف حفظ آثار كهن ایرانی و معرفی آنها به مردم در تهران تشكیل شد.
  • انجمن ادبی ایران |
  • انجمنهای ادبی | اَنْجُمَنْهایِ اَدَبی، مجالس گردهمایی شاعران و ادیبان فارسی‌زبان كه هدف از تشكیل آنها پرورش فكری و گسترش هنر و ذوق شعری دوستداران شعر و ادب است. در این انجمنها شاعران، سروده‌های خود را می‌خوانند و رئیس مجلس و دیگر حاضران درباب آن اظهار نظر می‌كنند و به اصلاح شعر آنان می‌پردازند.
  • انجمن معارف | اَنْجُمَنِ مَعارِف، انجمنی متشكل از برخی معارف دوستان ایرانی كه در 1315ق/ 1897م، به اهتمام شخصیتهایی مانند امین‌الدوله و احتشام‌السلطنه، با هدف تأسیس مدارس جدید و توسعۀ معارف در تهران تشكیل شد.
  • اندرزنامه ها |
  • انشاء |
  • انور شیرازی | اَنْوَرِ شیرازی، ابراهیم خان (1182-1216ق/ 1768-1801م)، كوچك‌ترین فرزند كریم خان زند، از شاعران اواخر زندیه و اوایل قاجاریه. هدایت (1/ 9) و به تبع او برخی از منابع متأخر نام او را محمد ابراهیم خان ذكر كرده‌اند (دیوان بیگی، 1/ 194؛ خوب نظر، 4). مادرش دختر محمدخان كلهر بود (همو، 6؛ مدرس رضوی، 459). ابراهیم پس از...
  • انوری | اَنْوَری، اوحدالدین محمد بن محمد، از شاعران بزرگ ایران در سدۀ 6 ق/ 12 م.
  • انیسی شاملو | اَنیسیِ شامْلو، یولقلی بیك (د 1014 ق/ 1605م)، شاعر پارسی‌گو. از دوران جوانی و یا تحصیلات او اطلاعی در دست نیست؛ همین اندازه روشن است كه او در هرات به دنیا آمده، و از قبیلۀ شاملو بوده است (اوحدی، 182؛ ابوالفضل، 1/ 175). وی مدتی به عنوان كتابدار علی قلی خان شاملو بیگلر بیگی هرات، در خدمت وی بود (نهاوندی، 3/ 517...
  • اوجی نطنزی | اوجی نَطَنْزی، ادیب و شاعر نیمۀ نخست سدۀ 11 ق/ 17م. وی در نطنز زاده شد (آذر، 173؛ ابن یوسف، 3/ 234). گویند جوانی خود را به می‌خوارگی گذرانید، اما سرانجام توبه كرد و در قصیده‌ای ندامت خویش را ابراز داشت (آرزو، 178؛ نصرآبادی، 249).
  • اوحدی بلیانی | اوحَدی بَلَیانی، تقی‌الدین محمد اوحدی دقاقی بلیانی كازرونی (973- ح 1050 ق/ 1565-1640م)، سراینده، تذكره‌نگار و فرهنگ‌نویس نامور. وی منسوب به خاندان مشهور بلیانی بود كه تنی چند از افراد آن مثل شیخ عبدالله بلیانی و امین‌الدین محمد بلیانی معاصران سعدی و حافظ در قرنهای گذشته شهرتی به دست آورده بودند (برای نسب وی، ...
  • اوحدی مراغه ای | اوحَدیِ مَراغِه‌ای، اوحدالدین (د 15 رمضان 738 ق/ 6 آوریل 1338 م)، فرزند حسین اصفهانی، از سخنوران و عارفان سدۀ 8 ق. تولد او را برپایۀ یكی از ابیات جام جم، حدود سال 673 ق/ 1274 م، تخمین زده‌اند (نفیسی، 49). دربارۀ اصل و زادگاه اوحدی، دو نظر متفاوت ابراز شده است: بسیاری اصل او را از مراغه دانسته‌اند و گفته‌اند ك...
  • اهلی ترشیزی | اَهْلیِ تُرْشیزی (د 934 ق/ 1528 م)، شاعر پارسی‌گوی كه به اهلی خراسانی نیز مشهور بوده است. خاستگاه وی، ترشیز خراسان بود (علیشیر، 80، 251؛ سام میرزا، 188). او در دورۀ حكمرانی سلطان حسین بایقرا بر خراسان (875-911 ق/ 1470-1505م)، در هرات می‌زیست و در زمرۀ شاعران و ادیبانی بود كه در دربار سلطان، از حمایت او و وزیر...
  • اهلی شیرازی | اَهْلی شیرازی، محمد (د 942 ق/ 1535 م)، ادیب و شاعر سدۀ 10 ق/ 16 م. وی از شاگردان جلال‌الدین محمد دوانی (د 908 ق) بود و در جوانی به دربار سلطان حسین بایقرا در هرات راه یافت (صفا، 4/ 447- 448) و در آنجا قصیدۀ معروف خود را به تتبع از سلمان ساوجی برای امیر علیشیر نوایی سرود (رازی، 223). اهلی از هرات، به آذربایجان...
  • ایجاز و اطناب | ایجاز وَ اِطْناب، و نیز مساوات، گونه‌های مختلف ادای مقصود و بیانِ معانی ذهنی كه گویندۀ بلیغ بنابر مقتضیات از آنها استفاده می‌كند (سیوطی، 3/ 179؛ شمس قیس، 377). مباحث مربوط به ایجاز و اطناب مانند دیگر فصول علم معانی تا سدۀ 4ق/ 10م به صورت ضمنی و نامستقل مطرح می‌شد (مثلاً جاحظ، البیان ... ، 1/ 94، الحیوان، 1/ 5...
  • ایرانشاه (ایرانشان) بن ابی الخیر | ايرانْشاهِ (ايرانْشانِ) بْنِ اَبی الْخِيْر، حماسه‌سرای فارسی‌گوی سده‌های 5 و 6ق كه دو منظومۀ بهمن‌نامه و كوش‌نامه به او منسوب است. در هيچ يك از اين دو منظومه كه به تقليد از فردوسی سروده شده، نام ايرانشاه نيامده، اما صاحب مجمل التواريخ، منظومۀ بهمن‌نامه را به ايرانشان نسبت داده (ص 92)، و مصحح مجمل التواريخ (به...
  • ایرانشهر | ايرانْشَهْر، كتابی دائرةالمعارف گونه كه به برخی از مسائل سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ايران پرداخته است. تأليف ايرانشهر در 1334ش/ 1955م در شصت و دومين جلسۀ كميسيون ملی يونسكو به تصويب رسيد. پس از اعلام همكاری وزارتخانه‌های فرهنگ و امور خارجه، دانشگاه تهران و سازمان برنامه، طرح اجرای آن آغاز شد. بعدها دامن...
  • ایرانشهر | ايرانْشَهْر، حسين كاظم‌زاده (1262-1340ش/ 1884-1962م)، نويسنده و متفكر معاصر ايرانی. او در تبريز به دنيا آمد و تحصيلات مقدماتی را در همين شهر آغاز كرد؛ سپس در دبيرستان كمال به ادامۀ تحصيل پرداخت (كاظم‌زاده، 1؛ تقی‌زاده، 3/ 260). وی در 1322 ق/ 1904 م، راهی استانبول شد و در آنجا ضمن فعاليت در سفارت ايران، در دان...
  • ایرانشهر | ايرانْشَهْر، مجلۀ علمی ـ ادبی مصوری كه از ذيقعدۀ 1340 (تير 1301) تا اسفند 1305/ ژوئن 1922 تا فوريۀ 1927 به مديريت حسين کاظم‌زادۀ ايرانشهر (1262-1340 ش) نويسنده، فيلسوف و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه ايرانی در برلين انتشار می‌يافت.
  • ایرج میرزا | ايرَجْ ميرْزا، جلال‌الممالك (1291-1344ق/ 1874-1925م)، شاعر معاصر و مشهور ايران. وی فرزند غلامحسين ميرزا صدرالشعرا و از نوادگان فتحعلی شاه قاجار بود و در تبريز به دنيا آمد؛ تحصيلات خود را در همين شهر آغاز كرد. در 14 سالگی به سبب شايستگيهای بسيارش، توجه اميرنظام گروسی، پيشكار آذربايجان را به خود جلب كرد و با تش...
  • ایطاء |
  • ب، | بِ، دومین حرف از الفبای زبان فارسی و عربی در ترتیب ابتثی و ابجدی. «ب» را از حروف انفجاری، انسدادی یا شدیده دانسته‌اند، از آن رو كه برای تلفظ آن مانعی در گذرگاه صوت ایجاد شده، راه نفس مسدود، و بلافاصله گشوده می‌گردد و چون ادای آن با حركت لبها توأم است، از حروف لبی یا شفوی محسوب شده، برخی نیز آن را از حروف ذلقی...
  • بابا افضل کاشانی | بابا اَفْضَلِ كاشانی، افضل‌الدین محمد بن حسن مَرَقی كاشانی، حكیم، عارف و شاعر ایرانی نیمۀ دوم سدۀ 6 و نیمۀ نخست سدۀ 7ق. وی به ویژه به سبب داشتن آثار فلسفی به زبان فارسی و نیز سروده‌هایش، در ایران آوازه‌ای بلند دارد، با اینهمه، شرح زندگانی وی چندان آشكار نیست.
  • ایهام | ایهام، در لغت به معنی به گمان افكندن و به پندار و شك درانداختن، و در دانش بدیع یكی از صنایع معنوی و بخشی مهم از بدیع معنوی.
  • باباسودایی |
  • باباشمل | باباشَمَل، نشریه‌ای هفتگی، انتقادی و فكاهی كه نخستین شمارۀ آن به مدیریت وسردبیری رضا گنجه‌ای (1290-1374ش)، درفروردین 1322/ آوریل 1943، به زبان فارسی در تهران منتشر شد.
  • بابا شهیدی |
  • بابا طاهر | باباطاهِر، مشهور و ملقب به «عریان »، عارف و شاعر ایرانی سدۀ 5 ق/ 11 م كه سروده‌هایی ــ اغلب ــ چهار لختی، در قالب دوبیتی كه بعضی از آنها به لهجه‌ای خاص از گویشهای غرب ایران است، و نیز كلمات قصاری عارفانه از وی برجای مانده است. دربارۀ سال تولد و وفات، نحوۀ معاش و طریق كسب دانش و معرفت و مسلك عارفانۀ او، از منا...
  • ابن نصوح | شاعر پارسی‌گوی (د 793 ق / 1391 م). نام وی به درستی معلوم نیست و در آثار مورخان و تذکره‌نویسان همزمانش ذکری از او نیامده است، ولی بعضی از متأخران نام وی را فضل‌اللـه (تقی‌الدین، 250)، کمال‌الدین (اوحدی، 104) و یا محمود (دارالکتب، 129) نوشته‌اند.
  • ابن یمین | امیر فخرالدین محمود بن یمین‌الدین طغرایی فریومدی (د 769 ق / 1368 م)، شاعر پارسی گوی سدۀ 8 ق.
  • ابو ابراهیم نصر بن احمد میکالی |
  • ابوالحسن شهید بن حسین بلخی |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: