فلسفه

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ایساغوجی | ايساغوجی (شكل عربی شدۀ واژۀ يونانی اَيساگُگه به معنای مدخل يا مقدمه)، نوشتۀ فرفوريوس (234-304م) فيلسوف نوافلاطونی، شاگرد افلوطين و گردآورنده و ويراستار آثار او. ترجمۀ عنوان اصلی اين رساله در متن يونانی آن چنين است: «مدخلی در مقولات ارسطو، يا دربارۀ 5 آوا».
  • ایرانشهری | ايرانْشَهْری، ابوالعباس، فيلسوف و دانشمند ايرانی سدۀ 3 ق/ 9 م. نسبت «ايرانشهری» احتمالاً به نيشابور باز می‌گردد كه به آن «ابرشهر» و گاه «ايرانشهر» نيز می‌گفته‌اند (نک‍ : ياقوت، 4/ 875؛ مقدسی، 299) و بنا به قراينی موطن او بوده است (نک‍ : بيرونی، «تحديد ... »، 51، القانون ... ، 2/ 632). با آنک‍ه از احوال و آثار...
  • اولیات |
  • انفعال |
  • انجمن حکمت و فلسفه |
  • انتزاع |
  • انباذقلس |
  • ان، برهان |
  • امهات سفلی |
  • امور عامه |
  • امکان اشرف | اِمْكانِ اَشْرَف، مفهومی در فلسفۀ اسلامی، به ویژه در مكتب اشراق و بینشهای فلسفیِ برخاسته از آن كه در شمار یكی از قواعد فلسفی درآمده، و نزد فیلسوفان متأثر از بینش اشراقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این فیلسوفان از این قاعده همچون وسیله‌ای برای حل برخی مسائل دشوار دیگر بهره گرفته‌اند. مضمون قاعدۀ امكان اشرف ...
  • امکان و وجوب، برهان |
  • امکان |
  • امتناع |
  • امپدکلس | اِمْپِدُكْلِس، یا انباذقلس، انبادقلس، بندقلس، فیلسوف یونانی از دورۀ پیش از سقراط. زندگی و سرگذشت این فیلسوف، چنانکه باید، بر ما روشن نیست و آنچه دربارۀ وی می‌دانیم، پراكنده و ناقص است. تنها منبع مهم آگاهی ما دربارۀ وی «زندگیها و عقاید فیلسوفان برجسته»، نوشتۀ دیوگِنِس لائِرتیوس (پایان سدۀ 2 م) است (كتاب، VIII ...
  • الهیات | اِلٰهیّات، عنوانی برای فلسفۀ اولى یا مابعدالطبیعه كه یكی از شاخه‌های دانشهای نظری را تشكیل می‌دهد.
  • تذکر | تَذَکُّر، اصطلاحی فلسفی در مبحث شناخت که به معنی یادآوری دانسته‌هایی است که فراموش شده‌اند و با آنکه بالفعل در ذهن حاضر نیستند، انسان می‌تواند دوباره آنها را دریابد.
  • تدبیر منزل | تَدْبیرِ مَنْزِل، دومین شاخۀ حکمت عملی در فلسفۀ مشائی که موضوع آن چگونگی ادارۀ امور خانه و نحوۀ مشارکت مرد با زن و فرزند و خدمتکار است.
  • تخیل* |
  • تخلخل و تکاثف | تَخَلْخُل وَ تَکاثُف، دو اصطلاح در فلسفۀ طبیعی به‌معنی رقیق شدن و غلیظ شدن. تخلخل و تکاثف در لغت به معنای کاهش و افزایش پیوستگی میان ذرات چیزی است
  • تحول* |
  • تجرید | تَجْرید، اصطلاحی فلسفی در حوزۀ معرفت‌شناسی. تجرید فرایندی ذهنی است که طی آن صورت شی‌ء محسوس، با تفکیک از جزئیات و لواحق مادی، به صورت معقول و کلی تبدیل می‌شود.
  • تجدد امثال | تَجَدُّدِ اَمْثال، اصطلاحی کلامی، عرفانی و فلسفی، به معنای از بین رفتن چیزی و پدید آمدن همانند آن. این اصطلاح از نظرگاههای متفاوت دربارۀ رابطۀ موجودات با مبدأ آفرینش...
  • احمد بن طیب سرخسی | ابوالعباس، معروف به ابن فرائقی (د 286 ق / 899 م)، فیلسوف، منطقی، ادیب، اهل حدیث، متفنن در علوم مختلف، موسیقی‌شناس ایرانی و مترجم كتابهای یونانی به عربی.
  • احمد بن سهل |
  • احسایی، محمد |
  • تبریزی، ملارجبعلی | تَبْریزی، ملّا رجبعلی (د 1080ق / 1669م)، حکیم مشائی حوزۀ فلسفی اصفهان. او در تبریز به دنیا آمد. اهل سفر بود و مدتی در بغداد به ریاضت و سلوک اشتغال داشت
  • تباین | تَبایُن، اصطلاحی در منطق که بر نسبت جدایی میان دو مفهوم کلی دلالت می‌کند. تباین یکی از «نِسَب اربعه» به شمار می‌رود، یعنی یکی از انواع چهارگانه‌ای که برای روابط میان کلیات می‌توان تصور کرد. در کاربردی دیگر، تباین در مبحث الفاظ عبارت است از رابطۀ دو واژه‌ای که معانی آنها مختلف باشد.
  • تأله | تَأَلُّه، اصطلاحی در فلسفه و عرفان، به معنی ژرف‌اندیشی در حکمت‌الاهی. تأله مصدر باب تَفَعُّل از واژۀ الاه، در لغت به معنای تعبّد وتنسّک است
  • تالس* |
  • پولس پارسی | پولُسِ پارْسی (د 571 یا 573م)، فیلسوف و منطق‌دان ایرانی،‌ در روزگار خسرو اول ‌انوشیروان ‌ساسانی(سل‍ 531-579م). او را از مسیحیان نسطوری‌مذهب دانسته‌اند که در زمان جاثلیقی یوسف (552-567م) مطران نصیبین بوده است (لابور، 166؛ کریستن‌سن، 449؛ گوتاس، 238، حاشیۀ 14؛ دانش‌پژوه، مقدمه...، 9).
  • احسایی، شیخ احمد | شیخ احمد بن زین‌العابدین بن ابراهیم (رجب 1166- ذیقعدۀ 1241 / مۀ 1753- ژوئن 1826)، عالم، حكیم و فقیه نامدار امامی كه جماعت شیخیه (ه‍ م) بدو منسوبند و اساس تعالیم خود را از او گرفته‌اند.
  • اجسام |
  • اجرام |
  • اثولوجیا | ترجمۀ عربی نوشته‌ای منسوب به ارسطو، یا احتمالاً تفسیر فیلسوف نوافلاطونی پرفوریوس (فُرفوریوس) بر گزیده‌ای از نظریات ارسطو، یا بخشی از آثار فلوطین كه در نیمۀ نخست سدۀ 3 ق / دهۀ ‌سوم سدۀ 9 م در محافل فلسفی رواج یافت
  • اثیر | عربی شدۀ ‌واژۀ آیثر یونانی. به گفتۀ ارسطو پیشینیان اثیر را جسمی می‌دانستند كه جاودانه در حركت است، دارای طبیعت خدایی است، و باعناصر زمینی فرق دارد (متئورلوگیكا، كتاب I، فصل 3، ص 339b، سطر 25).
  • اتصاف | در اصطلاح فیلسوفان قیام چیزی به چیزی و متّصف شدن یكی به دیگری به نحو انضمام یا انتزاع (احمدنگری، 1 / 35)، یا نسبت میان دو چیز متغایر بر حسب وجود در ظرف اتصاف (صدرالدین شیرازی، اسفار، 1 / 336-337؛ نیز نک‍ : سجادی، 8).
  • اتفاق |
  • اتحاد عاقل و معقول | یكی از مباحث مهم سنتی در تاریخ فلسفه، به‌ویژه در پیوند با نظریۀ شناخت.
  • ابوالهیثم | احمد بن حسن جرجانی، دانشمند و شاعر اسماعیلی مذهب اواخر سدۀ 4 و اوایل سدۀ 5 ق. از زندگانی او اطلاع چندانی در دست نیست.
  • ابوالولید |
  • ابونصر فارابی |
  • ابوعلی سینا |
  • حاشیه ملاعبدالله |
  • جیلی، ابوالفضل | ابوالفضل مجدالدین یوسف بن نصر، حکیم، فقیه و متکلم سدۀ 6 ق / 12م. وی به‌رغم آنکه از شهرت چندانی برخوردار نیست، در انتقال سنت فلسفی و منطقی به نیمۀ دوم سدۀ 6 ‌ق سهم داشته است.
  • جهت | اصطلاحی منطقی و فلسفی که بر قیدهایی مانند ضرورت و امکان در نسبت میان موضوع و محمولِ گزاره‌ها اطلاق می‌شود. قضایایی که دارای جهت باشند، «قضایای موجّه» یا «موجّهات» نامیده می‌شوند، مانند اینکه «هر انسانی از قوۀ حس بر‌خوردار است به ضرورت».
  • ابن میثم | كمال‌الدين ميثم بن علی بن ميثم بحرانی، محدث، فقيه و متكلم مشهور شيعی سدۀ 7ق / 13م. برخی لقب او را مفيدالدين آورده‌اند (شوشتری، 2 / 210؛ تنكابنی، 420).
  • تهذيب الاخلاق و تطهير (يا طهارة) الاعراق | تَهْذیبُ الْاَخْلاقِ وَ تَطْهیرُ (یا طَهارَةُ) الْاَعْراق، رساله‌ای به زبان‌ عربی در اخلاق فلسفی از فیلسوف و مورخ، ابوعلی احمدبن محمد مسکویۀ رازی (د 421ق/ 1030م). این رساله در شمار آثار مهمی است که در جهان اسلام از منظری فلسفی به علم اخلاق نگریسته‌اند (ارکون، 226- 228).
  • تهذيب الاخلاق | تَهْذیبُ الْاَخْلاق، عنوانی که اهل فلسفه به بسط اخلاق یونانی در دورۀ اسلامی داده‌اند. اصطلاح تهذیب الاخلاق در بسیاری از نوشته‌های صوفیان و عارفان نیز به معنای اصلاح نفس آمده است (مثلاً نک‍ : ابن عربی، 12/ 555-556؛ غزالی، 3/ 60-61)، اما تهذیب الاخلاق به معنای دقیق آن از عنوان نخستین کتابهایی گرفته شده است که ف...
  • تهافت الفلاسفه | تَهافُتُ الْفَلاسِفه، کـتـابـی از ابـوحـامـد محمـد غـزالـی (د 505 ق/ 1111م) در نقد آراء فیلسوفان و در واقع در رد فلسفه. این کتاب که در نیمۀ نخست سدۀ 9ق/ 15م به زبان عبری ترجمه شد و همچنین مطالب آن از طریق ترجمۀ تهافت التهافت ابن رشد به زبان لاتینی راه یافت، از همان دوران در نزد اندیشمندان دینی و غیردینی اروپا...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: