فلسفه

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • تهافت التهافت |
  • توماس آکویناس | توماسْ آکویناس، فیلسوف و حکیم الٰهی (د 1274م/ 623ق). وی در میان سالهای 1224-1226م در منطقۀ آکوینو در نزدیکی شهر ناپل متولد شد؛ پس از طی تحصیلات مقدماتی در دانشگاه ناپل، در 1244م به فرقۀ دومینیکیان پیوست و پس از آن، برای ادامۀ تحصیل راهی پاریس شد. توماس در دانشگاه پاریس نزد آلبرت کبیر الٰهیات آموخت و بعدها خود...
  • تنکابنی، ميرزا طاهر | تُنُکابُنی، میرزا طاهر فقیه طبرسی (1280-1360ق/ 1863-1941م)، فرزند میرزا فرج‌ الله، استاد جامع علوم معقول و منقول و از رجال سیاسی ایران. وی در روستای کردیچال از توابع کلاردشت زاده شد (امینی، 133). خانواده‌اش ساکن کجور در منطقۀ تنکابن بودند و از این‌رو میرزاطاهر به تنکابنی شهرت یافت (شریف رازی، 367؛ بامداد، 2/ ...
  • تناسخیه |
  • تناسخ | تَناسُخ، یا بازپیدایی به معنای ورود دوبارۀ روح یا نفس در جسمهای مادی (انسانی یا مادون آن، مانند حیوان، گیاه و حتى اجسام بی‌جان، و اجرام آسمانی همچون ستارگان) و یا فوق طبیعی (مانند خدایان و فرشتگان) و ادامۀ حیات آن در این کالبد جدید. در اصل اعتقادی تناسخ، حیات گذشتۀ فرد نوع کالبد جدید او را تعیین می‌کند و در ب...
  • تمیستیوس | تِمیسْتیوس (317- 388م)، فیلسوف، سیاستمدار و شارح آثار ارسطو. در منابع اسلامی غالباً از او با نام «ثامسطیوس» یاد کرده‌اند. در تذکره‌های قدیم، به ندرت می‌توان اطلاعی از شرح حال و زندگانی وی یافت. اما متن بعضی از خطابه‌های او حاوی اشاراتی به سرگذشت و احوال او ست که ترسیم تصویر مجملی از زندگانی وی را ممکن می‌سازد...
  • تمثیل | تَمْثیل، از مسائل و موضوعات دانش بیان (ه‍ م). تمثیل در لغت به معنی مَثَل آوردن (صفی‌پوری، 3-4/ 1170)، تشبیه کردن (نفیسی، 1/ 964) و داستانی یا حدیثی را به عنوان مثال بیان کردن آمده است. تمثیل به عنوان اصطلاحی بلاغی و مسئله‌ای بیانی از دو دیدگاه بررسی می‌شود:
  • تکوین | تَکْوین، در فلسفه به معنیِ به وجود آمدن از ماده. این اصطلاح در اصل به معنی یکی از مراتب وجود یافتنِ جهان در فلسفۀ مشائی است که به دیگر نظامهای فلسفی نیز راه یافته است. در این مکتبِ فلسفی، زمین و موجوداتِ زمینی نسبت به مراتبِ بالاترِ موجودات، در واپسین مرحله به وجود می‌آیند و تکوینِ آنها با هستی یافتنِ ماده، ب...
  • تکافؤ ادله | اصطلاحی رایج در سده‌های 3-4ق/ 9-10م برای اشاره به تعلیمی شکاکانه در میان متکلمان که بر مبنای آن، دلیلهای موافق و مخالفِ هر اعتقادی به یک اندازه اعتبار دارند و از این رو، نمی‌توان به برتریِ دین یا مذهب یا عقیده‌ای بر دین یا مذهب یا عقیده‌ای دیگر حکم کرد.
  • تکاثف |
  • تقابل | تَقابُل، اصطلاحی منطقی در دو حوزۀ تصورات و تصدیقات:
  • تقدم و تأخر | تَقَدُّمْ وَ تَأَخُّر، دو مفهوم نسبیِ وابسته به هم که در فلسفه در مباحث هستی‌شناسی کاربرد دارند. در متون فلسفی، مبحث تقدم و تأخر و اقسامِ آن ‌گاه در ضمن یا در جنب مباحث دیگری مانند «حدوث و قدم» مطرح شده است (ابن‌سینا، الاشارات، 3/ 109؛ سهروردی، 1/ 307؛ علامۀ حلی، 34-35). علاوه بر این دو لفظ، معادلهای دیگری چو...
  • تفتازانی | سعدالدین مسعود بن عمر بن عبدالله تفتازانی، ادیب، متکلم و منطق‌دان سدۀ 8 ق/ 14م. در پایان نسخه‌ای از المطول (ص 483)، به نقل از خود تفتازانی آمده است که وی در 728ق و در 16 سالگی، کتاب شرح التصریف را تألیف کرده است که بر طبق آن، سال ولادت او می‌بایست 712ق باشد (برای روایتی متفاوت، نک‍ : خوانساری، 4/ 36). ابن حجر...
  • تغیر | اصطلاحی فلسفی به معنای انتقالِ چیزی از حالتی به حالتی دیگر و تبدّل صفاتِ موصوف. تغیر شاملِ هر گونه‌ای از دیگر شدن است، خواه این دیگر شدن در مقوّمات شیء باشد، خواه در اَعراضِ آن. تغیرْ اعمِّ حوادث است، چنان‌که چیز گرم سرد، نطفه حیوان، یا متحرک ساکن می‌شود (ابوالبرکات، 2/ 160). بدین‌سان،مفهوم تغیر چشمگیرترین و ...
  • تعریف | در لغت به معنای شناساندن و حقیقت چیزی را بیان کردن، و در اصطلاح فلسفه و منطق «گفته‌ای [است] که با آن ماهیت شیء شناخته می‌شود»، و به تعبیری دیگر «گفته‌ای ]است[ مشتمل بر وجه اشتراک و وجه امتیاز شیء از دیگر اشیاء» (جرجانی، 70).
  • التعریفات |
  • تضمن |
  • تضایف |
  • تضاد | یکی از اقسام تقابلِ منطقی میان دو مفهوم یا دو قضیه.
  • تصور و تصدیق | دو اصطلاح عمده در منطق برای تقسیم دوگانۀ علم حصولی. سخن از تصور و تصدیق ریشه در آثار ارسطو و به‌ویژه 3 کتاب باری ارمینیاس (= عبارت)، تحلیلات ثانیه و نفس او دارد (نک‍ : ولفسن، 448-452). ارسطو در کتـاب عبارت، جمله را به چیزی تعریف می‌کند که مشتمل بر سلب یا ایجاب است، اما اجزاء آن ــ که اظهار یا عبارت به ‌شمار م...
  • تشکیک | اصطلاحی فلسفی و منطقی، به معنی اطلاقِ لفظی واحد بر چند چیز مختلف، به نحوی که آن لفظ در عینِ داشتنِ اشتراک معنایی، نه به‌طور یکسان، بلکه به درجات متفاوتی بر آن چیزها صدق کند؛ مانند زیبا و روشن. در برابر معانیِ تشکیکی، آن قبیل از معانیِ کلی قرار دارند که به نحو یکسانی بر افرادِ خود حمل می‌شوند و به آنها «متواطی...
  • تشخص | اصطلاحـی فلسفـی، در تـوضیـح و تبیین (چگونگی) عینیت یافتن هر فرد یا شخص از موجودات جهان عینی. چنین توضیحی چگونگی رابطۀ ماهیت (کلی) را با فرد (جزئی) دربر می‌گیرد و به بیانی دیگر، چگونگی اشتراک و سهیم بودن همۀ افراد یک نوع را که می‌تواند شامل شماری بی‌نهایت از اشخاص جزئی واقعی باشد، در معنای ماهیت آن نوع که یک م...
  • تسلسل |
  • تساوی |
  • ابن مسره | محمد بن عبدالله بن مسرّۀ جبلی قرطبی (7 شعبان 269- 319ق / 19 آوريل 883-931م)، متفكر و عارف اندلسی.
  • ابن مرزبان |
  • ابن لباد |
  • ابن کمونه | سعدبن منصوربن حسن بن هبةالله بن كمونه (د 683ق / 1284م)، فيلسوف و چشم پزشك.
  • ابن قفطی |
  • جوهر | مفهومی بنیادی در فلسفه که در علم کلام و عرفانِ نظری نیز کاربرد داشته است (دربارۀ مفهوم کلامی جوهر، نک‍‌ : ه‍‌ د، جزء لایتجزى).
  • جوهر فرد |
  • جوزجانی |
  • جرم | جُرْم (معادل فارسی آن: بزه و در انگلیسی:offence/ crime)، عملی که قانون آن را منع کرده، یا ترک عملی که قانون آن را لازم دانسته است. این واژه در اصل به معنای قطع کردن است و از این رو برای این مفهوم به کار رفته که عمل واجب‌الوصل را قطع می‌کند و به معنای ارتکاب زشتی و گناه نیز آمده است (قرشی، 1/ 28).
  • جده | جُدّه، یا جِدَّه، مهم‌ترین شهر و بندر عربستان سعودی در کنار دریای سرخ. این شهر به عروس دریای سرخ شهرت دارد و دروازۀ ورود بیشتر حاجیان حرمین شریفین و از مهم‌ترین کانونهای بازرگانی عربستان سعودی به شمار می‌رود و با جمعیتی بالغ بر 3 میلیون تن (1386ش/ 2007م)، پس از ریاض دومین شهر بزرگ کشور است («فرهنگ...»؛ الموسو...
  • جدل | جَدَل، یکی از صناعات خمس در منطق. لفظ جدل در لغت به معنای جنگ، ستیزه، نزاع، خصومت، دشمنی، نزاع لفظی، مشاجره و مناظره است ( لغت‌نامه...، معین، انوری، ذیل واژه)، و اصل آن در زبان عربی از عبارت «اجدلتُ الحبلَ ای احکمتُ فتلهُ»، یعنی محکم تافتن رسن گرفته شده است و جدیلْ رسنِ محکم است (ابن منظور، نیز قاموس، ذیل واژ...
  • جبروت | جَبَروت، اصطلاحی در متون دینی، عرفانی و فلسفی. واژۀ عربی جبروت از ریشۀ جَبَر (= گَبَر) عبری است که خاتمۀ «وت» آرامی بودنِ اصل آن را تأیید می‌کند. این واژه با حرکتها و ضبطهای مختلف، جَبَروت به معنی جبر و نیرو، جَبَرِیَةُ به معنی تکبّر و رفتار سلطه‌آمیز، و جَبْرئوت به معنی مجبور کردن، خوانده می‌شود (گزنیوس، 149...
  • جامع الحکمتین | جامِعُ الْحِکْمَتَیْن، عنوان کتابی از ابومعین حمید الدین قبادیانی مروزی، مشهور به ناصرخسرو در حکمت اسماعیلی. این رساله شرحی بر قصیده‌‌ای از ابوالهیثم احمد بن حسن جرجانی (ه‍ م) است که گویا به خواهش عین‌ الدین ابوالمعالی علی بن اسد بن حارث، امیرِ اسماعیلیِ بدخشان، نوشته شده است. به گزارش ناصرخسرو، ابوالمعالی در...
  • ابن عدی |
  • ثبوت | ثُبوت، اصطلاحی در فلسفه و حکمت اسلامی. در تداولِ حکمای اسلامی اصطلاحِ ثبوتْ مترادف و مساوق با وجود به کار رفته است، چنان‌که گفته می‌شود «ثبوتِ شیء برای شیء ضروری است» (احمد نگری، 1/ 374). ثبوت نزد معتزله نیز معنایی خاص و متفاوت با معنای یاد شده دارد که عبارت است از شیئیت و تقرر ذوات در مرتبه‌ای میان وجود و عد...
  • ابن طفیل | ابوبکر محمد بن عبدالملک بن محمد بن محمد قیسی (د 581ق / 1185م)، طبیب، فیلسوف، شاعر، وزیر و فقیه اندلسی.
  • جود | اصطلاحی اخلاقی، فلسفی، کلامی و عرفانی، به معنای بخشش و دهش. مفهوم جود به تناسبِ کاربردِ آن در زمینه‌های مختلف و بنا بر اطلاقِ آن بر باری تعالى یا بر انسان وجوه مختلفی دارد.
  • جنس | اصطلاحی در منطق و فلسفه که در برابر واژۀ یونانیِ γένος به کار رفته است. پیشینۀ مطرح شدن این مفهوم را باید در نوشته‌های ارسطو و فرفوریوس پی‌جویی کرد.
  • جمهوری | عنوان اثرِ مشهورِ افلاطون، فیلسوف یونانی سدۀ 4ق‌م (428-348ق‌م). این عنوان را مترجمان متأخر به عنوان معادلی برای واژۀ یونانی Пoλltεíα آورده‌اند.
  • الجمع بین رأیی الحکیمین | رساله‌ای فلسفی به زبان عربی در یک مقدمه و 13 فصل از ابونصر فارابی (د 339ق / 950م)، در نشان دادنِ هماهنگی میان اندیشه‌ها و آثار افلاطون و ارسطو.
  • جمال |
  • جماد | جَماد، از انواع اجسام زمینی (برای تقسیمات مختلف جسم، نک‍ : ه‍ د، جسم) و نخستین مولد از موالید سه‌گانه. فیلسوفان طبیعی تعریف مشخصی از این واژه به دست نداده‌اند و تنها اشاره‌های اندکی در برخی از کتابهای طبقه‌بندیِ علوم و مصطلحاتِ علوم در این باره می‌توان یافت.
  • جلوه | ابوالحسن (ذیقعدۀ 1238-6 ذیقعدۀ 1314 / ژوئیۀ 1823- 8 آوریل 1897)، معروف به میرزا و متخلص به جلوه، حکیم‌شیعی و مدرس حوزۀ فلسفی تهران درسده‌های 13 و 14ق.
  • جسم | جِسْم، يكی از مفاهيم بنيادی فلسفه و كلام اسلامی. از ديدگاه فلاسفۀ اسلامی، جسمِ محسوس، از آن نظر كه تغيير در آن رخ می‌دهد، يا از آن نظر كه متحرك يا ساكن است،‌ موضوع علم طبيعی است (ابن سينا، النجاة،‌ 158،‌ الشفاء، سماع طبيعی، 7،‌ الاٰلهيات ... ، 2، نيز 7-8، كه تفاوت ميان نحوۀ پرداختن علم طبيعی و ما بعدالطبيعه ر...
  • جزئی و کلی | جُزْئی وَ کُلّی، از اصطلاحات فلسفه و منطق در تقسیم مفاهیم، معانی و تصورات. بر پایۀ تعریف رایج میان حکما و منطق‌دانان جزئی آن است که نفسِ تصورِ آن مانع از وقوعِ شرکت در آن باشد؛ و در مقابل، کلی آن است که نفسِ تصورِ آن مانع از وقوعِ شرکت نباشد (فارابی، 58؛ ابن‌سینا، الشفاء، الٰهیات، 195-196؛ جرجانی، 103، 239).
  • ابن صائغ |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: