فلسفه

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آداب مناظره | آدابِ مناظِره، مجموعۀ ضوابطی كه هنگام بحث و گفت‌وگوی فلسفی، علمی، دینی و اعتقادی باید مراعات شود. در اصطلاح دانشمندان اسلامی، مقصود از بحث آن است كه «اثبات حكم ثبوتی یا سلبی كنند به دلیل» و مراد از مناظره آن است كه «دو خصم نظر كنند در حكم و مسأله‌ای به قصد آنكه صواب پیدا شود» (مشكوٰة، 27). گاهی به جای آداب ال...
  • الآثار الباقیة عن القرون الخالیة | اَلآثارُالباقِیَة عَنِ القُرُونِ الخالِیة، كتابی به زبان عربی، نوشتۀ ابوریحان محمد بن احمد بیرونی (362-440ق / 972- 1048م) محقق، عالم هیأت، ریاضی‌دان و هندشناس بزرگ ایرانی. موضوع اصلی كتاب عبارت است از گاه‌شماری و گاه‌شناسی ملتهای باستانی كه ضمن آن نكات پرارج بسیاری دربارۀ مسائل نجومی، جشنها و اعیاد اقوام گونا...
  • آثار علوی | آثارِ عُلْوی، یا كاینات الجَوّ، عنوانی كه فلاسفۀ اسلامی در مورد مباحث مربوط به پدیده‌های جوّی به‌كار برده‌اند. در نظر این دانشمندان، آثار علوی یكی از 8 بخش اصلی دانشهای طبیعی است كه «بازنماینده و خبردهنده بُوَد از حادثه‌هایی كه در هوا پیدا شود چون رعد و برق و باران و برف و شگفتیهایی كه بر زمین بُوَدْ چون بیرو...
  • آثار ذاتی | آثارِ ذاتی، اوصاف ناشی از ذات و ماهیت شیء كه آن را از اشیاء دیگر متمایز می‌سازد. واژۀ «آثار» در فلسفۀ اسلامی در این موارد به‌كار رفته است: 1. آثار ذاتی در مقابل آثار عَرَضی؛ 2. آثار وجودی در مقابل آثار ماهُوی؛ 3. آثار عُلوی در مقابل آثار سُفلی. در اینجا به بحث دربارۀ «آثار ذاتی» می‌پردازیم: محمولاتی كه مقوم م...
  • آپولونیوس تیانائی | آپولونیوسِ تیانائی (4ق‌م-97م)، حكیم و طبیعی‌دان یونانی. نام وی در منابع عربی بیش‌تر به صورت بَلینوس، یا بَلیناس و نیز به صورتهای اَبولونیوس، اَفولونیوس، اَفُلونیوس، اَبْلینُس، اَبولوس، اَبْلوس، اَبُلونیوس، آبلوس و بَلونیوس آمده و به عناوین الحكیم و صاحب الطلسمات نیز شناخته شده است. وی در تیانا (واقع در بخش می...
  • حی بن یقظان | حَیِّ بْنِ یَقْظان، عنوان یکی از داستانهای تمثیلی شیخ ـ الرئیس ابن‌سینا که در زمان کوتاه حبس در قلعۀ فرجان، نزدیک همدان به زبان عربی نوشت.
  • حیات | حَیات، اصطلاحی فلسفی برای بیان ویژگی انواعی از موجودات که وجود پیوسته و آثار وجودی خاص دارند. این واژه در تداول عام به معنای زیست و زندگی است، و بر جان و روح و روان نیز اطلاق شده است (نفیسی، 2/ 1300). مفهوم فلسفی حیات از گذشته‌های دور در زمینه‌هایی چون علم ‌النفس، اسطوره‌ها و طب مطرح بوده است.
  • حمل | حَمْل، اِسناد چیزی به چیزی، که در اصطلاح منطقی ـ فلسفی، به اتحاد خارجی دو امری که در ذهن بیگانه و متغایرند، تعریف شده است (عضدالدین، 1/ 168؛ جرجانی، 2/ 36؛ میرداماد، 26). چون از دو معنای موجود در ذهن، یکی به دیگری وصف شود، به اولی موضوع، و به دومی محمول می‌گویند. البته این نسبت نه بدین معنا ست که حقیقت این هر...
  • حکمة الخالدة* |
  • حکمت اشراق* |
  • حکمت عملی* |
  • حکمت نظری* |
  • حکمت مشاء* |
  • حکمت مشرقی* |
  • حکمت متعالیه | حِکْمَتِ مُتَعالیه، عنوانی که صدرالدین شیرازی (د 1050 ق/ 1640 م) بر مکتب فلسفی خود اطلاق کرده است. از نظر او تمایز اساسی حکمت متعالیه نسبت به سایر مکتبهای فلسفی در رویکرد عرفانی آن است. وی در جای جای آثار خود از تعابیر عرفانی خاصی همچون برهان عرشی ( الشواهد ... ، 50، 70)، حکمت عرشیه (همان، 85) و برهان کشفی ( ...
  • الحکمة المشرقیة | اَلْحِکْمَةُ الْمَشْرِقیَّة، نام اثر فلسفی بحث‌انگیزی از ابن‌سینا به زبان عربی که بخشی در منطق از آن باقی مانده است.
  • حکمة الاشراق | حِکْمَةُ الْاِشْراق، نام و عنوان اثر پرآوازۀ شیخ شهاب‌الدین یحیی بن امیرک سهروردی (مق‍ 587 ق/ 1191 م) مشتمل بر اصول دستگاه فلسفۀ اشراقی که مصنفِ فیلسوف، خود را زنده‌کنندۀ آن خوانده است («کلمة … »، 117؛ نک‍ : صدرالدین، 6/ 199).
  • حقیقت | حَقیقَت، مفهوم و اصطلاحی در فلسفه و حکمت که غالباً در وجوه وجودشناختی، منطقی و معرفت‌شناختی به کار رفته است. بررسی پیشینۀ کاربرد این اصطلاح در آثار فلاسفۀ مسلمان و به تبع آن، ارائۀ تعریفی از این اصطلاح با دشواریهای متعددی روبه‌رو ست، زیرا به‌رغم کاربرد فراوان واژۀ «حقیقت»، موارد نسبتاً اندکی را در متون فلسفی ...
  • حکم | حُکْم، اصطلاحی در فقه و اصول ناظر به اعتباری از سوی شارع دربارۀ افعال مکلفان. حکم در لغت به معنای داوری دانسته شده که اصل آن از معنای منع آمده است (فیومی، 2/ 145)، و در قرآن کریم نیز در همین معنا به کار رفته است (مثلاً یوسف/ 12/ 67؛ انبیاء/ 21/ 79). گاه برخی معانی مانند علم و عدل نیز دربارۀ این واژه گفته شده ...
  • حکم* |
  • افلوطین | یا فلوطین، پلوتینوس (205-270 م)، فیلسوف بنیان‌گذار مكتب نوافلاطونی. وی نزد فیلسوفان اسلامی مشهور به «الشیخ الیونانی» است، اما نام او در الفهرست ابن ندیم (ص 315)، و سپس در یك نوشتۀ محمد بن زكریای رازی به شكل فلوطینس آمده است (ص 121). قفطی نیز از فلوطین نام می‌برد و می‌نویسد كه افزون بر شرح برخی از آثار ارسطو، ...
  • اعراض* |
  • اعتباریات | صطلاحی در فلسفه و كلام اسلامی. اگرچه واژۀ اعتباری كاربرد پردامنه‌ای دارد، لیكن بجز شهاب‌الدین سهروردی (از متقدمان) و محمدحسین طباطبایی (از متأخران)، ظاهراً كسی فصلی مستقل در تبیین اعتباریات و تمییزشان از دیگر مفاهیم نگشوده است.
  • اصول موضوعه | اصطلاحی در منطق، به معنی قضایایی كه در علمی خاص، درستی آنها بدون استدلال مسلّم گرفته می‌شود و مبنای استنتاج قضایای دیگر قرار می‌گیرد. هر علمی مشتمل بر شماری از قضایاست كه اثبات آنها در آن علم امكان‌پذیر نیست، اما مجموعۀ قضایایی كه درآن علم اثبات می‌گردد، در آغاز متكی به آن قضایای اثبات نشده است. چنین قضایایی ...
  • اصول متعارفه* |
  • اصل موضوع* |
  • اصالت وجود | \e(a)sālat-e vojūd\، عنوان‌ بحثی‌ فلسفی‌ دایر بر اينكه‌ آنچه‌ به‌ واقعيت‌ عينی‌ موجودات‌ تحقق‌ می‌بخشد، هستی‌ آنها ست‌ و ماهيت‌ يا چيستی اشياء امری‌ اعتباری‌ است‌ كه‌ عقل،‌ آن‌ را از حدود وجودی‌ آنها انتزاع‌ می‌كند و از واقعیت‌ مستقل‌ خارجی‌ برخوردار نیست.
  • اسکندر افرودیسی | اِسْكَنْدَرِ اَفْرودیسی‌، فیلسوف‌ مشائی‌ و برجسته‌ترین‌ مفسر و شارح‌ نوشته‌های‌ ارسطو. وی‌ از شهر افرُدیسیاس در شم‍ال‌ خاوری‌ ناحیۀ كاریا در آسیای‌ صغیر بوده‌ است‌ كه‌ اكنون‌ ویرانه‌های‌ آن‌ در منطقۀ آیدین‌، در تركیه‌ قرار دارد. هرچند تاریخ‌ دقیق‌ زندگی‌ اسكندر شناخته‌ نیست‌، اما می‌دانیم‌ كه‌ وی‌ در میان‌ نی...
  • الاسفار الاربعه | اَلاْسْفارُ الاْرْبَعَۀ، عنوان‌ اثر فلسفی‌ بزرگ‌ و معروف‌ صدرالدین‌ شیرازی‌، ملقب‌ به‌ صدر المتألهین‌ و ملاصدرا (ح‌ 979-1050ق‌/ 1571-1640م‌). مؤلف‌ نام‌ كامل‌ كتاب‌ را الحكمۀ المتعالیۀ فی‌ الاسفار العقلیۀ الاربعۀ نهاده‌ است‌. این‌ كتاب‌ از حیث‌ جامعیت‌ و دامنۀ تأثیر بر حوزۀ حكمت‌ اسلامی‌ در سده‌های‌ اخیر - به...
  • اسطقس |
  • استقرا | اِسْتِقْرا، اصطلاحی در منطق به معنی استدلالی که بر پایۀ مشاهدۀ جزئیات استوار است. این واژه در لغت به معنی تتبع و جست‌وجوست و در منطق به استدلالی گفته می‌شود که در آن ذهن از مشاهدۀ واقعیتهای جزئی (حقیقی یا اضافی) به حکمی کلی می‌رسد. استدلال استقرایی در برابر استدلال قیاسی قرار دارد. در استدلال قیاسی ذهن از حکم...
  • ازل |
  • ارموی |
  • ارغنون |
  • ارسطو | اَرَسْطو، یا اَرِسْطو، فیلسوف مشهور یونانی (384-322ق‌م).
  • اراده | اِراده‌، اصطلاحی‌ كلامی‌ و فلسفی‌ كه‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ خواست‌ و عزم‌ است‌، اما معنی‌ اصطلاحی‌ آن‌ مرتبه‌ای‌ از خواستن‌ است‌ كه‌ در آن شخص‌ به‌ كاری‌ از میان‌ كارهای‌ ممكن‌ چنان‌ بگراید كه‌ اقدام‌ او به‌ آن‌ كار قطعی‌ گردد.
  • ارباب انواع | اَرْبابِ اَنْواع‌، جمع‌ ربّ النوع‌، اصطلاحی‌ كه‌ هم‌ در مباحث‌ مربوط به‌ تاریخ‌ ادیان‌ و مذاهب‌، و هم‌ در نوشته‌های‌ فیلسوفان‌ به‌ كار رفته‌ است‌. در اینجا كاربرد فلسفی‌ این‌ اصطلاح‌ بررسی‌ می‌شود.
  • ارباب اصنام |
  • ادراک | اِدْراک، اصطلاحی فلسفی به معنی پذیرش صورت شیء از سوی نفس، یا ذهن.
  • اخوان الصفا | اِخْوانُ الصَّفا، نام مؤلفان نوشته‌هایی که به رسائل اخوان الصفا و خُلّان الوفا مشهور شده است.
  • پرکلس | پِرُكْلُس‌1 (در منابع‌ اسلامی‌: ابرقُلُس‌، برقلس‌، برقلیس‌، یا فورقلس‌)، مهم‌ترین‌ فیلسوف‌ نوافلاطونی‌ قرن‌ 5 م‌. وی‌ پس‌ از درگذشت‌ دُمْنینوس‌ِ لاریسایی‌ جانشین‌ و خلیفۀ او در آكادمی‌ِ آتن‌ شد و به‌ همین‌ جهت‌، او را «دیادُخُس‌» (یعنی‌ خلیفه‌ یا عقیب‌) لقب‌ داده‌اند.
  • بیدآبادی | بیدْآبادی‌، آقا محمد (د 1197ق‌ یا 1198ق‌ /1783 یا 1784م‌)، فرزند محمد رفیع‌ گیلانی‌، حكیم‌ متأله‌، مدرس‌ و مرشد سلوك‌. پدرش‌ از علمای‌ گیلان‌ بود كه‌ به‌ اصفهان‌ كوچ‌ كرده‌، و در محلۀ بیدآباد ساكن‌ شده‌ بود
  • بهمنیار بن مرزبان | بَهْمَنْیارِ بْنِ مَرْزْبان‌، ابوالحسن‌، ملقب‌ به‌ كیا رئیس‌ (د 458 ق‌ /1066 م‌)، فیلسوف‌ ایرانی و از شاگردان‌ نامدار ابن‌ سینا.
  • بهمن | بَهْمَن‌، نام‌ یازدهمین‌ ماه‌ سال‌ و دومین‌ ماه‌ فصل‌ زمستان‌ در تقویم‌ كنونی‌ ایران‌ و نیز نام‌ دومین‌ روز هر ماه‌ شمسی‌ در تقویم‌ ایرانیان‌ باستان‌.
  • بهمن |
  • بهدینان | بهْدینان‌، گویش‌، عنوانی‌ كه‌ بر زبان‌ ویژۀ بهدینان‌ ایرانی‌، یعنی‌ ایرانیان‌ زردشتی‌ اطلاق‌ می‌گردد و یكی‌ از گویشهای‌ مركزی‌ ایران‌ است‌. زردشتیان‌ ایران‌ اصولاً در قرون‌ اخیر در كرمان‌ و یزد می‌زیسته‌اند و زبان‌ خود را دری‌ و گوری‌ و گورونی می‌نامیده‌اند. گور در این‌ گویش‌ به‌ معنای «مرد» و «زردشتی‌» و صور...
  • بوطیقا | بوطیقا، عنوان‌ كتابی‌ از ارسطو دربارۀ شعر. «بوطیقا» معرّب‌ واژۀ یونانی‌ پوئتیكا1ست‌ كه‌ صورتهای‌ مختلف‌ معادل‌ واژۀ شعر در زبانهای‌ اروپایی‌ از همان‌ ریشه‌ گرفته‌ شده‌ است‌
  • بلخی، ابوزید |
  • بعد |
  • بسیط و مرکب | بَسیطْ وَ مُرَكَّب‌، تقسیمی‌ عام‌ و كلی‌ كه‌ در زمینه‌های‌ مختلف‌ دانشها و به‌ویژه در جهان‌شناسی‌ فیلسوفان‌ مسلمان‌ كاربرد داشته‌ است‌.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: