فلسفه

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • تمیستیوس | تِمیسْتیوس (317- 388م)، فیلسوف، سیاستمدار و شارح آثار ارسطو. در منابع اسلامی غالباً از او با نام «ثامسطیوس» یاد کرده‌اند. در تذکره‌های قدیم، به ندرت می‌توان اطلاعی از شرح حال و زندگانی وی یافت. اما متن بعضی از خطابه‌های او حاوی اشاراتی به سرگذشت و احوال او ست که ترسیم تصویر مجملی از زندگانی وی را ممکن می‌سازد...
  • تناسخ | تَناسُخ، یا بازپیدایی به معنای ورود دوبارۀ روح یا نفس در جسمهای مادی (انسانی یا مادون آن، مانند حیوان، گیاه و حتى اجسام بی‌جان، و اجرام آسمانی همچون ستارگان) و یا فوق طبیعی (مانند خدایان و فرشتگان) و ادامۀ حیات آن در این کالبد جدید. در اصل اعتقادی تناسخ، حیات گذشتۀ فرد نوع کالبد جدید او را تعیین می‌کند و در ب...
  • تناسخیه |
  • تنکابنی، ميرزا طاهر | تُنُکابُنی، میرزا طاهر فقیه طبرسی (1280-1360ق/ 1863-1941م)، فرزند میرزا فرج‌ الله، استاد جامع علوم معقول و منقول و از رجال سیاسی ایران. وی در روستای کردیچال از توابع کلاردشت زاده شد (امینی، 133). خانواده‌اش ساکن کجور در منطقۀ تنکابن بودند و از این‌رو میرزاطاهر به تنکابنی شهرت یافت (شریف رازی، 367؛ بامداد، 2/ ...
  • توماس آکویناس | توماسْ آکویناس، فیلسوف و حکیم الٰهی (د 1274م/ 623ق). وی در میان سالهای 1224-1226م در منطقۀ آکوینو در نزدیکی شهر ناپل متولد شد؛ پس از طی تحصیلات مقدماتی در دانشگاه ناپل، در 1244م به فرقۀ دومینیکیان پیوست و پس از آن، برای ادامۀ تحصیل راهی پاریس شد. توماس در دانشگاه پاریس نزد آلبرت کبیر الٰهیات آموخت و بعدها خود...
  • تهافت التهافت |
  • تهافت الفلاسفه | تَهافُتُ الْفَلاسِفه، کـتـابـی از ابـوحـامـد محمـد غـزالـی (د 505 ق/ 1111م) در نقد آراء فیلسوفان و در واقع در رد فلسفه. این کتاب که در نیمۀ نخست سدۀ 9ق/ 15م به زبان عبری ترجمه شد و همچنین مطالب آن از طریق ترجمۀ تهافت التهافت ابن رشد به زبان لاتینی راه یافت، از همان دوران در نزد اندیشمندان دینی و غیردینی اروپا...
  • تهذيب الاخلاق | تَهْذیبُ الْاَخْلاق، عنوانی که اهل فلسفه به بسط اخلاق یونانی در دورۀ اسلامی داده‌اند. اصطلاح تهذیب الاخلاق در بسیاری از نوشته‌های صوفیان و عارفان نیز به معنای اصلاح نفس آمده است (مثلاً نک‍ : ابن عربی، 12/ 555-556؛ غزالی، 3/ 60-61)، اما تهذیب الاخلاق به معنای دقیق آن از عنوان نخستین کتابهایی گرفته شده است که ف...
  • تهذيب الاخلاق و تطهير (يا طهارة) الاعراق | تَهْذیبُ الْاَخْلاقِ وَ تَطْهیرُ (یا طَهارَةُ) الْاَعْراق، رساله‌ای به زبان‌ عربی در اخلاق فلسفی از فیلسوف و مورخ، ابوعلی احمدبن محمد مسکویۀ رازی (د 421ق/ 1030م). این رساله در شمار آثار مهمی است که در جهان اسلام از منظری فلسفی به علم اخلاق نگریسته‌اند (ارکون، 226- 228).
  • ابن میثم | كمال‌الدين ميثم بن علی بن ميثم بحرانی، محدث، فقيه و متكلم مشهور شيعی سدۀ 7ق / 13م. برخی لقب او را مفيدالدين آورده‌اند (شوشتری، 2 / 210؛ تنكابنی، 420).
  • جهت | اصطلاحی منطقی و فلسفی که بر قیدهایی مانند ضرورت و امکان در نسبت میان موضوع و محمولِ گزاره‌ها اطلاق می‌شود. قضایایی که دارای جهت باشند، «قضایای موجّه» یا «موجّهات» نامیده می‌شوند، مانند اینکه «هر انسانی از قوۀ حس بر‌خوردار است به ضرورت».
  • جیلی، ابوالفضل | ابوالفضل مجدالدین یوسف بن نصر، حکیم، فقیه و متکلم سدۀ 6 ق / 12م. وی به‌رغم آنکه از شهرت چندانی برخوردار نیست، در انتقال سنت فلسفی و منطقی به نیمۀ دوم سدۀ 6 ‌ق سهم داشته است.
  • حاشیه ملاعبدالله |
  • ابوعلی سینا |
  • ابونصر فارابی |
  • ابوالولید |
  • ابوالهیثم | احمد بن حسن جرجانی، دانشمند و شاعر اسماعیلی مذهب اواخر سدۀ 4 و اوایل سدۀ 5 ق. از زندگانی او اطلاع چندانی در دست نیست.
  • اتحاد عاقل و معقول | یكی از مباحث مهم سنتی در تاریخ فلسفه، به‌ویژه در پیوند با نظریۀ شناخت.
  • اتفاق |
  • اتصاف | در اصطلاح فیلسوفان قیام چیزی به چیزی و متّصف شدن یكی به دیگری به نحو انضمام یا انتزاع (احمدنگری، 1 / 35)، یا نسبت میان دو چیز متغایر بر حسب وجود در ظرف اتصاف (صدرالدین شیرازی، اسفار، 1 / 336-337؛ نیز نک‍ : سجادی، 8).
  • اثیر | عربی شدۀ ‌واژۀ آیثر یونانی. به گفتۀ ارسطو پیشینیان اثیر را جسمی می‌دانستند كه جاودانه در حركت است، دارای طبیعت خدایی است، و باعناصر زمینی فرق دارد (متئورلوگیكا، كتاب I، فصل 3، ص 339b، سطر 25).
  • اثولوجیا | ترجمۀ عربی نوشته‌ای منسوب به ارسطو، یا احتمالاً تفسیر فیلسوف نوافلاطونی پرفوریوس (فُرفوریوس) بر گزیده‌ای از نظریات ارسطو، یا بخشی از آثار فلوطین كه در نیمۀ نخست سدۀ 3 ق / دهۀ ‌سوم سدۀ 9 م در محافل فلسفی رواج یافت
  • اجرام |
  • اجسام |
  • احسایی، شیخ احمد | شیخ احمد بن زین‌العابدین بن ابراهیم (رجب 1166- ذیقعدۀ 1241 / مۀ 1753- ژوئن 1826)، عالم، حكیم و فقیه نامدار امامی كه جماعت شیخیه (ه‍ م) بدو منسوبند و اساس تعالیم خود را از او گرفته‌اند.
  • پولس پارسی | پولُسِ پارْسی (د 571 یا 573م)، فیلسوف و منطق‌دان ایرانی،‌ در روزگار خسرو اول ‌انوشیروان ‌ساسانی(سل‍ 531-579م). او را از مسیحیان نسطوری‌مذهب دانسته‌اند که در زمان جاثلیقی یوسف (552-567م) مطران نصیبین بوده است (لابور، 166؛ کریستن‌سن، 449؛ گوتاس، 238، حاشیۀ 14؛ دانش‌پژوه، مقدمه...، 9).
  • تالس* |
  • تأله | تَأَلُّه، اصطلاحی در فلسفه و عرفان، به معنی ژرف‌اندیشی در حکمت‌الاهی. تأله مصدر باب تَفَعُّل از واژۀ الاه، در لغت به معنای تعبّد وتنسّک است
  • تباین | تَبایُن، اصطلاحی در منطق که بر نسبت جدایی میان دو مفهوم کلی دلالت می‌کند. تباین یکی از «نِسَب اربعه» به شمار می‌رود، یعنی یکی از انواع چهارگانه‌ای که برای روابط میان کلیات می‌توان تصور کرد. در کاربردی دیگر، تباین در مبحث الفاظ عبارت است از رابطۀ دو واژه‌ای که معانی آنها مختلف باشد.
  • تبریزی، ملارجبعلی | تَبْریزی، ملّا رجبعلی (د 1080ق / 1669م)، حکیم مشائی حوزۀ فلسفی اصفهان. او در تبریز به دنیا آمد. اهل سفر بود و مدتی در بغداد به ریاضت و سلوک اشتغال داشت
  • احسایی، محمد |
  • احمد بن سهل |
  • احمد بن طیب سرخسی | ابوالعباس، معروف به ابن فرائقی (د 286 ق / 899 م)، فیلسوف، منطقی، ادیب، اهل حدیث، متفنن در علوم مختلف، موسیقی‌شناس ایرانی و مترجم كتابهای یونانی به عربی.
  • تجدد امثال | تَجَدُّدِ اَمْثال، اصطلاحی کلامی، عرفانی و فلسفی، به معنای از بین رفتن چیزی و پدید آمدن همانند آن. این اصطلاح از نظرگاههای متفاوت دربارۀ رابطۀ موجودات با مبدأ آفرینش...
  • تجرید | تَجْرید، اصطلاحی فلسفی در حوزۀ معرفت‌شناسی. تجرید فرایندی ذهنی است که طی آن صورت شی‌ء محسوس، با تفکیک از جزئیات و لواحق مادی، به صورت معقول و کلی تبدیل می‌شود.
  • تحول* |
  • تخلخل و تکاثف | تَخَلْخُل وَ تَکاثُف، دو اصطلاح در فلسفۀ طبیعی به‌معنی رقیق شدن و غلیظ شدن. تخلخل و تکاثف در لغت به معنای کاهش و افزایش پیوستگی میان ذرات چیزی است
  • تخیل* |
  • تدبیر منزل | تَدْبیرِ مَنْزِل، دومین شاخۀ حکمت عملی در فلسفۀ مشائی که موضوع آن چگونگی ادارۀ امور خانه و نحوۀ مشارکت مرد با زن و فرزند و خدمتکار است.
  • تذکر | تَذَکُّر، اصطلاحی فلسفی در مبحث شناخت که به معنی یادآوری دانسته‌هایی است که فراموش شده‌اند و با آنکه بالفعل در ذهن حاضر نیستند، انسان می‌تواند دوباره آنها را دریابد.
  • الهیات | اِلٰهیّات، عنوانی برای فلسفۀ اولى یا مابعدالطبیعه كه یكی از شاخه‌های دانشهای نظری را تشكیل می‌دهد.
  • امپدکلس | اِمْپِدُكْلِس، یا انباذقلس، انبادقلس، بندقلس، فیلسوف یونانی از دورۀ پیش از سقراط. زندگی و سرگذشت این فیلسوف، چنانکه باید، بر ما روشن نیست و آنچه دربارۀ وی می‌دانیم، پراكنده و ناقص است. تنها منبع مهم آگاهی ما دربارۀ وی «زندگیها و عقاید فیلسوفان برجسته»، نوشتۀ دیوگِنِس لائِرتیوس (پایان سدۀ 2 م) است (كتاب، VIII ...
  • امتناع |
  • امکان |
  • امکان و وجوب، برهان |
  • امکان اشرف | اِمْكانِ اَشْرَف، مفهومی در فلسفۀ اسلامی، به ویژه در مكتب اشراق و بینشهای فلسفیِ برخاسته از آن كه در شمار یكی از قواعد فلسفی درآمده، و نزد فیلسوفان متأثر از بینش اشراقی از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این فیلسوفان از این قاعده همچون وسیله‌ای برای حل برخی مسائل دشوار دیگر بهره گرفته‌اند. مضمون قاعدۀ امكان اشرف ...
  • امور عامه |
  • امهات سفلی |
  • ان، برهان |
  • انباذقلس |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: