جغرافیا

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابوموسی | جزیره، شهر و شهرستانی به همین نام در استان هرمزگان:
  • ابها | مركز سرزمین عسیر (ه‍ م) در جنوب غربی عربستان و در شمال یمن، در 844 كیلومتری مكه و نیز نام و ادبی كه ابها در آن قرار گرفته است.
  • ابیار | قریه ای در جزیرۀ بنی نصر مصر میان قاهره و اسكندریه.
  • ابهر | شهرستان، شهر و دهستانی در استان زنجان.
  • ابیانه | دهی از دهستان بَرْزرود، بخش حومۀ شهرستان نطنز، استان اصفهان، ‌این ده كه شمار مردمش به هزار نمی‌رسد، ‌از اهمیت تاریخی و فرهنگی ویژه‌ای برخوردار است.
  • ابیجان | مهم‌ترین بندر، بزرگ‌ترین شهر و پایتخت جمهوری ساحل عاج واقع در افریقای غربی و ساحل خیلج گینه.
  • ابین | یا اِبیَن، شهری باستانی در یمن كه در بیش از 3 فرسنگی شهر عدن قرار داشته است (نک‍ : مقدسی، 113؛ ادریسی، 55؛ ابن سعید، 101).
  • ابیض، جرج | جرج (5 مۀ 1880-21 مۀ 1959 / اردیبهشت 1259- اردیبهشت 1338)، فرزند الیاس، هنرپیشه و از پیشگامان تئاتر در مصر.
  • اپامیه |
  • ابیورد | یا باورد، از شهرهای ایران در سده‌های میانه که در شمال خراسان بر دامنۀ شمالی کوههای هزار مسجد واقع بوده و شیب آن به سوی صحرای قراقوم کشیده می‌شده است.
  • اتبره |
  • اتحادیه امارتهای عربی |
  • اترار | شهری باستانی در آسیای مركزی. این شهر در منابع به نامهای تُراربند، تَربند (BSE3, XIX / 12) و نیز فاراب آمده است
  • اتریب | شهری باستانی در شرق مصر كه نام آن در قدیم هات‌بیراب، یعنی قصر واقع در وسط و نام دینی آن كاكم یعنی شهر گاو سیاه بوده كه این گاو مورد پرستش مردم شهر بوده است.
  • اتک، ترکمنستان | ناحیه‌ای است در جمهوری تركمنستان و دامنۀ شمالی جبال هزار مسجد و كوههای مرزی خراسان (كوپت داغ).
  • اتک، پاکستان | یا اَتُك، شهر و رودی در پاكستان.
  • اتحاد شوروی | وسیع‌ترین كشور جهان به مساحت تقریبی یك ششم مساحت خشكیهای كرۀ زمین كه در پایان سال 1991 م انحلال یافت و بزرگ‌ترین جزء باقی مانده از آن «كشورهای مستقل مشترك المنافع» نامیده می‌شود.
  • اتل | نام دیگر رود ولگا و نیز نام شهری در كنار این رود كه زمانی تختگاه خزران بود.
  • اتیوپی | جمهوری دموكراتیک مردم اتیوپی واقع در افریقای شرقی. این كشور بین °3 و °18 عرض شمالی و °33 و °48 طول شرقی قرار دارد و مساحت آن 900‘221‘1 كم‍2 است (مایر، II / 829؛ نیز نک‍ : «افریقا»، I / 355).
  • اثیخا |
  • اثارب | قلعه‌ای در 3 فرسخی (ح 20 كیلومتری) غرب حلب. برخی گفته‌اند از آنجا تا حلب یك روز راه بوده است (اصطخری، 67؛ ابن حوقل، 1 / 187).
  • اثور | یا اسور، اشور، اشّور، آشور، شهری باستانی كه اكنون به قلعۀ ‌شرقاط شهرت دارد.
  • اثیل | نام وادیی نزدیك مدینه. اُثیل از نظر لغوی مصغر اَثْل، درختی از نوع گز یا شبیه به آن است كه منبر پیامبر (ص) از آن ساخته شده بود (ابن منظور، 11 / 10).
  • اجادیر |
  • اجأ و سلمی | نام دو رشته كوه مهم از رشته كوههای مركزی عربستان در نجد كه در گذشته منزلگاه افراد قبیلۀ طی بوده و از این رو به «جَبَلا طی» شهرت داشته‌اند (مبرد، 1 / 105، 2 / 625، حاشیه؛ قدامه، 248).
  • اجده |
  • اجدابیه | شهری كهن در شمال لیبی، كنار دریای مدیترانه كه فاصله‌اش تا لنگرگاه 6 میل است (یعقوبی، البلدان، 102).
  • اجیاد | نام محلی درمكه. دربارۀ وجه تسمیۀ آن مطالب گوناگونی نقل شده است: برخی این كلمه را جمع جِواد دانسته و گفته‌اند كه چون این محل جایگاه اسبان خوب بوده، بدین سبب چنین نامیده شده است
  • اجنادین | نام جایی از سرزمین فلسطین كه در 13 ق / 634 م جنگی میان مسلمانان و رومیان در آن روی داد.
  • اجمیر | شهری در راجپوتانای قدیم و ایالت امروزی راجستان، واقع در شمال غربی هند.
  • اچمه |
  • اجین | شهری در استان مادهیا پرادِش هند در دامنۀ شمالی كوه ویندهیا، نزدیك سرچشمۀ ‌رود چمبال (BSE3, XXVI / 472) و ساحل راست رود سِپرا (ابوالفضل، 2 / 94) از حوضۀ رود گَنْگ (BSE3, XLIII / 648). در 1971 م جمعیت آن 000‘209 نفر بوده است (BSE3، همانجا).
  • احساء | استان شرقی عربستان كه از شمال با كویت و منطقۀ بی‌طرف و از جنوب با امارت متحدۀ عربی هم مرز است.
  • پوشنگ | پوشَنْگ، یا پوشنج، فوشنج، شهر و ناحیه‌ای کهن در خراسان بزرگ. پوشنگ بر سر راه هرات به نیشابور واقع بوده (ابن‌رسته، 172؛ ادریسی، 2 / 691)، و با هرات یک منزل فاصله د‌اشته است
  • پونتیاناک | پونْتیاناک، مرکز استان‌کالیمانتان‌غربی در کشور‌اندونزی. این‌شهر با 226‘455 تن‌جمعیت (1384ش / 2005م) در غرب‌جزیرۀ برنئو در محل تلاقی رودخانه‌های کاپواس و لَنْدک جای دارد.
  • پونه | پونه، یا پونا، شهر و شهرستانی در استان مهاراشترای هند واقع در غرب فلات دکن.
  • پیاس | پَیاس، یا «قاچیق» کنونی، بندری کوچک در استان ختای ترکیه. این نام در متون عربی به صورتهای بیاس (ابن خردادبه، 253؛ اسکندری، 52)، بیّاس (مقدسی، 154؛ اسکندری، همانجا؛ یاقوت، 1 / 772-773) و بایاس (ابوالفدا، 29) آمده است.
  • پهنگ* |
  • پیرانشهر | پیرانْشَهْر، شهرستان و شهری در جنوب باختری استان آذربایجان غربی. شهرستان‌پیرانشهربا259‘2کمـ‍2وسعت و721‘86 تن جمعیت (1375ش) بامرکزیت شهر پیرانشهر، متشکل از دوبخش به نامهای مرکزی و لاجان (لاهیجان)، و 5 دهستان، یک شهر و 156 آبادی دارای سکنه است.
  • پیر بازار | دهستان و روستایی به همین نام در شهرستان رشت از استان گیلان. دهستان پیر بازار با ۶۲۸‘ ۱۷ تن جمعیت (۱۳۷۵ش) یکی از دهستانهای چهارگانۀ بخش مرکزی شهرستان رشت به شمار می‌آید
  • پیری رئیس | پیریْ رَئیس، محیی‌الدین، دریانورد و نقشه‌نگار معروف ترک. دربارۀ تاریخ تولد او اتفاق‌نظر وجود ندارد. برخی او را زادۀ 869ق / 1465م، و عده‌ای دیگر 880ق / 1475م دانسته‌اند (IA, IX / 561؛ «دائرة المعارف...1»، XXVII / 30).
  • پیشاور | پیشاوَر، مرکز ایالت سرحدی شمال غربی پاکستان. این شهر با 773،218،1 تن جمعیت (1384ش / 2005م) در °34 و ´1 عرض شمالی و°71 و ´33 طول شرقی در 24 کیلومتری دهانۀ شرقی تنگۀ خیبر بر کرانۀ غربی رودخانۀ «بارا» از شاخابه‌های رودخانۀ کابل در شمال غربی پاکستان جای دارد
  • پیله‌سوار* |
  • پیشوا | پیشْوا، نام بخش و شهر مرکز آن در شهرستان ورامین استان تهران: بخش پیشوا این بخش یکی از بخشهای سه‌گانۀ شهرستان ورامین است و از دو دهستان به نامهای بهنام سوختۀ جنوبی و عسگریه، و یک شهر به نام پیشوا و 48 آبادی دارای سکنه تشکیل شده است
  • پیشکوه | پیشکوه، ناحیـه‌ای کوهستانـی در خاور رشته‌کوههای زاگرس، در باختر ایران که تقریباً با استان کنونی لرستان مطابقت می‌کند. در دورۀ مغول، سرزمینهایی که طوایف لر در آن می‌زیستند، به دو بخش لر بزرگ و لر کوچک تقسیم می‌شد
  • تابوره | تابوره، استانی در تانزانیا و شهری به همین نام در مرکز آن. استان تابوره با 151 ،76 کم‍ 2 وسعت و 321 ،869،1 تن جمعیت (1384ش / 2005م)، در نواحی غربی بخش مرکزی تانزانیا جای دارد
  • تاتارهای کریمه* |
  • تاتارستان | تاتارِسْتان، از جمهوریهای خودمختار فدراسیون روسیه. این جمهوری با 836‘ 67 کمـ 2 وسعت و 329‘786‘ 3 تن جمعیت (1384ش / 2005م) در مرکز فدراسیون روسیه و در خاور بخش اروپایی آن کشور در قسمت میانی رود ولگا جای دارد.
  • تادلا | تادْلا، یا تادله، منطقه‌ای وسیع در نواحی مرکزی مراکش. این منطقه مشتمل بر دشتـی مثلثی شکلِ وسیع و اراضی کوهپایه‌ای و کوهستانی است. منطقۀ تادلا با میانگین 500 متر بلندی از سطح دریا...
  • تارانچی | تارانْچی، گروهی از ترکان اویغور جدید ساکن در شمال غربی چین و آسیای مرکزی. واژۀ تارانچی به معنای کشاورز برگرفته از واژۀ مغولی «تاری» است که در آن زبان به معنای شانه زدن است و به استعاره از آن معانی شخم زدن، کشاورز، رعیت و روستایی مستفاد می‌شود (IA, XI / 768 ).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: