جغرافیا

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • اوستیا | اوسِتیا، سرزمینی شامل دو بخش كه بخشی از آن با نام «جمهوری خودمختار اوستیای شمالی» تابع جمهوری فدراتیو روسیه، و بخش دیگر آن با نام «استان خودمختار اوستیای جنوبی» تابع جمهوری گرجستان است.
  • اوش | اوش، شهر و مركز استانی به همین نام در جمهوری قرقیزستان. این شهر در محلی كه رود آق بورا از دامنۀ كوه آلای وارد دشت فرغانه می‌شود، در ارتفاع 870 تا 100‘1 متری از سطح دریا واقع است. شهر دارای ایستگاه راه آهن است و بر تقاطع راههای اصلی قرار دارد (BSE3, XIX/ 52). جمعیت اوش در 1985 م/ 1364 ش، 199 هزار نفر بوده است ...
  • اولیا آتا | اولیاآتا، شهری در تركستان در منطقۀ سیر دریا. این نام از آرامگاه قراخان قدیس در آن شهر گرفته شده، و در تركی به معنای پدر مقدس است. اولیاآتا در 1936م/ 1315ش به نام یكی از شاعران، قزاق جمبول نامیده شد كه مركز استانی به همین نام در جمهوری قزاقستان است («دایرةالمعارف ... »، I/ 535).
  • اهر | اَهَر، شهر و مركز شهرستانی به همین نام در استان آذربایجان شرقی. دربارۀ سبب نام‌گذاری این شهر گفته‌اند: چون در این منطقه درخت اَهَر (در عربی اَهْر = وَن یا زبان گنجشك) فراوان بوده، شهر به این نام معروف شده است ( آنندراج؛ هدایت، 130؛ فرهنگ جغرافیایی ... ، 7/ 58).
  • اهواز | اَهْواز، شهر و شهرستانی در استان خوزستان.
  • ایاسلوق | اَیاسُلوق، یا ایاسلوغ، ایاثلوغ، ایاسلیغ، و در منابع لاتینی قرون وسطى، آلتولوگو (تصحیف هاگیوس ثئولوگوس، عنوان یونانی یوحنای حواری، مؤلف یكی از اناجیل كه در آنجا زندگی كرده، و مرده است)، شهری خرد بر ساحل غربی آناتولی و مركز ناحیۀ آكین جیلر از ولایت ازمیر (EI2؛ EI1؛ «كتاب ... »، 51). این شهر در °37 و ´55 عرض شما...
  • ایج | ایج، دهستانی از توابع شهرستان استهبان در استان فارس. این نام معرّب كلمۀ «ایگ» است و در محل نیز آن را ایگ می‌خوانده‌اند (یاقوت، 1/ 415؛ عبدالمؤمن، 1/ 136؛ آنندراج، 1/ 516).
  • ایر | اَیْر، منطقه‌ای كوهستانی در جنوب صحرای افریقا و شمال نیجریه. ایر یا اهیر كه نام قدیمی آن آسبِن یا آزْبین است، بین °16-°20 عرض شمالی و °5-°10 طول شرقی میان فِزّان و هوسا قرار گرفته است و از شمال به بلاد طوارق و از جنوب به سودان محدود می‌شود (بستانی، 3/ 365؛ «فرهنگ ... »، I/ 736؛ نیز نک‍ : خوری، 132، 352، 499)....
  • ایذه | ایذه، شهر و شهرستانی در استان خوزستان. نام ایذه را به صورتهای ایذَج (ابن‌خردادبه، 42؛ ابن‌رسته، 188)، ایدج (حمدالله، 51) و اَیدَج (یاقوت، 3/ 846) نیز نوشته‌اند. در زمان اتابكان آن را مال امیر نیز می‌خواندند (نک‍ : ابن بطوطه، 1/ 205). مال امیر را مالمیر، مال میرجانک‍ی، مال امیر بختیاری و مال امیرشول نیز نوشته‌...
  • ایچل | ایچِل، استانی در تركیه واقع در جنوب آناتولی، بخش غربی ناحیۀ چوكوراووا (چوقوراووا) در حوضۀ مدیترانۀ شرقی، روبه‌روی جزیرۀ قبرس.
  • ایرانشهر | ايرانْشَهْر، شهر و شهرستانی در استان سيستان و بلوچستان. نام شهرستان ايرانشهر در 1314ش به موجب تصويب‌نامۀ هيأت وزيران به جای ناحيۀ بمپور برگزيده شد (معين، 5/ 211؛ كيهان، 2/ 259، 261). همچنين شهر فَهْرَج واقع در 360 كيلومتری جنوب زاهدان و 175 كيلومتری جنوب خاش در خرداد 1315، به ايرانشهر تغيير نام داد. در 1316ش،...
  • ایرتیش | ايرْتيش، رودی در سيبری غربی و شرق جمهوری قزاقستان. اين رود را در زبان مغولی ارچيس و ارتسيس می‌نامند ( بروكهاوس). در يكی از كتيبه‌های اورخون متعلق به سدۀ 2 ق/ 8 م از اين رود ياد شده است (بارتولد، 435). در متون اسلامی نيز نام اين رود با ضبطهای گوناگون آمده است (نک‍ : مسعودی، 55؛ حدود العالم، 46، 85؛ گرديزی، 258...
  • ایروان | ايرَوان، مركز جمهوری ارمنستان. اين شهر در شمال شرقی دشت آرارات و در منطقه‌ای كوهستانی در ارتفاع 900 تا 300‘1 متر و در °40 و ´15 عرض شمالی و °44 و ´35 طول شرقی واقع است («دائرةالمعارف جغرافيايی»، II/ 17).
  • ایریان چایا |
  • ایساقچی | ايساقْچی، محلی در غرب رومانی، كنار راست رودخانۀ دانوب (هامر پورگشتال، I/ 372؛ سامی، 2/ 1150) كه در سده‌های ميانه ابلوچيكا ناميده می‌شد (EI2, IV/ 92). اين محل در سدۀ 11ق/ 17 م شهری بزرگ، پوشيده از باغات وسيع و سرسبز، با آب و هوايی لطيف بوده، و روستاهای متعدد بزرگی داشته است (اوليا چلبی، 5/ 360-361).
  • ایسیغ کول | ايسيغْ كول، درياچه‌ای كوهستانی در تركستان و يكی از بزرگ‌ترين درياچه‌های كوهستانی جهان و استانی به همين نام در قرقيزستان. ايسيغ كول در تركی قرقيزی به معنای درياچۀ گرم است (BSE3, X/ 544). در زبان چينی نيز نام اين درياچه به همين معناست (بارتولد، III/ 437). نام درياچه در آثار مؤلفان اسلامی به گونه‌های مختلف آمده ...
  • ایلام | ايلام، استان، شهرستان و شهری در غرب ايران.
  • ایله | اَيْله، از شهرها و بنادر باستانی فلسطين و از مراكز مهم تلاقی راههای تجاری عراق و مصر و شام و عربستان در قرون اوليۀ اسلامی. اين نام در منابع كهن به صورتهای اَيْلَنه و اَيْلَنَن (استرابن، VII/313؛ يوزفوس، 659؛ پاولی، I/1008) آمده است. برخی محققان ايلوت و ايلت مذكور در عهد عتيق را (اول پادشاهان، 26:9؛ دوم پادشاه...
  • ایلی | ايلی، رودی در آسيای مركزی كه از پيوند دو رود تِكِس و كونگِس در شرق كوههای تيان شان پديد آمده است. اين دو رود از منطقۀ سينک‍يانگ اويغور در خاك چين می‌گذرند و در همان سرزمين به يكديگر می‌پيوندند و رود ايلی را تشكيل می‌دهند (BSE3, X/ 127). برخی از مؤلفان اراضی حوضۀ رود ايلی را محدودۀ اسلام دانسته‌اند (بارتولد، V...
  • اینگوش | اینْگوش، جمهوری خودمختار، شامل سرزمینی در غرب جمهوری چِچِن و شمال جمهوری خودمختار اوستیای شمالی. جمهوری اینگوش تابع فدراسیون روسیه است. اینگوشها خود را گالگای (قالقای) می‌نامند كه نام عمده‌ترین قبیله از قبایل اینگوش است (كالویف، I/ 375؛ آكینر، 197). اینان از اقوام بومی قفقازند و صدها سال است كه در این سرزمین ...
  • باب الابواب |
  • باباداغی | باباداغی، یا باباطاغی، شهری در بخش شمالی منطقۀ دوبروجا در كشور رومانی. نام باباداغی از ساری صالتق بابا كه مقبره‌اش در یكی از تپه‌های نزدیك آنجا قرار دارد، گرفته شده است (اولیا چلبی، 3/ 362؛ «دائرةالمعارف ... »، IV/ 371؛ IA, II/ 166). وی در 662 ق/ 1264 م حدود 10 تا 12 هزار نفر از تركمانان آناتولی را به محلی در...
  • ابن وردی، ابوحفص سراج الدین | ابوحَفص سراج‌الدین عمر بن مظفر بن وردی قرشی بکری معرّی حلبی شافعی، کیهان‌نگار و مؤلف کتاب خریدة العجائب و فریدة الغرائب.
  • ابواء | نام قریۀ بزرگی در نزدیک ودّان میان راه مکه و مدینه که در 19 میلی سُقیا و 27 میلی جُحفه واقع است و یک شبانه‌روز از دریا فاصله دارد و آب مشروبش از چاههاست (ابن ‌رسته، 7 / 178).
  • ابوحامد غرناطی | محمد بن سلیمان بن ربیع مازنی قیسی (473-565 ق / 1080-1170 م)، جهانگرد و جغرافی‌نگار.
  • ابوحبه | ویرانه‌هایی باستانی واقع در 45 كیلومتری جنوب غربی بغداد و در فاصلۀ 12 كیلومتری كرانۀ شرقی رود فرات (EI1؛ رو، نقشۀ سومر واكد؛ پاولی، ذیل سیپارا).
  • ابوالحسن طبری | احمد بن محمد ، پزشك دانشمند ایرانی سدۀ 4 ق / 10 م در تُرًنْجِۀ طبرستان (نك‍ : یاقوت، 1 / 845) زاده شد و از این‌رو با نسبت ترنجی نیز از او یاد می شود ( نك‍ : بیرونی، صیدنه، 57، 91، 165، الجماهر، 144، 200).
  • ابوالخصیب | نام نهری قدیمی و شهری در جنوب بصره در كشور عراق:
  • ابودلف، جهانگرد | جهانگرد، شاعر و دانشمند عرب كه تاریخ و محل تولد و درگذشت او معلوم نشده است، ولی تردید نیست كه در سدۀ 4 ق / 10 م در بخشهای شرقی سرزمین خلافت روزگار گذرانیده است (بولگاكوف، 11).
  • ابوزیدآباد | دهی از بخش مركزی شهرستان كاشان، در 33 كیلومتری جنوب خاوری آن شهر، با °33 و ´54 و عرض شمالی و °51 و ´45 طول شرقی و 941 متر ارتفاع از سطح دریا (بهفروز، 3، 16).
  • ابوزید بلخی | احمد بن سهل (ح 235-322 ق / 849- 934 م)، ادیب، متكلم، فیلسوف، جغرافی‌دان و متفنن درعلوم گوناگون.
  • ابوشهرین |
  • ابوصخیر | شهر و شهرستانی در استان دیوانیه، در جنوب عراق.
  • ابوصیر |
  • ابوطاهر سمرقندی | مؤلف كتاب سمریه (زنده در سدۀ 13 ق / 19 م). وی خود را ابوطاهر خواجه سمرقندی ابن اقضی اقضاة ملاّ میرابوسعید خواجه قاضی كلان ولایت سمرقند معرفی كرده است (ص 14).
  • ابوطلیح | نام واحه‌ای در صحرای بَیوضه در سودان كه چاههای آب بسیار دارد.
  • ابوظبی | یكی از امیرنشینهای هفتگانۀ امارات متحد عربی در ساحل جنوبی خلیج فارس و همچنین حاكم‌نشین آن.
  • ابوعام |
  • ابوعبید بکری | عبدالله بن عبدالعزیز بن محمد بن ایوب بن عمرو بكری، بزرگ‌ترین جغرافی‌نگار عرب اندلس و نیز ادیب در سدۀ 5 ق / 11 م.
  • ابوعریش | شهر و ناحیه‌ای در منطقۀ عسیر تهامه، واقع در جنوب غربی عربستان سعودی.
  • حافظ ابرو | حافِظِ اَبْرو، شهاب‌الدین عبدالله بن لطف‌الله بن عبدالرشید هروی، مشهور به حافظ‌ابرو از مورخان و جغرافی‌دانان برجستۀ ایران (ح 763-834 ق / 1362-1431م)، معاصر امیر تیمور گورکان و فرزندش شاهرخ میرزا تیموری.
  • حائل | حائِل، استان و شهری در شمال عربستان سعودی. استان حائل با 887‘ 103 کمـ 2 مساحت و 970‘585 تن جمعیت (2010م / 1389ش) در منطقۀ کوهستانی نجد واقع شده است
  • حبرون* |
  • حبشه | حَبَشه، سرزمینی کهن در مشرق افریقا. حبشه به سرزمینی وسیع در شاخ افریقا و ساحل غربی دریای سرخ اطلاق می‌شد
  • حجاز، جزیرة العرب | حِجاز، منطقه‌ای در غرب و شمال‌غربی جزیرةالعرب (عربستان سعودی).حجاز در لغت برگرفته از حَجز، به معنی منع یا جدا کردن دو چیز است...
  • حجر، شهر | حِجْر، شهری کهن معروف به حجرِ ثمود در شمال غربی شبه‌جزیرۀ عربستان.
  • حدود العالم | حُدودُ الْعالَم (عنوان کامل: حدود العالم من المشرق الی المغرب)، کتابی در جغرافیای عمومی، به زبان فارسی از مؤلفی ناشناخته. این اثر که نگارش آن در 372 ق / 982 م آغاز گشته (نک‍ : ص 7)، کهن‌ترین متن جغرافیایی به جا مانده به زبان فارسی است.
  • حدیثه | حَدیثه، نام چند شهر و سرزمین در عراق و شامات. حدیثه در لغت به معنای شهر جدید و یا شهر نو است و در برخی منابع حدیثه به صورت حُدَیْثه نیز ضبط شده است (یاقوت، بلدان، 2 / 222؛ ابن‌خلدون، 3 / 470).
  • حدیده | حُدَیْده، شهری بندری و مرکز استانی به همین نام در کرانۀ دریای سرخ در غرب کشور یمن. شهر حدیده در دشت ساحلی تهامه در °14 و ´48 عرض شمالی و°42 و´57 طول شرقی قرار دارد
  • حرا | حِـرا، یا حراء، نام کوه و غاری مقدس در شمال شرقی مکه که نخستین‌بـار وحی در آنجـا بـر حضرت محمد (ص) نـازل شد.کوه حرا با بلندی 634 متر، بر سر راه منى به عرفات واقع است.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: