ادیان و عرفان

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابراهیم خواص |
  • ابراهیم حقی |
  • ابراهیم ادهم، ابو اسحاق | اِبْراهیمِ اَدْهَم، ابواسحاق ابراهیم بن ادهم بن منصوربن یزید بن جابر (یا عامربن اسحاق) تَمیمی عِجْلی، عارف و زاهد معروف سدۀ 2 ق / 8 م. در تذکره‌ها پدر او را از ملوک خراسان گفته‌اند و دربارۀ علت و چگونگی پیوستن او به طریق زهد و تجرد داستانهای مختلف نقل شده است. بنابر یکی از این روایات ابراهیم در قصر شاهی بر تخ...
  • آیه الملک | آیةُ‌الْمُلْک، یا اَلْفیّه، منظومه‌ای دینی و عرفانی بر وزن مثنوی مولانا جلال‌الدین رومی، در هزار بیت، سرودۀ حسین‌بن عبدالله خوئی حسینی (زنده در1260 ق / 1844 م) که آن را در 1258 ق / 1842 م سروده است. سراینده در این اثر مطالب عرفانی و مذهبی را درهم آمیخته و با آوردن آیات قرآنی و احادیث نبوی به مدح حضرت امیر (ع)...
  • آل عبا |
  • اَبدال (جمع بدل) |
  • اَبدال چشتی |
  • ابراهیم ادهم |
  • ابن ابی الربیع، ابو عبدالله |
  • جُفری |
  • ابن اهدل، ابوبکر | اِبْنِ اَهْدَل‌، ابوبكر بن‌ ابی‌القاسم‌ بن‌ احمد بن‌ محمد يمنی‌ (984- 1035 ق‌/ 1576-1626 م‌)، زاهد، مدرس‌، مفتی‌ و شاعر. وی‌ از خاندان‌ اهدل‌ بود كه‌ در تاريخ‌ به‌ تصوف‌ و تفقه‌ شهرت‌ دارند و سلسله‌ نسبش‌ با اختلاف‌ روايات‌، به‌ عون‌ بن‌ موسی‌ كاظم‌ (ع‌) می‌رسد (مُحبّی‌، 1/ 64، 67).
  • ابن باکویه شيرازی | اِبْنِ باكويۀ شيرازی‌، ابوعبدالله‌ محمد بن عبدالله بن‌ عبيدالله‌، از مشايخ‌ بزرگ‌ صوفيه‌ در سدۀ 4 و اوايل‌ سدۀ 5 ق‌/ 10 و 11 م‌. شهرت‌ او در منابع‌ عربی‌‌ به‌ صورت‌ ابن‌ باكويه‌، و ابن‌ باكو، و در كتب‌ فارسی‌‌ گاهی‌‌ به‌ شكل‌ باكو و باكويه‌ ضبط شده‌ است‌. نام‌ او و نام‌ پدرش‌ در اكثر منابع‌ معتبر قديمی‌‌ به‌ ...
  • آملی، بهاءالدین | آمُلی، بهاءالدین حیدربن علی بن حیدر علوی حسینی (720- پس از 782 ق / 1320-1380 م)، عارف شیعی امامی. پس از تحصیل دانشهای متداول زمان در آمل و خراسان و اصفهان به مشاغل دیوانی پرداخت و به خدمت فخرالدوله شاه غازی بن زیار از ملوک رستمدار طبرستان درآمد و از خواص مجلس او گردید و سرانجام به وزارت رسید. در 30 سالگی تحول...
  • آندره، تور | آنْدْره، تور (1885-1947 م)، اسلام‌شناس لوتری مذهب، سوئدی، استاد الهیات و اسقف شهر لینكوپینگ در جنوب غربی استكهلم. زندگی‌نامه آندره در ونا دیده به جهان گشود و در استكهلم درگذشت. تحصیلات عالی خود را در دانشگاه اوپسالا (شهری در شمال باختری استكهلم) به پایان برد و در 1927 م به استادی رشتۀ الهیات دانشگاه استكهلم ب...
  • ابرار |
  • ابراهیم مجذوب | اِبْراهیمِ مَجْذوب، از صوفیان قرن 7ق / 13م و معاصر شیخ شهاب‌الدین سهروردی و نجیب‌الدین علی بن بزغش شیرازی. وی در میان صوفیه شهرت داشته است و جنید شیرازی در شدّالازار در شرح احوال نجیب‌الدین علی بن بزغش از او یاد كرده و او را از «مجانین العقلاء» به شمار آورده است. ابراهیم مردی مجذوب و شوریده حال بوده و جنید شی...
  • ابراهیم (ع) |
  • ابن بزاز | اِبْنِ بَزّاز، پسر اسماعيل‌ بن‌ حاجی‌ محمد اردبيلی‌ (زنده‌ در 759 ق‌/ 1358 م‌)، از دراويش‌ توكلی‌. نام‌ وی‌ را توكل‌ (حاجی‌ خليفه‌، 2/ 1080) و توكلی‌ (تربيت‌، 234؛ مشكور، 217؛ كسروی‌، «نژاد و تبار صفويه‌»، 2/ 361) ذكر كرده‌اند (قس‌: آقابزرگ‌، 15/ 50). از زندگانی‌ وی‌ اطلاعی‌ در دست‌ نيست‌، فقط می‌دانيم‌ كه‌ ا...
  • ابن بغوی |
  • ابن جلاء | اِبْنِ‌جَلاّء، ابوعبدالله‌ احمد بن‌ يحيی‌ جلاء (د 306 ق‌/ 918 م‌)، از صوفيان‌ نامدار شام‌. سلمی‌ (ص‌ 166) و به‌ تبع‌ وی‌ انصاری‌ (ص‌ 295) نام‌ وی‌ را محمد نيز گفته‌اند، ولی‌ احمد را درست‌تر دانسته‌اند. خود او دربارۀ شهرت‌ پدرش‌ به‌ «جلاء» گفته‌ است‌: پدرم‌ زنگ‌ از آهن‌ نمی‌زدود، بلكه‌ با سخنان‌ خود زنگ‌ گناها...
  • ابن شهاب |
  • ابن حرزهم | اِبْنِ حِرْزِهِم‌، علی‌ بن‌ اسماعيل‌ بن‌ محمد بن‌ عبدالله‌ (د 559 ق‌/ 1164 م‌)، فقيه‌ و صوفی‌ مغربی‌. وی‌ اهل‌ فاس‌ بوده‌ و كنيه‌اش‌ را ابوالحسن‌ گفته‌اند و نسبش‌ را به‌ عثمان‌ بن‌ عفّان‌ رسانده‌اند (ابن‌ زيات‌، 71، 147؛ ابن‌ ابی‌ زرع‌، 265؛ ابن‌ ابّار، 3/ 232). ضبط ديگر نام‌ او ابن‌ حِرِزم‌ و ابن‌ حرازِم‌ اس...
  • ابن حمویه |
  • ابن خفیف | اِبْنِ خَفيف‌، ابوعبدالله‌ محمد بن ‌خفيف ‌بن ‌اَسفكُشاذ (اسفكشار) ضبّی‌ (د 371 ق‌/ 981 م‌)، معروف‌ به «شيخ‌ كبير»، از مشايخ‌ بزرگ‌ صوفيۀ فارس‌ و مؤسس‌ سلسلۀ خفيفيّه‌. شاگرد او ابوالحسن‌ ديلمی‌ كتابی‌ در سيرت‌ استاد خود نوشته‌ و از ديده‌ها و شنيده‌های‌ خود نكات‌ و روايات‌ بسيار دربارۀ احوال‌ و اخلاق‌ او نقل‌ ك...
  • ابن رفاعی | اِبْنِ‌رِفاعی، ابوالعباس احمد بن علی بن احمد (محرم 500- 578 ق/ سپتامبر 1106-1182 م)، از مشاهیر صوفیه و مؤسس طریقۀ رفاعیه (بطائحیه یا احمدیه). پدر وی از مغرب به عراق آمد و در قریۀ ام عبیده از قراء بطائح ــ میان بصره و واسط ــ ساكن شد و در آنجا با خواهر شیخ منصور زاهد ازدواج كرد و احمد ثمرۀ این پیوند بود و ازای...
  • ابن سراج | اِبْنِ سَرّاج، عزالدين محمد بن علی بن عبدالرحمن قرشی دمشقی (د 747 ق/ 1346 م)، محدث و صوفی. او به ابن المرابط نيز معروف بوده و كنيه‌اش را ابوالعلاء هم نوشته‌اند (بغدادی، هديه، 2/ 144). ابن سراج از احمد بن شيبان حديث شنيده و نقل كرده، و مدتی منصب قضای شربكختا (؟) را نيز به عهده داشته است (ابن حجر، 5/ 321). برخی...
  • ابن سبعین | اِبْنِ سَبْعين، ابومحمد قطب‌الدين عبدالحق بن ابراهيم بن محمد بن نصر بن سبعين مرسی رقوطی، عارف، زاهد و فيلسوف اندلسی. ولادت او را اغلب مؤلفان در 614 ق/ 1217 م نوشته‌اند (يونينی، 2/ 460؛ ابن كثير، 13/ 261؛ فاسی، 5/ 355) و چون زادگاه او رَقوطه، از نواحی مُرسيه بوده است، او را مرسی و رقوطی گفته‌اند (ابن تغری بردی...
  • جزولی، ابوعبدالله | جَزولی، یا جُزولی، ابوعبدالله محمد بن سلیمان (د 869 یا 870ق / 1465 یا 1466م)، از مشایخ نامدار شاذلی در مغرب و بنیان‌گذار طریقۀ جزولیه در آنجا. جزولیِ دیگری با همین نام و نام پدر وجود دارد که فقیه و مفتی بوده، و در 863 ق / 1459م درگذشته است (باباتنبکتی، 538؛ سخاوی، 7 / 258، 259).
  • جزولیه | جَزولیه، یکی از طریقه‌های مهم و تأثیرگذار صوفیه در مغرب، منسوب به ابوعبدالله بن سلیمان جزولی (د 869 یا 870 ق / 1465 یا 1466م). طریقۀ جزولیه، که ادامۀ طریقۀ شاذلیه در مغرب به شمار می‌آید، پیرامون شخصیت و تعالیم صوفی نامدار مغربی، ابوعبدالله محمد بن سلیمان جزولی شکل گرفت و بیش از هر چیز بر محورهایی چون تابعیت م...
  • جعفر خلدی | جَعْفَرِ خُلْدی، جعفر بن محمد خلدی خَوّاص بغدادی (253- رمضان 348ق / 867- نوامبر 959م)، صوفی و محدث بغدادی. وی در بغداد به دنیا آمد و بنا بر برخی روایات، منسوب به خُلد ــ یکی از محلات بغداد ــ بود که جماعتی از اهل علم و زهد نیز از آنجا برخاسته بودند. لقب او خواص (حصیرباف) و کنیه‌اش ابومحمد بوده است (خواجه عبدا...
  • جلال‌الدین بخاری |
  • جلال‌الدین تبریزی | ابوالقاسم، صوفی سده‌های 6 - 7ق / 12-13م، و مروّج طریقۀ سهروردیه در بنگال. جلال‌الدین در تبریز به دنیا آمد و همچون پدرش که از نام و احوال او اطلاعی در دست نیست، دست ارادت به صوفی ناشناخته، بدرالدین ابوسعید تبریزی داد (قلندر، 151؛ حسن دهلوی، 123؛ فرشته، 2 / 375).
  • جلال‌الدین تهانیسری |
  • جلوتیه | از طریقه‌های عرفانی آسیای صغیر و بالکان، منسوب به عزیز محمود هُدایی (950- 3 صفر 1038ق / 1543- اول اکتبر 1628م)، که گاه هُداییه نیز خوانده می‌شود. نام این طریقه از اصطلاح صوفیانۀ «جلوت»، به معنای ترک موطن و هجرت، و نیز آشکار شدن و ظهور گرفته شده است.
  • جمال‌الدین اردستانی | مشهور به پیرجمال (د 879 ق / 1474م)، صوفی، شاعر و مؤلف. تخلص او جمالی است و گاه پیرجمال عراقی، فضل‌الله جمالی و نیز عاشق اصفهانی نیز نامیده شده است و طریقه‌ای با عنوان پیر جمالیه منسوب به او ست. برخی منابع نام وی را احمد، برخی دیگر محمد، و برخی هر دو نام را ذکر کرده‌اند (کاشفی، 232؛ حاجی‌خلیفه، 2 / 1611؛ چیمه،...
  • جمال‌الدین گیلانی | از صوفیان سده‌های 6 و 7ق و پیرشیخ زاهد گیلانی. آگاهیهای ما دربارۀ زندگی و شرح احوال جمال‌الدین‌ محدود به گزارشهای پراکنده‌ای از ارتباط او با مریدش شیخ زاهد است که در برخی منابع صوفیه آمده است.
  • جمال‌الدین گیلی | از صوفیان سدۀ 7ق و از خلفای شیخ نجم ‌الدین کبرى. از جزئیات زندگی وی اطلاع چندانی در دست نیست. وی ظاهراً پس از کنار گذاشتن منتخباتی که از علوم عقلی و نقلی گرد آورده بود، و با ترک گفتن مباحثات علمی، دست ارادت به نجم ‌الدین کبرى داد.
  • جمال‌الدین هانسوی | احمد بن محمد حنفی چشتی (580-659 ق / 1184-1261م)، از مشایخ چشتی در شبه‌قارۀ هند و یکی از خلفای فریدالدین گنج شکر (د 664 ق). دربارۀ جزئیات زندگی وی اطلاع چندانی در دست نیست؛ تنها می‌دانیم که نسبت او به ابوحنیفه (د 155ق / 772م)، پایه‌گذار فقه حنفی می‌رسد (لعلی، 284).
  • جمالیه |
  • جمال و جلال | واژۀ جمال، از مصدر «جَمُلَ»، به معنای خوبی صورت و سیرت است. جلال نیز از ریشۀ «جَلَلَ»، به معنای بزرگی است. کاربرد این الفاظ و مشتقات آنها در اشعار دورۀ جاهلی مرسوم بوده، و در موارد مختلفی از جمله وصف خداوند به کار رفته است (ابن منظور، ذیل جلل؛ صفی‌پوری، 1 / 190، 196).
  • جمع و تفرقه | دو اصطلاح عرفانی در برابر یکدیگر، که بیانگر مفاهیم گوناگونی در مراتب مختلف‌اند؛ از آن جمله، جمع به معنای جمعیت خاطر، مقام جمع و اتحاد میان عاشق و معشوق، و تفرقه به معنای پراکندگی خاطر، اشتغال ذهن به امور دنیوی، و جدایی میان سالک و حقیقت تعریف شده است.
  • جنید بغدادی | ابوالقاسم جنید بن محمد بن جنید خزّاز زجاج قواریری نهاوندی، از پرآوازه‌ترین عارفان جهان اسلام در سدۀ 3ق / 9م، که نام و آوازه‌اش بر دوره‌های مختلف تاریخ تصوف سایه افکنده، و تعالیم گسترده و آموزه‌های عرفانی دقیق او بر بسیاری از عارفان نامدار و برخی از سلسله‌های عرفانی ــ از جمله سلسلۀ کبرویه ــ تأثیری شگرف نهاده...
  • جندی | ابو عبدالله بهاء الدین محمدبن یوسف (د ح 732ق / 1332م)، فقیه شافعی و تاریخ نگار یمنی. وی در تاریخی‌که اینک روشن نیست، در جَنَد، مهم‌ترین شهر یمن پس از صنعا، درسده‌های پیشین (مقحفی، 359؛ نیز نک‍ : یاقوت، 2 / 127)، به دنیا آمد (جندی، 1 / 421؛ نیز نک‍ : حوالی، تعلیقات بر قرة‌العیون، 23).
  • ابن عاشر، ابوالعباس | ابوالعباس احمدبن عمربن محمد، صوفی و زاهد مغربی (د 765ق / 1364م).
  • ابن عاشور | عنوان افراد خاندانی مالکی مذهب که در سده‌های 11-14ق / 17-20م عالمان و قضاتی از آن برخاستند و در تونس عهده‌دار مناصبی شدند.
  • ابن عباد، ابوعبدالله | ابوعبدالله محمد بن ابراهیم نفزی حمیری رُندی (733-792ق / 1333-1390م)، فقیه، خطیب و از مشاهیر صوفیۀ اندلس.
  • ثاقب | ثاقِب، یا ثاقب دده، ثاقب مصطفى، ثاقب مصطفى دده (1062 یا 1063-1148ق/ 1652 یا 1653-1735م)، شاعر ترک و از مؤثرترین مشایخ طریقۀ مولویه.
  • ابن عراق، ابوعلی | ابوعلی شمس‌الدین محمدبن علی بن عبدالرحمن (878 ـ صفر 933ق / 1473 ـ نوامبر 1526م)، عارف و شاعر.
  • ابن عجیبه | ابوالعباس احمدبن محمدبن مهدی‌بن عجیبۀ حسنی، عارف، مفسر و دانشمند مراکشی (1160 یا 1161- شوال 1224ق / 1747 یا 1748- نوامبر 1809م).
  • ابن عریف، ابوالعباس | ابوالعباس احمدبن محمد بن موسی بن عطاءالله صَنهاجی، فقیه، محدث و صوفی مشهور اندلسی (481 ـ صفر 536ق / 1088 ـ سپتامبر 1141م).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: