کلام و فرق

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن اجدابی | اِبْنِ اَجْدابی، ابواسحاق ابراهیم بن اسماعیل لُواتی طرابلسی (سدۀ 6ق / 12م)، ادیب، لغت‌شناس و آشنا به علوم قرآن، فقه، كلام، هیأت و نجوم. گویا نیاكان وی از قبایل بربری لواته بودند كه در اَجدابیه، واقع در میان بَرَقه و طرابلسِ غرب سكونت داشتند و به همین سبب وی به ابن اجدابی شهرت یافت (قس: الزاوی، 4). او در طرابل...
  • الابحاث المفیدة فی تحصیل |
  • الابحاث فی تقویم الاحداث | اَلاَبْحاث فی تَقْویمِ الاَحْداث، کتابی خطی به زبان عربی در ردّ فرقۀ زیدیه و اثبات امامت از نظر شیعۀ اثناعشری، و نیز اثبات غیبت امام دوازدهم و ردّ شبهات آن، نوشتۀ محمدبن علی جرجانی غروی (د پس از 728ق / 1328م) معاصر علامۀ حلی. تاریخ درگذشت نویسنده دقیقاً مشخص نیست. این کتاب شامل یک مقدمه و ده فصل و یک خاتمه اس...
  • الابانة عن اصول الدیانة | اَلاِبٰانَةُ عَنْ اُصُولِ الدّیانَة، کتابی کلامی به زبان عربی، نوشتۀ ابوالحسن علی بن اسماعیل بصری اشعری (ح 260-324 ق / 874-936 م)، از دودمان عبداللـه بن قیس معروف به ابوموسی اشعری، پایه‌گذار مکتب کلامی «اشعریّت» و یکی از بزرگ‌ترین متکلمان تاریخ اسلام. برای روشن شدن مقدمات تألیف الابانة، کتاب اساسی اشعریان، با...
  • ابدال چشتی | اَبْدالِ چِشْتی، خواجه ابواحمد (260-355 ق / 874-966 م)، از مشایخ بزرگ سلسلۀ چشتیه در سده‌های 3 و 4 ق. لقب او قدوة‌الدین بود و از سادات حسنی به‌ شمار می‌آمد و نسبت سیادت او با هفت واسطه به حضرت امام حسن (ع) می‌رسد (چشتی، 58- 59؛ احمدعلی، 87) ظاهراً چون وی در طریقت به مرتبۀ ابدالی رسیده بود، او را ابدال چشتی نا...
  • الابانه عن اصول الدیانة |
  • اباضیّه | اِباضیّه، یا اَباضیّه، فرقه‌ای از خوارج منسوب به عبداللـه ابن اباض تمیمی و از کهن‌ترین فرق پیدا شده در بین مسلمانان. این گروه را پس از اهل سنت و تشیع می‌توان از لحاظ تاریخی مهم‌ترین فرقۀ اسلامی به حساب آورد. با اینکه این فرقه در برابر اکثریت عظیم امت اسلامی (اهل سنت و تشیع) گروه کوچکی به شمار می‌آیند، از لحاظ...
  • اِباضیه |
  • الابانة عن اصول الديانة |
  • جُعل* |
  • پزودی، ابوالیسر |
  • آذر |
  • ابن باقلانی |
  • آلی و آلت | آلی و آلت، آلت در لغت به معنی «افزار» و در اصطلاح اهل معقول واسطۀ میان فاعل و منفعل و صانع و مصنوع است. این وساطت برای رسانیدن اثر فاعل به منفعل و صانع به مصنوع است، مانند تیشه که اثر درودگر را به چوب می‌رساند. در کتابهای فلسفی، گاهی کلمۀ آلت را مجازاً بر منطق نیز اطلاق کرده‌اند چنانکه گفته‌اند: المنطق آلةٌ ق...
  • اباحیه | اِباحِیه، گروههایی كه برخی از اعمال خلاف شرع را مباح پندارند. اباحه در لغت به معنای اجازه، و در اصطلاح، جایز شمردن محرّمات دینی است. بنابراین تعریف، امكان ظهور اباحه در میان پیروان تمامی ‌ادیان وجود دارد (ERE، ذیل نفض احكام). بعضی از مؤلفان كتابهای ملل و نحل در اسلام مثل بغدادی در الفَرق بین الفِرقَ (ص 172) و...
  • الابحاث فی تقويم الاحداث |
  • الابحاث المفيدة فی تحصيل العقيدة | اَلاَبْحاثُ المُفیدة فی تَحْصیلِ الْعَقیدة، رساله‌ای در کلام به زبان عربی نوشتۀ جمال‌الدین حسن بن یوسف بن علی ابن مطهر مشهور به علامۀ حلّی (رمضان 648- محرم 726ق / دسامبر 1250- دسامبر 1325م). ابحاث المفیده رساله‌ای است کوتاه که تاکنون به چاپ نرسیده، لیکن نسخه‌ای از آن در کتابخانۀ عمومی امام الحکیم در نجف به خط...
  • ابتریه | اَبْتَریّه، یا بَتْریّه، یکی از فِرق زیدیه که به‌سبب اعتدال در عقایدشان در میان سایر گروههای شیعه جایگاه ویژه‌ای دارند. زیدیه نیز همچون پیروان مذاهب دیگر به چند فرقه تقسیم شده‌اند، چنانکه شمار فرقه‌های آن را بعضی سه (سمعانی، 2 / 78؛ علم‌الهدی، 185)، برخی چهار (مقریزی، 2 / 352) یا پنج (خوارزمی، 28، 29؛ ابوالمع...
  • ابراهیم بن محمد بن ابی یحیی |
  • ابراهیم بن سیارنظام | اِبْراهیمِ‌ بْنِ سَیّارِ نَظّام، ابواسحاق ابراهیم بن سیار بن هانی، معروف به نَظّام، از بزرگان معتزله و علمای کلام در قرن 2 و 3 ق / 8 و 9 م که فِرقۀ نَظّامیّه از فِرَق معتزله به او منسوب است. نَظّام در مسائل طبیعی و الهی که در زمان او مطرح بود، آرا و نظریات خاصی داشت که بعضی از آنها، مانند نفی جوهر فرد یا جزء ...
  • ابراهیم طباطبا* |
  • ابراهیمیه* |
  • ابراهیمیه | ابراهیمیّه، از فرقه‌های سرّی و غیرمعروف در کوهستانهای شمال عراق که آگاهی چندانی از آن در دست نیست. پیروان این آیین روزگاری در شهر تلّ‌عَفَر (تلعفر) در غرب موصل می‌زیسته‌اند، ولی از آن زمان به بعد اطلاع موثقی از آنان نداریم. این فرقه با فرق دینی و طرایق عرفانی دیگر موجود در آن حوالی، چون شَبَک، صارلیّه، باجورا...
  • ابن ابی العزاقر* |
  • ابن ابی العوجاء | اِبْن اَبی الْعَوْجاء، عبدالكریم، زندیق معروف و آشنا به علم كلام در سدۀ2ق / 8م (مق‍ 155ق / 772م). از آغاز زندگی او اطلاعات روشنی در دست نیست و به ناچار باید به گفته‌های مخالفان وی كه با نقل سخنانش به ردّ و ابطال عقاید او پرداخته‌اند، بسنده كرد. این‌گونه اشارات، گرچه غالباً بسیار كوتاه و در مواردی متناقض است، ...
  • ابن ابی کدیه | اِبْنِ اَبی كُدَیه، ابوعبدالله محمد بن عتیق بن محمد بن ابی نصر بن ابی كدیه تمیمی قَیرَوانی (د 512ق / 1118م)، متكلم اشعری، اصولی و مُقری. وی در حدود 420ق / 1029م در قیروان تولد یافت (ابن جزری، 2 / 195)، مقدمات علوم را در زادگاهش فرا گرفت و سپس به اندلس، مصر، شام و عراق سفر كرد. در قیروان نزد ابوعبدالله بن حسین...
  • ابن ثوابه | اِبْنِ ثَوابه‌، نام‌ چند تن‌ از فرزندان‌ ثوابة بن‌ يونس‌ كه‌ آل‌ ثوابه‌ نيز خوانده‌ شده‌اند. آنان‌ اهل‌ علم‌ و ادب‌، شيعی‌ مذهب‌ و از دبيران‌ دستگاه‌ خلافت‌ عباسی‌ در سده‌های‌ 3 و 4 ق‌/ 9 و 10 م‌ در عراق‌ بودند. نيای‌ بزرگشان‌ يونس‌، حجامی‌ نصرانی‌ بود و لُبابه‌ لقب‌ داشت‌ (شايد لبابه‌ نام‌ جدۀ آنان‌ بوده‌ اس...
  • ابن شاذان، ابومحمد | ابومحمد فضل‌ بن شاذان بن خلیل اَزْدی نیشابوری (د 260 ق / 874 م)، متکلم و فقیه امامی.
  • ابن حوشب | اِبْنِ حَوشَب‌، ابوالقاسم‌ رستم‌ بن‌ حسن‌ (حسين‌: مقريزی‌، الخططا، 1/ 439) بن‌ فرج‌ بن‌ حوشب‌ بن‌ زادان‌ مشهور به‌ منصور اليمن‌ (230-302 ق‌/ 825-914 م‌)، از بنيان‌گذاران‌ نخستين‌ دولت‌ اسماعيليه‌ در يمن‌ (EI2، ذيل‌ منصوراليمن‌).
  • ابن خلاد بصری | اِبْنِ خَلاّدِ بَصْری‌، ابوعلی‌ محمد، متكلم‌ معتزلی‌ مذهب‌ سدۀ 4 ق‌/ 10 م‌. از وی‌ آگاهی‌ بسيار اندكی‌ در دست‌ است‌. كهن‌ترين‌ مأخذ دربارۀ ابن‌ خلاّد، الفهرست‌ ابن‌ نديم‌ (ص‌ 222) است‌ كه‌ از استاد او ابوهاشم‌ جبّايی‌ (د 321 ق‌/ 933 م‌) كه‌ ابن‌ خلاّد در عسكر و سپس‌ در بغداد (ابن‌ مرتضی‌، ذكر المعتزلة، 62) نز...
  • ابن داوود | اِبْنِ‌داوود، ابوبكر محمد بن داوود اصفهانی (255-297 ق/ 869-910 م)، فقیه ظاهری، ادیب، شاعر و گردآورندۀ جنگی از سروده‌های عاشقانه. در بغداد به دنیا آمد، اما نیاكان او در اصفهان می‌زیسته‌اند (ابواسحاق شیرازی، 76). آگاهی ما دربارۀ زندگی او اندك است. از كودكی نزد پدر كه خود بنیان‌گذار مكتب ظاهری در فقه است، به تحص...
  • ابن درهم | اِبْنِ دِرْهَم، عنوان افراد خاندانی از عالمان و قضات مالكی كه در سده‌های 2 تا 4 ق/ 8 تا 10 م در عراق می‌زیسته‌اند. نیای بزرگ آنان درهم از اسیران سیستانی بود كه در ردیف موالی خانوادۀ جریر بن حازم جَهْضَمی ازْدی درآمد (ابن حبّان، الثقات، 6/ 217- 218). این خاندان ابتدا در بصره می‌زیستند و سپس به بغداد منتقل شدند...
  • ابن دیصان |
  • ابن راوندی | اِبْنِ راوَندی، ابوالحسین احمد بن یحیی بن محمد بن اسحاق، مشهور به ابن راوندی، یا ابن رَوَندی (ابوالحسین خیاط، 173؛ ماتردیدی، 193)، یا ابن ریوندی (ابن جوزی، 6/ 99؛ ذهبی، سیر، 14/ 59)، یكی از متكلمان مشهور به الحاد سدۀ 3 ق/ 9 م.
  • ابن رستم |
  • ابن روح |
  • جعد بن درهم | جَعْدِ بْنِ دِرْهَم (ح 50 ـ مق‍ ح 120ق / 670-738م)، از نخستین متکلمان در جهان اسلام و مطرح کنندۀ نظریۀ خلق قرآن.
  • جعفر بن احمد بن عبدالسلام یمانی | جَعْفَرِ بْنِ اَحْمَدِ بْنِ عَبْدُالسَّلامِ یَمانی، از متکلمان و محدثان زیدی یمن در قرن 6 ق / 12م، مشهور به قاضی جعفر و ملقب به شمس‌الدین. جعفر در اواخر قرن 5 ق زاده شد (عزی، 20). پدرش در زمان حکومت صلیحیان، قاضی‌ اسماعیلی مذهب بود و سپس به خدمت حاتم بن احمد یامی، فرمانروای صنعا، درآمد (زید، 130).
  • جعفر بن حرب | جَعْفَرِ بْنِ حَرْب، ابوالفضل (177-236ق / 793-850 م)، از بزرگان معتزﻟﮥ بغداد.
  • جعفر بن منصور الیمن | جَعْفَرِبْنِ‌مَنْصورِالْیَمَن، ابوالحسن، عالم و مفسر اسماعیلی فاطمی. جعفر فرزند بنیان‌گذار جامعۀ اسماعیلی یمن، حسن بن فرج بن حوشب کوفی، مشهور به منصورالیمن بود.
  • جعفر بن مبشر | جَعْفَرِ بْنِ مُبَشِّر، ابومحمد جعفر بن مبشر ثقفی (د 234ق / 848 م)، از بزرگان معتزلۀ بغداد. دشمنان جعفر به‌قصد تحقیرْ او را «قصبی» (= نیشکر فروش) خوانده‌اند (نک‍ : خیاط، 63؛ ابن عساکر، 138). در میان معتزلۀ بغداد پس از ابو موسى مردار(ﻫ م)، جعفر از همه زاهدانه‌تر می‌زیست (خیاط، همانجا).
  • جعفری |
  • جلال‌الدین دوانی |
  • جلال‌الدین نومسلمان | حسن بن محمد بن حسن (د 618 ق / 1221م)، ششمین خداوند الموت و امام نزاری (حک‍ 607-618 ق / 1210-1221م). وی در 562 ق / 1167م (به روایتی در 552 ق / 1157م، نک‍ : قزوینی، 217)، متولد شد (ابوالقاسم، زبد‌ة ... ، 198-199) و پس از مرگ پدر، نورالدین محمد دوم، بنا بر نص امامت از سوی پدر، به امامت رسید؛ آنگاه دست به اقدامات...
  • جنابی، حسن |
  • جنابی، سلیمان |
  • جناحیه | یا جُناحیّه، از فِرَق کیسانی که به انتقال امامت از ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه به عبدالله بن معاویة بن عبدالله ابن جعفر بن ابی‌طالب اعتقاد داشتند. عقاید افراطی آنها دربارۀ عبدالله بن معاویه سبب شده است که از غُلات بـه شمار روند.
  • جنت |
  • جنبلایی |
  • جنبلانی | ابومحمد عبدالله (235-287ق / 849-900م)، از داعیان طریقت نُصَیری. او را اهل جنبلا، محلی میان واسط و كوفه (یاقوت، 2 / 126)، در عراق عجم دانسته‌اند؛ از همین رو، به جنبلانی و نیز فارسی معروف است.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: