ابوعبدالله احمدبن عمر بن محمدبن عبدالله خیوَقی(540-617) مشهور به نجم الدین کبری و ملقب به ابوالجنّاب، طامه الکبری، شیخ ولی تراش و شیخ کبیر از مهمترین عرفای قرن ششم و اوایل سده هفتم هجری در دوره مغول است. مولد او خَیوَه(Khaiwah)، یکی از شهرهای خوارزم بود. او بعد از فراگیری مقدمات علوم در آنجا، سالهای بسیار به مسافرت پرداخت و نزد استادان زیادی علوم رسمی و متداول به ویژه حدیث را فراگرفت و از مشایخ متعددی در طریقت بهره جست. از استادان مهم وی یکی شیخ اسماعیل قصری(م.589) است که نزد وی به ریاضت و سلوک پرداخت و از او اجازه ارشاد گرفت و به خوارزم بازگشت.
این مقاله تحقیقی است پیرامون اگزیستانسیالیسم غربی و اصالت الوجود در فلسفه اسلامی. این دو نظام فلسفی با توجه به اصطلاحات اصالت تشكیك در وجود، اعتباری بودن ماهیت و در جهان بودن انسان، مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. بعد از مباحث مقدماتی و بیان آراء دو تفكر در باب مسائل وجود، تفاوتها و تشابهات در روش، محتوا و نتایج آنها با هم مقایسه و تطبیق شده است.
عربستان سعودی از همان هنگام که به عنوان یک پادشاهی شکل گرفت برای بخشی از کسانی که آن زمان در پی احیاء گری اسلامی و اصالت مآبی سلفی بودند دلربایی کرد. محمد رشید رضا یکی از نخستین متفکرانی بود که دل به ملک عبد العزیز داد. اما همان زمان نه تنها متفکران جریان اصلاح طلبی دینی و تجدد خواهان اقبالی به آن نشان ندادند بلکه گروه زیادی از متفکران احیایی هم مانند گروهای اخوان المسلمین و برخی دیگر موافقتی با رويكرد وهابى نداشتند.
تا آنجا که تاریخ فلسفه نشان میدهد, اندیشه فیلسوفان همواره میان ثبات و تغییر مردد بوده است. برخی مانند هراکلیتوس به کلی منکر ثباتند و معتقدند همه چیز تغییر میکند و تنها امر پایدار جهان این است که «همه چیز دائماً در حال تغییر و دگرگونی است».([1]) و برخی مانند پارامنیدس به کلی منکر هر نوع تغییر و دگرگونیاند. و معتقدند تغییر و تحولات مشهود همه ساخته ذهن است.([2]) برخی نیز مانند ارسطو بر هر دو باورند.([3]) حکیم ما, ملاصدرای شیرازی, از جمله کسانی است که سراسر عالم طبیعت و جهان مادی را مشمول تغییر و تحولی دائمی میداند و هیچ حقیقت وجودی ثابت و پایداری را در عالم طبیعت محقق نمیداند.
دکارت دو برهان اقامه میکند بر اینکه انسان ساحت دیگری غیر از بدن نیز دارد… برهان نخست وی به این شرح است که اگر دستگاههایی بسازند که حتیالامکان حرکات ما انسانها را تقلید کنند و همواره از عهده این اعمال برآیند، با این وصف به دو دلیل از سر قطع و اطمینان میتوان گفت، چنین دستگاههایی انسان حقیقی نیستند، زیرا: «آنها هیچ گاه سخن یا دلایل دیگری که ما برای نمودار ساختن منویات خود داریم، نمیتوانند به کار برند.
نحوه تعلق نفس به بدن برحسب وجود و تشخّص آن تنها حدوثی است و نه بقائی. یعنی نفس در اوایل تكون و حدوث خود محتاج مادّه است ولی در بقاء، دیگر چنین احتیاجی مرتفع میگردد. نفس در ابتدا مثل بقیه قوایی است كه در مادّه بوده و محتاج مادّه است; البته مادّه ای مبهم و نامشخص كه آن مادهّ همان بدن است. هرچند در طول حیات فرد، این بدن دارای تغییر و تحول است ولی همواره نفس به این بدن نامتعین و مبهم تعلق دارد و لذا انسان از جهت نفس شخصیت واحدی دارد به خلاف جسم آن كه واحد نبوده و مرتب در حال تغییر و تحول است.
مهمترین افتخار نظام جمهوری اسلامی در چند دهه اخیر كه بارها درسخنان رهبری معظم، رییس محترم جمهور و دیگر مسوولان نظام بر آن تاكید شده، برقراری امنیت كامل در ایران با وجود ناامنی مطلق در خاورمیانه آشوب زده است. همین ویژگی سبب شد كه در همه این سالها صهیونیسم بینالملل، راستهای افراطی غرب و رژیمهای ارتجاعی منطقه از هر وسیلهای برای ناامن كردن ایران و القای احساس ایران هراسی درذهن جهانیان استفاده كنند.
پژوهشهای نظری پیرامون فلسفه و حکمت هنر اسلامی، با چالشهای بزرگی همراه است. فیلسوفان مسلمان مقوله مستقلی در باب فلسفه هنر به نحوی که از فلاسفه یونان باستان یا فلسفه معاصر غرب سراغ داریم، طرح نکرهاند. بنابراین عمده منابعی که میتواند به تدوین نظریه مستقلی درباره فلسفه و حکمت هنر اسلامی منجر شود، معطوف آثار و آراء عارفان و صوفیان است، که عمدتا به شکل کلی و انتزاعی مطرح میشود که برقراری نسبت صریح میان آن نظریات و هنر اسلامی، همواره منتقدان بسیاری دارد. از این رو تبیین نظریات دقیق و مشخص درباره عناصر بصری، امری دور از انتظار تلقی میشود.
علیرغم تلاشهای جستهوگریخته که برای جرحوتعدیل واژۀ «شریعت» و مشتقات آن - بهعنوان معادلی برای پوزیتیویته در متون هگل- صورت گرفته، این واژه پس از پرهام در متون فارسی متواتر شده است. حال، پرسش اصلی این است که آیا اصولاً میتوان برای پوزیتیویته در فلسفۀ دین هگل ترجمهای از مادۀ «شرع» تدارک دید؟
ویتگنشتاین، بنابر رأی مشهور، صاحب دو مکتب عمده ی فلسفی است که هر یک تحولی عظیم در جهان فلسفه پدید آورده است؛ مکتب نخست بیشتر در کتاب مشهور رساله منطقی- فلسفی (1922)پدیدار شده و مکتب دوم در کتاب پارادایم گونه پژوهش های فلسفی (1953). فهم کلام جدید بدون فهم اندیشه های متأخر ویتگنشتاین میسر نیست. ازاین رو، مقاله حاضر برروی اندیشه های ویتگنشتاین متأخر تمرکز دارد. مسأله اصلی مقاله حاضر چگونگی کاربست اندیشه های ویتگنشتاین متأخر درباره دین و باور دینی است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید