انسان کامل بودن لذتی است که کام هر انسان طالب به معرفت حقیقی را شیرین می کند، شور و عشق خداوندی را در دلش شعله ور می نماید و او را واصل به بی نهایت یا همان (خدا گونه شدن) می کند. از دیدگاه عرفان اسلامی که اساس آن بر آرمان گرایی و نوعی ایده آلیسم مبتنی است انسان کاملی که سالکان طریق حقیقت او را به عنوان نمونه و سرمشق و راهنما و راه شناس خود در سیر و سلوک می جویند و دست یابی به دامان رهبری و پایگاه معنوی اش را آرزو می کنند، به عالیترین صفات و سجایای اخلاقی آراسته است.در حوزه عرفان عملی، انسان کامل مراحل کمال را با حرکت از ظاهر جهان و کثرات آن برای رسیدن به جهان باطن و وحدت طی نموده است.
در تفکر اساطیری، نام یک شخص با شخصیت و منش او، پیوندی ناگسستنی دارد، به سخنی دیگر نام، گویای شخصیت وجودی اوست. در شاهنامه، این پیوند و هماهنگی در نام رستم و منش و خویش کاری او پدیدار می شود. رستم از یک سو در چکاد بلند حماسه جای دارد و از سویی دیگر، در جایگاه درخشان اساطیری در کنار سام و گرشاسپ. بنابراین شخصیت رستم آمیزه ای است از کنش های نمادین اساطیری و پهلوانی. در نگاهی دیگر، شخصیت تاریخی این ابرمرد شاهنامه، با «سورنا» سردار اشکانی هماهنگی دارد.در این مقاله به ابعاد گوناگون شخصیت «رستم» پرداخته شده است.
گستره طنز به سبب آن که به زندگی و اجتماع نظر می افکند دارای محدودیت مشخصی نیست و هر آنچه را که در مرز این دو مقوله می گنجد در بر می گیرد. از این رو می تواند به انواع مختلفی اعم از تربیتی، اخلاقی، سیاسی و ... جلوه گری نماید. اما در این میان، عدالت و ریا همواره از موضوعات محوری آن است، خاصه وقتی منادیان عدالت، خیر و سعادت دنیا و آخرت، خود متعهد به معیارهای اخلاقی مناسب نباشند. بنابراین بسیاری از سخنوران طنزپرداز به عنوان روشنفکران عصر خویش به نقد اعمال این عاملان در آثار خود پرداخته اند.
«وایه» که در فرهنگها به معنی آرزو، کام دل و خواست آمده است، در حقیقت، دگرگونه یافته باورِ اساطیری «وایو»، «وای»، «وات»، «اندروای» و «وای وه» است، که در طول و طی دگرگونی های زمانی، این اسطوره، در ذهن و زبان بعضی از ایرانیان مانده است و به صورت مثبت آن «وایه بر آمدن» و منفی آن «وایه ت ورنیامدن» به کار می رود: چون «وایه» را، در گذشته های دور، به صورت جوانی بلند بالا تصور می کردند که نیاز «دوشیزگان هنوز به مردها نرسیده» را بر می آورد و آنها را به آرزویشان، که داشتن همان «خانخدای = شوهر» باشد، می رساند.
جشن «تیرگان» از اعیاد بسیار کهن و آیینی مردم ایران است. بررسی «در زمانی» این آیین مارا به سوی نخستین صورت های مکتوب آن در کتابهای گذشتگان باز می برد، حال آن که بررسی «همزمانی» آیین یاد شده بی شک با شناخت فرهنگ عامه مردم ایران و جلوه های امروزی آن ممکن می شود.بر پایه مردم نگاری محققان، این آیین در برخی حوزه های فرهنگی ایران و خرده فرهنگ های آن وجود داشته است و در این میان به ویژه می توان به برخی حوزه های فرهنگی: گیلان، مازندران، خراسان، کرمان، یزد و نیز زرتشتیان، آشوریان و ارمنیان اشاره کرد.
جایگاه وی در میان علمای دوران قاجار به دو دلیل برجسته و ممتاز است. اول تلاش وافر وی در راه مقابله با ورود شرکتهای تجاری خارجی به ایران ودوم تأکید او بر تولیدات داخلیدر قالب تاسیس «شرکت الاسلامیه». جامعه در بردارنده حوزههای مختلفی از قبیل حوزه سیاسی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی است. این حوزهها به صورت غیر قابل تفکیکی در هم تنیدهاند. با این حال شاید بتوان عنصر اقتصادی را یکی از مهمترین عناصر ساختیک جامعه در نظر گرفت.
فقهالاجتماع با استفاده از سه مرحلۀ اجتهاد به کشف و پردازش نظریۀ اجتماعی اسلام میپردازد. در اجتهاد اول، نظرات و احکام معصومین دربارۀ مسائل اجتماعی مطرح میشوند. در اجتهاد دوم، نظرات به نظریه تبدیل میشوند. در اجتهاد سوم، نظریات به نظام تبدیل میشوند. برای مثال، شهید مطهری نظام حقوقی زن را که در مجلۀ «زن روز» قبل از انقلاب چاپ شده است، به زبانی ساده نوشتهاند، درحالیکه این نظام رویکردی اجتهادی است. بنابراین میتوان گفت متدولوژی اجتهاد میتواند نظر، نظریه و نظام مورد نظر معصومین را با استفاده از روش اجتهادِ مسئلهمحور، کشف نماید.
آیا «تفسیر قرآن» با گذر زمان تغییر میکند؟ ماهیت قرآن کریم در اسلام بهگونهای است که از همان ابتدا تلاشهای بسیاری برای فهم و تفسیر آن انجام شد اما چنان این تلاشها متکثر بودهاند که گویی همه تلاش تمدن اسلامی بر این بوده که این متن را بفهمد.
قرآن کریم، فلسفه اصلی روزه را دستیابی به «تقوا» عنوان کرده است. «تقوا» کلیدواژه محوری در ادبیات دینی و اندیشه قرآنی ما است تا آنجا که از «تقوا» به عنوان معیار برتری و کرامت انسانها یاد شده است. واقعیت این است که انسان در ارتباط با خداوند به یک مصونیت ذاتی میرسد که میتواند خود را آگاهانه از فروغلتیدن به گناهان کنترل کند و این سطح از کنترل را به زندگی اجتماعی خود نیز تسری دهد؛ تحقق این امر مستلزم فهم معنای «تقوا» است؛ تقوا صرف دوری از گناه نیست بلکه تحقق نوعی «خدامحوری» و «خداحضوری» در وجود انسان است تا طی آن از گناهان دوری گزیند.
اوایل خرداد امسال، در اوج کاری و آخرین امتحانات، دوست گرانمایه کرد، بهروز غریبپور، نامهای الکترونیک برایم فرستاد. از جوانهایی صحبت کرده بود، معمار و شهرساز که پروژههایی برای «نجات اورامان» تهیه کرده و میخواهند در محل، سمیناری برگزار کنند و خواسته بود همراهی شان کنم. احترام من برای غریب پور به حدی است که نمیتوانستم نه بگویم، و عشقم به مردم رنجمند و مهربان کرد، به حدی که هر زمان هر کاری برای آنها، از دستم بر آمده، انجام دادهام و این را نه یک لطف که یک وظیفه میدانم که تاریخ فرهنگی ایران بر دوش تک تک ما قرار داده تا از مردمی که هم ریشههای زبانمان را مدیونشان هستیم و هم بارها آزادی و رشادت آنها بوده که ایران را، ایران نگه داشته ادا کنم
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید