حقوق

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابراهیمی، حرم | اِبْراهیمی، حَرَم، آرامگاه ابراهیم خلیل (ع) و خاندان او در شهر الخلیل (حبرون).
  • ابراهیم نخعی | اِبْراهیمِ نَخَعی (جایگزین مقالۀ دبا)، ابو‌عمران ابراهیم بن یزید بن اسود بن عمرو بن ربیعه (د 96 ق/ 715 م)، از تابعین نامدار کوفه که روایات و اقوال وی در فقه و تفسیر مورد توجه نسلهای بعد قرار گرفت. اگر‌چه غالباً او را صاحب نسب عربی دانسته‌اند، اما برخـی، از‌جمله ابوعبیـده وی را از موالـی شمرده‌انـد (نک‍ : خلیف...
  • ابراهیم بن هاشم قمی | اِبْراهیمِ بْنِ هاشِمِ قُمی، ابواسحاق، فقیه و محدث امامی سدۀ 3 ق/ 9 م، که اصلی‌ترین مروج منابع روایی کوفه در قم به شمار می‌آید.
  • ابراهیم، قرآن | اِبْراهیم (جایگزین مقالۀ دبا)، نام چهاردهمین سوره از قرآن کریم، دارای 7 واحد موضوعی (رکوع)، 52 آیه (یا 51، 54، 55 آیه)، 831 کلمه و 434‘6 حرف.
  • ابراز، عنوان ماهویه | اَبْراز، عنوان ماهویه، ابوبراز، مرزبان مرو. ابن‌خردادبه ضمن برشمردن القاب ملوک خراسان و مشرق، ابراز را لقب شاه نسا در خراسان می‌داند (ص 4؛ نیز نک‍ : بلاذری، 575؛ دینوری، 139). ظاهراً چون پسر ماهویه براز نام داشته، از ابراز به‌مرور ابوبراز درست شده است (یوستی، 3؛ نیز نک‍ : ابن‌اثیر، 3/ 121). ابـراز در پهلوی به...
  • ابان احمر، ابوعبدالله | اَبانِ اَحْمَر (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوعبدالله ابـان بن عثمان، راوی حدیث و اخبار تاریخی و ادبی در سدۀ 2‌ ق/ 8‌ م و از خواص اصحاب امام جعفر صادق (ع). یاقوت که همۀ اطلاعات خود را دربارۀ ابان احمر از فهرست‌ طوسی برگرفته، نسب پدر او را به‌‌صورت عثمان بن یحیی بن زکریا ضبط‌ کرده، و به‌ وی نسبت لؤلؤی نیز داده است (1...
  • اباظه، عزیز | اَباظه، عزیز بن محمد بن عثمان (25 ربیع‌الاول 1316-1393 ق/ 13 اوت 1898-1973 م)، نمایشنامه‌نویس، شاعر، ادیب و حقوق‌دان مصری.
  • آیه، قرآن | آيه (تکملۀ مقالۀ دبا):
  • آیات الاحکام، آیاتی | آیاتُ‌الْاَحْکام (جایگزین مقالۀ دبا)، عنوان آیاتی از قرآن کریم که بتوان از آنها حکم شرعی استنباط کرد. مشهور در میان فقهای متأخر این بوده که شمار «آیات‌الاحکام» بالغ بر 500 آیه است (برای نمونه، نک‍ : علامۀ حلی، 242؛ سیوری، 1/ 5) و «کتاب» به‌عنوان نخستین دلیل و مستند فقهی، درواقع چیزی جز همین آیات‌الاحکام نیست.
  • آهنگری، فرایند | آهَنْگَری، فرایند ذوب، ریخته‌گری و قالب‌گیری آهن و بالابردن مقاومت آن از طریق تفتن، فشردن و پتک‌زدن برای ساخت اشیاء و ابزار آهنی. آهنگری از پیشه‌های مهم و کهن جامعۀ ایران به شمـار می‌رود که از دیرباز نقش مهمی در ساختـار اجتماعی ـ اقتصادی و صنعتی ایفا کرده است.
  • آوجی، سعدالدین | آوَجی، سعدالدین محمد (د شوال 711/ فوریۀ 1312)، از رجال بلندپایۀ عصر ایلخانان مغول که بیش از 14 سال در روزگار پادشاهی سلطان محمود غازان و سلطان محمد اولجایتو، منصب صاحب‌دیوانی، صدارت و وزارت داشت.
  • آوج، شهری | آوَج، شهری کوچک در شهرستان بوئین‌زهرا (استان قزوین). این شهر با حدود 975‘1 متر ارتفاع، در ˚35 و ́35 عرض و ˚49 و ́́14 طول جغرافیایی و 111کیلومتری جنوب غربی شهر قزوین، بر سر راه قزوین ـ همدان قـرار دارد ( ‌فرهنگ جغرافیایی ایران، 1/ 26؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، 36/ 15).
  • آصف بن برخیا، شخصیتی | آصَفِ بْنِ ‎بَرْخیا (جایگزین مقالۀ دبا)، شخصیتی که برپایۀ روایات و تفاسیر، وزیر و کاتب حضرت سلیمان (ع) بوده است.
  • آسیای مرکزی، نام | آسیایِ مَرْکَزی، نام و اصطلاحی مسبوق‌به‌سابقه که در نوشته‌های جهانگردان و سیاحان در زبانهای انگلیسی و فرانسوی به صورتهای «آسیای بالا» و «آسیای داخلی» آمده، و هدف از آن مشخص‌کردن بخشهای مرکزی قارۀ آسیا بدون توجه به مرزبندیهای
  • آرچی، نام | آرْچی، نام قومی مسلمان، ساکن غرب داغستان. آرچیها در روستاها و زیستگاههایی در ناحیۀ چارودین در جمهوری خودگردان داغستان (فدراسیون روسیه) به سر می‌برند.
  • آراکل تبریزی، داوریژتسی | آراکِلِ تَبْریزی (داوریژتسی)، تاریخ‌نگار ارمنی. وی در 1595 یا 1600 م، در شهر تبریز متولد شد (آراکلیان، آ. گ.، II/ 519). او در اچمیادزین شاگرد پیلیبُس آقباکتسی بود و درجۀ روحانی را از او دریافت نمود.
  • آذرخور اشتاذگشنسپ، ریاضی دان |
  • آدانا، شهر | آدانا، شهر و مرکز استانی به همین نام در جنوب ترکیه.
  • آداپازاری، یا آده‌بازاری | آداپازاری، یا آده‌بازاری، آطه‌بازاری، شهری در شمال غربی ترکیه و مرکز استان ساکاریا در آن کشور. این شهر در جلگه‌ای همنام که «آق‌اووا» نیز نامیده می‌شود، در ارتفاع 31متری
  • آتسز | آتْسِز (جایگزین مقالۀ دبا)، علاءالدين ابوالمظفر (رجب 490 ـ جمـادی‌الآخـر 551/ ژوئـن 1097ـ ژوئیـۀ 1156)، دومیـن خوارزمشـاه، و بنیـادگـذار واقعی سلسلۀ خوارزمشـاهیـان بزرگ (آخرین دولت خوارزمشاهی).
  • آپولونیوس پرگایی، ریاضی دان | آپولونیوسِ پِرْگایی (جایگزین مقالۀ دبا) (ح 262- ح 190 ق‌م)، (در مآخذ اسلامی: آپولونیوس، آبلونیوس، و ملقب به نجار) ریاضی‌دان و ستاره‌شناس برجستۀ یونانی و مؤلف کتاب
  • آبی، زین الدین | آبی، زین‌الدین ابومحمد حسن بن ابی‌طالب یوسفی، از فقیهان امامی ایرانی در نیمۀ دوم سدۀ 7 ق/ 13 م. لقب او را عزالدین نیز نوشته‌اند (بحرالعلوم، 2/ 179). وی گاه در منابع با عنوان ابن‌ربیب
  • آبای، ابراهیم | آبای، ابراهیم قونانبایف (1261-1322 ق/ 1845-1904 م)، شاعر ملی قزاق. او در ناحیۀ سِمی (سمی پالاتینْسْک) در منطقۀ کوهستانی چنگیز در شمال شرقی قزاقستان زاده شد. پدرش
  • آب، ماه | آب، ماه پنجم در تقویم سریانی و هشتم در تقویم خورشیدی کشورهای عربی (در تقویم میلادی)، برابر با ماه اوتِ (اوغُسطُس) فرنگی. این ماه 31 روز دارد و پس از تَموز و پیش از اَیْلول است.
  • آیین دادرسی | آیینِ دادرَسی، یا اصولِ محاكمات، مجموع مقرراتِ مربوط به سازمان قضایی و صلاحیت ذاتی و نسبی دادگاهها و تشریفاتی كه باید از سوی اصحاب دعوی در مقام مراجعه به دادگاهها، و از سوی قضات و مأموران وابسته به تشكیلات قضایی به هنگام طرح دعوی تا ختم آن و اجرای حُكم مَرعی گردد (مدنی، 1 / 3؛ قس: متین دفتری، 1 / 1؛ شایگان، 1...
  • ابن رشد | اِبْنِ رُشد، ابوالولید محمد بن احمد بن محمد بن رشد، مشهور به حفید (نواده) فیلسوف، شارح و مفسر آثار ارسطو، فقیه و پزشك برجستۀ غرب اسلامی (اندلس).
  • جعل | جَعْل، اصطلاحی فلسفی به معنای ابداع هویت و ذاتِ شیء به نحو خاص که همان وجود شیء است. جعل در لغت به معنای خلق و صنع و صیرورت، و در اصطلاح فیلسوفان به معنای ایجاد است.
  • جنایت | جِنایت، اصطلاحی در فقه و حقوق موضوعه: الف ـ در فقه: مأخوذ از ریشۀ جَنی، به معنی چیدن میوه از درخت (راغب، ذیل ماده). برخی آن را معرب گناه (الجناح) دانسته‌اند (ادی‌شیر، 45). این اصطلاح توسط فقها در دو معنی خاص و عام به کار رفته است.
  • ثبت | ثَبْت، واژه‌ای عربی به معنای «قرار‌دادن»، «برجای بودن»، «استواری»، «حجت و دلیل»، «نوشته شده» و «مرقوم»، و در اصطلاح حقوق به معنای نوشتن قرارداد یا یک عمل حقوقی یا احوال شخصیه یا یک حق (مانند حق اختراع) و یا هر چیز دیگر (مانند علامات) در دفاتر مخصوصی است که قانون معین می‌کند، مانند ثبت املاک، ثبت معاملات غیر م...
  • جاسوسی | جاسوسی، مفهومی در فقه و حقوق موضوعه ناظر به فعالیت کسی که پنهانی یا تحت عنوان نادرست به گردآوری اطلاعات به نفع دشمن پردازد؛ چنین کسی با شرایطی که در فقه و حقوق مقرر است، به عنوان مجرم شناخته می‌شود و بسته به نوع فعالیت، محکومیتهایی برای او منظور می‌گردد.
  • جرم | جِرْم، واژه‌ای که در متون فلسفی و علمی دوران اسلامی گاه مترادف با جسم و غالباً به معنایی متفاوت اما نزدیک به آن به کار می‌رود. کاربرد جرم به جای جسم چندان رایج نیست، اما در برخی از آثار فلسفی و علمی دیده می‌شود (مثلاً نک‍ : کندی، 165، که جرم را به چیزی که سه بُعد داشته باشد تعریف می‌کند، که این همان تعریف متک...
  • جریمه |
  • تعهد | اصطلاحی در فقه و حقوق اسلامی که ناظر به رابطه‌ای حقوقی است و براساس آن شخص ملتزم به انتقال و تسلیم مال یا انجام دادن یا ندادن کاری می‌شود؛ در این حال اسباب ایجاد چنین رابطه‌ای می‌تواند عقد، ایقاع و یا الزامی قهری باشد.
  • چک | (اصطلاحی حقوقی)، واژه‌ای فارسی بـه معنی قباله، براتِ وظیفه و مواجب و مانند آن (نک‍ : نخجوانی، صحاح ... ؛ نیز لغت فرس؛ برهان ... ).
  • اجرای احکام | اصطلاحی حقوقی به مفهوم اجرای احكام و آراء مدنی و كیفری دادگاهها.
  • تابعیت | تابِعیَّت، رابطه‌ای سیاسی و معنوی که شخصی را به دولت معینی مرتبط می‌سازد.
  • تاریخ التمدن الاسلامی* |
  • امور حسبی |
  • حد* |
  • بازرگانی |
  • حریم | حَریم، اصطلاحی فقهی و حقوقی به معنای محدوده‌ای معین در اطراف برخی اموال که برای بهره‌برداری کاملِ مالک از ملک خویش قرار داده شده است.
  • احمد بن علویه | اَحْمَدِ بْنِ عَلَویّه، ابوجعفر اصفهانی کَرّانی (212-310ق/ 827-922م)، کاتب، شاعر و محدث شیعی.
  • احوال شخصیه | اَحْوالِ شَخْصیه‌، یا احوال‌ شخصی‌، اصطلاح‌ حقوقی‌ به‌ معنی مجموع‌ اوصاف‌ و خصوصیاتی‌ كه‌ وضع‌ و هویت‌ شخص‌ و حقوق و تكالیف او را در خانواده‌ و اجتماع‌ معین‌ می‌كند (كاتوزیان‌، 2/ 4).
  • بانک و بانک داری | بانْک و بانْکْ‌داری، بانک به عنوان نهادی که به عملیا ت پولی، مالی و اعتباری می‌پردازد، به مفهوم امروزی آن پس از انقلاب صنعتی در اروپا شکل گرفت. بانک‌داری به عملیات بانکها گفته می‌شود که عمدتاً از نقل وانتقال وجوه، نگهداری سرمایۀ اشخاص و به کارگیری آن در جهت رشد و توسعۀ اقتصادی، صدور بروات و حواله‌های تجاری، ا...
  • برات | بَرات، سندي تجاری كه به موجب آن كسی به ديگری دستور می‌هد كه مبلغ معينی را در زمان مشخص در وجه يا به حواله كردِ شخص ثالث پرداخت كند. دستوردهنده را برات‌كش، برات‌دهنده يا صادركننده می‌‌نامند؛ كسی كه به او دستور داده شده است، برات‌گير با محالٌ عليه، و شخص ثالث دارنده ناميده می‌‌شود. اين سند از مهم‌ترين اسناد تجا...
  • بیمه |
  • استحسان | اِسْتِحْسان‌، اصطلاحی‌ برای روشی‌ از روشهای اجتهادی در فقه‌ اهل‌ سنت‌ كه‌ غالباً در عرض‌ قياس‌ مطرح‌ می‌شود. اين‌ واژه‌ در لغت‌ به‌ معنی‌ «نيكو شمردن‌» است‌ و در فقه‌ سدۀ نخستين‌، نمودی از عنصر اجتهاد الرأی بود كه‌ در فقه‌ سدۀ 2ق‌، به‌ويژه‌ نزد ابوحنيفه‌ و پيروان‌ او مفهومی‌ محدودتر و مشخص‌تر يافت‌. مؤلفان‌ ك...
  • اکراه | اصطلاحی در فقه و حقوق به معنای وادار ساختن تهدیدآمیز كسی به عملی كه در شرایط عادی به انجام دادن آن رضا نداشته است.
  • حقوق | حُقوق، مجموعه قوانین و مقررات حاکم بر روابط افراد در جامعه. این مقاله ناظر بر دو بخش حقوق در ایران باستان و حقوق دورۀ اسلامی است.
  • حقوق بشر | حُقوقِ بَشَر، حقوق ناظر بر هنجارهایی سیاسی كه عمدتاً به چگونگی رفتار دولتها با مردم تحت حاكمیتشان مربوط است. این حقوق، ناظر به هنجارهای اخلاقی عادی نیستند كه به نحوۀ رفتار میان اشخاص بپردازند؛ گرچه به عنوان حقوقی اخلاقی یا قانونی وجود دارند (نیكل، بش‍‌ ). فیلسوفان مبانی حقوق بشر را با عناوینی چون حقوق طبیعی، ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: