ادبیات فارسی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ترکی، ادبیات | آثار ادبی شفاهی و مکتوب پدید آمده به لهجه‌های مختلف زبان ترکی در میان اقوام و ملل متکلم بدانها. بنابراین هر گاه از ادبیات ترکی سخن گفته می‌شود، نه آن ترکان خاص و واقعی، بلکه همۀ این اقوام و نیز تمام اقوامی که در طول تاریخ زبان آنان را پذیرا و ترکی‌گوی شدند، مانند مردم ماوراء‌النهر، آناتولی، آذربایجان و اران، ...
  • ترکیب‌بند |
  • تسکین | نام یا تخلص چند تن از شاعران و ادیبان پارسی‌گوی در شبه قارۀ هند، درسده‌های 11-13ق/ 17-19م:
  • تسلیم، تخلص... | تخلص چند شاعر پارسی زبان که در سده‌های 11 و 13ق / 17 و 19م، در ایران و هند می‌زیستند:
  • تسلی | تسلی، تخلص چند شاعر پارسی زبان ایران و هند در سده‌های 11-13ق/ 17-19م:
  • تشبیهی کاشانی | کمال‌الدین علی‌اکبر(د1040ق/ 1630م)، از شعرای دوران صفوی. وی فرزند محمد کاشی، از بزرگان سادات کاشان بود (اخلاص، 45؛ هدایت، 65) و به پیشۀ گازری (رخت‌شویی) اشتغال داشت (گلچین معانی، 1/ 221). سال تولد او را باتوجه به تاریخ درگذشتش و طول عمر 70 ساله‌اش حدود سال 960ق/ 1553م تخمین می‌توان زد. تشبیهی در زادگاه خود پر...
  • تصدیر | در علم بدیع، تکرار کلمۀ آخر بیت در اول، در حشو، یا در آخر مصراع اول همان بیت، یا در اول مصراع دوم، یا در اول بیت بعد، و در نثر، تکرار لفظ اول یک جمله (= فقرۀ نثر) در آخر آن:
  • تصنیف، تخلص... | تخلص دو شاعر پارسی‌گوی ایرانی در سده‌های 10 و 11ق/ 17 و 18م:
  • تصنیف، اصطلاحی | اصطلاحی با کاربردهای مختلف از جمله در معنای تألیف کردن و یا اثری ادبی یا هنری که از روی ابتکار پرداخته شده باشد. تصنیف در لغت مصدر باب تفعیل از ریشۀ «ص ن ف» (نک‍ : ابن منظور؛ نیز آنندراج، 2/ 1114)، و به دو معنی آمده است: معنیِ نخست، جدا کردن یک شیء از شیء دیگر است که برخی ‌از فرهنگ‌نویسان عرب (نک‍ : ازهری،12/...
  • تضمین | اصطلاحی در علم عروض و علم بدیع.
  • تعلیم و تربیت، مجله | مجلۀ رسمی وزارت معارف (فرهنگ، آموزش و پرورش)، که در فاصلۀ سالهای 1304-1317ش/ 1925-1940م، به سردبیری علی‌اصغر حکمت، نصرالله فلسفی و محمد محیط طباطبایی در تهران منتشر می‌شد (افشار، 1/ بیست و چهار).
  • تعقید | در علم معانی، روشن نبودن معنای سخن به سبب خللی در ترتیب الفاظ یا حذف بدون قرینه، یا آوردن کنایات و اشارات دور از ذهن. این کلمه، مصدرِ فعل مجهول (مازندرانی، 38)، و در لغت به معنی پیچیدگی (همایی، دربارۀ …، 30)، بسیار گره زدن (رامپوری، 213) یا مبهم کردن سخن (زوزنی، 2/ 164) است. تعقید از عیوب کلام (خوارزمی،76)، و...
  • تغزل | در لغت به معنیِ عشق ورزیدن (بیهقی، 2/ 803؛ زوزنی، 2/ 538) و اصرار و پافشاری بر آن (ازهری، 8/ 49؛ ابن‌منظور، ذیل غزل)؛ اما در اصطلاح ادبی به ابیاتی گویند، در شکل‌ و معنای غزل که به طور معمول به تعدادِ 5 تا 15 بیت، در آغاز شعر مدحی (قصیده) قرار می‌گیرد و در آن از حالات عشق، وصف معشوق و یا توصیف طبیعت سخن گفته م...
  • تقطیع |
  • تقریظ | درآمد ستایش‌آمیز بر یک اثر همراه با تأیید و ستایش نویسنده، و نیز معرفی کتاب. تقریظ، مصدر باب تفعیل از ریشۀ «ق، ر، ظ» در لغت به معنی مطلقِ مدح کردن و ستودن، و نیز به معنی ستودن شخص زنده، به حق یا به باطل ( تاج...، ذیل قرظ؛ ابن منظور، ذیل واژه؛ زوزنی، 570) است. تقریظ در اصطلاح دارای دو معنا ست:
  • تقی الدین شوشتری | محمد (زنده در 1035ق/ 1626م)، ادیب، مترجم و شاعر ایرانی در دربار اکبرشاه (حک‍ 963-1014ق/ 1556-1605م) و فرزند او،جهانگیر (1014-1037ق/ 1605-1628م).
  • تقی الدین کاشی | محمد، فرزند شرف‌الدین ‌علی ‌حسینی ‌‌کاشانی معروف به «میر تذکره» و متخلص به «ذکری»، شاعر و ادیب دورۀ صفوی و مؤلف یکی از تذکره‌های مهم شاعران پارسی‌گوی. استوری برپایۀ گزارش خودِ تقی‌الدین در ذیل خلاصة‌الاشعار مورخ 993ق/ 1585م تولد او را حدود سال 943ق/ 1536م تخمین زده است (I(2)/ 803)، در حالی‌که بیشتر منابع بدون...
  • تلمیح | تلمیح، اشاره به آیه، حدیث، ضرب‌المثل، بیت و داستان در شعر. تلمیح از ریشۀ «لمح»، در لغت به این معانی آمده است: به سوی چیزی نگاه اجمالی و مختصر کردن (لین، VII/ 2672؛ نیز نک‍ : غیاث‌اللغات، 1/ 254)، درخشیدن برق و ستاره (زوزنی، 1/ 228؛ شمس قیس، 325)، شباهت داشتن (علوی، 171)، و به گوشۀ چشم اشاره کردن (همایی، 1/ 32...
  • تمدن | تَمَدُّن، از نشریات طرف‌دار مشروطه که در فاصلۀ سالهای 1324-1330ق/ 1907-1912م، در 4 دورۀ انتشاراتی در شهرهای تهران، کلکته، رشت و بار دیگر تهران به مدیریت مدبر الممالک هرندی (د 1336ق) منتشر می‌شد:
  • تمثیل | تَمْثیل، یکی از 3 طریق استدلال در منطق ارسطویی که در آن حکمی از امر جزئی به امر جزئیِ مشابه آن انتقال داده می‌شود. این نوع استدلال از دو طریق دیگر، قیاس و استقرا، سست‌تر است (ابن‌سینا، دانشنامه...، 43).
  • تمنا | تَمَنّا، تخلص چند شاعر پارسی‌گوی ایران و شبه‌قاره در سده‌های 12 و 13ق/ 18 و 19م:
  • تنسیق صفات | تَنْسیقِ صِفات، از آرایه‌های دانش بدیع. تنسیق مصدر باب تفعیل از ریشۀ «ن، س، ق»، در لغت به معنای مرتب کردن، نظم و ترتیب‌دادن و پیوستن سخن بر یک نظم است (بیهقی، 2/ 574؛ زوزنی، 1/ 46؛ صفی‌پوری، 3-4/ 1246).
  • تنها | تَنْها، تخلص دو تن از شاعران پارسی‌گوی شبه قاره:
  • توارد | تَوارُد، یا توارد خاطر، خاطرین و یا فکرین، بر وزن تفاعل از فعل «وَرَدَ، وروداً»، در لغت به معنای «رسیدن دو نفر با یکدیگر در یک جای و از یک سرچشمه آب گرفتن» است، ولی در بلاغت ادب فارسی، از مباحث دانش بدیع به شمار می‌رود که دو شاعر بدون آگاهی از حال و سخن یکدیگر و بدون آنکه شعر یکدیگر را دیده باشند، مضمون واحدی...
  • توحید شیرازی | توحیدِ شیرازی، محمد اسماعیل (1246-1286ق/ 1830- 1869م)، شاعر با تخلص توحید و خوش‌نویس. او پنجمین فرزند محمدشفیع وصال، شاعر معروف شیرازی است که در شیراز به دنیا آمد. او نخست نزد پدر به تحصیل علم پرداخت و پس از درگذشت وی در 1264ق/ 1848م، نزد برادر خویش، وقار به آموختن علوم ادبی و حکمی مشغول شد (عشرت وصال، 369؛ م...
  • تورسون زاده | تورْسونْ‌‌زاده، میرزا (1290-3 مهر 1356ش/ 1911-24 ‌سپتامبر 1977م)، شاعر و نمایشنامه‌نویس و از شخصیتهای برجستۀ سیاسی ـ فرهنگی معاصر تاجیک.
  • توریه |
  • توشیح | یکی از اصطلاحات بلاغی و از جمله صنایع بدیع لفظی. این واژه به معنی حمایل بستن و مجازاً به معنی زیور بستن است و در اصطلاح بیرون آوردنِ بیتی، یا قطعه شعری، نامی، لقبی، و یا جمله‌ای که بیانگر معنایی باشد، از دل یک نوشته، یا یک سروده. بدین‌ترتیب که نویسنده یا شاعر، ضمن نوشته یا سرودۀ خود، حروف یا کلماتی درج کند که...
  • توفیق، محمد افندی | توفیق، محمد افندی (شعبان 1259-1311/ سپتامبر 1843-1893)، تاریخ‌نویس، روزنامه‌نگار و طنزنویس و شاعر اواخر دولت عثمانی. وی در استانبول به‎دنیا آمد (آکون، 291). پدرش، مصطفى آغا ینی‌چری سابق، مأمور گمرک، و مادرش نیز کنیزی آزادشده بود (IA, XII (1)/ 212). تحصیلات توفیق به جز 4 سال (از 1269ق/ 1853م) در مدرسۀ رشدیه، م...
  • توفیق | توفیق، از مشهورترین نشریات فکاهی ایران. این نشریه در 3 دورۀ انتشاراتی و در طول 50 سال (1301-1351ش/ 1922-1972م)، توانست با استفاده از زبان طنز، کاریکاتورهای زنده و نقد مهم‌ترین مسائل سیاسی ـ اجتماعی، در قالب هفته‌نامه، ماهنامه و سالنامه، مخاطبان بسیاری را در میان طبقات مختلف اجتماعی فراهم آورد:
  • توفیق پاشا | توفیقْ پاشا، محمد توفیق (1268- 1309ق/ 1852-1892م)، پسر ارشد اسماعیل پاشا و ششمین والی مصر از خاندان محمدعلی پاشا و دومین فرمانروای مصر که عنوان «خدیو» داشت. او از 1296ق/ 1879م بر سرزمینهای نوبه (بخشی از شمال شرقی افریقا که قسمت عمدۀ آن اکنون جزو سودان است)، سودان، کوردوفان و دارفور نیز استیلا یافت.
  • توکلی دده | تَوَکُّلیْ دَده، از دراویش مولوی‌ بوسنی در سدۀ 11ق/ 17م. نام، سال تولد و مرگ او معلوم نیست. توکلی دده نیز تخلص شعری او ست (خانجی، 43). با توجه به اینکه شاگردش، دبرلی وجدی، در 1080ق/ 1669م وفات کرده است، می‌توان نتیجه گرفت که توکلی دده در نیمۀ نخست سدۀ 11ق می‌زیسته است. بوگدانویچ وفات او را 1035ق حدس زده است (...
  • تیاتر | تیاتْر، نخستین نشریۀ ویژۀ تئاتر به زبان فارسی که مسائل اجتماعی و سیاسی را با نگاهی طنزآمیز و منتقدانه در قالب نمایش‌نامه عرضه می‌داشت. این نشریه در ربیع‌الاول 1326/ آوریل 1908 آغاز به انتشار کرد و در جمادی‌الآخر/ ژوئن همین سال، پس از 12 شماره به کار خود پایان داد.
  • تیر | تیر، نام چهارمین ماه و سیزدهمین روز ماه در برخی از تقویمهای ایرانی. بویس تیر را از تیریه به معنای «تیزرو» دانسته است ( تاریخ...، هخامنشیان، 50). در سنت زردشتی تیر همان تیشتر است ( بندهش، 49، 116؛ گزیده‌ها...، 9)، از این‌رو برخی این دو را یکی می‌پندارند، اما این همسانی صحیح به نظر نمی‌رسد:
  • تیموریه | تِیْموریّه، یکی از کتابخانه‌های معروف شهر قاهره. این کتابخانه را باید از جملۀ کتابخانه‌های بزرگ و معتبر در دورۀ معاصر مصر ــ پس از دارالکتب السلطانیه، جامع‌الازهر و رضاپاشا ــ به شمار آورد (معلوف، «من نفائس...»، 364؛ «الخزانة...»، 438). کتابخانۀ تیموریه به جز دارا بودن کتابهای نفیس چاپی و خطی در علوم و فنـون ...
  • تیموریان | تِیْموریان، عنوان خاندان حکومتگری که نزدیک به یک و‌ نیم سده از نیمۀ دوم سدۀ 8 تا آغاز دهۀ دوم سدۀ 10ق، بر ماوراءالنهر، ایران، افغانستان، عراق و شام فرمانروایی کردند.
  • ث | حرف پنجم از الفبای فارسی، چهارم از الفبای عربی و ابتثی، بیست و چهارم از الفبای ابجدی و چهاردهم از حروف جمل. در حساب ترتیبی معادل عدد 5 و در حساب جمل معادل عدد 500، مشهور به «ث» مثلث و «ثاء» مثلثه (ملامظفر، 7-8؛ آنندراج، نیز لغت‎نامه...، ذیل ث؛ نفیسی، ذیل ث و ثا؛ معین، 1/ 549).
  • جوینی، معین‌الدین | معین‌الدین، عارف، صوفی، نویسنده و شاعر سدۀ 8 ق / 14م. وی در اشعار خود «معینی» و گاه «معین» تخلص می‌کرد (صفا، گنجینه... ، 4 / 323). جوینی بنا به اظهار واله داغستانی (4 / 2044) از قریۀ آوه، و به گفتۀ علی حسن خان (ص 435) از قریۀ انداده از توابع اسفراینِ خراسان بود. او را انسانی خداشناس و حق‌پرست توصیف کرده‌اند (...
  • جهانشاه قاجار | یا جهانشاه میرزا قاجار (25 رمضان 1224-1251ق / 5 نوامبر 1809-1835م)، از فضلا و شاعران پارسی‌گوی عصر قاجاریه. وی پسر سی‌وسوم فتحعلی شاه قاجار (1185-1250ق / 1771 -1834م)، و مادرش مریم خانم، زنی یهودی بود (سپهر، 1 / 540، 555؛ حسینی، 215).
  • جهان ملک خاتون | از زنان شاعر و غزل‌سرای خاندان اینجو که در سدۀ 8 ق / 14م، در عصر حافظ در شهر شیراز می‌زیست. وی فرزند جلال الدین مسعود، پسر محمود شاه اینجو، بنیان‌گذار فرمانروایی خاندان اینجو (ه‍ م) در فارس بود (صفا، 3 / 1045).
  • جیحون یزدی | آقا محمد، متخلص به «جیحون» و ملقب به «نواب» و «تاج‌الشعرا»، از شاعران روزگار ناصرالدین شاه قاجار (سل‍ 1264-1313ق / 1848-1896م).
  • چ | هفتمین حرف از الفبای فارسی. این حرف در کتابهای لغت به نام جیم فارسی، جیم عجمی و جیم معقوده، مشهور است و نام «چِ» (= če) برای آن ضبط شده است ( لغت‌نامه ... ؛ انوری؛ سپهر، 147؛ معین، حاشیه ... ، 607) و به صورتهای چ‍ ، ـچ‍ ، ـچ، چ در آغاز، وسط و آخر واژه نوشته می‌شود (همو، فرهنگ ... ؛ رضوی؛ مشیری).
  • چارپاره |
  • چاکری رومی | سنان‌بیگ بن سلیمان، متخلص به چاکری، از شاعران و نظیره‌گویان ترک‌زبان اواخر سدۀ 9 و اوایل سدۀ 10ق / 15 و 16م.
  • چامه |
  • چرند و پرند |
  • چستربیتی، کتابخانه | یکی از مهم‌ترین مجموعه‌های فرهنگی ـ هنری در اروپـا، شامل دست‌ساختهایـی از هنـر سنتـی اسلامی و خاور دور، واقع در مرکز شهر دابلین، پایتخت ایرلند.
  • چنته پابرهنه | نشریۀ طنزآمیز و کاریکاتوری چاپ تهران. 29 شماره از نشریۀ هفتگی چنتۀ پابرهنه از ذیحجۀ 1328 یا محرم 1329 تا میانه‌های ربیع‌الآخر 1330 (آذر یا دی 1298 ـ میانه‌های فروردین 1290) در تهران منتشر شده است (براون، 72؛ بیات، 1 / 427). صدرهاشمی به نادرست احتمال داده که شمارۀ نخست آن جنگل مولا نام داشته است و نام جدید را ...
  • چندربهان منشی | (برهمن لاهوری)، ادیب و شاعر هندی ـ تبار پارسی‌گوی در سدۀ 11ق / 17م، و از منشیان و خوش‌نویسان دربار شاه جهان (سل‍ 1037- 1069ق / 1628- 1658م).
  • چکامه |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: