دانشنامه فرهنگ مردم ایران

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بستنی | شربتی یخ‌بسته، شیرین و معطر از شیر و شکر یا انواع آب میوه. بستنی را باید در زمرۀ شیرینیها دانست
  • بسحاق اطعمه | جمال‌الدین، یا فخرالدین ابواسحاق حلاج اطعمۀ شیرازی معروف به بُسحاق اطعمه، شاعر و طنزسرای شیرازی قرن 9 ق / 15 م.
  • بشکن بشکن | گونه‌ای رقص نمایش‌مانند و تصنیف همراه با تقلید که با ایجاد صدای انگشتان میانی و شست، و گاه با کف‌زدن همراه است.
  • بست و بست نشینی | بست مكانی‌ امن‌ و مقدس‌ برای پناه‌جويان‌ از هر گروه‌ و صنف‌؛
  • بغرا | یا بقرا، از خوراکهای کهن ایرانی که از رشته، گلوله یا تکه‌های مربع‌شکل خمیر، به همراه خورش تهیه می‌شود.
  • بغل به بغل | از کُشتیهای محلی رایج در روستاهای شهرستان قزوین. این کشتی بیشتر در مراسم شادی مانند عروسی اجرا می‌شود (عباسی، 2 / 167؛ نیز نک‍ : ورجاوند، 2 / 887).
  • بقچه | یا بُغچه، بُخچه، پارچه‌ای به شکل مربع برای بسته‌بندی، حفظ و نگهداری یا حمل وسایل و لباس.
  • بقالی | از پیشه‌های کهن و سنتی در ایران. بقال واژه‌ای عربی است که عوام از ریشۀ «بقل» به معنای تره (سبزی) و خواروبارفروش ساخته‌اند (فیضی، زمخشری، ذیل واژه).
  • بقال بازی | از جمله نمایشهای شاد سنتی ایرانی و مشهورترین نمایش «مضحکه و تقلید» که ریشۀ آن را در بازیهای نمایشی عامیانه و دلقکهای درباری از روزگار ساسانی، بـه‌ویژه در مراسم آیینی مانند بر‌نشستن کوسه (نک‍ : ه‍ د، کوسه بر‌نشین) و میر نوروزی (ه‍ م)، و رقصهایی که در عهد صفوی، توسط پوست‌بزپوشان اجرا می‌شد
  • بلوشر، سفرنامه | گزارش سفر ویپرت فون بلوشر به ایران در نیمۀ اول سدۀ 20 م، با عنوان «گردش روزگار در ایران».
  • بکارت | پردۀ بکارت، دوشیزگی، دخترگی یا دخترکی، برگرفته از واژۀ دختر که صفتی است دال بر باکره بودن.
  • بلبل سرگشته | از افسانه‌های سحرآمیز و بسیار مشهور که در ایران و سراسر جهان با تفاوتهایی رایج است.
  • بلبل | پرنده‌ای خوش‌آواز که معروف به مهرورزی به گُل است و بن‌مایه‌ای شناخته‌شده در افسانه‌ها و ترانه‌های فرهنگ مردم به شمار می‌رود.
  • بلوط، درخت | گروه بزرگی از درختان و درختچه‌های همیشه سبز یا خزان‌برگ خودروی جنگلی.
  • بله برون | یا بَلّه‌بُرون‌ (بلی‌بُران‌ = بلی‌ + بُر: بُن‌ مضارع‌ از مصدر بریدن‌ + ان‌: پسوند نشانۀ جشن‌، آیین‌ و مراسم‌)، بخشی‌ مهم‌ از مراسم‌ مقدماتی‌ جشن‌ عروسی‌ سنتی‌ در ایران‌.
  • بلوغ | مرحله‌ای از رشد و تکامل آدمی که دگرگونیهای متعدد جسمی و روحی را در پی دارد و در بیشتر جوامع، گذار از آن با آداب، مناسک و آیینهایی همراه است.
  • بلوط، فیلم | عنوان دو فیلم مستند براساس مطالعات مردم‌شناختی دربارۀ مردم کهگیلویه و بویراحمد
  • بلیناس | فیلسوف، کیمیاگر و صاحب طلسم روزگار هلنی (د 97 م)، که یکی از مشهورترین و در عین حال، تاریخی‌ترین و تأثیرگذارترین چهره‌های کیمیاگری و علوم غریبه در روزگار اسلامی است.
  • بنجامین، سفرنامه | گزارش سفر سمیوئل گرین ویلر بنجامین (13 فوریۀ 1837- 19 ژانویۀ 1914 م / 7 ذیقعدۀ 1252-21 صفر 1332 ق)، نخستین سفیر ایالات متحدۀ آمریکا در ایران، با عنوان ایران و ایرانیان.
  • بنایی | از مشاغل کهن و سنتی، شامل ساخت و تعمیر بنا. در فرهنگهای فارسی بنا را بناکار، بناگر، معمار یا گِل‌کار، گلگیر و پاخیره‌زن آورده‌اند
  • بند انداختن | از مهارتهای آرایشی جهت پیرایش و زدودن موهای صورت، دست و پا، که در میان زنان ایران رواج تام دارد.
  • بنفشه | گیاهی با گلهای زیبا و رنگارنگ، عموماً به رنگ بنفش و گاه معطر.
  • بنه | اصطلاحی‌ در كشاورزی سنتی‌ ايران‌ به‌ معنای گروهی‌ نظام‌‌يافته‌ و مشترك‌‌المنافع‌ در كار توليد زراعی‌ و دامداری.
  • بندبازی | یا داربازی، رسن‌بازی، نوعی بازی نمایشی است كه با حركات ورزشی روی بند یا رسن هنرنمایی‌ می‌كنند.
  • بندری، رقص | گونه‌ای رقصِ شاد و پرتحرک در مناطق جنوب و جنوب غربی ایران.
  • بندهش | کتابی به زبان فارسیِ میانه که احتمالاً نام اصلی آن «زندآگاهی» یعنی «آگاهیهای مبتنی بر زند» بوده است
  • بنگ | یا حَشیش، گردی که از کوبیدن برگها و سرشاخه‌های گل‌دار گیاه شاهدانه به دست می‌آید و در زمرۀ مواد مخدر است و بیشتر به‌صورت تدخین استعمال می‌شود.
  • بورانی | از خوراکهای ایرانی معمولاً همراه با ماست و سبزیجات.
  • بوستان خیال | از داستانهای بلند فارسی و منثور.
  • بومادران | گیاهی خوشبو با بوی تند و مزه‌ای تلخ و مصارف فراوان در طب مردمی.
  • بوق | سازی بادی، مارپیچی‌شکل و دارای امتدادی مخروطی.
  • بهار، مهرداد | مهرداد یا ملک‌مهرداد (1308-1373 ش / 1929-1994 م)، اسطوره‌شناس و پژوهشگر برجستۀ ایران.
  • بهار، فصل | یا به‌صورت متداول باهار، فصل اول از فصلهای چهارگانۀ سال.
  • بهار کردی | یا وهار کردی، از جشنهای مناطق کردنشین که در آغاز فصل بهارِ این نواحی در بهمن‌ماه برگزار می‌شود.
  • به، | یا بَهی، آبی، از میوه‌های کهن، آیینی و معطر.
  • بهار دانش | از داستانهای کهن هندی به زبان فارسی، با درون‌مایۀ عشقی
  • بهار گاه | عنوان فیلمی مستند دربارۀ آیینهای نوروز در بلوچستان از محمدعلی هاشم‌زهی که در 1390 ش تولید شد.
  • بهاره | نام یکی از نغمه‎ها و ترانه‎های کردی.
  • بید | از درختان کهن، طبی و آیینی ایرانیان. بید از درختان بومی است که در ایران 13 گونۀ درختی و درختچه‌ای دارد و معمولاً در مناطق مرطوب و کنار جویبارها می‌روید (نیاکی، 8؛ گل‌گلاب، 271-272؛ مظفریان، فرهنگ ... ، 470). بیدمِشْک و بید مجنون از شناخته‌‌ترین انواع بید هستند (همان، 470-471).
  • بهرنگی | صمد (1318-1347 ش / 1939- 1968 م)، گردآورندۀ آثار فولکلور، نویسندۀ کودکان و نوجوانان، مترجم و طنزنویس.
  • بهلول | از خردمندان دیوانه‌نما در لطیفه‌ها و افسانه‌های طنزآمیز ایران، بعضی از کشورهای خاورمیانه و کشورهای شمالی ایران.
  • بهرام گور | یا بهرام پنجم، از پادشاهان مشهور ساسانی که زندگی وی در بسیاری از کتابهای عربی و فارسی سده‌های نخستین اسلامی، گاه به اختصار و گاه به ‌شرح آمده است.
  • بهمن روز، سفره | ز آیینهای نذری زردشتیان. این سفره در گویش دری زردشتی، «وامِرو» و «وَهْمِرو» خوانده می‌شود که کوتاه‌شدۀ «وَهْمَن‌روز» است .
  • بهرام و گلندام | از منظومه‌های عاشقانه، اثر امین‌الدین محمد صافی سبزواری. این منظومه در میان مردم رواج و شهرتی فراوان دارد.
  • بهشت | سرای ابدی و جایگاه نیکوکاران پس از مرگ.
  • بهمنگان | یا بَهْمَنْجَنه، بَهْمَنْجه، بَهْمَنْچَنه، یکی از جشنهای بزرگ و کهن ایرانی پیش و پس از اسلام.
  • بی بی حیات | بقعه و مزار و زیارتگاهی منسوب به یکی از دختران امام موسی بن جعفر (ع)، خواهر امام رضا (ع) در 3کیلومتری خنامان (بخش مرکزی شهرستان رفسنجانِ استان کرمان).
  • بهمن نامه | منظومه‌ای پهلوانی که ایرانشاه (ایرانشان) بن ابی‌الخیر آن را براساس داستانهای کهن ایرانی در اواخر سدۀ 5 ق یا اوایل سدۀ 6 ق سروده.
  • بی بی | عنوانی محترمانه برای نام‌بری زنان مقدس و محترم. بی‌بی را در لغت، زن نیکو و خاتون خانه دانسته‌اند (برهان ... ؛ استرابادی، 166؛ نیز نک‍ : دورفر، II / 379-382).
  • بی بی دوست | زیارتگاه و مکانی مقدس واقع در 20کیلومتری شرق شهرستان زابل و 10کیلومتری دهستان بنجار، در شمال روستای قاسم‌آباد، در کنار جاده‌ای منتهی به شهر مرزی دوست‌محمد در مرز افغانستان که زنان ضمن زیارت آن، آداب و آیینهای خاصی را به جا می‌آورند.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: