دانشنامه ایران

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • آقاخان کرمانی |
  • آقاخان | آقاخان \āqā-xān\، عنوان امامان بخش عمده‌ای از اسماعیلیان نزاری جهان. پس از مرگ شمس‌الدین محمد (بیست‌وهشتمین امام از شاخۀ نزاریِ مذهبِ اسماعیلیه) در 710 ق / 1310 م، هر دو پسر او، مؤمن‌شاه و قاسم‌شاه، ادعای امامت کردند و بدین‌سان، نزاریه دو دسته شدند: مؤمن‌شاهیه و قاسم‌شاهیه. 5 سده پس از این انشعاب، فتحعلی‌ شاه...
  • آقا حسین خوانساری | آقا حسین خوانساری \āqā- hoseyn-e xānsārī\، فرزند جمال‎الدین، معروف به محقق خوانساری (1016- 1099 ق / 1607- 1688 م)، دانشمند، فقیه و حکیم شیعی ایرانی در دورۀ صفوی.
  • آقاجمال خوانساری | آقا‌جمال خوانساری \āqā-jamāl-e xānsārī\، جمال‎الدین محمد بن حسین بن محمد (د 1125 ق / 1713 م)، محدث، اصولی، حکیم، متکلم و فقیه امامی ایرانی. وی در حوزۀ علمیۀ اصفهان نزد پدرش، آقا‌حسین محقق خوانساری؛ دایی‎اش، ملا محمدباقر محقق سبزواری نویسندۀ ذخیرة المعاد؛ و ملا محمدتقی مجلسی (ه‍ م) درس خواند و سپس در همان حوزه...
  • آقابزرگ شیرازی | آقابزرگ شیرازی \āqā- bozorg-e šīrāzī\ ، (سدۀ 13 ق / 19 م)، نگارگر ایرانی. او در زمان حکومت محمد شاه و ناصرالدین شاه در دستگاه شاهزادگان قاجار در شیراز کار می‎کرد و به همین سبب، او را «نقاش‌باشی سرکاری» می‎نامیدند (کریم‌زاده، 1 / 3). آقابزرگ در نگارگری، طبیعت‎گرا بود و به صورت‎سازی و چهره‎پردازی دل‌بستگی داشت؛...
  • آقابزرگ تهرانی | آقا‌بزرگ تهرانی \āqā-bozorg-e tehrānī\، محمد‌محسن ابن علی بن ‎محمدرضا ‎بن‎ ‎محسن ‎بن علی‎اکبر (11 ربیع‎الاول 1293- 13 ذیحجۀ 1389 ق / 6 آوریل 1876- 20 فوریۀ 1970 م)، ‎فقیه و کتاب‌شناس شیعی امامی.
  • آقابزرگ | آقا‌بزرگ \āqā-bozorg\، مسجد و مدرسه‎ای بزرگ و باشکوه در کاشان، منسوب به ملا مهدی نراقی ملقب به آقابزرگ. این مسجد با هزینۀ مردی نیکوکار به نام حاج محمدتقی خانبان و پسرش در نیمۀ سدۀ 13 ق / 19 م، مقارن با پادشاهی محمد شاه قاجار (د 1264 ق / 1848 م) ساخته شده است (نراقی، 254؛ مصطفوی، 1 / 418). مسجد و مدرسۀ آقابزرگ...
  • آقا بابا خان، مدرسه | آقا بابا خان، مدرسۀ \madrese-ye āqā bābā xān\، یا مدرسۀ وکیل، اثری بازمانده از سدۀ 12 ق / 18 م در شیراز. این مدرسه به مسجد وکیل متصل است و در جنوب ‌شرقی آن قرار دارد (فرصت، 444؛ امداد، 199). درِ ورودی مدرسه در ضلع‌ جنوبی است. این بنا در اصل جزو بناهای کریم‌خانی است و ساخت آن که با مرگ پادشاه زند ناتمام مانده ...
  • افیون | افیون \afyūn\، معرب اُپیون یونانی، شیره یا عصاره یا صمغِ کپسولهای میوۀ خشخاش سیاه (پاپاوِر سُمنیفرِوم) که در گذشته به‌عنوان مسکّنی بسیار قوی و گاه زهری کشنده به کار می‌رفته است.
  • افنی | افنی‌ \efnī\، يا ايفنی‌، بخشی از منطقۀ جنوب‌ غربی استان اگادیر کشور مغرب، در ساحل‌ اقیانوس‌ اطلس‌ كه‌ درگذشته‌ (1860- 1969 م‌) مستعمرۀ اسپانیا بود. افنی در میان °29 و ´38 و ´´10 عرض شمالی‌ و‌ °28 و ´54 و ´´3 طول‌ شرقی،‌ در 88 كیلومتری‌ جنوب تیزنیت‌ قرار دارد‌، و با حدود 500‘1كمـ2 مساحت‌، از شمال به‌ وادی بوسد...
  • افندی | افندی \afandī\، عبدالله‌ بن‌ عيسى‌ بن‌ محمد صالح‌ اصفهانی‌ جيرانی‌ (1066-1130 ق / 1656- 1718 م)، جامع‌ منقول‌ و معقول‌ و متخصص‌ در كتاب‌شناسی‌ و تراجم‌ علما. وی در خانواده‌ای متمكن‌، اهل‌ فضل‌ و تبريزی‌تبار (منتسب‌ به‌ جيران‌ محله، از محلات‌ قديم‌ تبريز) در اصفهان‌ متولد شد. پدرش‌ ميرزا عيسى‌ بيك‌، عالم‌ و مر...
  • افندی | افندی \afandī\، از القاب‌ و عناوين‌ رايج‌ در امپراتوری عثمانی‌ كه‌ در اصل از آفنتس‌ بيزانسی‌، و آفنتس‌ از يونانی‌ كهن‌ آوثنتس‌ به‌ معنی‌ «آقا، سرور، ارباب‌» گرفته‌ شده‌ است ‌(EI1, III / 4؛ ليدل‌، 275).
  • افلیمون | افليمون \aflīmūn\، سيماشناس‌ يونانی‌ سدۀ 2 م و مؤلف‌ اثری در همين‌ فن‌. وی در لاذقيه‌ زاده‌ شد و در ازمير به شهرت‌ رسید (سارتن‌، I / 267, 271).
  • افلوطین | افلوطين‌ \aflūtīn\، يا فلوطين‌، پلوتينوس (205-270 م)، فيلسوف‌ یونانی بنيان‌گذار مكتب‌ نوافلاطونی‌. اهميت‌ ويژۀ افلوطين‌ برای انديشۀ فلسفی‌ اسلامی‌ چنان است‌ كه‌ اگر تأثير غيرمستقيم‌ جهان‌‌بينی‌ اين‌ فيلسوف‌ و پيروان‌ وی نمی‌بود، تفكر فلسفی‌ اسلامی‌ در شكل‌ گذشته‌ و كنونی‌ آن‌، به‌ويژه‌ پس‌ از فلسفۀ ابن‌‌رشدی،...
  • افلاکی | افلاكی \aflākī\، شمس‌ الدين‌ احمد عارفی‌ (د 761 ق / 1360 م)، از شاگردان‌ و مريدان شيخ‌ جلال‌الدين‌ عارف‌، نوادۀ جلال‌ الدين‌ محمد مولوی و مؤلف‌ كتاب‌ مناقب‌ العارفين‌. اين‌ كتاب‌ با اينكه‌ از جهت‌ اشتمال‌ بر احوال‌ مشايخ‌ سلسلۀ مولويه‌ و خاندان‌ جلال‌الدين‌ مولوی دارای اهميت‌ و فوايد بسيار است‌، اما از زندگان...
  • افلاطون | افلاطون \aflātūn\، فیلسوف نامدار (428- 348 یا 347 ق‌م) و دومیـن فـرد از فیلسوفـان سه‌گانـۀ یـونانی ــ سقراط، افلاطون، ارسطو ــ که فرهنگ غرب را بنیاد نهادند. او برپایۀ زندگی و اندیشۀ سقراط، نظامی پهناور و ژرف را در فلسفه به وجود آورد و پرورانید. افکار وی دارای جنبه‌های منطقی و معرفت‌شناختی و مابعدالطبیعی است، ...
  • افلاس | افلاس \eflās\، اصطلاحی‌ فقهی‌ به‌ معنای تكافونكردن‌ دارايی‌ شخص‌ مديون‌ برای تأديۀ ديون‌ او. در برخی‌ تعاريف‌ فقهیِ افلاس‌ اين‌ قيد نيز وجود دارد كه‌ مرجع‌ قضايی‌ نيز حكم‌ به‌ حجر مديون‌ كرده‌ باشد. بحث‌ افلاس‌ و شروط و آثار مترتب‌ بر آن‌، در ابواب‌ مختلف‌ فقهی‌ چون‌ بيع‌، دين‌، رهن‌، حواله‌ و حجر آمده‌ است‌ ...
  • افلاج | افلاج \aflāj\، منطقه‌ای وسیع در جنوب سرزمین نجد. در گذشته این ناحیه، فلج خوانده می‌شد (ابراهیم حربی، 541؛ ابن‌خردادبه، 153؛ همدانی، 81؛ یاقوت، بلدان، 3 / 908). هم‌اکنون افلاج از توابع ناحیۀ عارض شمرده می‌شود (حمزه، 74-75) که از شمال به منطقۀ پِرک، از جنوب به مَقرَن، از شرق به جلگۀ البیاض، و از غرب به شن‌زارِ ...
  • افضل الدین محمد | افضل‌الدین محمد \afzal-od-dīn mohammad\، یا محمود (د رجب‌ 910 / دسامبر1504)، وزیر سلطان‌ حسین‌ بایقرا و شاعر دورۀ تیموری‌. وی‌ در خانواده‌ای‌ پرورش‌ یافت‌ كه‌ نسل‌ اندر نسل‌ در كرمان‌ امارت‌ و وزارت‌ داشتند. افضل‌الدین‌ ظاهراً در آغاز جوانی‌ زادگاه‌ خود را ترك‌ گفت‌ و به‌ سمرقند، تختگاه‌ سلطان‌ ابوسعید گوركان...
  • افضل الدین کرمانی | افضل‌الدين‌كرمانی \afzal-od-dīn-e kermānī\‌، تاج‌الزمان‌ احمد بن‌ حامد، از شاعران‌، مورخان‌ و پزشكان‌ اواخر قرن‌ 6 و اوايل‌ قرن‌ 7 ق در دستگاه‌ آل‌ قاورد (ه‍ م) يا سلجوقيان‌ كرمان‌.
  • افضل الدین خونجی | افضل‌الدین خونجی \afzal-od-dīn-e xūnajī\‌، ابوعبداللٰه ‌محمد بن‌ نام‌آور بن عبدالملك‌ (جمادی‌الاول‌ 590-5 رمضان‌ 646 / مۀ 1194-22 دسامبر 1248)، دانشمند علوم‌ عقلی‌ ایرانی‌ و قاضی‌ در مصر. انتساب‌ او ظاهراً به‌ خونَج‌ (= خونا، خونه‌)، قصبه‌ای‌ در نزدیكی‌ زنجان‌ است‌ كه‌ نباید آن‌ را با خُنج‌، از توابع‌ لارستان...
  • افشین | افشين \afšīn\، سردار مشهور ايرانی‌ در دستگاه‌ خلافت‌ مأمون‌ و معتصم‌ عباسی (د شعبان‌ 226 / ژوئن‌ 841)‌.
  • افشاریه | افشاریه \afšāriy(yy)e\، سلسله‌ای كه‌ از 1148 تا 1210 ق / 1735 تا 1795 م، پابرجا بود و بر پهنۀ وسیعی‌ از عراق‌ و قفقاز تا شبه‌‌قارۀ هند فرمان‌ می‌راند. بنیان‌گذار این‌ سلسله‌ نادر شاه‌ افشار (سل‍ 1148-1160 ق) از ایل‌ افشار (ه‍ م‌) شاخۀ قرقلو بود كه‌ شاه‌ اسماعیل‌ صفوی (ه‍ م‌) آنها را برای جلوگیری از تهاجم‌ ترك...
  • افسوس | افسوس \afsūs\، مير شير‌علی‌ دهلوی (د 1224 ق / 1809 م)، شاعر و مترجم‌ شبه‌‌قاره‌، فرزند سيد علی‌ مظفرخان‌. اجداد وی از خواف‌ خراسان‌ بودند، اما يكی‌ از نياكانش‌ به‌ نام‌ سيد بدرالدين‌ برادر سيد عالم‌الدين‌ حاجی‌ خان‌، به‌ هندوستان‌ كوچ‌ كرد و در شهر نارنول‌، در حوالی‌ آگره‌، مقيم‌ شد (فائق‌، 1؛ قادری، 103؛ سكس...
  • افسوس | افسوس \efesūs\، از شهرهای یونان باستان، در ساحل غربی آناتولی، نزدیک لیدیا، در فاصلۀ 9 کیلومتری دریای اژه، و بزرگ‌ترین شهری که مهاجران یونانی در آناتولی تأسیس کرده بودند (سامی، 2 / 1001؛ دبا، 10 / 489؛ نیز نک‍ : مسعودی، 127؛ تاریخ ... ، 2(1) / 331).
  • افسر | افسر \afsar\، تخلص دو شاعر پارسی‌گوی که در سده‌های 11 تا 14 ق / 17 تا 20 م در ایران می‌زیستند:
  • افریقیه | افريقيه‌ \efrīqiyye\، نام منطقۀ وسیعی از شمال قارۀ آفریقا در دورۀ اسلامی. جغرافی‌نويسان عرب بخشهایی از شمال آفریقا (ﻧﻜ : سامی‌، 2 / 1001)، به‌ویژه بخش شرقی ممالك‌ بربر (دايرةالمعارف ... ، 1 / 177) يا مغرب را افریقیه می‌نامیدند (EI2, III / 1047).
  • آفریقا | آفریقا \āfrīqā\، یا افریقا، دومین قارۀ بزرگ کرۀ زمین پس از آسیا.
  • افریدی | افریدی \afrīdī\، قبیلۀ بزرگ پشتون (= پتان، افغان) ساکن نواحی مرزی شمال غربی پاکستان و جنوب شرقی افغانستان.
  • افراسیاب، خاندان | افراسیاب، خاندان \xāndān-e afrāsiyāb\، دودمانی که 3 تن از آنان میان سالهای 1005- 1077 ق / 1597-1666 م بر بصره و پیرامون آن حکومت کردند:
  • اشترانکوه | \oštorān-kūh\، رشته‌کوهی در استان لرستان.
  • افترا | افترا \efterā\، واژه‌ای قرآنی كه‌ در معارف‌ گوناگون‌ اسلامی به‌ كار رفته‌، و از آن‌ نسبت‌ دروغ‌ اراده‌ شده‌ است‌.
  • آفتاب دهلوی | آفتاب دهلوی \āftāb-e dehlavī\، ابوالمظفر مروّج‌الدین یا جلال‌الدین (1130-1221 ق / 1718-1806 م)، امیر و شاعر فارسی‌گوی هندی، ملقب به شاه عالَم ثانی. نامش میرزا عبدالله و پدرش عزّالدین عالم‌گیر ثانی و جدّش شاه عالم اول بود. وی آخرین سلطان از سلاطین مستقل دهلی بود (مدرس، 1 / 50؛ آقابزرگ، 9(1) / 10). 25 سال از آغ...
  • آفتاب پرستی | آفتاب‌پرستی \āftāb-parastī\، آیین پرستش خورشید. این آیین نزد بسیاری از اقوام و ملل مرسوم بوده است و هنوز بسیاری آفتاب را مقدس می‌دانند. از میان مظاهر و قوای طبیعت، خورشید به‌سبب اهمیتی که در طبیعت و در زندگانی مردمان دارد، حرمت و قداست خاص یافته است، و مردمان گوناگون در همه‌جای جهان به‌صورتهای مختلف بدان تشخّ...
  • آفتاب | آفتاب \āftāb\، نام 3 نشریۀ فارسی‌زبان:
  • آفاقیان | آفاقیان \āfāqiyān\، یا غریبان، عنوانی است برای گروهی که در سده‌های 9 و 10 ق / 15 و 16 م در دوران حکومت سلسله‌های بهمنشاهی، عادلشاهی، قطبشاهی و نظامشاهی، به‌تدریج از ایران، عراق و حجاز به دکن مهاجرت کردند و در نواحی مختلف آن سرزمین تقسیم شدند. ایشان عموماً شیعه، و غالباً از سادات کربلا، نجف، گیلان و سیستان بود...
  • آفاق و انفس | آفاق و انفس o(va) anfos\-\āfāq، اصطلاحی در عرفان و فلسفۀ اسلامی. آفاق، جمع اُفُق، به‌معنی کران، کرانه، ناحیه، کرانۀ آسمان، کنار و گرد بر گرد جهان؛ و انفس، جمع نَفس، به‌معنی ذات، روح و خود است. در اصطلاح متفکران اسلامی، دو واژۀ آفاق و انفس با توجه به قرآن (فصّلت / 41 / 53) در معنای جهان و انسان یا ظاهر و باطن ...
  • اشتال، گئورگ | \eštāl\، گِئورگ اِرنْست (1660-1734 م / 1071- 1146 ق)، پزشک و شیمی‌دان آلمانی.
  • آشپزی، خوراک | \āšpazī\، سازوکار آماده‌سازی خـوراکهای گوناگون، با بهره‌گیری از روشها، فنون و ابزار مختلف، به‌منظور دستیابی به غذایی با طعم و مزۀ مطلوب و قابلیت گوارش بهتر.
  • اشپر | \ešper\، آلبرت (1905-1981 م / 1284-1360 ش)، مهندس معمار و دولتمرد آلمانی. او معمار ارشد آدلف هیتلر (1933-1945 م)، و وزیر تسلیحات و تولیدات جنگی آلمان نازی (1942-1945 م) در زمان جنگ جهانی دوم بود.
  • اش، آرثر | \aš\، آرثر رابرت (1943-1993 م / 1322-1371 ش)، تنیس‌باز برجستۀ آمریکایی، و نخستین مرد سیاه‌پوستی که در بخش انفرادی یک تورنمنت معتبر تنیس قهرمان شد.
  • آسیه | \(āsiye(a\، زنی از بنی‌اسرائیل در زمان حضرت موسى (ع)، و همسر رامسِس دوم، فرعون مصر در سدۀ 13 ق‌م. در قرآن کریم دو بار از این بانو، بی‌ذکر نام، یاد شده است:
  • آسین پالاسیوس | \āsīn pālāsiyos\، یا آسین پالاثیوس، میگِل (1871-1944 م / 1250-1323 ش)، خاورشناس و پژوهشگر نامدار اسپانیایی.
  • اسیری رازی | (د 982 ق / 1574 م)، ابوالقاسم (میرقاضی) امیری رازی، فرزند قاضی مسعود قزوینی طهرانی، متخلص به اسیری، از سادات حسینی قزوینی و ساکن ری.
  • اسیری قاینی | (اش‍ سدۀ 11 ق / 17 م)، میرمحمدقاسم، متخلص به اسیری و حیران.
  • اغوز خان | اغوز خان \oqūz xān\، خاقان‌ افسانه‌ای ترک‌. در پرداختهای مختلفِ متنی داستانی‌ که‌ با نام‌ عمومی‌ اغوزنامه‌ شناخته‌ می‌شود، وی‌ فرمانروایی‌ است‌ که‌ اقوام‌ گوناگون‌ ترک‌ را گرد آورده‌، به‌ کشورگشایی دست‌ زده‌، و بخش‌ مهمی‌ از جهان‌ آباد را به‌ زیر فرمان‌ خود درآورده‌ است‌؛ همچنین، در روایات‌ عصر مغولی‌، او‌ به...
  • اغوز | اغوز \oqūz\، نام قبیله یا در واقع اتحادیه‎ای مرکب از قبیله‎های ترک‌زبان که موطن اصلی آنها در شمال شرقی آسیای میانه و در کرانۀ شاخه‎هایی از رود ینی‎سئی در سرزمین مغولستان امروزی واقع بود.
  • اغواط | اغواط \aqvāt\، یا اَلْاَغْواط، واحه و شهری کوچک و بیابانی در بخش مرکزی شمال الجزایر، واقع در پایکوههای جنوبی اطلس، بر سر جادۀ ارتباطی الجزیره با آفریقای مرکزی. این واحه (به وسعت 253 هکتار) ظاهراً در سدۀ 11 م، پس ‌از آنکه مهاجمان بنوهلال، با پشتیبانی فاطمیان مصر به این ناحیه وارد شدند، مسکونی شد. اغواط سپس به‌...
  • اغمات | اغمات \aqmāt\، ناحیه و شهری کهن و کوچک در جنوب کشور مغرب که در 40 کیلومتری جنوب شرقی شهر مراکش و کنار رودی به نام وادی وریکه یا وادی اغمات واقع بود (مثلاً نک‍ : سمعانی، 1 / 320؛ یاقوت، 1 / 225).
  • اغلب عجلی | اغلب عجلی‌ \aqlab-e ejlī\، اغلب بن جُشَم‌ (د 21 ق‌ / 642 م‌)، یكی از بزرگ‌ترین‌ شعرای‌ رجزسرای‌ مخضرم‌. نام‌ پدر او را جعشم‌ (كلبی‌، 549) و عمرو (آمدی‌، 23) نیز آورده‌اند. وی‌ نسب خویش‌ را به بنوعجل در یمامه می‌رساند (كلبی‌، همانجا؛ ابن‌‌قتیبه‌، 2 / 613؛ ابن‌‌درید، 346).

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: