دانشنامه فرهنگ مردم ایران

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • جارو | جارو، یا جاروب، وسیله‌ای دست‌ساز، ساخته‌شده از برگ، ساقه و شاخۀ گیاهان جهت رُفت‌وروب، با کاربردهای متنوع در فرهنگ مردم.
  • جذام | جُذام، نوعی زخم عفونی مزمن و پیش‌رونده که با ایجاد تغییرات شکلی در اعضای بدن همراه است. این زخم با نامهای دیگری چون خوره، آکله، داءالاسد و بَرَص نیز شناخته شده است. واژۀ جذام به معنای بُریدن است
  • تیرماه سیزده | تیرْماهْ سیزْدَه، جشن و مراسمی آیینی در سیزدهم تیرماه «تبری»، مصادف با آبان ماه شمسی، به منظور شکرگزاری خداوند، ستایش آب و طلب خیر و برکت.
  • جبرئیل جولا | جِبْرِئیلْ جولا، یا جبرئیل جولاه، نام داستانی شفاهی و عنوان کتابی مکتب‌خانه‌ای از نویسنده‌ای ناشناس. کتاب، داستان جولاهی (= نساجی، بافنده‌ای) است که صندوق پرنده‌ای به دست می‌آورد و خود را جبرئیل می‌نامد و دختر پادشاه عمّان را فریب می‌دهد.
  • جامع الحکایات | جامِعُ الْحِکایات، نام عمومی مجموعه‌ای از نسخه‌های خطی مشتمل بر تعدادی داستان.
  • جامع التمثیل | جامِعُ التَّمْثیل، از مشهورترین کتابهای تمثیل و مَثَل به زبان فارسی، تألیف محمد (یا محمدعلی) هبله‌رودی از ایرانیان مقیم هند.
  • جاویدان خرد | جاویدانْ‌خِرَد، اندرزنامه‌ای منسوب به هوشنگ، شاه پیشدادی، که اصل آن، به زبان فارسی میانه، از میان رفته است.
  • جاماسپ |
  • جام و قلیان | جام و قَلْیان، مناظره‌ای منظوم میان جام و قلیان از سراینده‌ای ناشناس که 41 بیت دارد.
  • ته دیگ | تَهْ‌دیگ، لایۀ نازک زیر پلو و چلو در تهِ دیگ که برشته، سرخ و سخت می‌شود و محتوی هر نوع پختنی، به‌ویژه برنج است و در تهیۀ آن سلیقه، مهارت و تجربه به کار می‌آید.
  • ته چین | تَهْ‌چین، غذایی ایرانی و سنتی از خانوادۀ پلوها که معمولاً در مهمانیها و جشنها تهیه می‌شود و مواد اصلی آن برنج، ماست، تخم‌مرغ، زعفران، انواع گوشت، روغن و نمک است.
  • توتون و تنباکو | توتِ اَبوالْفَضْل، درختی کهن‌سال و مقدس، در 32کیلومتری جنوب غربی سیرجان، هم‌جوار با روستای امیرآباد در روستای عباس‌آباد که از زیارتگاههای منطقه است.
  • تورک | تورْک، اصطلاحی عامیانه برای نوعی بیماری چشمی، که در آن نقطۀ سفید یا سیاه و آبلۀ ریز سرخ یا سفیدی در سیاهی و سفیدی چشم به‌وجود می‌آید.
  • توت ابوالفضل | توتِ اَبوالْفَضْل، درختی کهن‌سال و مقدس، در 32کیلومتری جنوب غربی سیرجان، هم‌جوار با روستای امیرآباد در روستای عباس‌آباد که از زیارتگاههای منطقه است.
  • توت | میوه‌ای از درختی به همین نام با کارکردهای طبی، خوراکی و آیینی.
  • تنور | محل پختن نان. از نظر تاریخی، پیدایش تنور به دورۀ یک‌جانشینی و زراعت برمی‌گردد. دهخدا آن را لفظی مشترک میان فارسی، عربی و ترکی به معنی محل پختن نان، جایی که در آن نـان می‌پزند و محل طبخ نان که خم‌مانند است، می‌داند (نک‍ : لغت‌نامه ... ).
  • توپ مروارید | ، توپ نظامی بزرگی که در میدان ارگ تهران بود و مردم آن را عامل سعادت و خوشبختی می‌دانستند و برای بخت‌گشایی بدان متوسل می‌شدند.
  • توپ مرواری | یا قضیۀ توپ مرواری، یکی از آثار انتقادی ـ سیاسی صادق هدایت با زبانی طنزگونه و سرشار از اصطلاحات و مثلهای فرهنگ مردم.
  • توپ بازی | یا بازی با توپ، گونه‌ای از بازیهای مهارتی ‌ـ ورزشی که ابزار اصلی آن را توپ تشکیل می‌دهد و انواع مختلف آن تقریباً در سراسر ایران اجرا می‌شود.
  • توپوز قلی میرزا | کتابی مشتمل بر 64 افسانه، حکایت و لطیفه از ادبیات شفاهی ایران که لارنس پل الول‌ساتن (1912-1984 م / 1291-1363 ش)، ایران‎شناس اسکاتلندی در دو مرحله، طی سالهای 1336-1337 ش و 1352 ش در برخی از نقاط ایران بر روی نوارهای صوتی ضبط کرده‌بوده
  • توبه نصوح | منظومه‌ای 254بیتی از شاعری ناشناس در بحر رمل. این منظومۀ مکتب‌خانه‌ای قصه‌ای آموزشی و اخلاقی است در باب توبه و مداومت بر آن. کتاب در 1299 ق / 1882 م به کوشش مهدی اخ محمد قزوینی کتابت، و به صورت سنگی با 11 تصویر چاپ شده است.
  • تنکلوشا | کتابی مصور در زمینۀ ستاره‌شناسی و احکام نجوم، منسوب به ستاره‌شناسی بابلی. ترجمۀ این اثر به زبان پهلوی به دوران پیش از اسلام باز می‌گردد و هویتی ایرانی به خود گرفته است.
  • توبه نامه و مناجات نامه | کتابچه‌ای مکتب‌خانه‌ای از سراینده‌ای ناشناس که با هدف تربیت دینی کودکان سروده‌شده‌است.
  • تنگسیر، رمان | یکی از معروف‌ترین رمانهای رئالیستیِ فارسی در وصف زندگی، باورها و آداب و رسوم مردم مناطـقی از جنوب ایران، اثر صادق چوبک (1295-1377 ش / 1916- 1998 م).
  • تنگسیر، فیلم | فیلمی ساختۀ امیر نادری برگرفته از رمانی به همین نام نوشتۀ صادق چوبک.
  • تنبور | سازی زهیِ مضرابی با کاسه‌ای گلابی‌شکل و دسته‌ای بلند. این ساز در قدیم دارای دو سیم بوده است و اکنون در بیشتر مناطق 3 سیم دارد (مشحون، 73). شمار سیمها گاه به 6 عدد هم می‌رسد (ملاح، فرهنگ ... ، 196).
  • تعزیه خوانی | یا شبیه‌خوانی، شکلی سنتی از مجموعۀ نمایشهـای آیینـی ـ مذهبی برگرفته از رویدادهای تاریخی و حماسی حزن‌انگیز واقعۀ تاریخی کربلا و شهادت امام سوم شیعیان، حسین بن علی (ع) و بستگان و یاران او و مصائب خاندان پیامبر (ص) و برخی موضوعهای الحاقی انتقادی، هجوآمیز، شاد و گزنده.
  • تکیه | یا تَکْیه، ساختمانی با معماری و فضاسازی ویژه برای برگزاری آیینهای نمایشی شبیه‌خوانی و مراسم عزاداری و نیز جایی خاص برای اجرای مناسک اهل تصوف و درویشان.
  • تنبک | سازی کوبه‌ای از خانوادۀ پوست‌صداهای یک‌طرفه که در بیشتر نواحی ایران برای مراسم شادی، نمایش و بازیها به کار می‌رود.
  • تنبان | قطعه‌ای از پوشاك مردان و زنان كه از كمر به پایین بدن را می‌پوشاند.
  • تکیه دولت | از تکیه‌های بسیار مشهور ایران، ساخته‌شده در عصر ناصری که تکیۀ همایونی نیز خوانده می‌شد.
  • تگرگ | قطره‌های یخ‌بستۀ باران که از آسمان فرو می‌ریزد و از دیرباز به‌عنوان عنصری باورساز در فرهنگ ایرانیان شناخته شده است.
  • تقلید، نمایش | از گونه‌های اصلی نمایشهای شادی‌آور انتقادی.
  • تکم گردانی | مراسم پیشواز نوروز در شهرها و روستاهای استانهای آذربایجان شرقی و غربی، اردبیل، گیلان و برخی جاهای دیگر.
  • تفنگ | اسلحه‌ای آتشین، پرتابی، و قابل حمل بر روی دوش، مرکب از لولۀ بلند، قنداق و ابزارهای آتش‌زنه، با کاربردهای جنگی، شکاری، دفاعی، حفاظتی و آیینی.
  • تفتان | از کوههای آتشفشانی نیمه‌فعال ایران.
  • تعویذ | ادعیه، اوراد، نوشته‌ها و عباراتی از کتب مقدس و برخی اشیاء برای در امان ماندن از بلاها، بیماریها و موجودات وهمی و نیروهای اهریمنی.
  • تعزیه و تعزیه خوانی | عنوان نخستین کتاب مستقل علمی ـ پژوهشی و توصیفی در زمینۀ تعزیه و تعزیه‌خوانی در ایران، اثر صادق همایونی، که در 1353 ش منتشر شد.
  • تعاون | همیاری نهادینه‌شدۀ مبتنی بر عرف و قواعد اجتماعیِ شماری از افراد جامعه طی یک فرایند به شکلهای مقطعی، ادواری یا مستمر، به‌منظور نیل به اهداف مشترک و رفع نیازهای گروهی.
  • تعارف | از شاخصه‌های فرهنگ مردم ایران و مجموعۀ آدابی که هر فردی در رابطه‌اش با دیگران و برای نشان‌دادن فزونی محبت، دوستی و ادب به‌طور مستمر انجام می‌دهد.
  • تریاک | شیرۀ گونه‌هایی از گیاه خشخاش که افزون بر مصارف پزشکی همچون ماده‌ای تخدیرکننده و اعتیادآور به کار می‌رود.
  • تسبیح | دانه‌های به رشته کشیده‌شده که ذکرها، اوراد و دعاها را بدان شمارند.
  • ترنگبین | یا ترنجبین، نوعی صمغ در رنگها و طعمهای متفاوت از شیرین تا بی‌مزه با مصارف متعدد در شیرینی‌پزی و پزشکی مردمی. ترنگبین مرکب از دو واژۀ فارسی تر و انگبین است.
  • تره | گیاهی از دستۀ سبزیجات با مصرف خوراکی و درمانی در فرهنگ غذایی مردم ایران.
  • تزویج نامه | اثری منظوم و کوتاه از باقر ناجی قزوینی (1254-1303 ق / 1837-1886م)، در شرح آداب، تشریفات و مراسم خواستگاری و ازدواج.
  • ترکه بازی | یا چوب‎بازی، بازی نمایشی با حرکاتی موزون با استفاده از چوب حمله (ترکه) و چوب دفاع همراه با اجرای ضرب‌آهنگ ساز و دهل.
  • ترنا بازی | نام یک بازی کهن ایرانی که تا چندی پیش در ایران رواج عمومی داشت و در فرهنگ و ادب فارسی به بازی «میر و وزیر» و «شاه و وزیر» شهرت یافته بود.
  • ترشی | نوعی چاشنی حاصل از پروردن سبزیها، میوه‌ها و صیفی‌جات، بیشتر در سرکۀ انگور. به انواع ترشیجات آچار نیز می‌گویند (برهان .... ، ذیل واژه).
  • ترکمن، کشتی | کشتیِ رایج و پرطرف‌دار در میان مردم شهرهای گنبد کاووس، بندر ترکمن، و بخشهای آق‌قلا و گمش‌تپه یا گمیشان.
  • ترس برون | گونه‌ای از مراسم سنتی در طب مردمی برای درمان و معالجۀ افراد ترسیده، که در جنوب ایران و برخی دیگر از مناطق کشور به شیوه‌های متفاوت صورت می‌گیرد.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: