دانشنامه فرهنگ مردم ایران

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • پیش پرده خوانی | اجرای نمایشِ کوتاه فکاهی یا طنزآمیزِ تک‌نفره‌ای که در یک دورۀ خاص در تماشاخانه‌های تهران و برخی از شهرستانها، پیش از نمایش اصلی، یا در فاصلۀ بین دو پردۀ نمایشِ اصلی، همراه با موسیقی اجرا می‌شد.
  • پیر شالیار، فیلم | یا عروسی مقدس، فیلمی مستند ساختۀ فرهاد ورهرام.
  • پیری سوز چک چکو | فیلمی مستند به کارگردانی منوچهر عسگری‌نسب.
  • پیر غار | مکانی تاریخی ـ مذهبی در کنار روستای ده‌چشمه در منطقۀ میزدج شهرستان فارسان، در استان چهارمحال و بختیاری.
  • پیراهن | بخشی از پوشاک که تکیه‌گاه آن شانه‌ها ست و بالاتنه را می‌پوشاند.
  • پیر | واژه‌ای که در دو مفهوم کلی به کار رفته است: 1. سالخورده و کهن‌سال؛ 2. راهنما، مراد و قطب.
  • پیر سبز | یا پیر چِک‌چِک، یکی از زیارتگاههای مهم زردشتیان در نزدیکی اردکان یزد.
  • پیر سوز | یا پیر سبز، زیارتگاهی در نزدیکی روستای شهریاری از توابع دهستان قائم‌آباد، واقع در بخش شیب‌آب شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان.
  • پیر شالیار، جشن | جشن عروسی نمادینی که در بهمن‌ماه هر سال در منطقۀ اورامان، در استان کردستان برگزار می‌شود.
  • پیراهن مراد | جامه‌ای كه فرد حاجتمند برای روا شدن آرزویش بر تن می‌كند و یكی از انواع نذرهای مربوط به ماه رمضان محسوب می‌شود.
  • پیاز | از گیاهان خوراکی، دارویی و آیینی مطرح در فرهنگ مردم ایران.
  • پهلوان کچل، نمایش | نام یکی از نمایشهای عروسکی ایرانی که از نام قهرمان اصلی این نمایش، کچل، برگرفته شده است.
  • پونه | گیاهی با بویی خوش و مصارف متنوع خوراکی و درمانی نزد ایرانیان.
  • پولکه، یک آیین مذهبی | فیلمی به کارگردانی مجید صباغ بهروز، که مستندی با مایه‌های پژوهشی و قوم‌نگاری است و در آن به ثبت یک آیین سنتی و مذهبی پرداخته شده است که در واپسین روزهای دهۀ نخست ماه محرم، در بخشهایی از جنوب استان آذربایجان شرقی برگزار می‌شود.
  • پهلوان | عنوان مردان دلیر و توانا، سپاهیان جنگاور، یلان کشتی‌گیر و مردان اهل زور بازو. از دیرباز نام‌آورترین پهلوانِ پهلوانان و پرتوان‌ترین رزم‌آوران کارزار را با لقب «جهان‌پهلوان» یا «پهلوان‌جهان» می‌نامیده‌اند.
  • پولاک، سفرنامه | گزارش سفر یاکوب ادوارد پولاک، پزشک اتریشی دربار ناصرالدین شاه قاجار، با عنوان «ایران، سرزمین و مردم آن» ( ایران و ایرانیان).
  • پهلوان، نوازنده | نوازندۀ سرود (قیچک بلوچی) و خوانندۀ اشعار حماسی در موسیقی بلوچستان، در صورتی‌که در هر دو فن به استادی تمام رسیده باشد.
  • پوریای ولی | محمود خوارزمی (د 722 ق / 1322 م)، متخلص به قتّالی، پهلوان، عارف و شاعر که در میان اهل فتوت و کشتی‌گیران و ورزشکارانِ زور‌خانه‌ای ایران، مشهور و محبوب است.
  • پنیر | محصول تهیه شده از شیر به عنوان یک منبع مهم غذایی، درنتیجۀ انعقاد به وسیلۀ مایه یا یک اسید.
  • پنیرک | گیاهی گل‌دار و خودرو با خواص دارویی گوناگون. پنیرک گیاهی از رستۀ پنیرکیان با برگهای پنجه‌ای و متناوب است که در تمام قسمتهای آن، لوله‌های شیرابه و لعابی بسیار وجود دارد (گل‌گلاب، 201).
  • پنجه مریم | گیاهی زیبا و خوش‌بو با کاربردهای درمانی و آیینی در فرهنگ مردم ایران.
  • پنجه | (پنج + های نسبت)، پیکره و نقش دست از مچ تا سرِ پنج انگشت که آن را از مس، برنج، ورشو، نقره یا طلا می‌سازند و یا بر روی کاغذ، پارچه و چیزهای دیگر می‌اندازند و همچون نماد قدرت و قداست و یا طلسم و تعویذِ دفع شرّ و بلا به‌کار می‌رود.
  • پنج تن | یا آل عبا، آل کساء، اصحاب کساء، عنوانی است در فرهنگ اسلامی برای حضرت محمد (ص)، حضرت علی، حضرت فاطمه، امام حسن و امام حسین (ع).
  • پلو | از رایج‌ترین گونه‌های پخت برنج در ایران.
  • پنجاه به در | از انواع مراسم باران‌خواهی در شهر قزوین، که همه‌ساله در پنجاهمین روز از بهار، یعنی 19 اردیبهشت، در محل یکی از مصلاهای قدیم شهر برگزار می‌شود.
  • پنبه | از گیاهان بومی ایران با گلهای زیبا و مصارف متنوع در زندگی ایرانیان.
  • پل صراط | در باور مسلمانان، گذرگاهی است باریک‌تر از موی و تیزتر از شمشیر بر روی دوزخ.
  • پشم | الیاف پوشش بدن حیوانات اهلی چون گوسفند و شتر و همچنین الیاف نرمی که از بن موی بز تولید می‌شود که به آن کُرک نیز می‌گویند.
  • پشک انداختن | از روشهای سنتی تعیین نوبت تقدم و تأخر یا قرعه‌کشی در بازیهای ایرانی.
  • پلاس | دست‌بافی خشن و زمخت با نقوش ساده و حتى بدون نقش، از مواد اولیه‌ای چون موی بز، نخهای تابیده‌شده از پشم گوسفند و شتر، و در مناطقی، از باریکه‌های پارچه‌های مستعمل.
  • پسته | میوه‌ای با مصارف خوراکی، درمانی و آیینی. واژۀ پسته فارسی است که در پهلوی به آن پیستَگ (مکنزی، 69) می‌گویند و در بندهش به نام درخت گرگانی آمده است (ص 88).
  • پشمک | از شیرینیهای بسیار کهن ایرانیان که در برخی از مراسم مذهبی و آیینهای شادی استفاده می‌شود.
  • پزشکی عامه | یا طب مردمی، شیوه‌های تشخیص بیماریها و عارضه‌ها و درمان آنها بر پایۀ دانش شفاهی میراث نسلهای متمادی خرده‌فرهنگها در بستری از تجربه‌ها، اعتقادها، باورها و جادوها.
  • پری | موجودی افسانه‌ای ـ اسطوره‌ای معمولاً به شکل زنی زیبا و نیک‌سرشت که در فرهنگ و ادبیات عامه نقش و حضوری پررنگ دارد.
  • پرندگان | تیره‌ای از مهره‌داران که بدنشان از پر پوشیده شده و اغلب آنها قدرت پرواز دارند.
  • پرسه | مراسم سوگواری، ترحیم و ماتم‌پُرسی در روزهای سوم، هفتم، چهلم و سال مرگ کسان. پُرسه، در زبان فارسی از ریشۀ پرسیدن، و به معنی پرسش، تفقد، عیادت و احوالپرسی از بیمار و جز آن است
  • پرستو | در تداول عام چلچله، از پرندگان دور‌پرواز و مهاجری که در نواحی مختلف ایران به چشم می‌خورد و نامهای مختلفی دارد (نک‍ : آذرلی، جم‍ ؛ لغت‌نامه ... ، ذیل پرستک، پرستو، پرستوک، چلچله) و در فرهنگ مردم ایران، به سبب ویژگیهایی که دارد، مورد توجه است.
  • پروین گنابادی | محمد، ادیب و پژوهشگر فرهنگ مردم. وی ازجملۀ پژوهشگرانی است که در عرصۀ ثبت و وصف جلوه‌های فرهنگ مردم، به‌ویژه امثال و حکم و بازیها پیشگام و سرآمد است (نک‍ : دنبالۀ مقاله).
  • پرسیاوش | زجمله گیاهان اساطیری ایرانیان. پر‌سیاوش یا پر‌سیاوشان نوعی سرخس است و کلاً از جنس چلوواش یا پر‌سیاوشان در ایران فقط یک گونه گیاه دارویی وجود دارد (مظفریان، 13).
  • پته دوزی | نوعی سوزن‌دوزی در استان کرمان. پت به معنای کرک نرمی است که از بن موی بز می‌روید و از آن شال و پشمینه می‌بافند (برهان ... ، فرهنگ ... ، آنندراج، ذیل واژه).
  • پرچم | قطعه‌ای پارچۀ منقوش به نشانی خاص که معمولاً به میله‌ای آویخته می‌شود و به‌عنوان نماد قوم، کشور، آرمان، و یا سازمان معینی به کار می‌رود (دبا، 13 / 582).
  • پرده خوانی | یا پرده‌داری، صورت‌خوانی، نوعی معرکه‎گیری که پرده‎خوان از روی پردۀ بزرگ نقاشی‌شده‎ای مجالسی را که نشانگر عقاید مذهبی و دینی یا باورهای فرهنگی و اسطوره‎های ملی و میهنی است، نشان و توضیح می‎دهد.
  • پدر | سرپرست، رئیس، برنامه‌ریز و حامی در سازمان خانواده و نظام خویشاوندی.
  • پدر سالاری | در الگویی از نظام اجتماعی که در آن پدر، رئیس خانواده و صاحب‌اختیار همسر و فرزندان است و نسبت فرزند و خانواده به او می‌رسد و پیشوایی و مدیریت جامعه با مردان است، نظامی به نام پدرسالاری یا پدرشاهی بروز می‌کند که سابقه‌ای کهن دارد.
  • پرخوانی | یا پَری‌خوانی، آیینی کهن در میان ترکمنها برای خارج کردن ارواح خبیث یا جنهای مولد بیماریهای روحی و روانی از تن بیماران روان‌پریش.
  • پاییزه | یا پاییزوک، پیره‌پاییزوک (پاییز پیر)، پایزه، به‌معنای منسوب به پاییز، ترانه‌های غم‌انگیز و حزن‌آلودی که مردم کُرد، به‌ویژه جوانان، در وصف هجران و فراق در فصل پاییز می‌خوانند.
  • پالان | نوعی تشکچه به شکل خاص، آکنده از کاه و پوشال که پیش از سوار شدن یا بار زدن، بر پشت چهارپایانی مانند قاطر، الاغ، اسب و جز آنها می‌گذارند، تا بارهای سنگین، زمخت و زاویه‌دار، پشت حیوان را زخم نكند.
  • پاییز | فصل سوم از فصلهای چهارگانۀ سال خورشیدی، مرکب از ماههای مهر، آبان و آذر (برجهای میزان / ترازو، عقرب / کژدم، و قوس / کمان).
  • پاگشا | یا پاگُشاکُنان، جشنها یا میهمانیهایی است که پدر و مادر، خویشاوندان و بستگان عروس و داماد پس از پایان دورۀ «حجله‌نشینی» برای بازکردن و گشودن پای زوج جوان به زندگی جدید و فعالیتهای دوبارۀ اجتماعی برپا می‌دارند.
  • پانزده افسانه | عنوان کتابی از حسین کوهی کرمانی (1276-1337 ش / 1897- 1958 م) روزنامه‌نگار، ادیب و پژوهشگر معاصر، که افسانه‌های آن در سالهای 1309-1313 ش از شهرها و روستاهای کرمان، ابیانه، نطنز و اصفهان جمع‌آوری شده‌اند.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: