مقالات

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • امیراکرم، سه‌راه | امیراکرم، سه‌راه \se-rāh-e amīr akram\، یکی از تقاطعهای قدیمی شهر تهران.
  • امیراعلم، بیمارستان | امیراعلم، بیمارستان \bīmārestān-e amīr aʾlam\، با نام اولیۀ مریض‌خانۀ نسوان، نخستین زایشگاه و بیمارستان دولتی ویژۀ زنان و کودکان در ایران (تأسیس: 1335 ق/ 1917 م).
  • امیراتابکی | امیراتابکی \amīr atābakī\، عبدالله، شاعر و خوش‌نویس عهد قاجار، متخلص به امیر و معروف به اتابکی.
  • امیرآباد | امیرآباد \amīr-ābād\، قریه‌ای در شمال تهران دورۀ ناصری، و امروزه یکی از محلات تهران.
  • امیر، سرا و بازار | امیر، سرا و بازار \sarā va(o) bāzār-e amīr\، مجموعه‌ای تجاری در شرق بازار تهران که به خواست امیرکبیر، و به‌صورت کاروان‌سرا و بازار بنا شد. کاروان‌سرای امیر در گذر زمان، با نامهایی همچون کاروان‌سرای اتابکیه، کاروان‌سرای دولتی و سرای امیر شهرت یافت.
  • امیدی تهرانی | امیدی تهرانی \omīdī-ye tehrānī\، ارجاسب، ملقب به سعدالدین و رکن‌الدین (864- 929 ق/ 1460-1523 م)، فرزند شیخعلی تهرانی، شاعر قصیده‌سرا و پزشک معاصر شاه اسماعیل اول صفوی. وی در تهران به دنیا آمد (سام میرزا، 173) و در اوایل جوانی به شیراز رفت و در محضر جلال‌الدین دوانی (830- 908 ق)، به فراگیری علوم، ازجمله طب پرد...
  • امیدوار تهرانی | امیدوار تهرانی \omīdvār-e tehrānī\، حیدر (1291- 1371 ق/ 1874-1952 م)، عارف، شاعر، متخلص به «معجزه»، و معروف به حیدر آقا تهرانی و عابد نهاوندی. پدرش حاج مرشد چلویی، از عرفا و بزرگان نامی تهران به شمار می‌رفت و شعرهای بسیاری از وی به جا مانده است (امین، 21؛ مدرسی، 5).
  • امید | امید \omīd\، نام چند نشریه که از سالهای پایانی دورۀ قاجار تا سالهای آغازین دورۀ پهلوی دوم، در تهران چاپ می‌شد.
  • ام‌المدارس، مدرسۀ دخترانۀ ملی | ام‌المدارس، مدرسۀ دخترانۀ ملی \madrese-ye doxtarāne-ye mellī-ye omm-ol-madāres\، از نخستین مدارس دخترانۀ تهران که به‌صورت ملی اداره می‌شد (1327-1330 ق/ 1909-1912 م).
  • امجدیه، ورزشگاه |
  • امجدیه | امجدیه \amjadiy(y)e\، محله‌ای در نواحی مرکزی تهران، واقع در منطقۀ 7 شهرداری.
  • امامی ، سید محمد |
  • امامی ، سید حسن |
  • امام زمان (ع)، مسجد | امام زمان (ع)، مسجد \masjed-e emām-e zamān\، مسجدی واقع در محلۀ میان‌ده کن. این مسجد در فاصلۀ 10‌متری شرق حیاط امامزاده سید محمدرضا، در فاصلۀ 80متری جنوب حسینیۀ سیدالشهداء و در فاصلۀ 10متری جنوب چاه آب محلۀ میان‌ده قرار دارد که پیش‌تر در محل این چاه، آب‌انباری وجود داشت و آب آشامیدنی اهالی را در خود ذخیره و ت...
  • امامزاده یحیى [و محمد]، بقعه | امامزاده یحیى [و محمد]، بقعه \boqʾe-ye emām- zāde yahyā [va mohammad]\، یکی از کهن‌ترین بقاع متبرکه در تهرانِ درون حصار شاه‌تهماسبی.
  • امامزاده یحیى، گورستان | امامزاده یحیى، گورستان \gūrestān-e emām-zāde yahyā\، از قدیمی‌ترین گورستانهای تهران در جوار امامزاده یحیى (برای اطلاعات بیشتر دربارۀ این امامزاده، نک‍ : ه‍ د، امامزاده یحیى [و محمد]، بقعه).
  • امامزاده یحیى، گذر | امامزاده یحیى، گذر \gozar-e emām-zāde yahyā\، نام گذری در شمال شرقی محلۀ چاله‌میدان.
  • مندایی نو، زبان | مندایی نو، زبان / mandâʔi-ye no, zabân/ ، آخرین مرحله از دگرگونیهای واجی و ساخت‌واژی زبان «مندایی باستان»، که از شاخۀ شمال غربی زبان سامی، از خانوادۀ آرامی شرقی به شمار می‌رود (هِبرل2، «گویش ... »3، 11).
  • اعماق دریا، رژیم | اَعْماقِ دَرْیا، رِژیم، اصطلاحی در حقوق بین‌الملل عمومی به مفهوم بستر و زیرِ بستر دریاها و اقیانوسها که خارج از حوزۀ صلاحیت ملی کشورها بوده و به نفع جوامع بشری، به‌عنوان میراث مشترک، از تخصیص ملی خارج شده است.
  • امامزاده یحیی، چنار | امامزاده یحیى، چنار \čenār-e emām-zāde yahyā\، از کهن‌ترین چنارهای زندۀ ایران، هم‌جوار بقعۀ امامزاده یحیى در محلۀ عودلاجان تهران.
  • امامزاده یحیی، آب انبار | امامزاده یحیى، آب‌انبار \āb-anbār-e emām-zāde yahyā\، آب‌انباری در گذر امامزاده یحیى که اکنون اثری از آن بر جا نمانده است.
  • امامزاده معصوم | امامزاده معصوم \emām-zāde maʾsūm\، زیارتگاهی در خیابان قزوین، واقع در منطقۀ 10 شهرداری تهران، که بنای آن با شمارۀ 913‘1 در فهرست آثار ملی ثبت شده است.
  • امامزاده عبدالله و زید | امامزاده عبدالله و زید \emām-zāde abd-ol-lāh va zeyd\، بقعۀ این امامزاده در جنوب غربی تهران، در منطقۀ تاریخی جی، سه‌راه آذری، خیابان امامزاده عبدالله،
  • امامزاده عبدالله، کتابخانه | امامزاده عبدالله، کتابخانه \ketāb-xāne-ye emām-zāde abd-ol-lāh\، کتابخانه‌ای واقع در آستان مقدس امامزاده عبدالله در بزرگراه آیت‌الله سعیدی، خیابان 30‌متری جی، خیابان سادات، در منطقۀ 9 شهرداری تهران.
  • امامزاده عبدالله | امامزاده عبدالله \emām-zāde abd-ol-lāh\، محله‌ای واقع در ناحیۀ 2 شهرداری منطقۀ 9 تهران.
  • امامزاده زیدی | امامزاده زیدی \emām-zāde zeydī\، شیخ ابراهیم (1300-1355 ق)، فرزند علی تهرانی، عالم دینی و عارف.
  • اعلامیۀ جهانی حقوق بشر | اِعْلامیۀ جَهانیِ حُقوقِ بَشَر، سندی که در 10 دسامبر 1948 و پس از سپری کردن مراحل مذاکرات فشرده و متعدد به تصویب مجمع عمومی سازمان ملل متحد رسید. این سند مهم‌ترین سند حقوق بشری از حیث آثاری است که بر فلسفه، حقوق، سیاست و در یک‌کلام تمامی ساحتهای حیات انسان معاصر داشته است.
  • اعظمی زنگنه | اَعْظَمی زَنْگَنِه، عبدالحمید (1283-4 فروردین 1330 ش/ 1904-25 مارس 1951 م)، حقوق‌دان، سیاستمدار، رئیس دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی و اقتصادی دانشگاه تهران و قاضی دادگستری.
  • اعسار | اِعْسار، اصطلاحی فقهی و حقوقی، ناظر به فردی که از پرداخت دیون و تکالیف خود یا هزینه دادرسی ناتوان است.
  • اعراض | اِعْراض، اصطلاحی فقهی و حقوقی، به معنای گونه‌ای عمل حقوقی یک‌جانبه یا ایقاع به‌مثابۀ روی گردانیدن از مالکیت، بدون قصد تملیک یا اباحۀ انتفاع از جانب مالک به غیر.
  • اعدام | اِعْدام، کشتن قانونی انسان به سبب ارتکاب برخی از جرائم خصوصی یا عمومی پیش‌بینی شده در قانون. اعدام از عدم به معنی نیستی، و در معنای مقابل وجود و هستی، به معنای نابود کردن است. اعدام یک مجازات ترهیبی و ترذیلی جرائم عمومی به شمار می‌رود (علی‌آبادی، 2/ 15). لازمۀ قانونی‌بودن قتل انسانها وجود یک حکومت است؛ بنابرا...
  • اعتراف | اِعْتِراف، نک‍ : اقرار در امور.
  • اعتراض شخص ثالث | اِعْتِراضِ شَخْصِ ثالِث، عنوانی در قانون آیین دادرسی مدنی. یکی از طرق فوق‌العاده شکایت از آرای حقوقی، مستندِ به مادۀ 417 قانون آیین دادرسی مدنی، مصوب 1379 ش، است و بنابر آن اگر در خصوص دعوایی، رأیی صادره شود که به حقوق شخص ثالث خللی وارد آورد و آن شخص یا نمایندۀ او در دادرسی که منتهی به رأی شده است، به‌عنوان ...
  • اعتراض به حکم غیابی | اِعْتِراضِ بِه حُکْمِ غیابی، نک‍ : حکم.
  • اعتبار امر مختوم | اِعْتِبارِ اَمْرِ مَخْتوم، قاعده‌ای حقوقی مبنی‌بر اینکه حکم دادگاه رسیدگی پرونده معتبر و لازم‌الاجرا ست.
  • اعاده دادرسی در امور حقوقی | اِعادِۀ دادْرَسی دَرْ اُمورِ حُقوقی، از طرق قانونی و فوق‌العاده برای شکایت از آرا که ویژۀ احکام بوده و رسیدگی دوباره به دعوا را نزد مرجع صادرکنندۀ حکم امکان‌پذیر می‌سازد.
  • اعاده دادرسی در امور کیفری | اِعادِۀ دادْرَسی دَر اُمورِ کِیْفَری، یکی از شیوه‌های فوق‌العادۀ اعتراض به آرای قطعی در پرونده‌های حقوقی و کیفری و خلافِ اصل فراغ دادرس و قاعدۀ اعتبار امر مختوم. در واقع، اصولی مانند «مطابقت رأی با واقعیت» یا مصالحی مانند «تحقق عدالت» بر اصول پیش‌گفته غلبه می‌یابند و باعث تجویز اعادۀ دادرسی می‌شوند.
  • اظهارنامه | اِظْهارْنامِه، وسیله‌ای برای اظهار رسمی مطالب به طرف دیگر، و دربردارندۀ مشخصات و نشانی اقامتگاه اظهارکننده، موضوع اظهارنامه، مشخصات و نشانی اقامتگاه مخاطب و خلاصۀ اظهارات و پاسخ آن. اظهارنامه در گذشته به صورت فرمهایی چاپی از طرف دادگستری تهیه و در اختیار متقاضیان قرار می‌گرفت و ولی امروزه اغلب به صورت الکترون...
  • اطلاق و عموم | اِطْلاقْ وَ عُموم، اصطلاحی رایج در اصول فقه، منطق و تفسیر. اطلاق به معنای رهایی و عموم به معنای شمول و فراگرفتن است. اطلاق در اصطلاح اصول فقه و علم حقوق به دلالت بر موارد شایع از یک جنس تعبیر می‌شود؛ عموم نیز ویژگی و حالت کلمه‌ای است که همۀ افرادی را که به آن نامیده می‌شوند، فرا گیرد.
  • اضرار | اِضْرار، نک‍ : لاضرر، قاعده.
  • اصول محاکمات حقوقی | اُصولِ مُحاکِماتِ حُقوقی، نک‍ : آیین دادرسی مدنی.
  • اصول اربعه | اصول اربعه، نک‍ : اصل.
  • اصل مصونیت پارلمانی | اَصْلِ مَصونیَّتِ پارْلِمانی، مصونیت قانونی نمایندگان مجلس از تعقیب یا توقیف قضایی با هدف حمایت از اظهار نظرات و گفتار آنها.
  • اصل محلی بودن قانون | اَصْلِ مَحَلّی بودَنِ قانون، نک‍ : اصل صلاحیت سرزمینی.
  • اصل لزوم | اَصْلِ لُزوم، اصل در عقودْ لزوم و پایبندی به آنها ست، مگر به علل قانونی غیرلازم و جایز باشد. اصل لزوم مورد اتفاق قانون‌گذار و بسیاری از فقها و حقوق‌دانان است، اما برخی با تردید در حاکمیت اصل مذکور، اصل را عدم لزوم دانسته‌اند، مگر لزوم آن ثابت گردد (نراقی، 13-14).
  • زکات | زَکات، مفهومی در فقه اسلامی ناظر به دهشی آيينی که فرد اجلای آن، پرداخت ده‌يک از مال معين است. اين دهش، فروع گسترده و پيچيدگیهايی در احکام دارد که بسط آن، فصل مهمی از فقه اسلامی را به خود اختصاص داده است. در تاريخ تمدن اسلامی، گردآوری زکات و توزيع آن، زمينه‌ساز ايجاد نهادی مدنی بوده است؛ همچنين سابقۀ ديرپای اي...
  • زکرویه بن مهرویه | زَکْرَوَیْهِ بْنِ مِهْرَوَیْه، یکی از اولین داعیان اسماعیلی در عراق. اطلاعات چندانی دربارهٔ دهه‌های نخستین زندگی این داعی در دست نیست، اما دربارۀ دوران بعدی و فعالیتهای زکرویه به‌عنوان یک داعی اسماعیلی، به‌جز تاریخ طبری ــ که قدیم‌ترین منبع دربارۀ او ست ــ مطالبی در روایات جدلی ضد اسماعیلی آمده است. این روایا...
  • زکریا، پدر یحیی | زَکَريّا، پدر یحیى، از صالحان قوم بنی‌اسرائيل نام‌برده‌شده در قرآن کريم. نام زکريا در قرآن 7 بار در سوره‌های آل‌عمران (3/ 37 ، 38)، انعام (6/ 85)، مريم (19/ 2، 7)، و انبياء (21/ 89)، و قصۀ آن حضرت، در کنار قصۀ حضرت مريم آمده است. براساس نوع بيان قصص در قرآن کريم، آنچه را دربارۀ زکريای نبی در آيات الٰهی است می...
  • زکریا | زَکَریّا، یا زکریای نبی، عنوان زکریا بن برخیا بن عِدّو (سدۀ 6 ق‌م)، از انبیای نامدار بنی‌اسرائیل که کتـابی به نام او در بخش انبیای کتاب مقدس عبری و عهد عتیق موجود است.
  • زکریا انصاری | زَکَریّا اَنْصاری، فـرزند محمد بن احمد بن زکریـا سُنَیکی مصری شافعی (823-926 ق/ 1420-1520 م)، ملقب به شیخ‌الاسلام و قاضی‌القضات و مکنى به ابویحیى، فقیه، اصولی شافعی و مفسر قرآن کریم و از حفاظ حدیث. وی در سنیکه در استان شرقیۀ مصر به دنیـا آمد. در 841 ق بـرای ادامۀ تحصیل به قـاهره رفت و در الازهر اقامت کرد (سخا...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: