امیرجاهد
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
شنبه 2 اسفند 1404
https://cgie.org.ir/Fa/article/286567/امیرجاهد
دوشنبه 4 اسفند 1404
چاپ شده
4
امیـرجـاهــد \amīr jāhed\، محمــدعلــی (1275- 1356 ش/ 1896-1977 م)، از مهمتریـن تصنیفسـازان و تصنیفسرایان در آغاز سدۀ 14 ش. او با اینکه در موسیقی، خودآموخته (امیرجاهد، «پای ... »، 65) و غیر حرفهای بود، در تاریخ تصنیف ایرانی، جایگاه برجسته و مهمی دارد، هرچندکه بهندرت به اهمیت او پی برده شده است.
امیرجاهد پس از اتمام تحصیلات ابتدایی خود در مکتبخانۀ شمس و مدرسۀ علمیه (همان، 64؛ ستایشگر، 3/ 660)، برای ادامۀ تحصیلات در دورۀ متوسطه به دارالفنون میرود (همانجاها؛ سپنتا، «سرگذشت ... »، 681) و در سال دوم دارالفنون است که پدر خود را از دست میدهد (امیرجاهد، دیوان، 4). امیرجاهد چندی پس از فوت پدر که مسئولیـت ادارۀ خانواده را به دوش او میاندازد، به حرفۀ روزنامهنگاری روی میآورد و در جریان ناآرامیهای کشور، ناشی از تضعیف حکومت قاجار و نیز درگرفتنِ جنگ جهانی اول، در مسیر حرکتش برای ملحقشدن به مهاجرانی که در مرزهای غربی کشور به دولت موقت نظامالسلطنه پیوستهاند، در قزوین، بهدلیل مقالاتی که بهقول خودش علیه اشغالگران نوشته بود، توسط مأموران کنسولگری روس دستگیر، و در خانۀ مخبرالممالک، رئیس ایلات قزوین، تحت نظر قرار میگیرد (همان، 6، 7). محمدعلی در یکی از شبهای بازداشت خانگی که میزبان هنرپرور و فرهیختهاش او را برای گردش از خانه خارج میکند، مورد هجوم چند قزاق مست قرار میگیرد و نیمهجان به بیمارستان منتقل میشود (همان، 8-10). در آنجاست که نخستین تصنیف خود، «ز جفای دشمنان»، را میسراید که بهگفتۀ خودش، چنان در آن روزها در قزوین مشهور میشود که «بچهها در کوچه و بازار آن را میخوانند» (همو، «پای»، 65). سرانجام، هنگامیکه او را دوباره به کنسولگری میبرند، پیش از آنکه تهدیدهای کنسول علیه او عملی شود، بهسبب آشوبی که از انتشار خبر پیروزی بلشویکها در روسیه، در کنسولگری بر پا میشود، در اوج ناباوری، آزادی خود را به دست میآورد (همو، دیوان، 11). بهاینترتیب، نخستین تجربۀ تصنیفسازی امیرجاهد مربوط به یک دورۀ سیاسی بسیار پرتلاطم است و تصنیفهای دیگری که نخستین آثار موسیقایی او به شمار میروند، مثل «فصل بهار و هجر یار»، «ملک ایران»، «چه کنم از فراق» و «بهار آمد و خوش»، نیز در همین دورههای پرآشوب اواخر حکومت قاجار خلق میشوند (همان، 14). امیرجاهد با وجود علاقۀ وافر به موسیقی و ذوقی که در تصنیفسازی داشت، هرگز بهصورت حرفهای به این کار نپرداخت و در 1299 ش (سپنتا، «سرگذشت»، 681)، پس از استعفا از خدمت افسری پلیس، در مجلس شورای ملی استخدام شد (امیرجاهد، همان، 16). امیرجاهد حرفۀ روزنامهنگاری را نیز با انتشار سالنامۀ پارس ادامه داد که نخستین شمارۀ آن (مربوط به سال 1305 ش) در 24 بهمن 1304، یعنی فقط چند ماه پس از انقراض سلطنت قاجارها و شروع دورۀ پهلوی، منتشر شد و محتوای آن عبارت بود از وقایع سال گذشته، تقویم سال آینده، نشانی ادارات و دفاتر اداری، تعرفههای مختلـف، معرفی تشکیلات مختلف و اطلاعات عمومی، و گاه نیز مطالبی دربارۀ موسیقی. این سالنامه به مدت 28 سال بیوقفه تا 1332 ش منتشر میشد (همانجا). امیرجاهد افزونبر فعالیتهای یادشده، پس از بازنشستگی از مجلس شورای ملی، در 1330 ش، دبیر «انجمن اشاعه و اعتلای موسیقی» (همو، «پای»، 64؛ سپنتا، «سرگذشت»، 683)، و نیز عضو مؤسس «انجمن موسیقی ملی» بود که خالقی آن را بنیان گذاشت (امیرجاهد، «انجمن ... »، 134). او در حدود سال 1338 ش نیز بهعنوان رئیس هنرستان آزاد موسیقی ملی فعالیت میکرد (سپنتا، همانجا). امیـرجـاهد چنـانکه همـواره گفتـه شـده اسـت (نک : خالقی، 3/ 276؛ مشحون، 2/ 464؛ سپنتا، تاریخ ... ، 256، «سرگذشت»، 682)، مانند شیدا و عارف، از معدود تصنیفسازانی بود که شعر و آهنگ تصنیفها را خود میسرود، اما برخلاف آن دو، بهویژه عارف، خوانندۀ تصنیفهای خودش نبود. بیشتر تصنیفهای او را قمرالملوک وزیری با تار ارسلان درگاهی یا مرتضى نیداود اجرا کرده است (همو، تـاریخ، همانجا). بدیعزاده نیز تصنیف «پریوش» او را در 1324 ش، در سفری که بهدعوت کمپانی «ایران رکورد» به بمبئی داشت، برای این کمپانی به روی صفحه ضبط کرد (همو، «سرگذشت»، 653). براساس گفتههای خودِ امیرجاهد، همکاری او با قمر مربوط به زمانی است که کمپانی پلیفون، متأثر از شهرت قمر، تصمیم میگیرد چند صفحه، هرکدام مرکب از یک آواز و یک تصنیف، از قمر ضبط و منتشر کند. ساختنِ تصنیفها به عهدۀ امیرجاهد گذاشته میشود و او، در مدت 6 ماه حضور نمایندۀ کمپانی در ایران، هفتهای دو تصنیف برای قمر میسازد. امیرجاهد در تحسینِ استعداد قمر میگوید: «قمر در همان شب، بهدرستی آهنگ تصنیف را میفهمید و بدون تفحص، صبح فردا، آن را اجرا میکرد» (نک : «پای»، 66). کار قمر بهویژه ازاینجهت قابل تحسین است که تصنیفهای امیرجاهد، برخلاف کارهای پیشینیانش، پیچیده و طولانی است؛ بهطوریکه هر دو روی صفحههـای 78 دورِ آن زمان را میپوشاند. امیرجاهد شاید نخستین کسی است که در تصنیف از همۀ گوشههای مهم یک دستگاه استفاده میکند و گونهای از تصنیفهایی را خلق میکند که آنها را «تصنیفهای کلاسیک کامل» (کارون، 144) یا «تصنیفهای دستگاهی» مینامند (کَتن، 4؛ نک : فاطمی، 68). افزونبراین، او مهمترین تصنیفساز مرحلۀ سوم از دورۀ اول تحول تصنیف است که طی آن با انسجام رابطۀ میان شعر و موسیقی و نیز اجتناب از عوامل عامیـانهتلقیشدهای ــ مثـل استفـاده از هجاها و کلمـات اضافی و کلامهای کلیشهایِ خارج از شعر اصلی و عدم تطابق برش شعر و ملودی ــ بهطور قطع از محیـط عامیانه فاصله میگیـرد و تبدیل به گونهای کلاسیک میشـود (نک : همو، 65). امیرجاهد تصنیفها و اشعار و زندگینامۀ خود و نیز مقالاتی دربارۀ موسیقی را در دو نوبت، در سالهای 1333 و 1349 ش به چاپ رساند. او در این اثر، و نیز در برخی از مطالبی که در جاهای دیگر نوشته است، خود را دلواپس وضعیت موسیقی ایرانی نشان میدهد که بهتدریج به دست «نااهلان» میافتاد، یا مقهور نفوذ فرهنگ غربی، بهویژه در قالب موسیقی مردمپسند میشد. او درعینحال، برای تحول موسیقی ایرانی و نوآوری در آن پیشنهادهایی ارائه میکند (برای نمونه، نک : «توفیق ... »، بش ، «یک نبوغ ... »، سراسر اثر، دیوان، 36).شماری از مشهورترین تصنیفهای امیرجاهد، بهجز مواردی که یاد شد، عبارتاند از: «امان ز هجر» (ابوعطا)، «امان از این دل» (سهگاه)، «به گردش فروردین» (ماهور)، «هزاردستان به چمن» (چهارگاه) و «منه به دل عقدۀ کین» (ابوعطا). برخی از آثار وی را موسیقیدانان پس از او، مانند فرامرز پایور و محمدرضا شجریان تنظیم و اجرا کردند (ستایشگر، 3/ 67). دو تصنیف «ز جفای دشمنان» و «پیمان عشق» او را نیز حسین دهلوی برای ارکستر تنظیم کرده است (همانجا).
امیرجاهد، محمدعلی، «انجمن موسیقی ملی»، «یک نبوغ بزرگ و بدیع در موسیقی»، سالنامۀ پارس، تهران، 1325 ش، س 21؛ همو، «پای صحبت جاهد»، هنر و مردم، تهران، 1352 ش، شم 131؛ همو، «توفیق انتشار ردیف هفت دستگاه موسیقی ایران»، ردیف هفت دستگاه موسیقی ایرانی، به کوشش موسى معروفی، تهران، 1352 ش؛ همو، دیوان، تهران، 1333 ش؛ خـالقی، روحالله، سرگذشت موسیقی ایران، تهران، 1390 ش؛ سپنتا، ساسان، تاریخ تحول ضبط موسیقی در ایران، اصفهان، 1366 ش؛ همو، «سرگذشت موسیقـی ایـران»، سرگذشـت موسیقـی ایـران (نک : هم ، خـالقی)؛ ستایشگر، مهدی، نامنامۀ موسیقی ایران زمین، تهران، 1376 ش؛ فاطمی، ساسان، پیدایش موسیقی مردمپسند در ایران، تهران، 1392 ش؛ مشحون، حسن، تاریخ موسیقی ایران، تهران، 1373 ش؛ نیز:
Caron, N. and D. Safvate, Les Traditions Musicales: Iran, Paris, 1966; Caton, M. L., The Classical Tasnif: A Genre of Persian Vocal Music, Dissertation for the Degree Doctor of Philosophy in Music, California, 1983.ساسان فاطمی
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید