حق و حکم/ محمدصادق لبّانی مطلق | ۱۳:۴۴,۱۳۹۵/۱۲/۹|

حق و حکم: یک اصطلاح زوج در فقه متأخر که زمینۀ پیدایی آن چالشهای فقها در خصوص برخی از مجعولات شرعی که مردد است میان آنکه حق مکلف باشد یا حکم شارع. مقسم حق و حکم نزد فقهای متأخر، مجعولات شرعی است که آن را به حق و حکم تقسیم نموده‌اند. در لغت، بازگشت همۀ معانی حق به معنای ثبوت است (ابن‌منظور، ذیل حقق؛ جرجانی، 67) و در قرآن کریم نیز به همین معنا به کار رفته است (مثلاً یونس/10/23). البته ثبوت ممکن است حقیقی و تکوینی باشد، یا جعلی و اعتباری که از طرف معتبری اعتبار می‌گردد.

حَقّ/ احمد پاکتچی | ۱۰:۲۷,۱۳۹۵/۱۲/۷|

مفهومی کليدی در فرهنگ اسلامی، در بردارندۀ طيفی گسترده از معنا که در بخشی از کاربردها، بر ثابت و يقينی بودنِ هستیها، و در بخشی ديگر از کاربردها، بر بايسته‌های کنشی دلالت دارد. مادۀ فعلی «ح ق ق» در زبانهای سامی، به معنای بريدن است که سپس از آن معنای حکم کردن، و در مرحلۀ پسين، معنای فعلی تثبيت کردن و تثبيت شدن، و معانی اسمی عدالت، راستی و نظم از آن ساخته شده‌اند (گزنيوس، 405؛ لسلاو، 240) و در عربی معناهای ديگر مانند شايستگی و بهره هم به آنها افزوده شده است. اينکه برخی، اصل حق را به معنای مطابقت، يا به اِحکام و صحت بازگردانده‌اند، وجهۀ تاريخی ندارد و بر پايۀ يافتن وجه مشترکی ميان کاربردهای عربی است ...

حَضَراتِ خَمْس / کاظم طیبی‌فرد ـ فاطمه لاجوردی | ۱۲:۵,۱۳۹۵/۱۲/۴|

حَضَراتِ خَمْس، اصطلاحی عرفانی در مکتب ابن‌عربی که بیانگر مراتب طولی هستی، شامل 5 مرتبه از تجلیات خداوند است. حضرت در لغت به معنای حضور، جانب، نزدیکی و پیشگاه (هجویری، 248؛ لغت‌نامه ... )، و در عرفان به معنای مظهر، یعنی محل یا جایگاه ظهور یا حضور خداوند، و در معنای خاص‌تر، به معنی هر یک از مراتب نزولی تعینات، از وحدت ذات تا کثرت عالم شهود است. به این ترتیب، حضرت در نوشته‌های ابن‌عربی و شارحان او به معنای مرتبه‌ای از مراتب وجود به کار می‌رود و اصطلاحاتی چون عالَم، نشئه، تعیّن، تنزل و تجلی واژه‌های مترادف آن‌اند ...

حَشیشیّه / فرهاد دفتری | ۱۲:۴۶,۱۳۹۵/۱۲/۲|

حَشیشیّه، نامی دشنام‌گونه که دیگر مسلمانان بر اسماعیلیان نزاری نهادند و سپس در زبانهای اروپایی به کلمۀ اساسین و اشکال مختلف آن مبدل شد. اسماعیلیان نزاری جامعه‌ای از اقلیت شیعیان بودند که به رهبری اولیۀ حسن صباح (د 518 ق/1124 م) در 483 ق/1090 م، دولتی در درون سرزمینهای سلجوقیان در ایران بنیاد نهادند. مرکز این دولت که بعداً شاخه‎ای نیز در شام به‌دست آورد، در قلعۀ الموت در دیلمان قرار داشت. سرزمینهای ایرانی دولت نزاریه در 654 ق/ 1256 م به‌دست مغولان افتاد و قلاع آنها نیز ویران شد...

حَشْویّه / مسعود تاره | ۱۳:۱۲,۱۳۹۵/۱۱/۳۰|

حَشْویّه، لقبی طعن‌آمیز برای طیفی از گرایشهای سیاسی ـ اعتقادی در تاریخ اسلام که منسوبان به آن، همواره از سوی مخالفان متهم به جهل و بی‌اعتنایی به روشهای عقلانی بوده‌اند. حشویه در لغت برگرفته از واژۀ حشو به معنی پرکردن و انباشتن است. همچنین عبارات «الحشو من الناس» و «حشوة الناس» به معنی تودۀ مردم عوام و بی‌مقدار به کار رفته است (خلیل بن احمد، نیز، تاج ... ، ذیل حشو؛ نیز ﻧﻜ : ابن فارس، ذیل حشوی). اصطلاح حشویه در آغاز رواج آن، معادل با اصطلاح «عوام ـ الناس» بود. حشوی و یا اهل‌الحشو دانستن کسی یا گروهی به این معنا تلقی می‌شد که آگاهی او دربارۀ مسائل دینی در حد آگاهی عوام است.

خسرو پرویز /محمدنوید بازرگان | ۱۲:۲۲,۱۳۹۵/۱۱/۲۶|

خُسْرو پَرْویز، خسرو دوم، مشهور به پرویز (پیرنیا، 186؛ نولدکه، 471: به معنی پیروز)، پادشاه ساسانی که در 590 م به سلطنت رسید (گدار، 491) و به مدت 38 سال حکمرانی کرد (یعقوبی، 2/213؛ مجمل ... ، 78). اشراف و بزرگان و به‌ویژه دو دایی خسرو به نامهای وستهم1 (گستهم/ بستام) و وندوی2 (بندوی) از دودمان اسپهپات (اسپهبد) در روی کار آوردن او، و برکناری و سپس قتل پدرش هرمز چهارم (579-590 م) نقشی فعال داشتند (دیاکونف، 462؛ نیز نک‍ : طبری، 2/267؛ بلعمی، 2/1082؛ کریستن‌سن، ایران ... ، 467). شاید بتوان یکی از علل سقوط و شکست هرمز چهارم را در ادارۀ امور...

خلق در ادیان/ فاطمه لاجوردی | ۱۳:۳۲,۱۳۹۵/۱۱/۲۳|

موضوع خلق یا چگونگی آفرینش جهان در نظامهای دینی گوناگون از جمله موضوعات بنیادینی به شمار می‌رود که بستر اعتقادی لازم برای باورهای دینی دیگر در زمینه‌هایی چون جایگاه و نقش انسان در هستی، آیینهای دینی (چرایی، چگونگی و اهمیت آنها)، نجات‌شناسی و نیز فرجام‌شناسی را فراهم می‌آورد. در اغلب ادیان جهان، اعم از ابتدایی، باستانی و ادیان بزرگ، باورهای مربوط به چگونگی آفرینش جهان در قالب اسطوره‌ای بنیادین بیان می‌شود که اصول اعتقادی مربوط به خلق جهان، توضیحات و تفسیرهای کلامی آن به شمار می‌آیند. محققان جدید این اسطورۀ آغازین را که باورمندان ...

خلق در فلسفۀ اسلامی/ صمد موحّد | ۱۲:۲۹,۱۳۹۵/۱۱/۲۰|

خلق و خلقت در لغت به معنای پدید آوردن، ایجاد کردن، ساختن، آفریدن، و نیز به معنی نهاد، خمیره، سرشت، آفرینش و مجموعۀ آفریده‌ها ست. در فلسفۀ اسلامی افزون بر این دو اصطلاح، اصطلاحات دیگری نیز به‌کار رفته‌اند که همین معنی را می‌رسانند و در عین حال هر یک مفهوم خاص خود را نیز دارند. 1. اصطلاحات مرتبط آ ـ ابداع: مقصود از ابداع پدید آوردن چیزی است که وجودش مسبوق به ماده و زمان و ابزار نباشد؛ مانند عقول ده‌گانه (از نظر مشائیان) که چون کمالات وجودی خود را بالفعل دارا می‌باشند، از ماده (حامل قوۀ وجود چیزی) و زمان (بستر تغییر و حرکت و از قوه به فعل آمدن) منزه‌اند....

خلق در کلام اسلامی/ احمد پاکتچی | ۱۳:۰,۱۳۹۵/۱۱/۱۶|

مفهوم خلق به عنوان مفهومی محوری و پرکاربرد در قرآن کریم و به‌تبع در احادیث، همان‌گونه که انتظار می‌رود، به مثابۀ یک اصطلاح در دانش کلام قوام یافته و در فصول مختلف از آثار کلامی، از مباحث توحید تا عدل به کار گرفته شده است. بیشترین کاربرد این اصطلاح را می‌توان در بحث از خالق به عنوان یکی از اسمای الٰهی و فروع آن، در بحث از خلق آغازین و دوام خلق، در بحث از خلق افعال بندگان از فروع مباحث جبر و اختیار و در بحث از خلق قرآن از فروع مباحث صفات الٰهی بازجست. تنها بحث اخیر ذیل مدخل کلام‌الله مطرح خواهد شد...

خلق/ فرامرز حاج‌منوچهری | ۱۲:۵۲,۱۳۹۵/۱۱/۱۳|

خَلْق، اصطلاحی در فرهنگ اسلامی به معنای آفرینش که محوری‌ترین اصطلاح در این حوزۀ معنایی است. در لغت عرب، خلق به عنوان یک مصدر به معنای ساخت و آفریدن است. در حیطۀ قصص و اخبار، موضوع پیدایش با تعبیر «بَدء الخلق» بیان می‌شود. همچنین خالق به عنوان یکی از صفات خداوند راه ورود مفهوم خلق به حوزۀ صفات الٰهی در کلام اسلامی را گشوده است. در قرآن و حدیث در قرآن کریم موضوعات مربوط به چگونگی تکوین جهان در دو طیف از آیات: آیاتی پیرامون فرایند خلق، و آیاتی دربارۀ پیش از خلق آمده است. دستۀ اول شامل آیات مربوط به خلق آسمانها و زمین، فرشتگان، انسان، و جز آن است...

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما