صفحه اصلی / مقالات / دانشنامه تهران بزرگ / امیربهادر، عمارت /

فهرست مطالب

امیربهادر، عمارت


نویسنده (ها) :
آخرین بروز رسانی : شنبه 2 اسفند 1404 تاریخچه مقاله

امیربهادر، عمارت \emārat-e amīr bahādor\، بنایی متعلق به دورۀ مظفری، واقع در خیابان ولیعصر (امیریه)، خیابان سرگرد بشیری (پل امیربهادر/ ارامنۀ سابق). این عمارت تنها بخش باقی‌مانده از مجموعه‌ساختمانهای متعلق به امیربهادر، از رجال دربار مظفرالدین شاه (سل‍ 1313-1324 ق/ 1896-1906 م) است و در 5/ 9/ 1380 ش، به شمارۀ 411‘4 در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است. 

امیربهادر لقب حسین‌پاشا خان قراباغی است. وی ازجمله نزدیک‌ترین اشخاص به مظفرالدین شاه به شمار می‌رفت که از دورۀ ولایتعهدی شاه در تبریز، در دستگاه او به خدمت اشتغال داشت. حسین‌پاشا خان، نخست در دستۀ غلامان یوزباشی وارد شد و پس از طی مدارج ترقی، در 1303 ق/ 1886 م، منصب قوللرآقاسی‌باشی را در درب‌خانۀ ولیعهد بر عهده گرفت (سالنامه‌ها ... ، 1303 ق، بند 434‘ 7). در 1309 ق، افزون‌بر سمت پیشین، با درجۀ سرتیپ اولی، آجودان‌باشی ولیعهد شد. در 1310 ق، درحالی‌که به «آجودان‌باشی آذربایجان» شهرت داشت، ملقب به «امیربهادر» شد (همان، 1310 ق، بند 104‘ 13). 
امیربهادر پـس از به‌سلطنت‌رسیـدن مظفرالدین شـاه، همراه او به تهران آمد و تا 1321 ق، رئیس کشیک‌خـانه بود. در همین ایام، به منصب سرداری نیز نائل گشت و پس از درگذشت محمودخان حکیم‌الملک، وزیر دربار، بر جای او نشست. در وقایع مشروطه، امیربهادر در ردیف کسانی قرار گرفت که مخالف برقراری مجلس و محدودشدن دامنۀ اختیارات شاه بودند و بدین سبب، آوازه‌ای در شاه‌دوستی و ضدیت با مشروطه به هم زد (ناظم‌الاسلام، 1/ 308، 347؛ کاتوزیان، 166، 213). 
امیربهادر پس از مشروطه، در 1326 ق، در کابینۀ سوم و چهارم میرزا احمد خان مشیرالسلطنه به‌عنوان وزیر جنگ انتخاب شد. یک سال بعد، در 1327 ق، پس از فتح تهران و خلع محمدعلی شاه، همراه او به باغ سفارت روسیه در زرگنده پناهنده شد؛ سپس با او به اروپا رفت. وی پس از چندی، از محمدعلی شاه در روسیه جدا شد و مدتی را در وین، پایتخت اتریش، به سر آورد. امیربهادر پس از گرفتن تأمین از دولت، به ایران بازگشت و در حدود سال 1336 ق/ 1918 م، در تهران درگذشت (بامداد، 1/ 384-386). 
چهرۀ امیربهادر در منابع به‌سبب مخالفت وی با مشروطه، و گاه نیز اعمال خشونت با مشروطه‌خواهان مخدوش است؛ گرچه پیش از جنبش عدالت‌خواهی مردم و در سالهای نخست سلطنت مظفرالدین شاه نیز امیربهادر به‌ همراه شاه در شعری عامیانه مورد هجو مردم قرار گرفته بود (نک‍ : شاملو، 194). این شعر بازتابی از انتقادهای مردم به بی‌درایتی شاه و سلوک اطرافیان او بود که در سودای مقام و منصب از تبریز به تهران آمده، اما پاسخگوی انتظارات مردم نبودند (مستوفی، 2/ 10؛ کاساکفسکی، 142-143). 
امیربهادر در میان این جمعیت تازه‌وارد که از نظر درباریان پایتخت به جهالت و عوام‌زدگی متهم بودند، از جملۀ افراد قابل توجه به شمار می‌رفت. او بسیار مورد اعتماد شاه بود و گفته شده است که به‌سبب آگاهی بر اعتقادات راسخ مذهبی مظفرالدین شاه، خود را در زمرۀ متدینان و ارادتمندان ائمه جا می‌زد (کاتوزیان، 75). امیربهادر به‌واسطۀ نزدیکی به شاه، در 3 سفر او به فرنگ، از ملتزمان شاه بود و نشانهای بسیاری دریافت کرده بود، چنان‌که گفته‌اند گاه برای نصب آنها دچار مشکل می‌شد و جز سینه، از دامن لبـاس خود نیز استفاده می‌کرد (نک‍ : هدایت، 398). 
در کنار انتقادهایی که از او می‌شد، برخی از منابع در مقایسۀ امیربهادر با دیگر رجال قاجاری که گرایشهایی به فرنگی‌مآبی داشتند، از منش ایرانی و وفاداری او به دیانت اسلامی به‌عنوان خصلتی نیک یاد کرده‌اند. گفته می‌شود که کمال‌الملک نیز امیربهادر را به صدق و صمیمیت و وفای به عهد ستوده، و او را در پایبندی به آداب و سنن ایرانی و رنگ‌نپذیرفتن از بیگانه، بر دیگر همگنانش برتری داده است (بامداد، 1/ 386). 
امیربهادر علاقۀ وافری به شاهنامۀ فردوسی داشت. او بیشتر اشعار شاهنامه را حفظ بود و گاه به‌مناسبت، ابیاتی از آن را می‌خواند. وی نسخه‌ای از شاهنامه را به خط حسین عمادالکتاب و تصحیح عبدالعلی مؤید بیدگلی، با چاپ سنگی بسیار اعلا به طبع رساند که به شاهنامۀ امیربهادری مشهور است (مشار، 3/ 3174؛ بامداد، همانجا). 

معماری بنا

عمارت امیربهادر در زمینی به مساحت حدود 000‘ 3 مـ2، در دو طبقه ساخته شده است. این بنـا از معدود ساختمانهای متعلق به دورۀ مظفری است که در تهران بر جای مانده است. سال ساخت بنا براساس تاریخ موجود در دهلیز جنوبی تالار آینه، 1318 ق/ 1900 م است. از نـام معمار بنـا آگاهی‌ای در دسـت نیست؛ جز اینکـه آینه‌کاری حوض‌خانۀ عمارت به دست استاد محمد لُر، پدر استاد حسین لرزاده انجام شده است (لرزاده، 20). 
این مجموعه در آغاز شامل چند دستگاه خانه و عمارت، دیوان‌خانه، حیاط‌خلوت، گرمابه و دیگر اجزاء مورد نیاز بوده است. با گذشت زمان، همۀ بخشها واگذار و تخریب شدند و تنها بخش به‌جامانده از آن، حسینیه است که از 1346 ش، پس از مرمت بنا و ایجاد تغییراتی در آن، به محل استقرار «انجمن آثار و مفاخر فرهنگی» اختصاص یافت (مصطفوی، 2/ 451). این بخش پیش از واگذاری، کاربریهای متفاوتی داشت؛ ازجمله اینکه مدتی به‌عنوان محل دبیرستان سلطانی مورد استفاده قرار گرفت (لرزاده، همانجا). 
موقعیت قرارگیری بنا، داخل حصار ناصری، در خیابان غربـی ـ شرقی پل امیـربهادر است که حد فاصل خیابـان امیریه و وحدت اسلامی (شاهپور سابق) قرار دارد. این خیابان پس از طی مسافتی به سمت شرق، به دو شاخه منشعب می‌شود که شاخۀ جنوبی آن خیابان ظفرالدوله (شیخ بهایی امروزی) خوانده می‌شد و شاخۀ شمالی آن بعدها به خیابان ارامنه (سرگرد بشیری کنونی) تغییر نام داد. 
عرصه به‌صورت صحنی وسیع و غیر منتظم شامل بنای اصلی و یک حیاط کوچک در جبهۀ شمالی، و بنایی دیگر در جبهۀ جنوبی است؛ بنای جنوبی دربرگیرندۀ حوض‌خانه، دو اتاق و فضاهای مکمل است که امروزه به بخش پژوهش و انتشارات تغییر کاربری داده است. حیاط شمالی دارای تأسیسات موتورخانه در بخش زیرین حیاط (گویا در آب‌انبـار مجموعۀ قدیمی)، بـاغچه و حوضی کوچک در بخش میانی، و ساختمان کتابخانه است که با الحاق به بخش شمال غربی بنای اصلی، به‌عنوان مخزن کتاب و جایگاه نگهداری از کلیشه‌ها و اسناد مورد استفاده قرار می‌گیرد. براسـاس بررسیهای کارشنـاسـان، در وضعیـت اولیه، در سمت شمال تالار آینه، در طبقۀ اول، 3 دهانه طاقهای موازی شمالی ـ جنوبی قرار داشته است که بعدها بر فراز این قسمت، تالار کتابخانه و قرائت‌خانۀ انجمن افزوده، و الحاق گشته است (مصطفوی، 2/ 453). 
بنای اصلی از نمونه‌های جالب معماری در دورۀ قاجار است، زیرا به‌رغم تمایل ناموران و دولتمردان آن دوره به فرنگی‌سازی در ساختمانهای خصوصی خود، کالبد بنا تـا حد زیادی از سبک اصیل معماری ایرانی تبعیت می‌کند. وجود عناصری چون تالار چهارصفۀ چهارستونی در اشکوب اول، که با چشمه‌طاقهای ضربی پوشش یافته است، اجرای طاق گهواره‌ای در پوشش راهروها، طاقهای ضربی چهاربخشی (گلودرهم) در اتاقهای دوطبقه، همچنین وجود ایوانهای ستون‌دار، و نیز آمودهایی چون کاشی‌کاری آستانه‌ها، ازاره‌ها و کف صفه‌های تالار و نیز آینه‌کاری سراسری و اجرای سرستونهای مقرنس در تالار آینه از عوامل معماری اصیل ایرانی است. 
عناصر فرنگی راه‌یافته در بنا، به‌طورکلی متأثر از معماری روسی است. این عناصر شامل راهروهای سراسری مرکزی، پلکان دوطرفۀ داخل ساختمان و نیز تزیینات گچی اطراف سقفها، سربخاریها، بالا و پایین ستونهای ایوان طبقۀ دوم، اجرای طراحیهای جلو ایوان، اجرای سنتوری بالای بازشوهای ایوان دوم، و بخاری بزرگ دیواری به سبک روسی در حوض‌خانۀ وسط بنای جنوبی انجمن است (مصطفوی، 2/ 455، 459). 
ساختمان انجمن روی صفه‌ای که با اختلاف چند پله بالاتر از تراز حیاط واقع شده، استقرار یافته است. پلان بنا در زمینه‌ای مستطیل‌شکل با کشیدگی در راستای شرقی ـ غربی اجرا شده است. طرح کلی طبقۀ اول شامل یک تالار آینه‌کاری در بخش غربی، یک راهرو شمـالی ـ جنوبـی در مرکز ساختمان، بـا پلکانی در انتهای آن، دو اتاق و یک راهرو فرعی عمود بر راهرو مرکزی در نیمۀ شرقی ساختمـان، یک راهرو شمالی ـ جنوبی دیگر در منتهاالیه شرقی بنا، و یک ایوان کم‌ارتفاع با 7 دهانه طاق در سرتاسر جبهۀ جنوبی است. 
تالار آینه با اختلاف چند پله در تراز تقریبی منفی 1 از کف راهرو مرکزی قرار گرفته است. این تالار دارای 3 شاه‌نشین در اضلاع جنوبی، غربی و شمالی است که هرکدام دو دهانه طاق در دو طرف خود دارند. دهانۀ طاقهای ضلع غربی تالار دارای دو در ورودی به دو اتاق واقع در دو طرف شاه‌نشین است، ضمن اینکه دو در نیز از داخل شاه‌نشین برای برقراری ارتباط خطی با اتاقها و امکان بسط و تجمیع یا تفکیک فضا تعبیه شده است. درهای دو طرف شاه‌نشین جنوبی به ایوان، و درهای دو طرف شاه‌نشین شمالی به مخزن کتاب باز می‌شوند که در حال حاضر مسدود شده‌اند. بارِ سقف تالار را 4 ستون با پایۀ سنگی حمل می‌کنند که در میانۀ فضا بر پا شده‌اند. برای مقاوم‌سازی نیز میان ستونها با تیرآهن کلاف‌بندی شده است. 
اتاقهای واقع در بخش شرقی به آبدارخانه و فضاهای مکمل اختصاص یافته‌اند. پلکان واقع در راهرو فرعی مسدود شده، و در محل راهرو، آبریزگاه ساخته شده است. راهرو شرقی ساختمان ضمن فراهم‌آوردن دسترسی به طبقۀ بالا از طریق پلکان فرعی و نیز دسترسی به راهرو مرکزی بنا، عامل ارتباط میان حیاط اصلی و حیاط شمالی، واقع در پشت ساختمان اصلی، به شمار می‌رود. پلکان واقع در بخش انتهایی راهرو مرکزی نیز پس از پاگرد، با گردش °90 به دو طرف باز، و با دو بازو به طبقۀ دوم منتهی می‌شود. 
طرح کلی طبقۀ دوم به‌طور تقریبی منطبق با طبقۀ زیرین است. این طبقه دارای تالاری بزرگ در بالای تالار آینه، یک راهرو مرکزی، اتاقهای مربوط به بخش ریاست در نیمۀ شرقی ساختمان، و ایوان سراسری با ستونهایی بلند در جبهۀ جنوبی است که در انتهای غربی آن یک دستگاه آسانسور جاسازی شده است. تالار طبقۀ دوم به‌صورت فضایی یکپارچه با سقفی تخت است که بر فراز تالار آینه قرار دارد. در سرتاسر ضلع غربی تالار، 3 اتاق واقع شده است که به‌صورت خطی، در یک امتداد چیده شده‌اند؛ اتاقها از طریق درهای میانی به یکدیگر راه دارند و دسترسی به آنها از داخل تالار فراهم شده است. 
بخش ریاست متشکل از 4 اتاق است که دو باب آن در نیمۀ شمالی، یک باب آن در نیمۀ جنوبی و یک باب دیگر به‌صورت اتاقی باریک و کشیده در فضای میانی جای دارد. اتاق میانی به‌عنوان فضای مکث و عضوی رابط میان اتاقهای شمالی و جنوبی عمل می‌کند و دسترسی به آن از داخل راهرو مرکزی صورت می‌گیرد. اتاق میانی فاقد پنجره است و برای تأمین نور داخلی آن، در بخش مرکزی سقف جام‌خانه‌ای با شیشه‌های رنگی تعبیه شده است (طایفه؛ برای پلان، نک‍ : خانۀ ... ، بش‍‌ ). 
نمای ساختمان به‌صورت بدنه‌ای یکپارچه و مسطح است که در دو گوشۀ شرقی و غربی دارای پخی است. نمای دو طبقه با دو ایوان سراسری که تمام جبهه را پیموده‌اند، شکل گرفته، و توالی طاقها و ستونهای ایوان، حجم کشیدۀ بنا را مورد تأکید قرار داده است. بافت نما در پیشانی ایوان طبقۀ اول و نیز جرزهای طاق از آجر، و در ایوان و ستونهای طبقۀ دوم، اندودِ گچ و رنگ است. نماسازی بنا توسط ایجاد خطوط افقی در لبۀ بام و لبۀ ایوان، و نیز خطوط عمودی حاصل از برپایی پایه‌ها، ستونها و ابزارزنی قاشقی روی جرزهای ستون نمای ایوان انجام گرفته است. 
نمای اصلی بنا، نمای جنوبی است. در این نما، 7 دهانه طاق با قوس نیمه‌بیضی (دسته‌زنبیلی) در پردۀ اول وجود دارد که دو طاق واقع در منتهاالیه شرقی و غربی در پخی گوشۀ ساختمان واقع شده‌اند. داخل هر طاق، یک درِ قوسی‌شکل قرار دارد که چَفـد آن مطابق طاقهای ایـوان است. در پردۀ دوم، 4 ستون مدور با پایه‌های چهارگوش در ایوان، و دو نیم‌ستون در دو سر انتهایی ایوان قرار دارد. در ایوان، 7 درِ دولنگه تعبیه شده است که ازاین‌میان، درِ واقع در آکسِ نما بزرگ‌تر است. درها همگی نعل تخت دارند و بالای آنها سنتوری اجرا شده است. 
عوامل تزیینی نما شامل آجرکاری در پیشانی ایوان طبقۀ اول، با آجر مُهری، قاب‌بندی پایۀ طاقها، اجرای صراحی در لبۀ ایوان طبقۀ دوم، تزیینات گچ‌بری با نقوش گیاهی و انسانی در سنتوریها، پایۀ ستونها، نوارهای تزیینی گچ‌بری در سقف داخلی ایوان و لبۀ بام، و نیز اجرای سگ‌دستهای تزیینی زیر قرنیز بام است. 

صفحه 1 از2

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: