امالمدارس، مدرسۀ دخترانۀ ملی
مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی
جمعه 1 اسفند 1404
https://cgie.org.ir/Fa/article/286551/امالمدارس،-مدرسۀ-دخترانۀ-ملی
چاپ شده
4
امالمدارس، مدرسۀ دخترانۀ ملی \madrese-ye doxtarāne-ye mellī-ye omm-ol-madāres\، از نخستین مدارس دخترانۀ تهران که بهصورت ملی اداره میشد (1327-1330 ق/ 1909-1912 م). چندی پس از فتح تهران توسط مشروطهخواهان در 1327 ق، و برکناری محمدعلی شـاه (سل 1324-1327 ق/ 1906- 1909 م)، فعالیت مدرسههای دخترانۀ تهران که با آغاز مشروطیت پا گرفته بود، دیگربار از سر گرفته شد و مدارسی نوبنیاد آغاز به کار کردند. مدرسۀ امالمدارس نیز در این تاریخ در تهران تأسیس شد و روزنامههای تهران در شوال 1327 خبر گشایش آن را منتشر کردند ( ایران نو، ﺷﻤ 43، ص 2؛ شرق، ﺷﻤ 15، ص 4، نیز ﺷﻤ 22، ص 2 که نام مدرسه را بهنادرست «امالنسوان» درج کرده است). مدرسه در محلۀ دروازه قزوین، خیابان ظفرالدوله (امروزه خیابان وحدت اسلامی، خیابان شیخ بهایی) قرار داشت. در آگهی آغاز به کار مدرسه آمده بود که مدرسه با مجوز رسمی وزارت معارف تأسیس شده است و زیر نظر این وزارتخانه فعالیت میکند. امالمدارس توسط بانوان اداره میشد و تنها یک پیرمرد بهعنوان دربان در آن اشتغال داشت (همانجاها).مدیریت مدرسۀ دخترانۀ امالمدارس برعهدۀ یکی از دانشآموزان مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی به نام بدرالدجى بود. بدرالدجى دختر یک طبیب نظامی به نام سید محمدباقر رضوی، ملقب به امامالحکما، بود و مادرش حمیده نام داشت. بدرالدجى بعدها نام و نام خانوادگی خود را به مهرتاج رخشان تغییر داد؛ او شعر نیز میسرود و در برخی از اشعـارش «رخشـان» تخلص کرده است (ﻧﻜ : قویمـی، 111-112). سعید وزیری که رمان خاتون معارف ایران را براساس مصاحبه با بدرالدجى در دورۀ پیری او، و در زمان اقامت در دماوند نوشته است ــ به نقل از خود بدرالدجى ــ تاریخ تولد او را چندی پس از سیوپنجمین سال از سلطنت ناصرالدین شاه ــ یعنی پس از 1299 ق ــ میداند (ص 69-71)؛ اما این تاریخ تولد با مستندات تاریخی و نیز با دیگر اظهارات بدرالدجى تطبیق ندارد (ﻧﻜ : دنبالۀ مقاله). به نظر میرسد تاریخ تولد او 1268 ش (بعد از 19 رجب 1306) باشد که فخری قویمی در کارنامۀ زنان مشهور ایران به آن اشاره کرده است (ص 111). بدرالدجى در تهران به دنیا آمد. چون در دورۀ کودکی او مدرسۀ دخترانهای که کودکان مسلمان در آن تحصیل کنند وجود نداشت، تحصیلات ابتدایی خود را نزد پدر و مادرش در خانه آغاز کرد. امامالحکما به تحصیل بدرالدجى و دختر دیگرش علاقهمند بود و خود به آنها زبان انگلیسی آموزش میداد. بدرالدجى در 16سالگی به همراه خواهرش از پدر درخواست کرد که در مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی تحصیل کند. امامالحکما حاضر به تحصیل دختران خود در مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی نشد. بدرالدجى و خواهرش برای قبولاندن خواستۀ خود به پدر ناچـار شدنـد ــ به بهـانۀ حمـامرفتن ــ به خـانۀ میـرزا علیاصغر خان امینالسلطان بروند و در حرم امینالسلطان بست بنشینند. بستنشینیْ اثربخش شد و پدر سرانجام با تحصیل آنها در مدرسۀ آمریکایی موافقت کرد. گفتنی است خانۀ شهری امینالسلطان بهترین مکان برای پناهبردن و بستنشستن دو دختر بود و در صورت انتشار خبر بستنشینی آنها میان مردم، باعث بدنامی و تهمت و افترا نمیشد (وزیری، همانجا، نیز 75-77). بدرالدجى در 16سالگی پس از ثبتنام در مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی تهران، در کلاس چهارم ابتدایی آغاز به تحصیل کرد. بدرالدجى را نباید نخستین دختر مسلمان دانست که در مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی تحصیل کرد. مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی پیش از آن تاریخ، و در دورۀ سلطنت ناصرالدین شاه نیز دانشآموز دختر مسلمان داشت (الدر، 41). بدرالدجى به همراه دختری دیگر به نام مریم اردلان، نخستین دختران مسلمانی بودند که از مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی دیپلم و گواهینامۀ پایان تحصیلات دریافت کردند (ﻧﻜ : بامداد، 2/ 69-70؛ وزیری، 31). بدرالدجى درمجموع، 8 سال (تا 1329 ق/ 1911 م) در مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی تحصیل کرد. او در طول تحصیل ناچار بود از خانهشان در خیابان ارامنه تا محل مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی در خیابان قوامالسلطنه پیاده برود. پوشش رایج زنان آن دوره، یعنی چادر و چاقچور و روبند، برای دختری که ناچار بود کتابها و ناهار خود را به دست بگیرد و پیاده به مدرسه رود، باعث زحمت میشد. به این دلیل، بدرالدجى چادری برای خود طراحی کرد که سرتاسر تن و سر او را میپوشاند، ولی برخلاف معمول، آستین داشت و دستهایش بیرون از چادر آزاد بودند. این لباس میتوانست مایۀ دردسر برای بدرالدجى باشد؛ بهطوریکه برخی او را به بددینی متهم کردند. به اظهار بدرالدجى، انتشار تهمت بددینی و آگاهی پدرش از آن، یکی از عواملی بود که اندیشۀ تأسیس مدرسه برای دختران را نزد امامالحکما پدید آورد. پدر بدرالدجى تصور داشت اگر مدرسهای برای دختران مسلمان تأسیس شود که مدیریت آن با زنان مسلمان باشد، تهمت و بدگویی از دختران دانشآموز کمتر خواهد شد (همو، 79-80). بههرحال، وقتی مدرسۀ دخترانۀ امالمدارس در 1327 ق تأسیس شد، بدرالدجى 21 سال داشت و هنوز دورۀ تحصیل در مدرسۀ آمریکایی را به پایان نبرده، و دیپلمه نشده بود. او 3 سال بعد، در 24سالگی موفق به اخذ مدرک دیپلم از مدرسۀ دخترانۀ آمریکایی شد (همو، 80).در آگهیای که برای افتتاح مدرسۀ امالمدارس منتشر شد، دورۀ تحصیلی مدرسه 7 سال پیشبینی شده بود. بااینحال، برنامۀ آموزشی مدرسه چندان منسجم نبود و نشان از شتابزدگی مؤسسان مدرسه برای تحصیل و آموزش دختران داشت. بررسی برنامۀ آموزشی مدرسه، این تصور را پدید میآورد که مؤسسان مدرسه همۀ آرزوهای خود را برای تحصیل دختران ایرانی در برنـامۀ آموزشی گنجانده بودند. در آغاز آگهی تأسیس چنین آمده بود: «از غالب علوم عقلی و نقلی جدید و قدیم و زبان فرانسه و انگلیسی و فن قابلگی و هنر یدی و آشپزی و غیره به پروگرام صحیح و اسلوب جدید ... با نهایت التزام و رعایت شرایط اسلامی تدریس و تعلیم میشود» (شرق، 1327 ق، شم 15، ص 4).در برنامۀ تفصیلیای که ازسوی مدرسه منتشر شد، مدرسه دو سطح آموزشی ابتدایی و علمی داشت. در کلاس اول دورۀ ابتدایی، کودکان ششساله (یا کوچکتر) نخست به آموزش خواندن و نوشتن میپرداختند و با مقدمات حساب آشنا میشدند. در کلاس دوم، خواندن متون سادۀ فارسی، و نیز آموزش قرآن و احکام مذهبی در برنامۀ درسی قرار داشت. در کنار آن، دانشآموزان با حساب (4 عمل اصلی)، تاریخ و جغرافیا آشنایی مقدماتی به دست میآوردند و نوشتن و املای فارسی را نیز میآموختند. دانشآموزان با پایان دورۀ دوسالۀ ابتدایی، وارد دورۀ علمی (به تعبیر مؤسسان مدرسه: دورۀ عالی) میشدند. این دوره، 5 کلاس (سال تحصیلی) داشت: در کلاس اول، آموزش حساب، تاریخ، جغرافیا و نیز دستور زبان فارسی و عربی در دستور کار بود. دانشآموزان با زبانهای فرانسه و انگلیسی آشنا میشدند و افزونبر ادامۀ فراگیری مشق و خط و املا، برخی هنرهای دستی نیز به آنها آموخته میشد. در کلاس دوم دورۀ عالی، بنابر این بود که مقدمـاتی از علم حقوق بینالملل و آموزش فیزیک به برنامۀ درسی افزوده شود. دانشآموزان در این کلاس به تکمیل آموختههای خود در حساب و دستور زبان فارسی و عربی و زبان انگلیسی میپرداختند. فراگیری ترجمۀ قرآن و احکام دینی نیز در این دوره ادامه مییافت. در کلاس سوم قرار بود دانشآموزان بهصورت مفصل با علوم ادبی مانند معانی و بیان و بدیع، عروض و قافیه و امثال عرب آشنا شوند. تفسیر برخی آیات قرآنی نیز در برنامۀ درسی جای داشت. همچنین میتوانستند با گیاهشناسی و جانورشناسی (علم حیوانشناسی) آشنا شوند. برنامۀ درسی دانشآموزان کلاس چهارم شامل آموزش علوم دینی همچون کلام، حدیث، فقه و منطق بود. آموزش جبر و مقابله و حفظالصحه (بهداشت)، قابلگی و نقشهکشی نیز از دیگر مواد درسیای بود که برای دختران دانشآموز در نظر گرفته شده بود. دانشآموزان در صورت قبولی، و رسیدن به کلاس پنجم، با علومی مانند زمینشناسی و معدنشناسی، و فلسفۀ علم ریاضی آشنا میشدند. کلاسهای قابلگی (به شرط حضور 10 دانشآموز) در این سال نیز برگزار میشد. از همین سال، آموزش زبان خارجی بهصورت اختیاری، و منحصر به یک زبان خارجی پی گرفته میشد ( ایران نو، 1327 ق، شم 43، ص 2). هزینۀ تحصیل در مدرسه برای نوآموزان، ماهیانه 5 قران بود و 5 قران هم برای تهیۀ وسایل آموزشی در ابتدای ورود به مدرسه جداگانه دریافت میشد. شهریه در سالهای بالاتر به فراخور هزینۀ تحصیل به یک تا دو تومان افزایش مییافت (همانجا).ادعای مدرسۀ امالمدارس برای آموزش علوم عالی دختران در همان زمان افتتاح مدرسه، ازسوی رضاقلی خان پسر نیرالملک، مدیر مدرسۀ دارالفنون و معاون وزارت علوم، مورد انتقاد قرار گرفت؛ گرچه او مانع فعالیت مدرسه نشد. درواقع، مجوز فعالیت ازسوی وزارت معارف برای تأسیس یک مدرسۀ ابتدایی صادر شده بود. ازسوی دیگر، برای وزارت معارف روشن نبود که بدرالدجى و خواهرش که در مدرسۀ آمریکایی تحصیل کرده بودند، خودشان صاحب این معلومات بوده باشند (سالور، 4/ 2870-2871). افزونبراین، همزمان با آغاز کار مدرسه، روزنامۀ ایران نو (همان چ، شم 51، ص 1) در سرمقالهای با عنوان «مرض تشخص»، از اینکه در مدرسۀ امالمدارس، دانشآموزان اجازه داشتند بعضی وسایل شخصی همچون زیورآلات همراه خود داشته باشند، انتقاد کرد. بدرالدجى در شمارۀ 55 از همین روزنامه (همان چ، ص 4)، پاسخی نوشت و یادآور شد که اولاً تشخص را مرض نمیداند و اگر کسی از طبقۀ اعیان باشد، نمیتواند از او بخواهد بهمانند فقرا لباس بپوشد و زندگی کند؛ ثانیاً مدرسۀ او نوبنیاد است و مقررات داخلی آن بهمرورزمـان تنظیم خواهد شد و به چگونگـی پوشش دانشآموزان رسیدگی میشود.به نظر میرسد چندی بعد، عنوان عالی بهصورت موقت از نام مدرسه حذف شد. در 1327 ق/ 1909 م، در آگهیای که مدیران مدرسه بهمنظور اعلام تاریخ برگزاری امتحانات پایان سال تحصیلی در روزنامۀ ایران نو (شم 111، ص 2) به چـاپ رساندند، ایـن مدرسه به نـام «دبستان دوشیزگان امالمدارس» معرفی شده است. امتحاناتْ 3 ماه پس از آغاز فعالیت مدرسه، در اواخر سال 1327 ق (25 ذیحجه)، و با حضور 200 تن از بانوان تهرانی برگزار شد؛ مدیران دیگر مدرسههای دخترانه و 3 معلم زن از مدرسۀ آمریکایی تهران نیز در این مراسم حضور داشتند. دانشآموزان مواد درسی فارسی، عربی، جغرافی، تاریخ ایران و نقشهکشی را بهخوبی امتحان دادند و به شاگردان ممتاز مدرسه هدایایی داده شد (همانجا). 8 ماه پس از آغاز فعالیت، در روزهای 25 و 26 جمادیالاول 1328، مدرسۀ امالمدارس برای دومین بار امتحان برگزار کرد (همان، 1328 ق، شم 221، ص 1). در این امتحانات نیز مواد درسی فارسی و عربی و احکام شرعیه، زبانهای فرانسه و انگلیسی، علم هیئت، جغرافیا و حقوق اساسی از مواد امتحانی بود. در جریان برگزاری امتحان، یکی از معلمان مدرسه خطابهای در حضور بانوان قرائت کرد. او در سخنان خود به تلاش برای حمایت از مشروطیت و ارتقای سطح فرهنگی دختران ایرانی تأکید داشت و از این مسئله شکوه میکرد که با وجود رعایت عفت و پاکدامنی معلمان مدارس دخترانه، سیلی از تهمت و اراجیف دربارۀ آنها در میان بدخواهان شهرت دارد. در بخشی از خطابه شیوۀ آموزش سنتی توسط ملاباجیها و میرزاها (معلمان مرد مکتبخانهها) را با مدارس جدید دختران مقایسه کرده، و افزوده است در مدارس جدید دختران تمام کارکنان مدرسه اعم از مدیر، رئیس، نـاظم، معلم، و فراشْ زن هستند و حتى یک پسربچۀ پنجساله هم اجازۀ ورود به مدرسه را ندارد، بااینحال سیل تهمت و بدگویی به معلمان پایان نمیپذیرد (همان، شم 228، ص 2). مدرسۀ امالمدارس در کنار برنامۀ آموزشی برای دانشآموزان، برنامههای جانبی نیز داشت؛ برای نمونه، به هنگام برگزاری دومین دور امتحانات مدرسه اعلام شد که جلساتی با شرکت زنان در موضوع ترویج استفاده از پوشاک بافت ایران و پرهیز از کالاهای لوکس خارجی و چگونگی خانهداری، بهصورت هفتگی در محل مدرسه برگزار خواهد شد (همانجا). مدرسۀ امالمدارس در دومین سال از فعالیت خود، تلاش کرد که با جلب همکاری خیرخواهان، مریضخانهای برای زنان تأسیس کند. به این منظور، آگهیای در روزنامۀ استقلال ایران (1328 ق، شم 113، ص 6) منتشـر شـد؛ گرچه گزارشـی دربارۀ موفقیت این طرح در دست نیست. مدرسۀ دخترانۀ امالمدارس تا 1330 ق/ 1912 م، در تهران به کار خود ادامه داد. بدرالدجى چندی پیش از این تاریخ، همچنانکه مدیریت امالمدارس را بر عهده داشت، بهعنوان مفتش مدرسههای دخترانه ازسوی وزارت معارف انتخاب شد. وزارت معارف در ذیحجۀ 1330 طی ابلاغی، از بدرالدجى خواست که بهدلیل اشتغال در شغل مفتشی مدارس دخترانه، خود شخصاً به ادارۀ مدرسۀ دخترانۀ امالمدارس نپردازد و این مدرسه را تعطیل کند. بدرالدجى از دوم تا چهارم ذیحجۀ همان سال، مراسم امتحانی برای دانشآموزان مدرسه برگزار کرد و از آن پس، مدرسۀ دخترانۀ امالمدارس تهران تعطیل شد (شکوفه، 1330 ق، شم 1، ص 1؛ قس: رشدیه، 148 که از شمسالضحى دختر امامالحکما، بهعنوان اولین زن بازرس مدارس یاد کرده است).
کاربر گرامی برای ثبت نظر لطفا ثبت نام کنید.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید