تاریخ

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن صقر | ابوالعباس احمد بن عبدالرحمن بن محمد بن عبدالرحمن بن محمد بن صقر انصاری خزرجی، فقیه، محدث، ادیب و قاضی مالکی مذهب اندلسی سدۀ 5-6ق / 11-12م.
  • ابن صیرفی |
  • ابن صوفی، ابراهیم | ابراهیم بن محمد (د بعد از 260ق / 874م)، از علویان و از نسل عمربن علی بن ابی طالب (ع) که در عهد احمدبن طولون (د 270ق / 883م) در مصر طغیان کرد.
  • ابن صوفی، نجم الدین | نجم‌الدین ابوالحسن علی بن ابوالغنائم محمد (ح 390- ح 460ق / 1000-1068م)، نسب‌شناس شیعی.
  • ابن صیرفی، ابوبکر | ابوبکر یحیی بن محمدبن یوسف انصاری غرناطی مالکی (467-557ق / 1075-1162م) کاتب، شاعر، مورخ، ادیب و محدث اندلسی.
  • جزار احمد پاشا | جَزّارْ اَحْمَدْپاشا (د 12 محرم 1219ق / 23 آوريل 1804م)، دولتمرد و فرماندار توانمند دولت عثماني در سوريه و لبنان.
  • جزایرلی غازی حسن پاشا | جَزايِرْليْ غازيْ حَسَنْ پاشا (؟1124-1204ق / 1712-1790م)، درياسالار، صدر اعظم و از نام‌آورترين دولتمردان عثماني به دوران سلطنت مصطفى سوم، عبدالحميد اول و سليم سوم.
  • جسر، پیکار | جِسْر، پِیْکار، مشهورترین پیکار میان ایرانیان و عربها مقارن عصر فتوحات و پیش از جنگ بزرگ قادسیه. این جنگ را قُس الناطف، المَرْوَحه، و القَرْقَس نیز نامیده‌اند (نک‍: دنبالۀ مقاله).
  • جستانیان | جَسْتانیان، خاندانی از حاکمان دیلمی که در سده‌های 2- 5 ق / 8-11م بر سرزمین دیلم و عمدتاً در نواحی رودبار الموت، طالقان، و سواحل شاهرود و سفیدرود فرمانروایی داشته‌اند. در متون کهن، نام این خاندان آل جستان یا جستانیه است ( اشکال ... ، 145؛ جوینی، 3 / 270-271؛ اصطخری، ترجمه، 215؛ ابن حوقل، 376؛ ابن حسّول، 31؛ را...
  • جعفر برمکی | جَعْفَرِ بَرْمَکی، نک‍ : برمکیان.
  • جعفر بن ابی‌طالب | جَعْفَرِ بْنِ اَبیْ طالِب، ابوعبدالله (د جمادی الاول 8 ق / سپتامبر 629 م)، صحابی مشهور و برادر بزرگ‌تر امیرالمؤمنین علی (ع)، ملقب به « طیار» و «ذوالجناحین».
  • جعفر بن علی | جَعْفَرِبْنِ عَلی، ابوعبدالله، فرزند امام هادی (ع) و برادر امام حسن عسکری (ع)، ملقب به ابوکَرَّین و ابوالبنین (ابن‌عنبه، عمدة…، 199)، و نزد امامیه ملقب به کذاب، به سبب دعوی دروغین امامت (همانجا؛ ابن‌صوفی، 130-131)، و نزد فرزندان و پیروانش ملقب به زَکیّ (عرشی، 51) و توّاب (امین، 6 / 425).
  • جعفر بن مثنی بن عبدالسلام |
  • جعفرخان زند | جَعْفَرْخانِ زَنْد (مق‍ ٢٥ ربیع‌ الآخر ١٢٠٣ق / ٢3 ژانویۀ١٧٨٩م)، هفتمین حاکم از سلسلۀ فرمانروایان زندیه و پدر لطفعلی‌خان زند. از آنجایی که گفته‌اند به هنگام مرگ ٣٥ تا ٤٠ سال داشته است (نک‍ : کوهمره‌ای، ٣٥٢)، تولد او را می‌توان میان سالهای ١١٦٨-١١٧٣ق دانست.
  • جعفرخان مشیرالدوله | جَعْفَرْخانِ مُشیرُالدّوله (د 1279ق / 1862م)، مـلـقـب بـه مهندس باشی از رجال سیاسی دورۀ قاجار، و پسر میرزا محمدتقی وزیر و برادرزادۀ حاجی میرزاحسن، پدر میرزا بزرگ قائم‌مقام اول. او از اواسط دورۀ فتحعلی‌شاه تا دهه‌های میانی پادشاهی ناصرالدین شاه، مناصب و مشاغلی عالی داشت.
  • جعفر طیار |
  • جعفر صادق (ع)، امام | جَعْفَرِ صادِقْ (ع)، اِمام، ابوعبدالله جعفر بن محمد بن علی بن حسين بن علی بن ابی طالب (83-148ق / 702- 765م)، امام ششم از ائمۀ مذهب شيعۀ اثناعشری و بنيان‌گذار مذهب فقهی جعفری.
  • جغاله زاده سنان پاشا |
  • جغتای | جَغَتای، یا چَغَتای، جَغاتای، پسر دوم چنگیز از خاتون بزرگ او یسونجین بیکی (در جامع‌التواریخ رشیدالدین، 1 / 94: بورته اوجین). به گفتۀ جوینی (1 / 29) «ازین خاتون 4 پسر بود ... که تخت مملکت را به مثابۀ 4 پایه ... بودند.
  • جغتای، خانات | جَغَتای، خانات، عنوان سلسله‌ای از فرزندان جغتای، که اولوس جغتای نیز خوانده می‌شدند و مدت 136سال (از 624 تا 760ق / 1227-1359م) بر ماوراءالنهر و بخشی از خوارزم، کاشغر، ختن و نواحی دیگر حکومت کردند تا سرانجام امیرتیمور در 771ق / 1369م آن را برانداخت.
  • جلال‌الدوله دیلمی |
  • جلال‌الدین | فرزند رشیدالدین فضل‌الله همدانی (د پس از 718ق / 1318م)، از امیران و فرمانروایان برجستۀ اواخر عهد ایلخانیان در ایران.
  • جلال‌الدین منکبرنی |
  • جلال‌زاده | شهرتِ دو برادر از دولتمردان، قانون‌گذاران، دانشمندان و مترجمانِ روزگار عثمانی در سدۀ 10ق / 16م.
  • جلال‌الدین خوارزمشاه | آخرین سلطان (ﺣﻜ 617-628 ق / 1220-1231م) سلسلۀ خوارزمشاهیان، که چندی دلاورانه در برابر مغولان پایداری کرد. وی فرزند ارشد سلطان محمد خوارزمشاه (حک‍ 596-617 ق / 1200-1220م) بود که از مادری هندی به نام ‌‌آی چیچاک (چیچک) زاده شد (نسوی، سیرة ... ، 25، 40؛ ابو الفدا، 6 / 48؛ ابن ابی الحدید، 8 / 227).
  • جلال منجم |
  • جلایریان | یا ایلکانیان، سلسله‌ای از امیران قدرتمند اواخر عصر ایلخانان که از 740 تا 836 ق / 1239 تا 1433م بر عراقین و آذربایجان فرمان راندند. جلایریان اصلاً از طوایف همسایۀ مغولها بودند که طی یورشهایی یکی از اجداد چنگیزخان را به قتل رساندند و در قلمرو او به تاخت و تاز برخاستند.
  • جلالی، نهضت | نَهْضَت، شورشها و قیامهایی که در سده‌های 10-11ق / 16-17م، به‌ویژه در آناتولی، برضـد نظام اداری ـ اجتماعـی دولت عثمانی رخ داد و امپراتوری را با دشواریهای بسیار مواجه ساخت. این سلسله قیامها نام خود را از شیخ جلال بوزاوغلو برگرفته‌اند که در 925ق / 1519م، در اواخر دوران سلطان سلیم اول (سل‍ 918 -926ق / 1512-1520م)...
  • جلایر، قوم | نام یکی از قبیله‌های بزرگ مغول که سابقۀ آنها دست‌کم به زمان چنگیزخان می‌رسد. جلایر یکی از ۳۹ قبیلۀ تاتار است که وصاف از آنها نام برده است (ص۵۵۸)، و رشیدالدین آنها را در زمرۀ اقوامی یاد کرده است که به مغول شهرت دارند (1 / ۴۰، ۴۳، 65 بب‍‌ )؛ زیرا پس از بالاگرفتن کار چنگیز، بسیاری از اقوام صحرانشین در ختای و آسی...
  • جمال پاشا | دولتمرد برجستۀ ترک و از رهبران سه‌گانۀ جمعیت و حکومت اتحاد و ترقی در پایان عصر عثمانی. جمال پاشا که نام اصلی او احمد جمال بود، در جزیرۀ مدللی (لِسبُس1) از جزایر دریای اژه ــ که امروز به یونان تعلق دارد ــ دیده به جهان گشود؛ اما پدرش محمدنجیب افندی برای او از استانبول شناسنامه گرفت (آرتوچ، 4-5). از این‌رو، او ...
  • جمال‌الدین اصفهانی | ابوجعفر محمد بن کامل علی بن ابی‌منصور اصفهانی، وزیر کاردان و سیاستمدار چند تن از اتابکان آل زنگی در موصل، که به همین سبب او را موصلی نیز خوانده‌اند (نک‍ : دایرةالمعارف ... ، 1 / 746).
  • جمال‌الدین اصفهانی (واعظ) |
  • جمال‌الدین شروانی | یا شیروانی، از آخرین وزیران و دیوان‌سالاران ایرانی عصر ایلخانیان. وی را جمال‌الدین حاجی هم نامیده‌اند (میرخواند، 5 / 540؛ عبدالرزاق، 130؛ خواندمیر، حبیب ... ، 3 / 225).
  • جمال‌الدین اسدآبادی | رجل سیاسی، روشنفکر، روزنامه ـ ‌نگار و مصلح دینی، که در برخی از کشورهای اسلامی و اروپایی، به فعالیتهای سیاسی، فراهم آوردن زمینۀ اتحاد جهان اسلام از طریق اصلاح دینی و تشکیل جامعۀ اسلامی با اتکا به اصول مشروطیت مشغول بود و در برخی از منابع از او با عنوانهای «فیلسوف شرق» و «حکیم اسلام» یاد شده است (امین، 4 / 207؛...
  • جمال‌الدین واعظ اصفهانی | معروف به سید جمال‌الدین واعظ (مق‍ : شوال 1326 / نوامبر 1908)، خطیب نامدار صدر مشروطیت، از رهبران نهضت و نخستین کسی که مردم کوچه و بازار را به مطالبۀ حقوق اجتماعی و سیاسی خود برانگیخت و آنها را با مفاهیمی چون «قانون» و «مشروطه» آشنا کرد.
  • جمال‌الدین موصلی |
  • جمال عبدالناصر |
  • جم سلطان | (صفر 864- 30 جمادی‌الاول 900 / دسامبر 1459-25 فوریۀ 1495م)، شاهزادۀ ادیب و شاعر عثمانی، سومین و کوچک‌ترین پسر سلطان محمد دوم (فاتح). جم سلطان که در منابع اروپایی به زیزیم2 شهرت دارد (هامر ـ پورگشتال، 3 / 244-245)، در شهر ادرنه زاده شد (سعدالدین، 1 / 471؛ منجم‌باشی، 2 / 322؛ دانشمند، I / 287).
  • جمعیت علمیۀ اسلامیه | جمعیتی که بعد از اعلان مشروطیت دوم در عثمانی (1326ق / 1908م) تشکیل شد و به فعالیت در زمینه‌های مختلف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پرداخت.
  • جمعیت علمیه عثمانیه | جمعیتی که در دورۀ تنظیمات (1255-1294ق / 1839-1877م) به‌‌کوشش گروهی از روشنفکران و اصلاح‌طلبان عثمانی برای انتشار و اشاعۀ علوم، فنون و فرهنگ جدید تشکیل شد.
  • جمهوری اسلامی ایران |
  • جمل، جنگ | جَمَل، جَنْگ، نبردی که در جمادی الاول 36 / نوامبر 656، میان امیرالمؤمنین علی‌(ع) و سپاهیان آن حضرت،با طلحه، زبیر، عایشه و هوادارانشان در بصره روی داد. جنگ جمل یکی از پیامدهای حادثۀ قتل عثمان و خلافت امیرالمؤمنین علی‌(ع)، و نخستین نبردی بود که پس از اسلام میان مسلمانان پیش آمد.
  • جمهوریت | جمهور (جمع: جماهیر) واژه‌ای عربی و در لغت به معنای قسمت عمده از هر چیز، همۀ مردم، بخش اعظم و اشراف قوم است. جمهوری در اصطلاح به نوع خاصی از حکومت اطلاق می‌شود که در آن، مردم نقش اساسی در تعیین حاکمیت و سرنوشت خود و کشورشان را دارند و به صورت مستقیم یا غیرمستقیم برای مدت محدودی رئیس کشور را بر می‌گزینند.
  • جنابی، ابومحمد | ابومحمد مصطفى (د 999ق / 1590م)، تاریخ‌نگار عثمانی، مؤلف کتاب العیلم الزاخر معروف به تاریخ جنابی.
  • جناح |
  • جناده | جُناده، نام دست‌کم دو تن از شخصیتهای مشهور سدۀ 1ق / 7م. در کهن‌ترین مآخذ موجود، شرح احوال دو تن به نام جناده که با یکدیگر هم‌عصر بودند، چنان به هم آمیخته شده که جدا کردن آنها بسی دشوار به نظر می‌رسد.
  • جنگل، جنبش | جُنْبِش، جنبشی به رهبری میرزا کوچک خان جنگلی بر ضد استبداد، استعمار و اشغال ایران توسط بیگانگان.
  • جنید، شیخ | چهارمین نسل از اولاد شیخ صفی‌الدین اردبیلی در مسند ارشاد طریقت اردبیل، و کوچک‌ترین پسر شیخ ابراهیم مشهور به شیخ شاه (پیرزاده، 65-66؛ قس: IA, III / 242، که اشتباهاً بزرگ‌ترین پسر شیخ ابراهیم‌ نامیده شده است).
  • جنید بن عبدالرحمان | ابویحیى (د محرم 116 / فوریۀ 734)، حاکم سِند و خراسان در دورۀ اموی. وی از تیرۀ مرّة بن عوف از قبیلۀ بنی تمیم بود و نسبت مُرّی او از اینجا ست (کلبی، 416-417؛ بلاذری، انساب ... ، 13 / 102؛ برای سلسله نسب و کنیۀ او، نک‍ : ابن عساکر، 11 / 322).
  • جند، دیوان |

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: