مقاله

نتیجه جستجو برای

تبیین رابطة «عمل و پاداش» در مثنوی معنوی مولوی راههای دستیابی به عمل بلاعوض عبارتند از: عشق، تناسب عمل با ساختار روحی و استعداد، توانگری و استغنای روحی، همانندی با خداوند، آتش زدن در دودمان خودی، کریم و فتی بودن. در زیر برای هر کدام از اینها نمونه‌هایی از اشعار مولوی نقل می‌کنیم:

( ادامه مطلب )

بی‌تردید تازه‌ترین برنامه ارکستر سمفونیک تهران یعنی ضبط آثار آهنگسازان ایرانی می‌تواند صرفنظر از این‌که اتفاق خوشایندی تلقی‌ شود در پیشبرد و روشن‌کردن چشم‌انداز موسیقی ایران نیز نقش داشته باشد.

( ادامه مطلب )

آمارتیاسن برنده هندی جایزه نوبل اقتصاد است که در سوم نوامبر سال ۱۹۳۳ چشم به جهان گشود. وی استاد فلسفه و اقتصاد است و به سبب مشارکت‌هایش در نظریه‌های توسعه انسانی و اقتصاد رفاه شناخته شده‌ است. آقای فریدون مجلسی که در معرفی آثار آمارتیاسن در این سالها کوشا بوده، می‌گوید: «آمارتیاسن می‌گوید انسانهای فرهیخته که تنوع هویتی دارند، حوزه‌های ارتباطی و دوستی‌شان گسترش می‌یابد، با جوامع مختلف خود را تطبیق می‌دهند و ضد خشونت عمل می‌کنند. به عقیده او هویت سرشت و سرنوشت نیست که انسان محکوم به قرار گرفتن در یک قالب انحصاری آن باشد. یک هنرمند عرب با هنرمند هم‌رشته اروپایی یا چینی خود مشترکات و قرابتهایی بسیار بیش از یک هموطن عادی خود ممکن است داشته باشد

( ادامه مطلب )

سودجویی و منفعت طلبی یکی از ویژگیهای طبیعی و غریزی انسان است و شاید انسانی را نتوان یافت که عملی را انجام دهد و طالب هیچ سودی نباشد. انسانها ذاتاً بازرگان پیشه‌اند و هنگام انجام هر عملی ناچار به سودهای احتمالی آن می‌اندیشند و چنانچه عملی فاقد هرگونه سودی باشد، بدیهی است که هیچ انسانی انگیزه‌ای برای اقدام به آن نداشته باشد. همین سودگرایی سبب شده است که یکی از رایج ترین الگوهای رابطة بین خدا و انسان رابطة بازرگان با بازرگان باشد.

( ادامه مطلب )

مفهوم تخنه و پوئزیون و پوئزیس هر دو واژه یونانی هستند و معنای ساختن را در خود دارند. تخنه همان تکنیک است. تکنیک را فن، ترجمه کرده‌اند که معادل آن حرفه است؛ مثلا تخنه کسی می‌توانست این باشد که چیزی را طراحی کرده و می‌سازد. بین واژه فن و هنر بعدا یک نوع هم‌معنایی به وجود آمد. تخنه به تاریخ معماری هم ربط دارد. واژه آرشیتکتور، یعنی سازنده بزرگ. کسی که می‌تواند سازه‌های بزرگ در معنای فنی و فیزیکال بسازد.

( ادامه مطلب )

مسئله‌ای در میان اندیشمندان در دنیای اسلام و غرب مطرح شده است، اینکه ابن‎خلدون جامعه‎شناس است یا خیر؟ دکتر طباطبایی از کسانی است که معتقد است ابن‎خلدون جامعه‎شناس نیست، زیرا با مبانی معرفت‌شناختی و اندیشه‌ای، ابن‎خلدون با جامعه‌شناسان جدید متفاوت است و تباین دارد. جامعه‎شناسی جدید مبتنی بر مقولات فکری دکارت و کانت است و ابن‎خلدون در فضای فکری ارسطو و افلاطون سیر می‌کند.

( ادامه مطلب )

به عنوان مقدمه‌ای بر بحث تاریخ شکل‌گیری «فضا و حافظه‌جمعی» می‌توان به چنین روند و ساختاری اشاره داشت: در طول تاریخ شناخته‌شده‌ای که ما از تمدن‌های انسانی یعنی از شکل‌گیری مفهوم فضا و انباشت حافظه‌ای آن داریم، سه انقلاب بزرگ فناورانه‌ای که شاهدشان بوده‌ایم عبارتند از: «انقلاب کشاورزی» در حدود 10 هزار سال پیش، «انقلاب صنعتی» در حدود 200 سال پیش و «انقلاب اطلاعاتی» (انفورماتیک) در حدود 30 سال پیش.

( ادامه مطلب )

در طول تاریخ ادبی کشور، شاعرانی نیز بوده‌اند که مناعت طبع خود را زیر پا گذاشته و از شعر به عنوان نردبانی برای کسب جاه و مال بهره گرفته‌اند. خاقانی در یکی از قطعات خود به عنصری ـ ملک الشعرای دربار محمود غزنوی ـ اشاراتی داشته و یادآور شده است که وی شاعری صاحبقرای بود و مدح نیکو می‌گفت و در جریان فتح هندوستان، در قبال سرودن دو بیت شعر، صدبدره(کیسه) زرّ و یکصد غلام، صله گرفت.

( ادامه مطلب )

از ویژگیهای ساختار نوشتاری، انسجام کامل از آغاز تا انتهای کلام است؛ بنابراین هیچ مطلبی در نامه، رساله، کتاب، تصنیف یا تألیفی وجود ندارد جز آنکه از نظم چینشی منسجم و بخشهایی هماهنگ با یکدیگر برخوردار است، چونان حلقه‌های زنجیر که به یکدیگر وصل شده‌اند و از آن، به هماهنگی در کلام تعبیر می‌شود. این ویژگی‌، در گفتاری که به صورت شفاهی ارائه می‌شود وجود ندارد؛ چه، گوینده نسبت به رعایت هماهنگی تقیّدی ندارد، نه تنها انسجام لفظی، که حتی هماهنگی معنوی، بدین معنا که گاه در بین سخن، از موضوعی به موضوعی دیگر، منتقل می‌شود به جهت مناسبتی که در حال سخنرانی، آن را نظر می‌گیرد، بی‌آنکه میان این موضوعات، پیوندی استوار وجود داشته باشد.

( ادامه مطلب )

قصد من در این بحث این است که از دیدی دینی و قرآنی صحبت خود را مطرح کنم. به همین دلیل به دو سوال پاسخ می‌دهم؛ سوال اول این است که آیا از نظر الهیات اسلامی، مراد از معنویت صرفا تقید به عمل به احکام شریعت است؟ به این معنا که چنانچه کسی به تمام احکام الهی عمل کند و رفتار اجتماعی خود را منطبق بر شریعت قرار دهد، مصداق یک شخص معنوی است؟ سوال دوم اینکه آیا مراد از معنویت همان اخلاق است؟ یعنی اگر کسی متخلق باشد، معنوی است؟ مطالعه و امعان‌نظر در ادبیات الهیات اسلامی، این‌گونه نشان می‌دهد که پاسخ هر دو سوال منفی است.

( ادامه مطلب )

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: