علوم

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • جانورشناسی | جانِوَرْشِناسی، یا علم‌الحیوان، دانش مطالعۀ ساختمان بدن جانوران، بررسی صفات و شناسایی بیماریهای آنها و یافتن راههای درمان آن بیماریها. امروزه این مطالعات در شاخه‌های مختلف علومی چون زیست‌شناسی، علوم دامی و دامپزشکی انجام می‌گیرد، حال آنکه در گذشته این مجموعه در یک حوزه بررسی می‌شده است. همچنین در گذشته این گو...
  • جانی | جانی، تخلص چند تن از شاعران پارسی‌گوی که از آن جمله‌اند:
  • الجامع لمفردات الادویة و الاغذیة |
  • جالینوس | جالینوس، پزشک، فیلسوف، منطق‌دان و عالم بلاغت یونانی. وی بزرگ‌ترین پزشك دوران متأخر باستان، و در کنار افلاطون، ارسطو، اقلیدس، ارشمیدس، بقراط، و بطلمیوس، یكی از مهم‌ترین و اثرگذارترین چهره‌های علمی و فلسفی دوران باستان است که آثار او قرنها در جهان اسلام و اروپا اساسِ آموزش و عمل پزشکی بود.
  • جاثی على رکبتیه | جاثی عَلى رُکْبَتَیْه، هفتمین صورت از صور فلکی نیمکرۀ شمالی که به صورت مردی بر زانو نشسته با دو دست باز و کشیده، یکی به سمت ستارگان اِکلیل شمالی و دیگری به سمت ستارگان نَسر واقع، تصور شده است (بیرونی، التفهیم، 92؛ صوفی، 77، نیز ترجمۀ فارسی، 54).
  • جابر بن افلح | جابِرِ بْنِ اَفْلَح، ابو محمد، از منجمان بنام اندلس. از آنجا که ابن میمون (2/ 297) و بطروجی (I/ 53) او را اشبیلی خوانده‌‌اند، احتمالاً اهل اشبیلیه بوده است. از زندگی او اطلاعی در دست نیست. ابن میمون (530-601 ق/ 1135-1204م) به آشنایی خود با پسر جابر اشاره کرده است (همانجا)، از این‌رو، می‌توان گفت که جابر احتما...
  • جابر بن حیان | جابِرِ بْنِ حَیّان، ابوعبدالله جابر بن حیان بن عبدالله ــ که با نسبتهای ازدی، کوفی و طوسی و لقب صوفی شناخته شده است ــ عالم کیمیا و فیلسوف شیعی سدۀ 2ق/ 8 م که مجموعۀ بزرگی از آثار در کیمیا و فلسفۀ طبیعی به او منسوب شده است.
  • ثئوفراستوس |
  • ثور، دومین برج | ثور، دومین برج از برجهای دائرةالبروج، به صورت گاوی که نیمۀ پایین او رو به مغرب است و نیمۀ بالایی او رو به مشرق، و کفل و دو پا ندارد (صوفی، 186). بیرونی در توصیف این صورت می‌گوید: چون نیمۀ پیشینِ گاوی است که آن را از ناف به دو نیمه کرده‌اند و سرش پایین است و به محل زخم می‌نگرد ( التفهیم، 90).
  • ثمره | ثَمَره، رساله‌ای شامل 102 جمله در احکام نجوم، منسوب به بطلیموس (ه‍ م). نام این رساله در متون عربی و فارسی به صورتهای الثمرة ( فی احکام النجوم)، رسالة فی الفلک (عمر، 16)، مائة کلمة (حاجی خلیفه، 2/ 496)، صد بند (منزوی، 4/ 2895)، یا صد کلمه (استوری، II(1)/ 36) نقل شده است.
  • ابن عزرا | ابراهام بن مئیر (مایر) (ح 484-562ق / 1091-1167م)، مفسّر تورات، ادیب، مترجم آثار عربی به عبری، منجم و ریاضی‌دان یهودی اندلسی.
  • ابن عبری | در سریانی: بر عبرایا و در لاتینی: بارهبرایوس) ابوالفرج یوحنّا مارغریغوریوس بن تاج‌الدین اَهْرون بن توما مَلَطی (623-685ق / 1226-1286م)، سراسقف و دانشمند برجستۀ یعقوبی.
  • ابن عراق |
  • ثقفی، خلیل خان | ثَقَفی، خلیل‌خان (شعبان 1279ق - 7 فروردین 1323ش/ فوریۀ 1863- 27 مارس 1944م)، ملقب به اعلم‌الدوله، از پزشکان مشهور دورۀ ناصری و مظفری و نخستین کسی که با تحصیل در ایران، لقب دکتر گرفت. او فرزند حاج میرزا عبدالباقی اعتضادالاطباء از پزشکان و دانشمندان نامی عصر قاجار بود (اعتمادالسلطنه، 223). وی در تهران متولد شد ...
  • ثریا |
  • ثاون اسکندرانی |
  • ثاوفرسطس |
  • ثاوذوسیوس |
  • ثالس |
  • ثامسطیوس |
  • ثالیس ملطی |
  • ثاذری | ثاذُری، تصحیفی از تئودوروس، که آن را به صورتهای ثیادوری، ثیاذروس، تذاری و مانند آنها نیز نوشته‌اند، نام چند دانشمند که اندک اطلاعات برجای مانده دربارۀ آنها گاه به هم درآمیخته است:
  • ابن عبدربه، ابوعثمان | ابوعثمان ‌سعیدبن ابراهیم (یا عبدالرحمن: صاعد، 187، و به پیروی از او، ابن ابی اصیبعه، 2 / 44؛ در حالی که ابن ابار، 2 / 544-545 به صراحت آن را مردود شمرده است) بن محمد بن عبدربه بن حبیب بن حُدیر (محمد؟) بن سالم، پزشک و داروشناس قرطبی اندلسی سدۀ 4ق / 10م و برادرزادۀ ابوعمر احمدابن‌عبدربه صاحب عقدالفرید.
  • ابن عالمه | نجم‌الدین ابوالعباس احمدبن ابوالفضل اسعدبن حلوان دمشقی، مشهور به ابن عالمه و ابن منفاخ (593-13 ذیقعدۀ 652ق / 1197-25 دسامبر 1254م)، پزشک مشهور.
  • ابن طیب |
  • ابن طملوس | ابوالحجاج یوسف بن محمد (559-620ق / 1164-1223م)، پزشک و فیلسوف اندلسی.
  • جواهرنامه | دسته‌ای از کتابها که به شناخت معدنیات به‌ویژه سنگهای قیمتی می‌پردازند. از این گونه کتابها در فارسی با عنوان «جواهر نامه» و گاه «تنسوخ نامه» (نک‍ : دنبالۀ مقاله) و در عربی «کتاب الجواهر» یا «کتاب الاحجار» یاد می‌شود.
  • جوامع | عنوانی که در دوران اسلامی بر دسته‌ای از آثار علمی و فلسفی اطلاق شده است. پیش از اسلام، در دوران اسکندرانی، فراهم آوردن تلخیصهایی از آثار کلاسیک یونانی، بیشتر برای استفادۀ آموزشی، کاری رایج بود (پیترز، 96).
  • جنون | مجموعه‌ای از نشانه‌های نامتعارف روحی و رفتاری همراه با برخی علائم جسمانی. در باورهای فرهنگی، جنون یا دیوانگی، نوعی از خـود بی‌خودی و افسارگسیختگی است که علل مختلفی زمینه‌ساز یا به‌وجود‌آورندۀ آن محسوب می‌شوند. برخی از این باورها با اعتقادات خرافی آمیخته‌اند.
  • الجماهر فی الجواهر | کتاب مهمی به زبان عربی ــ که غـالباً به خطا الجماهر فی معرفة الجواهر نامیده می‌شود ــ نوشتۀ ابوریحان بیرونی، دربارۀ گوهرها، فلزات و آلیاژهای فلزی معروف. بیـرونی این کتاب را در روزگار مودود بن مسعود (حک‍ 433-440ق / 1042-1048م) و به نام وی تألیف کرده است.
  • جمال‌الدین صاعد ترکستانی | صاعد بن محمد سغدی، معروف‌ به جمال ترکستانی (حاجی خلیفه، 1 / 878)، از ریاضی‌دانان سدۀ 8 ق / 14م. تقریباً هیچ اطلاعی از زندگی او نداریم. تنها با توجه به سال نگارش اثر برجامانده‌اش، می‌دانیم که در 712ق / 1312م زنده بوده است (همانجا).
  • جلدکی | عزالدین اَیدَمِر (یا اَیْدَمُر) بن علی (بن ایدمر)، آخرین کیمیادان برجستۀ مسلمان سدۀ 8 ق / 14م. نام او در منابع به صورتهای دیگری نیز آمده است، اما عنوان مقاله صورت غـالب‌ است (بـرای دیگر صورتهـا، نک‍ : امین، 13 / 98؛ هـومیـارد، «ایدمر ... »، 47).
  • جلالی، گاه‌شماری |
  • جفر | شاخه‌ای از علوم غریبه که موضوع آن بررسی چگونگیِ تأثیر حروف در جهان هستی است. جفر در لغت عربی به بزغاله یا برۀ چهارماهه، چاه عمیق، و چاهی که دهانۀ آن گشاد باشد، اطلاق شده است (نک‍ : جوهری، نیز ابن منظور، ذیل واژه؛ ابن قتیبه، 154؛ نیز نک‍ : دمیری، 1 / 179)، در وجه تسمیه‌ای عامیانه، در اطلاق نام جفر بر این شاخه ...
  • جزر و مد | جَزْر و مَدّ، پس‌روي آب از ساحل و پيش‌روي آن در ساحل اقيانوسها و برخي درياها، به طور متناوب و روزانه. به اين پديده کشند نيز مي‌گويند. در هر جزر و مد، زماني که آب به بالاترين ارتفاع خود مي‌رسد، مد، و وقتي به پايين‌ترين ارتفاع مي‌رسد، جزر ناميده مي‌شود. زماني را که جريان جزر و مدي متوقف مي‌شود، مد آرام مي‌نامند...
  • ابن صلاح، نجم الدین | نجم الدین (یا کمال‌الدین) ابوالفتوح احمد بن محمد بن سری بن صلاح همدانی (د 548ق / 1153م)، ریاضی‌دان و پزشک مشهور.
  • ابن صوری | رشیدالدین ابومنصور بن ابی الفضل بن علی صوری (573- اول رجب 639ق / 1177-5 ژانویۀ 1242م)، گیاه شناس و طبیب.
  • ابن صفار، ابوالقاسم | ابوالقاسم احمدبن عبدالله بن عمر غافقی (؟ 370-426ق / 980-1035م)، ریاضی‌دان و ستاره‌شناس اندلسی.
  • ابن صاعد اندلسی |
  • ابن سیار | اِبْنِ سَيّار، ابوماهر موسی بن يوسف (د ح 350 ق/ 961 م)، حكيم و پزشك ايرانی معاصر با آل بويه. ابن قفطی در شرح حال مختصری از او، وی را با كنيۀ ابوعمران ياد كرده است (ص 209). ابن سيار در شيراز ديده به جهان گشود و در همانجا پرورش يافت و به تحصيل طب و حكمت پرداخت و در آن فنون و نيز در منطق نامور شد (بيهقی، 72؛ نام...
  • ابن سویدی | اِبْنِ سُوَيْدی، ابواسحاق عزالدين ابراهيم بن محمد بن طرخان انصاری (600-690 ق/ 1204-1291 م)، طبيب و شاعر دمشقی. وی در دمشق متولد شد و همانجا پرورش يافت، پدرش كه در منطقۀ سويدای حوران تجارت می‌كرد و شايد به همين جهت به ابن سويدی مشهور شده، با پدر ابن ابی اصيبعه دوستی داشت. گفته‌اند وی از تبار سعد بن معاذ صحابی ...
  • ابن سمعون | اِبْنِ سَمْعون، ابوالحجاج يوسف بن يهودا (يا يحيی) بن اسحاق بن عقنين (اكنين) سبتی (555-623 ق/ 1160-1226 م)، پزشك، فيلسوف و ستاره‌شناس يهودی. او در سبته زاده شد و در آنجا به اعتبار نام نيای نهم يا دهمش، ابن شمعون خوانده می‌شده است؛ اين كنيه بعدها در منابع عربی به ابن سمعون بدل شد. يوسف در زادگاه خويش پس از آموز...
  • ابن سمجون | اِبْنِ سَمَجون، ابوبكر حامد (د اوايل سدۀ 5 ق/ 11 م)، پزشك، داروشناس و اديب اندلسی اهل قُرطبه. از گزارش مختصر ابن ابی اصيبعه (2/ 51-52) تقريباً هيچ اطلاعی دربارۀ جزئيات زندگی ابن سمجون به دست نمی‌آيد، جز آنكه كتاب خود الادوية المفردة را در ايام المنصور محمد بن ابی عامر حاجب دربارِ امويان اندلس (د 392 يا 393 ق/...
  • ابن سمح | اِبْنِ سَمْح، ابوالقاسم اَصبغ بن محمد بن اصبغ غرناطی (370-426 ق/ 980-1035 م)، رياضی‌دان و اخترشناس اندلسی. شكلهای السمج، الشيخ و اصنع در برخی منابع مانند ابن صاعد (ص 69) و ابن خطيب (1/ 436) گويا اشتباه كاتبان است. وی در قرطبه زاده شد و در غرناطه درگذشت. از نامۀ ابوبكر بن بشرون ــ از شاگردان مسلمه ــ به ابن سم...
  • ابن سلوم | اِبْنِ سَلُّوم، صالح بن نَصْرالله حَلَبی (د 1081 ق/ 1670 م)، پزشك معاصر سلطان محمد چهارم عثمانی. ابن سلوم را صالح افندی و حكيم باشی نيز می‌ناميدند (ظاهريه، علوم، 36؛ GAL, II/ 595). او در حلب زاده شد و نزد دانشمندان آنجا به تحصيل پرداخت و به‌ويژه در آموختن طب سخت كوش بود. وی سرانجام رئيس پزشكان حلب شد و آنگاه ...
  • ابن سرافیون |
  • ابن سری |
  • ابن سرابیون | اِبْنِ سَرابيون، يوحنّا بن سرابيون (سرافيون) بن ابراهيم، پزشك و دولت مرد سُريانی زبان كه تا نيمۀ قرن 3 ق/ 9 م می‌زيسته است. ووستنفلد (ص 49) تنها محققی است كه به نام جدّ وی اشاره كرده است. نام او در منابع اسلامی يحيی و هم يوحنا (صورت ديگری از يحيی) آمده (ابن‌نديم، 354؛ ابن قفطی، 380) و تلفظ سريانی آن يوحنان با...
  • ابن زیله | اِبْنِ‌زَيْله، ابومنصور حسين بن محمد بن عمر بن زيله (نک‍ : ريو، 560) يا ابومنصور حسين بن طاهر بن زيله (بيهقی، 92، و مآخذ متأثر از آن) يا بنابر روايت ابن ابی اصيبعه 3(1)/ 28) ابومنصور بن زيلا (د 440 ق‌/ 1048 م‌)، رياضی‌دان، موسيقی‌شناس و فيلسوف ايرانی. وی در اصفهان زاده شد. تاريخ ولادت و محل درگذشت او معلوم ني...
  • ابن زهر | اِبْنِ زُهْر، لقب افراد خاندانی منسوب به اِياد بن مَعَدّ بن عدنان كه در سده های 4 تا 7 ق‌/ 10 تا 13 م‌، فقيهان‌، پزشكان‌، اديبان و وزيرانی نامدار از آن برخاستند. شاخۀ اسپانيايی اين خاندان از آغاز سدۀ 4 ق در جَفْن شاطبه، واقع در اندلس شرقی‌، اقامت گزيدند. نيای اين خاندان زُهْر نام داشته، از اين رو افراد آن به ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

عضویت در خبرنامه.

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: