دائرة المعارف بزرگ اسلامی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن سعاده | اِبْنِ سَعاده، ابوعبدالله محمد بن يوسف بن سعادۀ مُرسی (496-565 ق/ 1103-1170 م)، خطيب، عارف، محدث، فقيه مالكی و از قضاة اندلس. وی در مُرسيۀ اندلس متولد شد و تحصيلات مقدماتی را نزد ابوعلی صَدَفی آموخت و همزمان در درس فقه و حديثِ ابومحمد ابن ابی جعفر شركت جست. سپس به غرب اندلس سفر كرد و از ابومحمد بن عتاب، اوبحر...
  • اترک | یكی از طویل‌ترین رودخانه‌های ایران در شمال شرقی كشور.
  • ابن خاقان |
  • ابن ادریس | ابوعبدالله محمد عَمراوی فاسی مشهور به ابنُ الْحاج (د 4 محرم 1264ق / 12 دسامبر 1847م)، وزیر، كاتب و شاعر. اجدادش در زمان انقلاب مغراوة در سدۀ 4ق / 10م همزمان با مهاجرت خاندان ادریس به نواحی مختلف مغرب، به قبیلۀ بنی‌عامر در زمور پناه برده بودند. ازاین‌روی به زموری نیز شهرت یافتند (فاسی، 158). ابن ادریس در فاس م...
  • ابن اخوه |
  • ابن ادریس | فخرالدین ابوعبدالله محمد بن ادریس عِجلی حِلّی (ح 543- 598ق / 1148-1202م)، از فقیهان بزرگ امامیه
  • ابن اخوه | ابوالفضل عبدالرحیم بن احمد بن محمد بن ابراهیم بن الاخوۀ بغدادی شیبانی (483- 548ق / 1090-1153م)، ادیب، شاعر، مفسّر و محدّث شافعی. وی در طلب حدیث به خراسان، نیشابور، ری، طبرستان و اصفهان سفر كرد (كتبی، 2 / 309)، ولی 40 سال در اصفهان اقامت داشت. عمادالدین كاتب از وی به بزرگی یاد می‌كند و او را در حدیث، تفسیر، نح...
  • ابن ادریس | احمدبن ادریس حسنی ابوالعباس (1172-1253ق / 1759-1837م)، مفسّر، محدّث، عارف و صوفی فاسی، رئیس طریقۀ ادریسّیه. او از سادات حسنی است و نسب وی از طریق ادریس بن عبدالله بن حسن (عبدالله محض) به امام حسن (ع) می‌رسد. احمد در آبادی میسور، در نزدیكی فاس واقع در مغرب (مراكش) زاده شد (حسنی یمنی، 1 / 223) و پس از فراگیری ع...
  • ابن اجدابی | اِبْنِ اَجْدابی، ابواسحاق ابراهیم بن اسماعیل لُواتی طرابلسی (سدۀ 6ق / 12م)، ادیب، لغت‌شناس و آشنا به علوم قرآن، فقه، كلام، هیأت و نجوم. گویا نیاكان وی از قبایل بربری لواته بودند كه در اَجدابیه، واقع در میان بَرَقه و طرابلسِ غرب سكونت داشتند و به همین سبب وی به ابن اجدابی شهرت یافت (قس: الزاوی، 4). او در طرابل...
  • ابن اثیر | ابوالسّعادات مجدالدّین مبارك بن محمد شیبانی موصلی (544-606ق / 1149- 1209م)، رجالی، مفسر، مُحدِّث و فقیه شافعی در عراق.
  • ابن اثیر | ضیاءالدین، ابوالفتح نصرالله بن ابی الكرم محمد شیبانی جَزَری (558-637ق / 1163- 1239م)، منسوب به جزیرۀ ابن عمر (ه‍ م).
  • ابن اجا | اِبْنِ اَجا، یا آجا، ابوعبدالله محمد بن محمود بن خلیل الشّمس قونَوی الأصلِ حلبی حنفی، قاضی عسكر (820-881ق / 1417-1476م)، پدر ابن اجا محبّ‌الدین محمود (ه‍ م). به گفتۀ سخاوی (10 / 43)، اَجا لقب پدر ابوعبداللّه بوده است كه ابن‌حنبلی (2(1) / 327) و برخی از متأخّرین آن را آجا ثبت كرده‌اند و گویا به هر دو وجه صحیح ...
  • ابن ابی لیلی | محمّد بن عبدالرّحمن بن ابی لیلی انصاری كوفی (74- 148ق / 693-765م)، فقیه محدّث، مفتی و قاضی كوفه. پدرش عبدالرّحمن از بزرگان تابعین بوده است (خطیب، 10 / 199). در كودكی پدرش را از دست داد و ازاین‌رو نتوانست از دانش او بهره گیرد (ذهبی، سیر، 6 / 310). ابن ابی لیلی از عالمان و فقیهان و محدّثان بنام روزگار خود، فقه ...
  • ابن ابی سری عسقلانی | اِبْنِ اَبی سَری عَسْقَلانی، محمد بن متوكل بن عبدالرحمن بن حسان هاشمی (د 238ق / 852م)، محدث و حافظِ مشهور فلسطینی در سدۀ 3ق / 9م. او به دلیل شهرت پدر یا پیوند خانوادگی با خاندان ابوعبدالله بن ابی سری حافظ عسقلانی (ابن حجر، تهذیب، 9 / 424) «ابن ابی سری» خوانده شده و نسبت «هاشمی» به سبب وابستگی خانواده‌اش به بن...
  • ابن ابی جراده |
  • ابن ابی الرجال | ابوالحسن علی الكاتب الشیبانی المغربی (د نیمۀ اول سدۀ 5ق / 11م)، منجم و شاعر، مربی و وزیر، یا رئیس دیوان رسائلِ چهارمین امیر زیری، معزّبن بادیس (سلامه یوسف، 11؛ ابن عذاری، 1 / 285)
  • ابن ابی الربیع | ابوعبدالله، محمد بن سلیمان بن محمد معافری شاطبی مالكی (585-672ق / 1189-1273م)، مفسر، محدث و مُقْری. وی در شاطبه (در مشرق اندلس) زاده شد. قرائات هفتگانه را از محمد بن عبدالعزیزبن سعادة در شاطبه فرا گرفت. حدیث را در اسكندریه نزد سلفی و در دمشق از واسطی از ابوالقاسم بن صَصْرى و دیگران و در مدینۀ منوره نزد ابویوس...
  • ابن ابی اصبع | ابوالقاسم عبدالعزیز بن تَمّام عراقی (د 762ق / 1361م)، صوفی، حكیم، ریاضی‌دان و كیمیاگر كه از احوال او اطلاعی در دست نیست. آثـار: 1. قصیدۀ ابن ابی الاصبع در علم كیمیا (حاجی خلیفه، 2 / 1328). و از آن به نامهای قصیدة الغرر (بغدادی، 1 / 582) و قصیدة الغرر النّونّیة، (GAL, S, I / 432) و قصیدة نونیة (سپهسالار، 5 / 4...
  • ابن ابار ابوجعفر |
  • ابن ابار ابوعبدالله | اِبْنِ اَبّار، ابوعبدالله محمّد بن عبدالله قُضاعی (595-20 محرم 658ق / 1199-6 ژانویۀ 1260م)، كاتب، مورّخ، محدّث، ادیب و سیاستمدار ‌اندلسی. افرادی كه از قبیلۀ قضاعۀ یمن به ‌اندلس كوچیده بودند از دیرباز در محلی به نام ‌اُنده در همسایگی بلنسیه مسكن داشتند. پدر ابن ابار و احتمالاً خود او نیز در همین محل به دنیا آم...
  • ابن ازرق احمد |
  • ابن | اِبْن (= پسر، فرزند)، واژۀ كهن سامی. هنگام بحث دربارۀ اینكه آیا كلمات در زبان سامی‌ ابتدایی اصلاً از سه حرف تشكیل می‌شده‌اند یا دو حرف، به شواهدی از كلمات دو حرفی نیاز می‌افتد كه باید در همۀ زبانهای سامی‌ كهن (و احیاناً در زبانهای متأخر و معاصر) رایج باشند (در این باره نک‍ : مسكاتی، 72؛ اولری، 176, 177). یكی ...
  • ابن ازرق ابراهیم | اِبْنِ اَزْرَق، ابراهیم بن عبدالرحمن بن ابی بكر الازرق یمنی (د 877ق / 1472م)، پزشك و نویسنده. از جزئیات زندگی او آگاهی بسیاری در دست نیست، بجز اشاره‌هایی كه در تنها كتابش از احوالِ خود به دست داده و از آنجا معلوم می‌شود كه وی در یمن زاده شده و همانجا زیسته است (ابن ازرق، 25، 35). كتاب او در كلیات دانش پزشكی ا...
  • الآمر باحکام الله |
  • الابحاث المفیدة فی تحصیل |
  • الابانة عن غرض ارسطاطالیس | اَلاَبانَةُ عَنْ غَرَضِ اَرِسطاطالیس فی کِتابِ مابَعْدَالطَبیعه، یا مقالة فی اغراض مابعدالطبیعة، نام رساله‌ای است از ابونصر محمدبن محمدبن طرخان فارابی(260- 339 ق / 874-950 م) در توضیح مقصود ارسطو از نوشتن مجموعۀ متافیزیک و بیان محتوای اصلی بخشهای گوناگون آن. کتاب متافیزیک ارسطو در میان مسلمانان به 2 نام شناخت...
  • الابحاث فی تقویم الاحداث | اَلاَبْحاث فی تَقْویمِ الاَحْداث، کتابی خطی به زبان عربی در ردّ فرقۀ زیدیه و اثبات امامت از نظر شیعۀ اثناعشری، و نیز اثبات غیبت امام دوازدهم و ردّ شبهات آن، نوشتۀ محمدبن علی جرجانی غروی (د پس از 728ق / 1328م) معاصر علامۀ حلی. تاریخ درگذشت نویسنده دقیقاً مشخص نیست. این کتاب شامل یک مقدمه و ده فصل و یک خاتمه اس...
  • الابانة عن اصول الدیانة | اَلاِبٰانَةُ عَنْ اُصُولِ الدّیانَة، کتابی کلامی به زبان عربی، نوشتۀ ابوالحسن علی بن اسماعیل بصری اشعری (ح 260-324 ق / 874-936 م)، از دودمان عبداللـه بن قیس معروف به ابوموسی اشعری، پایه‌گذار مکتب کلامی «اشعریّت» و یکی از بزرگ‌ترین متکلمان تاریخ اسلام. برای روشن شدن مقدمات تألیف الابانة، کتاب اساسی اشعریان، با...
  • ابل | اِبِل، به معنی شتران، گلۀ شتر، و نیز شتر. این كلمه از واژه‌های كهن سامی ‌است و در عربی جنوبی و عبری به صورت BLי و در سریانی به صورت eblotá (جمع) (مشكور، ذیل ابل) آمده است. شتر در هزارۀ دوم پیش از میلاد، اهلی شد و نوع یك كوهانۀ آن بیش‌تر در عربستان پرورش یافت و به همین جهت، گاه آن را «شتر عربی» خوانده‌اند. نوع...
  • ابرگهربار | منظومه‌ای ناتمام به فارسی در بحر متقارب، از شاعر بنام هندوستان میرزا اسدالله غالب (1212-1285ق / 1797- 1868م). این اثر در واقع مقدمه‌ای است بر یك مثنوی حماسی در شرح غزوات رسول اكرم(ص) كه شاعر در نظر داشته است آن را در برابر شاهنامۀ فردوسی به تقلید از آن به انجام رساند. این منظومه شامل این بخشهاست: حمد، مناجات،...
  • ابرگهربار | منظومه‌ای به تقلید مخزن الاسرار نظامی، سرودۀ ارشد برنابادی هروی (1025- ذیحجۀ 1114ق / 1616- آوریل 1703م). ارشد این مثنوی را به نام عباسقلی خان بن حسن خان بن حسین خان شاملو حاكم هرات و بیگلربیگی خراسان در دوران شاه صفی و شاه عباس ثانی سروده است و ظاهراً نظم آن كمی قبل از حكومت عباسقلی خان آغاز شده و در اوایل سا...
  • ابراهیمیه اباضیه |
  • ابراهیم سوره | اِبْراهیم، نام چهاردهمین سوره از قرآن مجید با 52 آیه که در شمارۀ آیات آن اختلاف است: قرّاء بصره 51 آیه، کوفه 52، مدینه 54، شام 55 و دیگر قرّاء 50 آیه ذکر کرده‌اند (طوسی، 6 / 269؛ طبرسی، 3 / 301؛ آلوسی، 13 / 179؛ سیوطی، الاتقان، 1 / 235). این سوره «با استناد به اقوال محکم‌تر» هفتاد و دومین سورۀ نازل شدۀ قرآن ا...
  • ابراهیم عبدالقادر مازنی |
  • ابراهیم عادلشاه دوم |
  • ابراهیم عادلشاه اول |
  • ابراهیم سامانی فلک |
  • ابراهیم خلیل خان جوانشیر |
  • ابراهیم خواص |
  • ابراهیم حقی |
  • ابراهیم بن اسماعیل دیباج |
  • ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال |
  • ابراهیم ادهم، ابو اسحاق | اِبْراهیمِ اَدْهَم، ابواسحاق ابراهیم بن ادهم بن منصوربن یزید بن جابر (یا عامربن اسحاق) تَمیمی عِجْلی، عارف و زاهد معروف سدۀ 2 ق / 8 م. در تذکره‌ها پدر او را از ملوک خراسان گفته‌اند و دربارۀ علت و چگونگی پیوستن او به طریق زهد و تجرد داستانهای مختلف نقل شده است. بنابر یکی از این روایات ابراهیم در قصر شاهی بر تخ...
  • ابر | یکی از اصطلاحات هفتگانۀ هنرنگارگری کهن ایران، که منظور از آن نگاشتن شکل ابر در مینیاتورها و تصویرها به انواع گوناگون است. نویسندگانی که در زمینۀ اصطلاحات هنری ایران آثاری به جا نهاده‌اند، مانند عبدی بیک شیرازی، قطب‌الدین محمد قصه‌خوان، سید احمد آهو چشم مشهدی، صادق ‌بیک افشار کتابدار و قاضی احمد منشی قمی، همه ...
  • ابدع البدایع | اَبْدَعُ الْبَدایِع، کتابی در فن بدیع به زبان فارسی، نوشتۀ میرزامحمدحسین گرگانی، ملقب به شمس‌العلماء، مدیر مدرسۀ علمیه. از کتابهای نسبتاً متأخر در این موضوع است. به گفتۀ خود مؤلف، نگارش آن مصادف با ایام نهضت مشروطیت بوده است و عنوان «سراج البلغاء» (= 1328 ق) برای تاریخ نگارش آن پیشنهاد شده که مؤلف نپذیرفته اس...
  • ابده | اُبَّده، از شهرهای کوچک اندلس در جنوب اسپانیا. این شهر در °38 و ´1 عرض شمالی و °3 و ´22 طول غربی در جنوب شرقی ‌اسپانیا واقع و نام آن به زبان محلی اوبدا ست (بریتانیکا، X / 230 طول شهر را شرقی نوشته است که درست نیست). در تاریخ اسلامیِ اندلس این شهر تابع ولایت جَیّان (به اسپانیایی خائن) در ایالت قُرطبه (کردوبا) ...
  • ابدال چشتی | اَبْدالِ چِشْتی، خواجه ابواحمد (260-355 ق / 874-966 م)، از مشایخ بزرگ سلسلۀ چشتیه در سده‌های 3 و 4 ق. لقب او قدوة‌الدین بود و از سادات حسنی به‌ شمار می‌آمد و نسبت سیادت او با هفت واسطه به حضرت امام حسن (ع) می‌رسد (چشتی، 58- 59؛ احمدعلی، 87) ظاهراً چون وی در طریقت به مرتبۀ ابدالی رسیده بود، او را ابدال چشتی نا...
  • ابدال | شاعر متصوّف تُرک، متخلّص به ابدال و معروف به «قره ابدال شمسی» (1244-1303 ق / 1828-1886 م) که به زبان فارسی نیز شعر می‌سرود. وی در شهر قونیه و در خانواده‌ای فقیر زاده شد. نامش سلیمان و نام پدرش عثمانی بود (اینال، TDEA; 5 / 1768). به علت فقر در کودکی تحصیلاتش ناتمام ماند و در 1259 ق / 1843 م به بارگاه مولانا جل...
  • ابدال | بْدال، جمع بَدَل یا بِدْل به معنای جانشین و نیز به معنای کریم و شریف. این اسم بر جمعی از بندگان خاص خدا اطلاق می‌شود که در میان اولیا دارای مرتبتی مخصوص بوده‌اند. تعداد ابدال ثابت و معیّن است و هر گاه عمر یکی از آنان به پایان رسید، فرد دیگری از طبقۀ فروترِ اولیا جایگزین او می‌گردد. دربارۀ وجه تسمیۀ این گروه ب...
  • ابدال | اَبْدال، تخلص دو شاعر پارسی‌گوی در سده‌های 9 و 10ق / 15 و 16م. از آنان تاکنون دیوانی به دست نیامده است، اما اشعارشان به‌طور پراکنده در تذکره‌ها ثبت است. 1. ابدال بلخی: اصل او از بلخ بود. در روزگار سلطان یعقوب ترکمان (آق‌قویونلو) در آذربایجان به خدمت او رسید. پس از مرگ سلطان یعقوب (896ق / 1490م) به اصفهان رفت ...

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: