مردم شناسی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • بیرانوند | بِیرانْوَنْد، یا به‌ زبان‌ لُری‌ بَیرَنْوَن‌ از ایلات‌ لك‌ زبان‌ و شیعی‌ مذهب‌ لرستان‌.
  • بیگدلی |
  • پاپی | پاپی‌، از ایلات‌ بزرگ‌ لر زبان‌ منطقۀ بالاگریوۀ استان‌ لرستان‌.
  • پادنگ |
  • پازوکی | پازوكی‌، یا پازُكی‌، پیزُكی‌، بازوكی‌، نام‌ یكی‌ از ایلهای‌ كرد قدیم‌ ایرانی‌ كه‌ از نیمۀ دوم‌ سدۀ 9ق‌، بیش‌ از یك‌ قرن‌ در مناطق‌ شمالی‌ دریاچۀ وان‌ در آناتولی‌ فرمانروایی‌ داشته‌ است‌. اولین‌ اشارۀ تاریخی‌ به‌ ایل‌ پازوكی‌ به‌ دوران‌ حكومت‌ آق‌ قویونلوها در ایران‌ باز می‌گردد. از این‌ پس‌ نام‌ پازوكی‌ بارها...
  • پاگشا | پاگُشا، یا پاگُشاكُنان‌، جشنها یا میهمانیهایی‌ است‌ كه‌ پدر و مادر و خویشاوندان ‌و بستگان‌ عروس‌ و داماد پس‌ از پایان‌دورۀ «حجله‌نشینی‌» برای‌ بازكردن‌ و گشودن‌ پای‌ زوج‌ جوان‌ به‌ زندگی‌ جدید و فعالیتهای‌ دوبارۀ اجتماعی‌ برپا می‌دارند.
  • پدر سالاری |
  • پرده خوانی | پَرْده‌خوانی‌، هنری‌ از هنرهای‌ نمایشی‌ عامه‌ كه‌ به‌ نقل‌ واقعه‌های‌ مذهبی‌، به‌ ویژه‌ واقعۀ عاشورا از روی‌ تصاویر نقاشی‌ شده‌ روی‌ پرده‌ اختصاص‌ دارد.
  • پرسه |
  • پری | پَری‌، موجودی‌ وهمیِ ماورای‌ طبیعی‌ در اندیشه‌ و باورهای‌ مردم‌ جامعه‌های‌ كهن‌ سنتی‌ ایران‌.
  • پری خوانی | پَریْ خوانی‌، یا پری‌ داری‌، كار كسی‌ كه‌ با افسون‌ و وِرد پری‌ (ه‍ م) را فرا خواند و رام‌ و تسخیر خود كند و در بر آوردن‌ خواسته‌هایش‌ او را به‌ كار گیرد.
  • پزشکی اسلامی | پِزِشْكیِ اِسْلامی‌ (پزشكی‌ دورۀ اسلامی‌)، نظام‌ پزشكیِ نوینی‌ كه‌ تمدن‌ اسلامی‌ با بهره‌گیری‌ از سنتهای‌ پزشكی‌ یونانی‌، ایرانی‌ و هندی‌ بنیاد نهاد و پژوهشگران‌ معمولاً آن‌ را پزشكی‌ عربی‌ می‌نامند.
  • پشتون‌، قوم‌ |
  • پماک | پُماك‌، نام‌ قومی‌ مسلمان‌ و اسلاو در منطقۀ بالكان‌ كه‌ زیستگاه‌ اصلیِ آنان‌ كوهستان‌ رودوپ‌ در منطقۀ تراكیاست‌؛ در تقسیمات سیاسی‌ كنونی‌، بخشی‌ از آن‌ در خاك‌ بلغارستان‌، بخشی‌ در یونان‌ و بخشی‌ نیز در جمهوری‌ مقدونیه‌ قرار گرفته‌ است‌. جمعیتی‌ از پماكهای‌ مهاجر نیز در تركیه‌ زندگی‌ می‌كنند.
  • پنج تن |
  • پنجه | پَنْجه‌ (پنج‌ + های‌ نسبت‌)، پیكره‌ و نقش‌ دست‌ از مچ‌ تا سرپنج‌ انگشت‌ كه‌ آن‌ را از مس‌، برنج‌، ورشو، نقره‌ یا طلا می‌سازند و یا بر روی‌ كاغذ، پارچه‌ و چیزهای‌ دیگر می‌اندازند و همچون‌ نماد قدرت‌ و قداست‌ و یا طلسم‌ و تعویذِ دفع‌ شرّ و بلا به‌كار می‌برند.
  • پنجۀ مریم |
  • ارگبا | اَرْگُبا، قبایلی‌ مسلمان‌ و سامی‌ كه‌ در بخشهایی‌ از اتیوپی‌ سكنى‌ دارند. مسكن‌ اصلی‌ مردمان‌ ارگبا، ناحیۀ كوهستانی‌ اَنكُبِر در بخش‌ شمال‌ شرقی‌ استان‌ شِوا در اتیوپی‌ است‌ كه‌ روستاهایی‌ از جمله‌ اَلیواَمبا و چانو با چندین‌ هزار جمعیت‌ را در برمی‌گیرد (نك‍ : وُلفنزن‌، 267؛ كوهن‌، 147؛ تیتوف‌، 100؛ لسلاو، «ح...
  • اساریر |
  • اسب دوانی |
  • استاجلو |
  • استخاره | اِسْتِخاره‌، عنوانی‌ عام‌ برای آنگونه‌ از آداب‌ دينی‌ كه‌ با انجام‌ دادن‌ آنها، شخص‌ انتخاب‌ احسن‌ را از خداوند می‌طلبد. استخاره‌ در لغت‌، طلب‌ و خواستن‌ بهترين‌ در امری است‌ (نك: ابن‌منظور، ذيل‌ خير)، اما در اصطلاح‌ دينی‌، واگذاردن‌ انتخاب‌ به‌ خداوند در كاری است‌ كه‌ انسان‌ در انجام‌ دادن‌ آن‌ درنگ‌ و تأمل‌...
  • استسقا | اِسْتِسْقا، خواستن‌ باران‌ است‌ از خداوند با آدابى‌ خاص‌، به‌ويژه‌ به‌ هنگام‌ خشكسالى‌. در لغت‌، استسقا از ريشة سقى‌ در باب‌ استفعال‌ و به‌ معنى‌ طلب‌ آب‌ است‌ (براي‌ پژوهشهاي‌ مردم‌شناسى‌ در اين‌ زمينه‌، نک‍ : هـ د، باران‌خواهى‌).
  • اسباب خانه | اَسْبابِ خانه، مجموعه‌ای از وسایل و ظروف و ابزار و اشیائی که برای برآوردن نیازهای روزانۀ اعضای خانواده در خانه فراهم آمده است. اینگونه وسایل بنابر موقعیت جغرافیایی و اقلیمی و نوع جامعه و نظام معیشتی و پایگاه و منزلت طبقاتی صاحبانشان از نظر نوع و جنس و شکل و چند و جونی تفاوتهای بسیاری دارند.
  • اسفند | اِسْفَنْد، یا اسپند، سِپَنْد، نام‌ گیاهی‌ است‌ خودرو، پایدار و همیشه‌ سبز كه‌ در كوه‌ و بیابان‌ و زمینهای‌ كویری‌ می‌روید. نام‌ این‌ گیاه‌ از كلمۀ «سْپِنْته‌» در اوستا گرفته‌ شده‌، و در زبان‌ پهلوی‌ به‌ معنی‌ «افزونیك‌»، یعنی‌ بركت‌ دهنده‌ و مقدس‌ آمده‌ است‌ (نیبرگ‌، II/ 26؛ رایشلت‌، 270 ؛ قس‌: پورداود، 79-80...
  • حسین کرد شبستری | حُسِیْنِ کُرْدِ شَبِسْتَری، قصه‌ای بلند در ادبیات عامه و از نوع داستانهای مذهبی ـ حماسی، از نویسنده‌ای ناشناس در اواخر دورۀ صفوی یا احتمالاً اوایل قاجار. مضمون این قصه شرح پهلوانیهای ایرانیان در برابر ازبکان در دورۀ صفوی و سلطنت شاه عباس صفوی است. محتوای داستان براساس اختلافات مذهبی میان ایرانیان و ازبکان شکل...
  • حنا | حَنـا، گَرد نرم سبز رنگی به دست آمده از برگهای گیاهی به همین نام که کاربرد طبی، صنعتی و آرایشی دارد و خیس‌کردۀ آن را برای رنگ‌کردن مو، انگشتان، کفِ دست، ناخن و دیگر جاهای بدن به کار می‌برند. این گیاه درختچه‌ای است از خانوادۀ Lythraceae و با نام علمی Lawsonia inermis. درختچۀ حنا دارای گلهایی به رنگ سفید یا صور...
  • حیدرانلو | حِیْدَرانْلو، از طایفه‌های کرد سنی شافعی‌مذهب ساکن در نقاط مرزی ایران و ترکیه، به‌ویژه در شهرستان چالدران واقع در استان آذربایجان غربی. این طایفه در دورۀ قاجار از طوایف بزرگ کرد به شمار می‌آمد (جلیل، 26؛ فیلد، I/ 80؛ بیات، 40) و از دورۀ فتحعلی شاه قاجار (سل‍ 1212-1250 ق/ 1797-1834 م) به این سو در جنگ‌ونزاعهای...
  • حیدرلو | حِیْدَرْلو، طایفه‌ای مستقل و ترک‌زبان، ساکن در استانهای آذربایجان غربی و شرقی.
  • خالکوبی |
  • خان | خان، واژه‌ای ترکی به معنای رئیس بزرگ و خاقان، و عنوانی که به امرا و رؤسای قبایل ترک و تاتار اطلاق می‌شد. خان به صورت لقب نیز در آخر نام مردان می‌آمد و مترادف آقا، خواجه و مهتر بوده است ( لغت‌نامه ... ). کاشغری (3/ 117)، واژۀ خان را به معنی شاه آورده است. این کلمه در زبان عربی به معنی دکان و کاروان‌سرا ست (نک‍...
  • آشپزی |
  • آل، موجود | آل، موجودی افسانه‎ای که به باور عوام در صحراها و چشمه‎ها زندگی می‎کند و دشمن زنان تازه‌زا ست. آل را به شکلهای گوناگون وصف کرده‎اند: «زنی است که دستهای باریکِ بلند دارد، و پایش هم استخوان فقط است و گوشت هیچ ندارد، ضعیف‎البنیه است، رنگ چهره‎اش قرمز می‎باشد و بینی او از گِل» (خوانساری، کلثوم‌ننه، 169) و یا از خم...
  • خرما* |
  • خزل | خِزِل، از ایلات لُر شیعی‌مذهب که به گویش لکی سخن می‌گویند و در شهرستانهای شیـروان ـ چرداول و مرکزیِ استـان ایلام زندگی می‌کنند.
  • خلج | خَلَج، از اقوام ترک‌تبار که از پیش از ورود اسلام به ایران تا روزگار مغول در مناطق میان تخارستان و سیستان می‌زیستند؛ از آن پس به‌تدریج کوچ کردند
  • خلعت | خِلْعَت، یا خَلعت، پارچه و جامه‌ای گران‌بها، که به صورت هديه یا قدردانی و تجلیل به کسی می‌بخشیده‌اند. اصطلاح تشریف نیز به جای خلعت، و به مفهوم آن در گذشته رواج داشته است.
  • خانواده | خانِواده، گروهی از افراد که از راه پیوند زناشویی و خونی، و نیز روابط دیگر مانند فرزندخواندگی با هم در اقامتگاهی مشترک زندگی می‌کنند و کوچک‌ترین واحد اجتماعی نهادینه‌شده در جامعه را تشکیل می‌دهند.
  • ختم* |
  • ختنه سوران* |
  • ختنه | خَتْنه، نوعی عمل جراحی بر روی آلت تناسلی که بنابر سنتهای فرهنگی و دینی رایج در میان برخی از اقوام جهان و پیروان برخی از ادیان صورت می‌گیرد و بر دو گونه است: ختنۀ مردان و ختنۀ زنان.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: