مردم شناسی

نمایش تا از مورد
نتیجه جستجو برای :
  • ابن ابی عمر | اِبْنِ‌اَبی‌عُمَر، ابو‌عبدالله محمد بن یحیى عدنی (د 243 ‌ق/ 857 م)، محدث مکی. گزارشی دربارۀ تاریخ ولادت او در دست نیست، اما به روایت ذهبی (12/ 97) وی 90 سال عمر کرده بوده است و بر‌پایۀ این گزارش می‌بایست تولد ابن‌ابی‌عمر حدود سال 153 ق رخ داده باشد.
  • ابن ابی الربیع | اِبْنِ‌اَبی‌الرَّبیع، شهاب‌الدین احمد بن محمد، از نویسندگان و حکیمان سدۀ 7 ق/ 13 م. او مؤلف کتابی است در اخلاق و سیاست موسوم به سلوک المالک فی تدبیر الممالک، که دانسته‌های اندک ما دربارۀ مؤلف برگرفته از برخی نسخ همین کتاب است. در این نسخه‌ها از قول مؤلف آمده که تألیف آن را در 655 ق به انجام رسانیـده (نک‍ : آس...
  • ابن ابی الدنیا | اِبْنِ‌اَبی‌الدُّنْیا (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوبکر عبدالله بن محمد قرشی (208-281 ق/ 823-894 م)، محدث بغدادی و گردآورندۀ آثار روایی متعدد در زمینۀ زهد و اخلاق. خاندان وی با بنی‌امیه نسبت ولاء داشت و به‌همین‌سبب قرشی خوانده می‌شد (خطیب، 10/ 89). پدرش محمد بن عبید که از محدثان بغداد و از اولین استادان وی بود، فرز...
  • ابن ابی داوود | اِبْنِ‌اَبی‌داوود (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوبکر عبدالله بن سلیمان بن اشعث اَزْدی سجستانی (230-316 ق/ 845- 928 م)، محدث، فقیه و مقری. وی در سیستان زاده شد و نخستین‌بار در 241 ق/ 855 م در کنار پدر در طوس به مجلس حدیث محمد بن اسلم طوسی نشست و حدیث نوشت (خطیب، 9/ 464-465). از آن پس همراه پدر به سرزمینهای مختلف سفر ...
  • ابن ابی حاتم | اِبْنِ‌اَبی‌حاتِم (جایگزین مقالۀ دبا)، ابومحمد عبدالرحمان ابن‌ابی‌حاتم محمد بن ادریس تمیمی حنظلی رازی (240 - محرم 327 ق/ 854 ـ نوامبر 938 م)، رجال‌شناس، محدث و مفسر بنام ایرانی. او در خانواده‌ای پرورش یافت که در پرداختن به دانش حدیث اهتمامی خاص داشته‌اند. پدرش ابوحاتم رازی (دبا)، داییان پدر (ابن‌ابی‌حاتم، الج...
  • ابرقوهی | اَبَرْقوهی، شمس‌الدین ابراهیم، از عارفان و نویسندگان سده‌های 7- 8 ق/ 13-14 م. اطلاعات ما دربارۀ ابرقوهی اندک، و بیشتر بر‌اساس اشاراتی است که وی در اثر مفصل خود، مجمع البحرین دارد. از این اشارات می‌توان دریافت که او در اوایل یـا اواسط نیمۀ دوم سدۀ 7 ق/ 13 م در نواحی مرکزی ایران ــ ظاهراً در ابرقوه (ابرکوه) ــ ...
  • ابراهیمی، حرم | اِبْراهیمی، حَرَم، آرامگاه ابراهیم خلیل (ع) و خاندان او در شهر الخلیل (حبرون).
  • ابراهیم نخعی | اِبْراهیمِ نَخَعی (جایگزین مقالۀ دبا)، ابو‌عمران ابراهیم بن یزید بن اسود بن عمرو بن ربیعه (د 96 ق/ 715 م)، از تابعین نامدار کوفه که روایات و اقوال وی در فقه و تفسیر مورد توجه نسلهای بعد قرار گرفت. اگر‌چه غالباً او را صاحب نسب عربی دانسته‌اند، اما برخـی، از‌جمله ابوعبیـده وی را از موالـی شمرده‌انـد (نک‍ : خلیف...
  • ابراهیم بن هاشم قمی | اِبْراهیمِ بْنِ هاشِمِ قُمی، ابواسحاق، فقیه و محدث امامی سدۀ 3 ق/ 9 م، که اصلی‌ترین مروج منابع روایی کوفه در قم به شمار می‌آید.
  • ابراهیم، قرآن | اِبْراهیم (جایگزین مقالۀ دبا)، نام چهاردهمین سوره از قرآن کریم، دارای 7 واحد موضوعی (رکوع)، 52 آیه (یا 51، 54، 55 آیه)، 831 کلمه و 434‘6 حرف.
  • ابراز، عنوان ماهویه | اَبْراز، عنوان ماهویه، ابوبراز، مرزبان مرو. ابن‌خردادبه ضمن برشمردن القاب ملوک خراسان و مشرق، ابراز را لقب شاه نسا در خراسان می‌داند (ص 4؛ نیز نک‍ : بلاذری، 575؛ دینوری، 139). ظاهراً چون پسر ماهویه براز نام داشته، از ابراز به‌مرور ابوبراز درست شده است (یوستی، 3؛ نیز نک‍ : ابن‌اثیر، 3/ 121). ابـراز در پهلوی به...
  • ابان احمر، ابوعبدالله | اَبانِ اَحْمَر (جایگزین مقالۀ دبا)، ابوعبدالله ابـان بن عثمان، راوی حدیث و اخبار تاریخی و ادبی در سدۀ 2‌ ق/ 8‌ م و از خواص اصحاب امام جعفر صادق (ع). یاقوت که همۀ اطلاعات خود را دربارۀ ابان احمر از فهرست‌ طوسی برگرفته، نسب پدر او را به‌‌صورت عثمان بن یحیی بن زکریا ضبط‌ کرده، و به‌ وی نسبت لؤلؤی نیز داده است (1...
  • اباظه، عزیز | اَباظه، عزیز بن محمد بن عثمان (25 ربیع‌الاول 1316-1393 ق/ 13 اوت 1898-1973 م)، نمایشنامه‌نویس، شاعر، ادیب و حقوق‌دان مصری.
  • آیه، قرآن | آيه (تکملۀ مقالۀ دبا):
  • آیات الاحکام، آیاتی | آیاتُ‌الْاَحْکام (جایگزین مقالۀ دبا)، عنوان آیاتی از قرآن کریم که بتوان از آنها حکم شرعی استنباط کرد. مشهور در میان فقهای متأخر این بوده که شمار «آیات‌الاحکام» بالغ بر 500 آیه است (برای نمونه، نک‍ : علامۀ حلی، 242؛ سیوری، 1/ 5) و «کتاب» به‌عنوان نخستین دلیل و مستند فقهی، درواقع چیزی جز همین آیات‌الاحکام نیست.
  • آهنگری، فرایند | آهَنْگَری، فرایند ذوب، ریخته‌گری و قالب‌گیری آهن و بالابردن مقاومت آن از طریق تفتن، فشردن و پتک‌زدن برای ساخت اشیاء و ابزار آهنی. آهنگری از پیشه‌های مهم و کهن جامعۀ ایران به شمـار می‌رود که از دیرباز نقش مهمی در ساختـار اجتماعی ـ اقتصادی و صنعتی ایفا کرده است.
  • آوجی، سعدالدین | آوَجی، سعدالدین محمد (د شوال 711/ فوریۀ 1312)، از رجال بلندپایۀ عصر ایلخانان مغول که بیش از 14 سال در روزگار پادشاهی سلطان محمود غازان و سلطان محمد اولجایتو، منصب صاحب‌دیوانی، صدارت و وزارت داشت.
  • آوج، شهری | آوَج، شهری کوچک در شهرستان بوئین‌زهرا (استان قزوین). این شهر با حدود 975‘1 متر ارتفاع، در ˚35 و ́35 عرض و ˚49 و ́́14 طول جغرافیایی و 111کیلومتری جنوب غربی شهر قزوین، بر سر راه قزوین ـ همدان قـرار دارد ( ‌فرهنگ جغرافیایی ایران، 1/ 26؛ فرهنگ جغرافیایی آبادیها ... ، 36/ 15).
  • آصف بن برخیا، شخصیتی | آصَفِ بْنِ ‎بَرْخیا (جایگزین مقالۀ دبا)، شخصیتی که برپایۀ روایات و تفاسیر، وزیر و کاتب حضرت سلیمان (ع) بوده است.
  • آسیای مرکزی، نام | آسیایِ مَرْکَزی، نام و اصطلاحی مسبوق‌به‌سابقه که در نوشته‌های جهانگردان و سیاحان در زبانهای انگلیسی و فرانسوی به صورتهای «آسیای بالا» و «آسیای داخلی» آمده، و هدف از آن مشخص‌کردن بخشهای مرکزی قارۀ آسیا بدون توجه به مرزبندیهای
  • آرچی، نام | آرْچی، نام قومی مسلمان، ساکن غرب داغستان. آرچیها در روستاها و زیستگاههایی در ناحیۀ چارودین در جمهوری خودگردان داغستان (فدراسیون روسیه) به سر می‌برند.
  • آراکل تبریزی، داوریژتسی | آراکِلِ تَبْریزی (داوریژتسی)، تاریخ‌نگار ارمنی. وی در 1595 یا 1600 م، در شهر تبریز متولد شد (آراکلیان، آ. گ.، II/ 519). او در اچمیادزین شاگرد پیلیبُس آقباکتسی بود و درجۀ روحانی را از او دریافت نمود.
  • آذرخور اشتاذگشنسپ، ریاضی دان |
  • آدانا، شهر | آدانا، شهر و مرکز استانی به همین نام در جنوب ترکیه.
  • آداپازاری، یا آده‌بازاری | آداپازاری، یا آده‌بازاری، آطه‌بازاری، شهری در شمال غربی ترکیه و مرکز استان ساکاریا در آن کشور. این شهر در جلگه‌ای همنام که «آق‌اووا» نیز نامیده می‌شود، در ارتفاع 31متری
  • آتسز | آتْسِز (جایگزین مقالۀ دبا)، علاءالدين ابوالمظفر (رجب 490 ـ جمـادی‌الآخـر 551/ ژوئـن 1097ـ ژوئیـۀ 1156)، دومیـن خوارزمشـاه، و بنیـادگـذار واقعی سلسلۀ خوارزمشـاهیـان بزرگ (آخرین دولت خوارزمشاهی).
  • آپولونیوس پرگایی، ریاضی دان | آپولونیوسِ پِرْگایی (جایگزین مقالۀ دبا) (ح 262- ح 190 ق‌م)، (در مآخذ اسلامی: آپولونیوس، آبلونیوس، و ملقب به نجار) ریاضی‌دان و ستاره‌شناس برجستۀ یونانی و مؤلف کتاب
  • آبی، زین الدین | آبی، زین‌الدین ابومحمد حسن بن ابی‌طالب یوسفی، از فقیهان امامی ایرانی در نیمۀ دوم سدۀ 7 ق/ 13 م. لقب او را عزالدین نیز نوشته‌اند (بحرالعلوم، 2/ 179). وی گاه در منابع با عنوان ابن‌ربیب
  • آبای، ابراهیم | آبای، ابراهیم قونانبایف (1261-1322 ق/ 1845-1904 م)، شاعر ملی قزاق. او در ناحیۀ سِمی (سمی پالاتینْسْک) در منطقۀ کوهستانی چنگیز در شمال شرقی قزاقستان زاده شد. پدرش
  • آب، ماه | آب، ماه پنجم در تقویم سریانی و هشتم در تقویم خورشیدی کشورهای عربی (در تقویم میلادی)، برابر با ماه اوتِ (اوغُسطُس) فرنگی. این ماه 31 روز دارد و پس از تَموز و پیش از اَیْلول است.
  • ابن ابی جراده |
  • ابراهیمیه اباضیه |
  • ابراهیم بن اسماعیل دیباج |
  • ابراهیم بن ابی بکر بن ابی سمّال |
  • اباظه |
  • آیین نامه | آیین‌نامه، در زبان پهلوی آیین نامَگ یا ایوین نامگ، عنوان کتابها و رسالاتی به زبان پهلوی دربارۀ آداب و رسوم دربار، مراتب و مقامات بزرگان دولت و نمایندگان طبقات اجتماعی، قواعد و رسوم بازیها و سرگرمیها، آداب جنگ، آیینهای برگزاری جشنهای ایرانی مانند نوروز و مهرگان و موضوعات دینی، همراه با ذکر اسطوره‌ها، داستانها،...
  • آیة الله |
  • آیواز | آیواز، یا عَیواض (در كتابهای قدیم)، عنوانی برای پیشخدمتان در خانه‌های اعیان قدیم، در ادوار اخیرِ امپراتوری عثمانی، كه متصدی كارهای آشپزخانه و تهیه و خرید نیازمندیهای روزانه از بازار بودند. این پیشخدمتان بیش‌تر از ارمنیانِ وان و گاهی از كردان می‌بودند. آیوازها لباسی از نیم‌تنه و جلیقه و شلوار ارغوانی رنگ و جور...
  • جن |
  • آوار | آوار، قومی مسلمان، ساكن جمهوری شوروی خودمختار داغستان. نام آوار را قوم معرولل داغستان ‌بر خود نهاده‌اند و معرولل در زبان محلی به معنای كوه‌نشین است. این قوم كه روسها آنان را آوارتسی می‌نامند، در بخش اصلی كوهستانهای جمهوری شوروی خودمختار داغستان و نوار مورّب عریضی كه سراسر خاك آن را از شمال خاوری تا غرب دربر گ...
  • ابالیش | اَبالیش، زردشتی مسلمان شده‌ای که در قرن 3 ق / 9 م می‌زیسته و در نزد مأمون خلیفۀ عباسی (خلافت: 198 تا 218 ق / 814-833 م) و با حضور قاضی و وزیر اعظم او با آذرَ فَرْنْبَغ پسر فرخزاد که پیشوای زردشتیان در آن زمان بوده، مناظرۀ دینی کرده است. شرح این مناظره در رسالۀ کوچکی به زبان پهلوی (فارسی میانه) به نام گُجَسْتَ...
  • جعفربای |
  • جلالوند | یا جلاله‌وند، نام یکی از ایلات کُرد زبان کرمانشاه. سبب نام‌گذاری: در منابع موجود برخی نام ایل را مرکب از دو کلمۀ جلال: شکوه، و وند: دارنده و صاحب می‌دانند و بر این باورند که جلالوند به معنای با شکوه است (سلطانی، 737). البته سبب انتساب این صفت به جلالوندها را توضیح نداده‌اند و پیران ایل هم این دیدگاه را تأیید ...
  • جلیلوند | جَلیلْوَنْد، یکی از طایفه‌های لر ایل سنجابی و از عناصر شکل دهندۀ حکومت زندیه. این طایفه را در زبان محلی «جلیله‌‌وَن» (پورمکری، 17) و «جیله‌وَن» (سلطانی، 2 / 832؛ سنجابی، 36) می‌نامند.
  • جمشیدزایی |
  • جمعه بازار |
  • جمعیت | مجموعه‌ای از افراد با خصوصیات مشابه که در محدودۀ جغرافیایی خاص زندگی می‌کنند. از آنجا که جمعیت‌شناسی و بررسی جمعیت جهان و ویژگیهای آن در این دائرةالمعارف مورد نظر نیست، این مقاله در دو بخش جمعیت مسلمانان جهان به طور عام، و جمعیت ایران و تحولات آن به طور خاص تنظیم شده است.
  • جوانمرد قصاب | شخصيتی افسانه‌ای که داستان زندگی‌اش بیانگر مفهوم مردانگی و فتوتی است که از شیوۀ رفتار و خوی امام علی(ع) تأثیر گرفته، و به همین سبب او را پیر و بزرگ قصابان دانسته‌اند.
  • جادو | جادو، یا سِحر، مجموعۀ باورها، اعمال، فنون و روشهایی که به کارگیری آنها برای کنترل یا دگرگون کردن شرایط فراطبیعی، طبیعی و محیط زیست، و رسیدن به مقاصد و اهداف نیک یا بد، مؤثر و سودمند پنداشته می‌شده است. در این امر، جادوگر یا از توان روحی و ارادۀ شخصی خود و یا از برخی ابزارها، وسایل، اوراد، افسونها، طلسمات و تع...
  • جاف | جاف، نام اتحادیۀ ایلی متشکل از گروهی از ایلات و طایفه‌های بزرگ و کوچک کُرد شافعی مذهبِ ساکن در مناطقی از سرزمین غرب ایران و کشور عراق.

ورود به سایت

مرا به خاطر بسپار.

کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما

کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور

کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:

ثبت نام

قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید

کد تایید را وارد نمایید

ارسال مجدد کد

زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.: