ده سال پیش (1389ش) برای نخستین بار، کتابخانه مجلس، تصمیم گرفت، تمامی نسخ خطی خود را روی وبسایت کتابخانه بگذارد و این کار را به عنوان یک تصمیم کبری انجام داد. علاوه بر آن، با موافقت هیئت امناء وقت کتابخانه مجلس، مجموعه تصاویر نسخ را در اختیار ده کتابخانه بزرگ هم گذاشت که کار را بسیار آسانتر کرد. در طول این ده سال، صدها بار، پژوهشگران تشکر خویش را ابراز کرده اند، و خاطرم نمی آید، کسی نسبت به آن اقدام اعتراضی کرده باشد. نسخ خطی کتابخانه مجلس، بیش از 22 هزار بود و طی این سالها، پژوهش های فراوانی بر اساس آن نسخ انجام شد که اگر آزادانه در اختیار نبود، انجام آن کارها ممکن نمی بود.
درباره ۲۸ ماه نخستوزیری پرتلاطم دکتر محمد مصدق بسیار نوشتهاند و داستانها گفتهاند. من ۳۰ سال در انگلیس زندگی و طبابت کردم و بارها به مدارك موجود در اداره بایگانی ملی انگلیس (National Archives – kew, London, England) مراجعه کردم و در بیش از ۲۰ سال گذشته بارها از آخرین خانه و بازداشتگاه و آرامگاه دکتر محمد مصدق در احمدآباد آبیک دیدن و با نزدیکان و موافقان و مخالفان دکتر محمد مصدق در داخل و خارج صحبت کردهام؛ در شصتوششمین سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، بهنظر من مصدق در دوران خویش از نظر افکار و رفتار و بینش سیاسی، اقتصادی و اجتماعی فردی استثنائی بوده كه لیاقت آن را دارد که نام و ایدههای مردمی و وطنخواهی او را برای آیندگان هم زنده نگه داریم.
در پی شیوع ویروس کرونا، ما با پدیدهای با ابعاد بیسابقه و پرسشبرانگیز مواجه شدیم. طبیعتاً در عرصه اندیشگی، فلسفی و فکری هم سؤالات جدی مطرح شد و افراد بسیاری به تأمل واداشته شدند؛ از جمله این پرسشها، این بود که وضعیت کنونی تا چه اندازه با مسئولیت اخلاقی، آن هم در عرصه علم و مناسبات انسانی و اجتماعی گره خورده است؟
شکست نهضت ملی ایران در دهه 1330 دلایل مختلفی داشت اما بیتردید حزب توده با رفتار خود نقش مهمی در این شکست ایفا کرد. به اعتقاد غلامرضا نجاتی، حزب توده چون مترسکی بود که انگلیس از آن در راستای اهداف خود – به منظور جلب همکاری آمریکا - بهرهبرداری کرد. این حزب از سال 1322 به بعد همواره علیه منافع مردم ایران و به نفع بیگانگان عمل میکرد.«روش حزب توده که ابتدا در نقش طرفداری از خواستهای شوروی و سپس به صورت فرمانبرداری از دستورات مسکو درآمد و همه جا علیه منافع ملت ایران عمل کرد درست در جهت هدف امپریالیستهای انگلیسی و آمریکایی بود.»
وقتی قرار شد مطلبی به مناسبت همزمانی با سالگرد اعدام میرزا رضا كرمانی قاتل ناصرالدین شاه قاجار بنویسم، به یاد مجموعه بازجوییهای بسیار جالب مقامات قضایی آن زمان افتادم كه بعد از قتل ناصرالدین شاه از میرزا رضا و كسانی كه به نحوی با او ارتباط یا برخورد داشتند، شده و سرگه بارسقیان با دقت آنها را جمعآوری و تنظیم كرده است. پیش از اشاراتی به آن مجموعه بد نیست اشارهای به شرایط زمان بشود. دوره سلطنت ناصرالدین شاه به نیم قرن و خودش به هفتاد سالگی نزدیك میشد.
این مقاله ترجمه فصلِ چهارم از كتابِ مشهورِ آگون حمزه با عنوان آلتوسر و پازولینیست. این مقاله، كه به تنهایی مداخله جالب توجهی درباره كتابِ پیر ماشری (با همین عنوانِ هگل یا اسپینوزا) به حساب میآید از موضعی ژیژكی تلاش میكند تا پاسخی به مجادله مذكور نیز ارایه كرده باشد. این نوشته شاید یكی از بهترین نمونههایی است كه میتواند به راستی زمینه نظری و سیاسی مساله هگل و اسپینوزا را از خلالِ اندیشه آلتوسر(و با موضعی ژیژكی) صورتبندی كند.
در جهان مدرنیته، ایده با مساله آگاهی پیوند میخورد و در واقع ایدئولوژی با آگاهی مرتبط میشود؛ چنانكه مساله دكارت اساسا آگاهی بود. پیش از آنكه دكارت جایگاه مركزی فاعلیت ذهن انسانی در امر شناسایی را تثبیت كند، جهان، طبیعت و در واقع حقایق، جدا از انسان و در انفكاك از او اعتبار و معنی داشت. به تعبیر قدما، خدایی بود، طبیعتی بود و انسانی بود و بنابراین خدا و طبیعت معنا را تعیین میكردند. اما با شكوفایی رنسانس با تحولی مواجه شدیم كه ساختار را بدین سو كشانید كه در بدو امر انسان در مرتبه بعد طبیعت و در نهایت خدا مطرح شود. از اینجا به بعد آن چیزی كه اصالت یافت ذهن انسان بود؛ بدین معنا كه انسان تلاش كرد، نظریه خود را به ذهن و ساختار ذهن معطوف كند.
به طور کلی دیدگاه مبتنی بر تئوری توطئه از جمله رویکردهای غالب در اکثر جوامع، بهویژه جوامع ضعیف و گرفتار مشکلات و ناتوان در حل آنهاست. این رویکرد دارای کارکردی دوگانه در سطح فردی و اجتماعی/سیاسی است. از نظر فردی گرایش افراطی به این امر به منزله پوششی روانی برای توجیه ناکامیهاست.
بلافاصله پس از پیروزی انقلاب در سال 57، برخی چهرههای مشهور، این سؤال را به میان آوردند که چرا مشروطیت شکست خورد. از آن هنگام بیش از 40 سال میگذرد و بسیاری از اهل قلم فراخور باورهای خود، پاسخهایی داده و گذشتهاند. شاهبیت اغلب این پاسخها فقط یک عبارت است: تندروی مشروطهخواهان.
«توده مردم هرگز علم را نخواهند پذیرفت ، مگر آنکه علم برای ایشان یک بهشت زمینی بسازد . تا فقر و تهیدستی هست ، خدایان هم هست » ( ۱ ). در ایران معاصر و در این لحظه (۱۳۹۸ ـ ۱۳۹۹) ، به نظر میرسد باور و «دلمشغولی» به «بهشت و دوزخ» ، به منزله مرجع اعمال و گفتار در قلمرو روزمره ، نزد برخی و از جمله طبقه متوسط مدرن و تحصیل کرده، کارایی اش را از دست داده است ؛ بدین معنی که صرف نظر از ایدئولوژی رسمیِ شریعت محور در قلمرو عمومی و نفوذ در گروههای فرهنگیِ مبتنی بر «سنت» ، و احتساب خرده فرهنگهایی که در تعلقات گروهی شان، باور به بهشت و دوزخ هنوز وجود دارد ، شاهد این امر هستیم که در قلمرو عمومی، «بهشت و دوزخ» در مراودات و تعاملاتِ اجتماعی، کاراییِ اعتقادی نخستین اش را از دست داده است.
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید