مردانی با ردای زردفام، در میان باغستانهای کوچک کویر، در میان بوتههای گل و درختچههای مورد گام برمیدارند و از ویژگیهای دارویی گیاهان میگویند. این بخشی از روزمرگیهای آنهاست؛ گویی با گیاهان میزیند، نیایش میکنند و جان میگیرند. شنیدن این روایتها و جهانبینی و اندیشه زرتشتیان در پسِ آن، زیست اجتماعی اقلیتهای دینی را در تاریخ معاصر وامیشکافد که آگاهی از آن به شناخت زندگی و اندیشه دیگر بخشهای جامعه ایرانی نیز یاری خواهد رساند.
حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی در سال 1238 هجری شمسی در شهر مهرجرد میبد یزد، متولد شد. او در اردکان و یزد تحصیلات مقدماتی و سطوح فقه و اصول را به پایان برد. در 10 سالگی پدرش روی در نقاب خاک کشید و عبدالکریم مدتی نتوانست درس را ادامه داده و مجبور شد خانواده را اداره کند. چند سال بعد راهی یزد شد تا در حوزه علمیه این شهر ادامه تحصیل دهد. وی تا 18 سالگی در یزد ماند و به تحصیل علوم اسلامی پرداخت. در همین زمان به همراه مادرش با کاروان زیارتی به کربلا مشرف شد.
روز شهادت حضرت فاطمه ی زهرا(س) مورد اختلاف مورخین است و یكی از این موارد، سیزدهم جمادی الثانی می باشد. فاطمه(س) پس از پدر بزرگوار خود، روز به روز بدنش رو به ضعف و سستی می گرایید. پیوسته سوخته دل و اشك ریزان بود و در فراق پدر میگریست.
پس از آنكه سالها از استعمار مناطق شرق آسیا توسط هلندیها میگذشت و آنان انحصار تجارت ادویه اروپا را به خاطر روابط خویش با اندونزی در دست داشتند، دولت استعماری بریتانیا تصمیم گرفت با تأسیس شركتی، خود به تجارت در آسیا بپردازد.
«مردم دستهدسته از صحرا برمیگشتند و صورتهاشان از تابش آفتاب سوخته، خسته و کوفته - بافههای دروشده گندم را پشت انداخته بودند و هوا از گرما لبریز بود.
ابراهیم فرزند مالك اشتر نَخَعی، هنگام قیام مختار بن ابوعبیدهی ثقَفی برای خونخواهی امام حسین(ع) با او بود و در سال 67 ق به سرداری لشكر منصوب گردید. ابراهیم از طرف مختار، مأمور تصرف موصل شد و سپاه شام را كه از طرف خلیفه ی اموی آمده بودند شكست داد.
«من در مدرسه حق نداشتم گرفته باشم. حق نداشتم خسته باشم از رنجهایی که راه چارهای برای آن متصور نبودم. شاگردها آن چیزهایی را که من دوست نمیداشتم، در انشای خود نمیآوردند. حساب مرا از دیگران جدا کرده بودند. مرگ آلاحمد و صمد که مرا بیچاره کرده بود، آنها را در خود شکسته بود. همیشه زیربار نگاههای معصوم و گاه شیطنتبار آنها خودم را مسئول حس میکردم. سال چهلوهشت، سال خستگی من و دیوانگی من بود [...] سال التماس به بچهها برای کتابخواندن بود. سال التماس به مسئولان برای خرید کتاب بود». این روایت مستندوار امین فقیری در کتاب «غمهای کوچک»، او را در جایگاه روایتگری در دهه٤٠ خورشیدی مینشاند که در یک روستا به کودکان درس داده، در پیوند با آموزش و پرورش کودکان و ساختن جهانبینی آنها، همزمان از دردها و دغدغههای اجتماعی و سیاسی آن روزگار سخن میگوید.
میرزا فضل علی ایروانی، تفسیر، كلام و ریاضیات را در تبریز فرا گرفت و سپس به حوزه ی علمیه ی نجف اشرف رفت. او پس از طی مراحل عالی در نجف به درجه ی اجتهاد نایل آمد. صفا، در زمان انقلاب مشروطه در ایران، به آزادیخواهان پیوست و در این راه، مورد آزار و شكنجه ی حُكّام وقت قرار گرفت. ایروانی، علاوه بر دارا بودن مراتب علمی، در سرودن شعر نیز ذوق و قریحه ای كم نظیر داشت و اشعاری از وی به دو زبان فارسی و عربی، موجود است. كتب حَدائِقُ العارفین، سَفرنامه ی اروپا، كلید دانش و مِصباحُ الهُدی از آثار میرزا فضل علی ایروانی به شمار می روند.
افرادی که در رشتههای مختلف علوم به بررسی و پژوهش عمیق پرداخته و در این راه رنج بسیار کشیده و درنتیجه، نوآوریها و ابتکاراتی داشتهاند را محقق مینامند. نخستینبار که اصطلاح محقق در علوم اسلامی متداول شد و اولین شخصیتی که لقب محقق گرفت، استاد بزرگ و فقیه عظیمالشأن، ابوالقاسم جعفر بن حسن معروف به محقق حلی بود.
صفحه اول روزنامه های امروز چهارشنبه 11بهمن
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید