در نیمۀ آغازین قرن بیستم، جایگاه مردم شناسی ( = انسان شناسی) همچون رشته ای علمی در میان رشته های دیگر علوم اجتماعی و انسانی در غرب تثبیت شد. در این زمان تحقیق دربارۀ « فرهنگ های دیگر» در کانون توجه بیشتر مردم شناسان اروپایی و امریکای شمالی قرار گرفت. فرهنگ سرزمین ایران یکی از فرهنگ های جهان دیگر بود که نگاه این گروه از مردم شناسان غربی را به خود معطوف داشت.
: از ترانه صادقیان درخواست نگارش یك بیانیه (استیتمنت) داشتیم تا نقدی بر تابلوهایش نوشته شود؛ اما حاصل، یك متن شد كه فراتر از یك بیانیه است. درواقع شرححالی است خواندنی... ترانه صادقیان همواره در سیروسلوك است، چه سیر در آفاق، چه سیر در انفس. چه سیر در نقاشی، چه در قصهنویسی یا معلمی.
دكتر علی شریعتی در تاریخ معاصر ایران معمایی پیچیده است كه همیشه رازها و ناگفتههای خاص خود را دارد. میراث شریعتی مانند افكار او نیز پر رمز و راز و همیشه مناقشه برانگیز است. علی شریعتی در سنت روشنفكری ایران جایگاهی به خود اختصاص داده است كه كمتر كسی میتواند اهمیت آن را انكار كند و این بیش از هر چیز به دلیل همسو بودن نام شریعتی در كنار بزرگترین تحول و تجربه ایران در صد سال گذشته یعنی انقلاب اسلامی ٥٧ است. شریعتی را معلم انقلاب ایران میدانند؛ معلمی كه نماند تا ثمره درسهای خود را مشاهده كند و درباره آن به قضاوت بنشیند.
روایت پزشک اتریشی دربار ناصرالدینشاه از آداب غذایی ایرانیان
ایام پیروزی انقلاب اسلامی علاوه بر مراسم گوناگون بزرگداشت و جشنهای گوناگون فرصتی برای بازاندیشی آفات و آسیبهایی است که انقلاب را در حوزههای گوناگون تهدید میکند. به اعتقاد نگارنده، یکی از این آسیبها، روایت انقلاب است.
همراه با علی دشتی، در کریدورهای زندانهای پهلوی اول پرسه میزنیم. دشتی میگوید سر زندانیان مانند قلندران، لباسها چرک و پارهپاره و فرش آنها از کثافت پر بوده است. از همینرو است که یعقوب خزائی، نویسنده کتاب «فرآیند ساختیابی نهاد زندان از مشروطه تا پایان پهلوی اول» باور دارد «ورود به زندان زندانی را با مخاطراتی روبهرو میکرد که یکی از آنها بیماری بود».
«خانهای شخصی و مبلی ساده و قدری کتاب/ آمد و رفتی و ترتیبی، کز آن خوشتر نبود ... مادرم تدبیر منزل را نکو میداشت پاس/ پاسداری در جهانم بهتر از مادر نبود... شعر میگفتیم و میگشتیم و میبودیم خوش/ بزم ما گهگاه، بی مهروی و خنیاگر نبود ... شور و شری ناگه اندر توس زاد از انقلاب/ فکرت من نیز بیرغبت به شور و شر نبود ... در صف طُلاب بودم، در صف کُتاب نیز/ در صف احرار هم، چون من یکی صفدر نبود ... در سیاست اوفتادم آخر از اوج علا/ وین همی دانم به خوبی کان مرا درخور نبود ... روزنامهگر شدم، با سائسان همسر شدم/ واندر آن دوران کسم زین سائسان همسر نبود».
شعر در روزگار مدرن، تحولات بسیاری را تجربه کرده است و اغلب هم متأثر بوده از وقایعی که ذاتی مدرنیته است مثل انقلابها؛ انقلابها، گرچه ارتباط مستقیمی با شعر هرگز نداشتهاند [انقلاب امریکا، انقلاب فرانسه، انقلاب روسیه] اما شعر را دچار دگرگونی کردهاند و این دگرگونی برروند انقلاب تأثیرگذار بوده چون بر جامعهای اثر گذاشته که خود وظیفه تداوم انقلاب را برعهده داشته.
نمیدانم تجربیات پرماجرا و پیچاپیچ من از این قرن رو به افول میتواند سرمشقی برای نسلهای آینده بهشمار آید یا نه، به هر حال من محصول بسیار پیچیده آنم. من که زندگیام را در حاشیه دگرگونیهای بزرگ این قرن گذراندهام، خود را دستخوش تمامی آثار مثبت و منفی آن میبینم، بیآنکه فرصت بیابم در جریانهای خلاق آن شرکت جویم.
به نظر من و بی هيچ گفتگو داريوش شايگان آوانگاردترين و جهانیترين انديشمند و فيلسوف ايرانی است. سخت است يکی از آثارش را بخوانی و شيفته قلم و انديشه و جهانبينی او نشوی. نخستين اثری که از او خواندم «آسيا در برابر غرب» بود. بعد از آن هر آنچه از او منتشر شد را تا سالها دنبال میکردم و میخواندم. از «بتهای ذهنی و خاطرههای ازلی» تا «افسونزدگی جدید».
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید