«از گوشه و کنار ترجمه»، کتابی است از علی صلحجو که آنطور که از عنوانش هم برمیآید، یادداشتها یا قطعاتی گوناگون درباره ترجمه و ویرایش را دربرگرفته و تنها نگاهی به فهرست کتاب نشان میدهد که صلحجو به موضوعات متعدد و گوناگون ترجمه در این کتاب توجه داشته و این کتاب را بهنوعی میتوان حاصل چهلسال کار او در حوزههای ترجمه و ویرایش دانست. حدود یکپنجم آنچه در این کتاب آمده، پیشتر در مجله «مترجم» منتشر شده بود که اینها نیز اغلب با تغییراتی در این کتاب به چاپ رسیدهاند. صلحجو در بخشهای مختلف این کتاب کوشیده بهجای توصیف فنی مفاهیم ترجمه، بیشتر به مصداقها بپردازد و زبان کتاب نیز زبانی ساده است و سعی شده مفاهیم به شکلی روشن به خواننده عرضه شوند.
«اینجانبان به این کلامالله مجید قسم یاد مینماییم و خداوند عالم و امام زمان (عج) را شاهد و گواه میگیریم که از این تاریخ به بعد با حضرت آقای صولتالدوله سردار عشایر- دام اقباله العالی- یکی و متحد باشیم و با دوست ایشان دوست و با دشمن ایشان دشمن باشیم و به اتفاق ایشان در خدمت شریفه مقدسه و مطاعه مشروطه کامله از دولت مطابق قانون اساسی متحدا و متفقا دریغ ننمائیم، مشروط بر این که حضرت اجل آقای صولتالدوله سردار عشایر هم همین قِسم قَسم یاد فرمایند و ظهر [پشت] قرآن مجید را مهر فرموده ارسال دارند».
افلاطون میگوید: اگر جامعهای نو تأسیس کنیم، از همان آغاز کار شبح عدالت را از دور خواهیم دید… در همان لحظه که میگفتیم «آن که برای کفشدوزی زاییده شده است، باید کفش بدوزد و جز این به کاری دیگر نباید بیندیشد و درودگر باید درودگری کند و همه افراد دیگر نیز باید کار خاص خود را بکنند»، شبح عدالت در برابر چشم ما نمایان بود، بعد هم دیدیم که عدالت بهراستی چنان چیزی است
«شنودم گنجهای خراسان از زیر زمین بیرون میکنند من نیز بیامدم تا لختی ببرم». ابوالفضل بیهقی این جمله را از زبان پیرزنی اهل ماوراءالنهر در «تاریخ بیهقی» مینویسد؛ پیرزنی که به طمع ثروت خراسان افتاده بود. او به روایت تاریخنگار سدههای چهارم و پنجم، یک دست، یک چشم و یک پای داشت و تجاوز ترکمانان سلجوقی این جرأت را به وی بخشیده بود. اوایل سده پنجم هجری در تاریخ ایران با ورود سلجوقیان همزمان است؛ ترکمانانی که گاه با آرامش و صلح و گاه با زور و ستیز و درگیری به خاک ایران وارد میشدند؛ کسانی که شیوه معیشت و زندگیشان با قتل، غارت، تجاوز و یافتن چراگاه برای چهارپایانشان همراه بود. شیوه زیست آنان با ویژگیهای زندگی یکجانشینی و تمدن در ایران کاملا در رویاروی جای میگرفت. همانها حتی هنگامی که در ایران حکومت به راه انداختند، باز به شیوه ایلات قشلاق و ییلاق میکردند.
درخت به عنوان نمادی از زندگی و زایندگی، در میان اسطورهها، افسانهها و قصههای عامه همانگونه که هست، بخشنده و مهربان تصویر شده است. از همینرو به نظر میآید که در نخستین منظومه نمایشی فرهنگ ایران «درخت آسوریک» از زبان درخت، گونهای بخشندگی و باردهی به جامعهای بیطبقه مطرح شده است. درخت یا درختان بیآن که به طبقهای ویژه اختصاص داشته باشند به انسانها سایه و میوه میبخشند و از پادشاه تا برزگر و کفشدوز میتوانند از ویژگیها و مزیتهایشان بهرمند شوند. نخستین قصههای کودکان، بیشتر با این گیاه و در پناه و زیر شاخسارهای سایهگستر آن، زندگی را در میانه طبیعت با مأوا و جانپناهی گره میزند که گونهای آسایش و امنیت خاطر را با خود دارد.
کاروان شتر به آهستگی در مسیر کویری میرود. کاروان نمیرود؛ جاده، گویی او را با خود میبرد. بارها و مالالتجارهها بر پشت شتران بسته شده ... ردیف خطی حرکت شترها انگار که نظمی استوار را در خود نهفته دارد ...
نصب تیر چراغ برق در یکی از کوچههای تهران در روزگار پهلوی اول ... عکس؛ موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران ... جعفر شهری درباره روشنایی خیابانهای شهر در واپسین سالهای حکومت قاجار بر ایران مینویسد «تا قبل از کودتای ١٢٩٩ و زمان صدارت سیدضیاءالدین طباطبایی اگر شبها در کوچه و خیابان روشنایی و نوری بچشم میآمد
در روزگاری که به سر میبریم، به دلیل درهمتنیدگی فرهنگهای گوناگون، بسیاری از آیینها در گوشه و کنار جهان، صورتی یکسان دارند. ریشههای مشترک بسیاری از مبانی اعتقادی، دلیل این تشابه به نظر میآید. هر آیین و رسم از نقطهای آغاز شده که ویژه همان نگاه مولف و هسته اولیه بوده، پس از آن آرامآرام تغییر شکل داده و بر آن شکل تغییر یافته اصرار شده و آن رسم تبلیغ و تکمیل شده، باز بر آن شکل تکمیلیافته اصرار شده است؛ امروز آنچه ما با اعتقادی راسخ بدان معتقدیم، دستاورد همین فرآیند به شمار میآید. سوگواری یکی از مهمترین پاسخهایی قلمداد میشود که انسان از همان بدو پیدایش به یکی از پرسشهای مهم خود داده است؛ این که چگونه میتوان درد از دست دادن را فروشست؟ امروز اگرچه پاسخ این پرسش در بیشتر نقاط دنیا، پوستهای تا اندازهای یکسان دارد که آن همان سوگواری و زاری است، اما منابع تاریخی و اسناد به جایمانده از گذشتههای دور نشان میدهد دستکم ایرانیان باستان اینگونه نمیاندیشیدند.
پرداختن به مقوله «اصلاح و اصلاحگری» و تلاش نهضتهای اصیل اسلامی در تغییر وضع موجود، احیای وضع مطلوب در مقابل افساد و استقرار جامعه آرمانی اسلامی، در نظام فکری استاد مطهری جایگاه برجستهای دارد. در نوشتار حاضر، مؤلف «فهم اهداف و تحولات جنبشهای اسلامی در آموزههای شهید مطهری» را محل تأمل قرار میدهد که آن را در سه بخش به بحث میگذارد؛ در بهره نخست؛ از منظر روش و معرفتشناسی (ایستارها پیرامون مفهوم و چیستی تحولات و تغییرات)، در بهره دوم؛ مطالعه جنبشها از زاویه کرونولوژیک (بسترها، عوامل و بویژه محرکات تغییرات و انقلابها) و در پایان استلزامات و ضرورتهای تعالی و رهاییبخشی جنبشهای اسلامی را مورد بررسی قرار میدهد.
صفحه اول روزنامه های امروزدوشنبه 13 اردیبهشت
کاربر جدید هستید؟ ثبت نام در تارنما
کلمه عبور خود را فراموش کرده اید؟ بازیابی رمز عبور
کد تایید به شماره همراه شما ارسال گردید
ارسال مجدد کد
زمان با قیمانده تا فعال شدن ارسال مجدد کد.:
قبلا در تارنما ثبت نام کرده اید؟ وارد شوید
فشردن دکمه ثبت نام به معنی پذیرفتن کلیه قوانین و مقررات تارنما می باشد
کد تایید را وارد نمایید