آل داود: امیرکبیر سعی داشت ایران دوستی را در ناصرالدین شاه تزریق کند
|۸:۸,۱۳۹۴/۱۱/۶| بازدید : 984 بار

 

دبا: کتاب «امیرکبیر و ناصرالدین شاه» به عنوان اولین اثر انتشارات «کتاب رایزن»، کتابی است که توسط دکتر سید علی آل داود تألیف و تدوین شده است.

سید علی آل داود در سال 1331 در خور بیابانک، شهری در حاشیۀ کویر مرکزی ایران، دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در همان جا و سپس در دبیرستان ادب اصفهان گذراند و برای ادامۀ تحصیل رهسپار تهران شد و در دانشکدۀ حقوق دانشگاه تهران ادامۀ تحصیل داد و پس از فراغت چند سالی در رشتۀ جامعه شناسی درس خواند.وی هم زمان با دانشجوئی، چندی در بنیاد فرهنگ ایران زیر نظر دکتر پرویز خانلری به کارهای پژوهشی پرداخت و سپس برای مدتی حرفۀ وکالت را برگزید. او اکنون مدیر بخش حقوق دانشنامۀ ایران و عضو شورای عالی علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی و عضو هیئت علمی فرهنگ آثار ایرانی – اسلامی است. از آل داود تا کنون 32 مجلد کتاب و حدود 750 مقاله به چاپ رسیده است که از آن جمله می توان به آثار زیر اشاره کرد:

هفت اقلیم کتاب، هفت شهر کتاب، نایب حسین کاشانی در خور بیابانک؛ و تصحیح کتاب های: تاج القصص، تاریخ الفی، فلک ناز نامه، دستور الاعقاب و مجموعۀ آثار یغمای جندقی.

 

به مناسبت چاپ و انتشار این کتاب با دکتر آل داود گفت و گویی انجام دادیم. وی درباره «امیرکبیر و ناصرالدین شاه» گفت:

 بخش هایی از این کتاب قبلا هم به چاپ رسیده بود که الان تصحیح و تکمیل شده است. این کتاب شامل سه جلد است و هر سه جلد در یک مجلد توسط انتشارات«کتاب رایزن» به چاپ رسیده است.

 جلد اول مجموعه نامه هایی است که امیرکبیر در دوران سه و اندی سال صدارت خودش به ناصرالدین شاه نوشته است. تعداد نامه های روزانۀ امیر با توجه به دوران صدارت او شاید بیش از هزار مکتوب بوده اما اکنون بیش از نیمی از آن در دسترس نیست. آنچه موجود است به همت شادروان دوستعلی خان معیّرالممالک، نوۀ دختری نصرالدین شاه ، گردآوری شده و بیشترآن ها درکتابخانۀ مجلس نگه داری می شود. ظاهرا رسم امیر کبیر این بوده که هر روز نامه ای به ناصرالدین شاه می نوشت ، زیرا امیر می خواست شاه جوان که هجده سال بیشتر نداشت به نحوی تربیت شود و در جریان مسائل پیچیده و بغرنج کشور قرار گیرد. بنابراین امیر در این امرغفلت نداشت، هر روز نامه ای به ناصرالدین شاه می نوشت و گزارش کارهایی را که آن روز باید انجام می شد به شاه رهنمود می داد وبرای شاه معین می کرد که امروز باید چه کارهایی صورت گیرد و ناصرالدین شاه هم به قدری با امیرکبیر رودربایستی داشت و شاید به نحوی از او می ترسید که آن برنامه ها را اجرا می کرد. حتی در یکی از این نامه ها که موجود است، معلوم شده که آن روز ناصرالدین شاه خواب مانده و برنامه های پیشنهادی امیر را انجام نداده است. امیر کبیر او را توبیخ کرده و می گوید حکماً و اصلاً به این هرزگی نمی توان حکومت کرد که شاه مثلا تا دیر وقت بخوابد. مجموعه نامه ها بیشتر از 350 نامه است که بخش اصلی آن در کتابخانه مجلس بود و من حدود 25 سال پیش توسط استاد مرحوم دکتر عباس زریاب خویی آن ها را گرفتم . بعد با جست و جوهای زیادی که انجام شد تعداد دیگری از نامه ها را از منابع دیگر به دست آوردم وتمامی آنها همراه با کتابی به اسم «نوادرالامیر» یکبار چاپ شد.

 

آل داود گفت: جلد دوم حاوی نامه هایی است که امیر کبیر در دوران صدارت خویش به رجال سیاسی کشورهای بیگانه نوشته و یا به سازمان های رسمی مثل وزارتخانه ها از قبیل وزارت خارجه انگلیس، وزارت خارجه عثمانی و وزارت خارجه روسیه. این سه، کشورهایی بودند که با ایران بیشتر مراوده داشتند و در ایران سفارتخانه های رسمی داشتند .  البته بعضی نامه ها هم باقی مانده است که در خصوص مسائل مربوط به دارالفنون و استخدام معلمین آنجا است و از مراودات امیر با کشور اتریش حکایت می کند. چون امیر قصد داشت معلمان و استادانی رابرای دارالفنون انتخاب کند که از یک کشور بی طرف مثل اتریش باشد. غیر از این، تعداد زیادی نامه هم هست که امیرکبیر به سفرای کشورها که در ایران مقیم بودند نوشته است .

 

وی در ادامه افزود:  بعضی از نامه های جلد دوم ممکن است انشاء خود امیرکبیر باشد وبعضی هم نباشد. مضمون بعضی از آن نامه ها را ممکن است امیر کبیر به منشی های خود تقریر کرده است و آنها نوشته اند و در نهایت او امضا کرده است. اما نامه هایی که در جلد اول هستند تماما  به خط و انشاء امیرکبیر است. بنابراین از اصالت بیشتری برخوردار اند و من برای اینکه برای خواننده هم روشن شود تصویر بعضی از این نامه ها را در این جلد از کتاب گذاشته ام.

 

عضو شورای عالی علمی دائرةالمعارف بزرگ اسلامی درباره جلد سوم گفت: بعد از اینکه امیر کبیر کشته می شود به خاطر محبوبیتی که در بین مردم ایران داشته تعدادی قصه در اطراف کارهایش ساخته شد. البته این قصه ها مایه حقیقی داشته است. به طور مثال  جریانی یا عملکردی در عصر امیر کبیر به وقوع پیوسته بوده که نشان ازدرایت امیر در امر حکومت داری بود ولی بعدا مردم پیرایه هایی به آن می بستند و چیزهایی اضافه یا کم می کردند و به اصطلاح مردم دوست داشتند که در تصوراتشان امیر یک شخصیت فوق انسانی داشته باشد. جلد سوم حاوی کتابی به اسم «نوادرالامیر» و داستان هایی که راجع به امیرکبیر ساخته شده است. «نوادرالامیر» کتابی است که پس از کشته شدن امیرکبیرتوسط شخصی به نام شیخ المشایخ امیرمعزی که در اواخر عصر احمد شاه رئیس کتابخانه سلطنتی بوده نوشته شده است. به خاطر علاقه ای که این شخص به امیر کبیر داشته این حکایت ها را از بین مردم جمع آوری نموده و در رساله ای به اسم «نوادرالامیر» ثبت و ضبط کرده است. از این رساله فقط یک نسخه خطی در کتابخانه مرکزی دانشگاه بود و من بر اساس آن نسخه خطی منحصر به فرد این رساله را هم درجلد سوم کتاب امیرکبیر و ناصرالدین شاه قرار دادم.

 

دکترآل داود در ادامه گفت: غیر از حکایاتی که شیخ المشایخ امیر معزی جمع آوری کرده بود حکایت های دیگری راجع به امیرکبیر در کتابهای مختلف ذکر شده است، از جمله جابری انصاری - از مورخین حدود نود سال پیش -  حکایاتی را در کتاب خود به اسم «آگهی شهان از کار جهان» ذکر کرده است. همینطور محمدخان اعتمادالسلطنه - با اینکه پدرش قاتل امیرکبیر-  بود و نظر خوشی نسبت به امیر نداشت ولی در چندین کتاب خود بخشی را به داستانهای مربوط به امیرکبیر اختصاص داده است.

مجموعه این داستان ها را از این کتابها استخراج کردم وهمراه با کتاب «نوادرالامیر» در جلد سوم قرار دادم. درحال حاضر کتاب «امیرکبیر و ناصرالدین شاه» مجموعه ای از اسناد طراز اول راجع به امیر کبیراست و تقریبا تمام اسناد در این کتاب جمع آوری شده است و فعلا به صورت تجمیع یافته به عنوان اولین اثر انتشارات رایزن روز گذشته چاپ ومنتشر شده است.

 

وی در پایان افزود: اصل نامه های امیر کبیر که خطاب به ناصرالدین شاه است، نامه هایی بسیارخواندنی است و حکایت از این دارد که در آن زمان که ایران حکومت استبدادی داشت صدر اعظم منتخب شاه، دست پرورده او و مکلف به اجرای دستورات و فرامین شاه بدون چون و چرا بوده است. ولی امیرکبیر در دوران سه سال صدارت خود درست عکس این را رفتار کرده و همه جا راهنمای شاه بوده و با شاه با تحکم صحبت می کرده است و این همه از روی نامه های روزانه ای که امیرکبیر به ناصرالدین شاه می نوشته کاملا مفهوم است. معلوم است که امیرتا چه اندازه برشاه تسلط داشته و چقدر ایران و مردم را دوست داشته و تا چه اندازه می خواسته است که این صفات را در شاه تزریق کند و این همه باعث کینه و دشمنی اطرافیان شاه با امیرکبیر شد. نامه ای پیدا کردم که در جلد دوم به چاپ رسیده وناصرالدین شاه سی، چهل سال بعد از کشته شدن امیر کبیر نوشته است و در آن آمده که من الان خیلی افسوس می خورم که چرا امیرکبیر را کشتم هنوز آن تأسف و حیرت از کشته شدن امیردرمن وجود دارد و درهر حال کشور و پادشاهی قاجاراز مرگ امیر لطمه بزرگی خورد و سفارش می کند که هوای اولاد امیرکبیر را داشته باشند که این مرد به ایران خیلی خدمت کرده است.

 

«امیرکبیر و ناصرالدین شاه» نوشته دکتر سید علی آل داود، اولین اثر از انتشارات «کتاب رایزن»است که در سری اسناد و متون تاریخی چاپ و باشمارگان هزار نسخه  و بهاء پنجاه و نه هزار تومان در اختیار پژوهندگان، محققان و صاحبان اندیشه قرار گرفته است.

اخبار مرتبط :

ارسال نظر
نام :
ایمیل :
ارسال نظر
نظرات کاربران
میزان اهمیت
ایمیل
توضیحات
ثبت گزارش

ورود

نام کاربری (ایمیل) :
کلمه عبور :
رمز عبور را فراموش کرده اید؟
کاربر جدید هستید ؟ ثبت نام در تارنما